eitaa logo
الف‌نوشت
7 دنبال‌کننده
2 عکس
5 ویدیو
1 فایل
باسمه‌تعالی/ امین فتح‌پور، المپیادی، مهندسی‌خوانده، دانش‌آموخته‌ی فلسفه‌ی علم، در شُرف طلبگی/ اینجا به دین و مدرنیته و جمهوری اسلامی می‌پردازم ارتباط: @Fathpour بله: ble.ir/alefneveshtt ویراستی: virasty.com/alef_140
مشاهده در ایتا
دانلود
باسمه‌تعالی بایسته‌ی فقاهت در عصر مدرن ما در زمانه‌ی خاصی بعد از اسلام قرار داریم که نمونه‌ای در گذشته برای آن نمی‌یابیم. تمدن غرب (مدرنیته) به‌قدری هیمنه و نفوذ دارد، ما که مسلمانیم و از استقلال سیاسی برخورداریم، گویی در میان آن تمدن زندگی می‌کنیم و شکل‌وشمایل خودمان، شهرهایمان، زندگی‌مان غربی شده است. البته این مخصوص جهان اسلام نیست و همه‌ی اهل زمین هم‌شکل غربی‌ها شده‌اند. واضح است وقتی چنین در دنیای مدرن غرق شده باشیم، ایمان و اندیشه‌ی ما نیز تحت تأثیر اندیشه‌های مدرن قرار می‌گیرد. اگر همچنان به اسلام ایمان داشته باشیم، آنجا که روح اسلام و روح مدرنیته متعارض می‌شوند، دچار آشفتگی درونی می‌شویم. این آشفتگی درونی فواید و خطراتی دارد. از خطرات آن این است که تلاش کنیم اسلام را منطبق با مدرنیته تقریر و از دین راستین منحرف شویم. این مسئله به‌خصوص در استنباط شریعت بروز می‌یابد. به نظر می‌رسد روح شریعت با زندگی پرجنب‌وجوش امروز که مردمان بر پیشرفت مادی همت گماشته‌اند و از امور معنوی قداست‌زدایی می‌شود، سازگار نیست. نتیجه آنکه فقیه در معرض آن قرار می‌گیرد که در اجتهادش به خطا رود. امروزه، از اشتباهاتی که فقاهت فقیه را تهدید می‌کند، این است که تمدن جدید را در صرف پیشرفت‌های صنعتی خلاصه کند و از تغییرات بنیادین اندیشه که در لایه‌ی زیرین تغییرات ظاهری جای دارد، غفلت ورزد. در این حالت، فقیه با بیان جمله‌ی «اسلام از پیشرفت‌های بشری استقبال می‌کند»، با مسئله ساده‌‌انگارانه برخورد می‌کند و از درک درست موضوع بازمی‌ماند. بنابراین، در عصر حاضر مستلزم بایسته‌ای است که پیشینیان به آن نیازی نداشته‌اند یا توجه کافی مبذول نکرده‌اند. امروزه درک درست از و فهم دقیق از تغییرات اندیشه‌ای که در عصر حاضر رخ داده، از بایسته‌های فقاهت است تا فقیه مقهور هیمنه‌ی تمدن غرب نشود و اگر حکمی را مخالف روح مدرنیته دید، شجاعت استنباطش را داشته باشد و از سرزنش سرزنش‌گرانی که مقهور شده‌اند، نهراسد. @alefneveshtt
الف‌نوشت
باسمه‌تعالی بیعت‌نکردن با آمریکا آیت‌الله خامنه‌ای (که سایه‌اش پایدار باد) در سخنرانی امروز خود از
باسمه‌تعالی رهبر شهید انقلاب إنا لله و إنا إلیه راجعون. ۱۰ روز قبلِ شهادت که رهبر انقلاب از بیعت نکردن با آمریکا فرمودند، گمان نمی‌کردم دشمن یزیدی به‌زودی ایشان را در خون خود بغلتاند. قدس الله نفسه الزکیة. باشد که خدای متعال دنیای ما را نیز به شهادت ختم کند! زندگی ایشان نمونه‌ی غبطه‌انگیزی از جهاد در راه خدا و استقامت در این مسیر است. رهبر شهید هرگز حاضر نشد اصول انقلاب اسلامی را معامله کند و بار دیگر، آمریکای مستکبر بر دین و دنیای ایرانیان مسلط شود؛ تا آنجا که جان خود و خانواده‌ی خویش را در این راه فدا کرد. باشد که ما نیز عمر کوتاهمان را برای خدا خرج کنیم! ابعاد شخصیت ایشان چنان گسترده و عمیق است که شخصیتی کم‌نظیر بلکه