eitaa logo
الفبا
20 دنبال‌کننده
137 عکس
20 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بیست و دومین کتاب ۱۴۰۳ نثر کتاب خیلی خوب بود. راوی های کتاب و شخصیت جالبی که انتخاب شده بود که یه موقعیت تاریخی رو برای ما روایت کنن چقدر درست بودن👌
بیست و سومین کتاب ۱۴۰۳ آنقدر خوشمزه بود که موش کوچولو ی کتابخوار خونه ی ما هم ازش خورده
بیست و پنجمین کتاب ۱۴۰۳ کتاب خوب شروع شده. تا اواسط هم خوب جلو می‌ره اما آخر کتاب قابل حدس میشه. و موضوع کتاب خیلی خوب و پوشیده گفته شده. قلم نویسنده هم روان بود.
بیست و ششمین کتاب ۱۴۰۳ داستان هایی دوست داشتنی. وقتی تموم شد تا چند دقیقه کتاب توی دستم بود و بهشون فکر میکردم. به داستان و شخصیت های کتاب.به زن داستان نوازنده همراه و مرد داستان بیماری سیاه. چه تنهایی های عجیب و خاصی. بعد رفتم که کتاب رو برای دوستم بخرم و هدیه بدم و دیدم هیچ جا نبود..
بیست و هفتمین کتاب ۱۴۰۳ وقتی چشم سگ رو از عالیه عطایی خوندم دلم خواست کورسرخی رو هم بخونم. و کورسرخی تلخ تر بود. شاید خیال در داستانهای چشم سگ کم از تلخی واقعیت رو گرفته بود. قلم نویسنده ساده و روان بود. و عمق دردهای نویسنده رو نشون میداد.
بیست و هشتمین کتاب ۱۴۰۳ چند شب پیش که شب های روشن فرزاد موتمن رو دیدم فهمیدم این رو که سه ماه قبل خوندم اینجا نذاشتم. کتاب رو دوست داشتم. و باعث شد بخوام بازم از داستایوفسکی بخونم. نویسنده ای که تا قبل این ازش میترسیدم. واقعا اسم کتاب هاش هم ترسناکه
4_6035168536874194350.mp3
زمان: حجم: 2.2M
اینا رو امروز بشنوم..
بیست و نهمین کتاب ۱۴۰۳ مجموعه ای از نه داستان از سلینجر که من دوستشون داشتم.
سی امین کتاب ۱۴۰۳ چون نویسنده فرهنگ ژاپن رو دوست داره و کتاب های نویسنده های ژاپنی رو میخونه یه مقدار نثرش و فکرش خاصه مثل ژاپنی ها. کتابش هم مثل اسمش کوچک و سخته. اما مادری رو خوب روایت می‌کنه.
سی و یکمین کتاب ۱۴۰۳ . این روزها ما زیاد اسم فلسطین و غزه را میشنویم. اما از میان کلیپ ها و عکس ها و فیلم ها چقدر کم از آنجا میدانیم. هر چقدر که کتاب های سیاسی بخوانیم و دلایل استعمار را بفهمیم ولی هیچ وقت نمی‌توانیم از دل آن ها زندگی مردم فلسطین را بفهمیم. اسم حکومت نظامی را میشنویم اما نمی‌دانیم حکومت نظامی برای مردم یعنی چه. وقتی چند روز پشت سر هم باید توی خانه بمانی و از ترس تانک ها حتی نتوانی جلوی پنجره های خانه ات بایستی زندگی چطور است. کتاب یک تکه زمین کوچک داستان پسری به اسم کریم است که در رام الله زندگی میکند. ریتم داستان در تمام حدود سیصد صفحه افت نمیکند. من با دنیای کریم و دوستانش همراه شدم. و امیدی را که در کتاب بود در کنار تلخی هاش دوست داشتم
. وقتی میخواستند خبر سقوط خرمشهر را به امام بدهند، نگران قلب ایشان بودند. امام ایستاده بود برای نماز. اذان و اقامه را گفت. دست هایش را که تا نزدیکی گوش بالا آورد، یکی نزدیک شد و خبر را آرام کنار گوش امام زمزمه کرد. امام همان طور که دست هایش بالا بود کمی سرش را برگرداند گفت: «جنگ است دیگر..» ---معنی آیه: اگر (در میدان احد،) به شما جراحتی رسید (و ضربه‌ای وارد شد)، به آن جمعیّت نیز (در میدان بدر)، جراحتی همانند آن وارد گردید. و ما این روزها(ی پیروزی و شکست) را در میان مردم می‌گردانیم؛ (-و این خاصیّت زندگی دنیاست-) تا خدا، افرادی را که ایمان آورده‌اند، بداند (و شناخته شوند)؛ و خداوند از میان شما، شاهدانی بگیرد. و خدا ظالمان را دوست نمی‌دارد.۱۴۰ آل عمران @aleffbaa