بی‌نظیر در تاریخ تشیع و ایران به حساب می‌آیند. همواره از مطالعه‌ی بیاناتشان که حاکی از جامعیت و دقت‌نظرشان بود، لذت می‌بردم. معتقدم ما مردم و نیز کارگزاران نظام آنچنان که باید قدر ایشان را ندانستیم و فرمان‌بردارشان نبودیم. از جمله‌ی ناروایی‌ها، ارتداد برخی از انقلابی‌های نسل اول بعد از درگذشت امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) بود که نه‌فقط ایشان را در ادامه‌ی مسیر انقلاب تنها گذاشتند، بلکه راه مقابله در پیش گرفتند و خون به دلشان کردند. هر چند که ایشان با بزرگواری، دلخوری‌های شخصی را در رهبری انقلاب اثر ندادند. در نهایت، تضعیف ایشان کار را به جایی رساند که دشمن به قتلشان جرئت پیدا کرد. باشد که خدای متعال ما را به کوتاهی‌هایمان آگاه و توفیق توبه نصیبمان کند! شهادت عزت‌مندانه‌ی ایشان به‌دست خون‌خوارترین بشر عصر حاضر، پرده‌ی جهل را از چشم عده‌ای کنار زد و زمینه‌ساز پذیرش جانشینی فرزند رشیدشان شد؛ و این نیست جز مصداقی از «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد». سال‌های اخیر، فکر دوست و دشمن درگیر دوران پساآقا بود. منافقان در صدد سقیفه‌ای دیگر و انحراف انقلاب و مؤمنان نگران شایستگی جانشین حضرت آقا. اما خدای متعال صحنه را به‌گونه‌ای رقم زد تا آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله) نگهبان انقلاب باشد و راه خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید را ادامه دهد و رهبری ایشان کمی از درد دوست‌داران رهبر شهید بکاهد. باشد که خدای متعال انقلاب اسلامی را به قیام حضرت حجت (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) متصل نماید! @alefneveshtt
باسمه‌تعالی قدرت در خدمت فرهنگ: دفع تهاجم فرهنگی مکمل دفع تهاجم نظامی تمدن غرب انقلاب اسلامی که با مرکزیت دین به پیروزی رسید، «فریاد بلند نه» جامعه‌ی شیعی ایران به تمدنی بود که دین را به حاشیه رانده و دنیاگرایی را سرلوحه‌ی زندگی قرار داده است. دور از انتظار نبود که رویارویی تمدنی بعد از پیروزی انقلاب هم ادامه یابد. امروز پس از پشت‌سرگذاشتن تاریخی پرفرازونشیب از عرصه‌های مختلف رویارویی، به مرحله‌ی نبرد مستقیم نظامی با سردمداران این تمدن قدم گذاشته‌ایم. هرچند در انتظار دور سوم نبرد نظامی به سر می‌بریم، اما جنگ ترکیبی در عرصه‌های دیگر چون اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای هرگز متوقف نشده و با قوت جریان دارد. روزمرگی نبرد نظامی نباید ما را از ابعاد دیگر درگیری با تمدن غرب غافل سازد. اگر می‌جنگیم و امید داریم که پایان مرحله‌ی نبرد نظامی با بسط قدرتمان همراه باشد، نباید فراموش کنیم که قدرت هرگز برایمان اصالت نداشت. ما قدرت را می‌طلبیدیم چون احقاق حق و ابطال باطل و پیاده‌سازی دین خدا جز با آن ممکن نیست. از طرفی می‌دانیم که تهاجم فرهنگی تمدن غرب دهه‌ها است که سابقه دارد و برهه‌ی کنونی نیز از لحاظ ظهور مظاهر غربی و گناهان آشکار در فضای عمومی در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه است. سکوت چند سال اخیر نظام در مقوله‌ی فرهنگ که بنابر مصلحت‌سنجی‌ها یا کم‌کاری‌هایی بوده و نیز درگیری‌های منطقه‌ای بعد از طوفان‌الأقصی، توجه بخشی از انقلابی‌ها را از تهاجم فرهنگی منحرف کرده است. این موقعیت غبارآلود، بخشی از جبهه‌ی انقلاب را به حفظ قدرت نظام و دفع تهاجم نظامی دشمن مشغول و از حفظ باطن نظام و دفع تهاجم فرهنگی دشمن غافل ساخته است. ما همان طور که به حفظ صورت نظام مکلفیم و از براندازی سخت جلوگیری می‌کنیم، نسبت به حفظ سیرت نظام هم تکلیف داریم و باید با براندازی نرم (استحاله) مقابله کنیم. غفلت بخشی از انقلابی‌‌ها، در تجمعات این شب‌ها هم نمود پیدا کرده و کنش‌های اشتباهی چون مداحی «دل پاک» را پدید آورده است. غلط‌بودن بیان‌های تندوتیز در موقعیت پیچده‌ی امروز در برابر افرادی که هرچند از تهاجم فرهنگی تمدن غرب اثر پذیرفته‌اند اما در تجمعات حاضر می‌شوند، توجیهی برای بی‌عملی نیست؛ بلکه خلق ایده‌های خلاقانه‌ی حق‌طلبانه را می‌طلبد. متأسفانه اما کم‌وبیش رویکردی را شاهدیم که گناه فرد حاضر را تأیید می‌کند. این رویکرد جدای از غلط‌بودن، از آنجا که فرد را در گناهش ثابت‌قدم نگه می‌دارد، ظلم به آن اشخاص نیز است. حداقلی‌ترین کاری که از دست ما برمی‌آید تبیین چندجانبگی جنگ در تجمعات است. باید توضیح دهیم همان دشمنی که به سمت ما بمب می‌اندازد، همان هم بی‌حجابی و بی‌بندوباری مردم این مملکت را می‌خواهد. فراموش نکنیم همان خدایی که قرار است ما در این رویارویی تمدنی پیروز گرداند و تمام اتکای ما به او است، تکالیفی را بر گردن ما نهاده و نصرت خود را به کسانی وعده داده است که دین او را یاری می‌کنند: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ» [۱] پی‌نوشت: ولی‌فقیه در دو پیام اخیر، لزوم توجه به عرصه‌های دیگر رویارویی با تمدن غرب را یادآور شده‌اند و لازم است جبهه‌ی انقلاب نیز آرایش خیابانی خود را به درگیری نظامی محدود نسازد: «اینک که جمهوری اسلامی [...] در نبرد نظامی بخشی از توانمندی چشم‌گیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحله‌ی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.» [۲] ‌ «مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی و سبک زندگی آمریکایی آماده‌تر کرده است.» [۳] [۱] سوره‌ی مبارک حج، آیه‌ی ۴۰ [۲] پیام به‌مناسبت روز کارگر و روز معلم، ۱۱اردیبهشت۱۴۰۵ [۳] پیام به‌مناسبت روز ارتش، ۲۹فروردین۱۴۰۵ @alefneveshtt
باسمه‌تعالی تأملی بر مقوله‌ی «حفظ نظام»: باطن نظام را هم باید حفظ کرد امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی) عالمی بی‌نظیر در تاریخ اسلام است که با تأسیس نظام «جمهوری اسلامی ایران»، نقطه‌ی عطفی را در تاریخ اسلام و تشیع رقم زد. ایشان که طی ده سال بعد از انقلاب فرصت آمیختن نظریه و تجربه را پیدا کرد، فقه سیاسی را قدمی به پیش برد و قله‌ای را در عرصه‌ی فقاهت به یادگار گذاشت. اجتهاد البته به آخر خط نرسیده و با توجه به آنکه در ابتدای مسیر حکمرانی دینی هستیم، نظرات امام (قدس‌الله‌سره) نیازمند تکمیل و تعمیق است. «حفظ نظام» (که در این نوشتار حکومت مقدس جمهوری اسلامی را می‌رساند،) از مفاهیمی است که بعد از انقلاب در ادبیات فقهی و سیاسی برجسته شد. جمله‌ی مشهوری از امامان انقلاب (رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما) با این مضمون نقل می‌شود که «حفظ نظام از اوجب واجبات است». [۱] در اینکه جمهوری اسلامی حکومتی مشروع و برحق است و نیز گاهی مصلحت اسلام اقتضا می‌کند حکمی از احکام شریعت تعطیل شود، تردیدی نیست. تجربه‌ی پنجاه‌ساله‌ی جمهوری اسلامی اما لزوم مواجه‌ای عمیق‌تر با ماهیت نظام فعلی و حفظ آن را می‌رساند. بایسته است جدای از بحث‌های انتزاعی، رویکردی پدیدارشناختی نیز با تجربه‌ی این دهه‌ها داشته باشیم. «جمهوری اسلامی ایران» همان طور که از نامش نیز می‌توان حدس زد، ماهیتی بسیط ندارد. این نظام حاصل تلاش خالصانه‌ی مؤمنانی برای تشکیل حکومت اسلام در دوره‌ای بوده که مدرنیته بر تمام زمین چیره و حکومت‌‌ها در قالب دولت‌ملت‌ها شکل گرفته است. بنابراین، نظام فعلی با ماهیتی چندوجهی متولد شده: از طرفی نظامی اسلامی و مشروع تحت ولایت فقیه است و از طرفی دیگر، حکومتی مدرن با اقتضائات خاص خود درون قالب دولت‌ملت ایران می‌باشد. هر چند وجه اسلامی نظام در جوّ دهه‌ی شصت جلوه‌ی غالب را داشت، اما با فاصله‌گرفتن از آن دوران، وجوه دیگر نیز خودنمایی و حتی با وجه اسلامی به رقابت پرداختند (واضح است حکومت مدرن متناسب با رفع نیازهای انسان مدرن شکل گرفته و دغدغه‌ی رضای خدای متعال را ندارد). ماهیت چندوجهی نظام تحقق‌یافته، دقتی بیشتر در مصلحت‌سنجی‌ها تحت عنوان «حفظ نظام» را می‌طلبد. اقتضائات وجوه غیراسلامی نظام که هیمنه‌ی تمدن غرب نیز تقویتشان می‌کند، عموماً با صورت‌بندی‌ای ارائه می‌شود که برپاماندن نظام را در عقب‌نشینی از اسلام نشان می‌دهد. بنابراین، اگر مراقبت نشود، از قضا سرکنگبین صفرا می‌افزاید و زیاده‌روی در عقب‌نشینی تحت عنوان «حفظ نظام» منجر به «تغییر باطن نظام» خواهد شد. در این صورت، با آنکه حکومت براندازی سخت نشده و ساختارهای ذکرشده در قانون اساسی به‌نام جمهوری اسلامی باقی می‌ماند، اما گام‌به‌گام باطن نظام از اسلام فاصله می‌گیرد و استحاله می‌شود. در نتیجه، مسئله‌ی «حفظ نظام» در زمان کنونی نگاه عمیق‌تر و دقیق‌تری را می‌طلبد و نباید از نقشه‌های شوم و پیچیده‌ی داخلی و خارجی غفلت کرد. بایسته است همان طور که خود را مکلف به حفظ صورت نظام می‌دانیم (و در فتنه‌ها مانع براندازی سخت می‌شویم)، از سیرت نظام نیز مراقبت لازم را به عمل آوریم. پی‌نوشت: امام شهید انقلاب مقوله‌ی «حفظ باطن نظام» را در بیاناتی چند ذکر کرده‌اند. برای مثال: «در موضوع ایران، هدف اصلی از این جنگ نرم فکرشده و حساب‌شده، استحاله‌ی جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است. [...] باقی ماندن نام "جمهوری اسلامی" و حتی حضور یک معمم در رأس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تأمین‌کننده‌ی اهداف آمریکا، صهیونیسم و شبکه‌ی قدرت جهانی باشد. [...] رهبر انقلاب در همین زمینه ترویج دین حداقلی و دین سکولار را که با هر رفتار شخصی و اجتماعی قابل انطباق است از جمله اهداف پنهان برنامه‌های [... دشمن] خواندند.» [۲] «جمهوری اسلامی، متحجر و در برابر پدیده‌ها و موقعیت‌های نوبه‌نو، فاقد احساس و ادراک نیست؛ اما به اصول خود به‌شدت پایبند و [...] برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند.» [۳] [۱] برای مثال دیدار ۶آذر۱۳۹۳ رهبر شهید انقلاب [۲] دیدار مسئولان صداوسیما، ۲۰مهر۱۳۹۴ [۳] بیانیه‌ی «گام دوم انقلاب»، ۲۲بهمن۱۳۹۷ @alefneveshtt