ما تا زمانی که تک تک آگاهی هامون برامون باور نشه تو سیاه چاله های ناامیدی هامون دست و پا میزنیم
احساس میکنم خری هستم در چمن زار که در حال چراه به دشتی خالی از علف رسیدم
چیست این آدمیزاد که با غوره ای سردی می کند و با مویزی گرمی!
و زندگی آدمیزاد به این همین میزان متزلزل است و خود او شبیه زلزله زدگان
در حال حاضر من ی لیوان از معجون غم، ناامیدی، بداخلاقی، بی حوصلگی هستم که امکان پاچه گیری هم دارم و حال من متاسفانه مسری است لطفا جهت جلوگیری از هرگونه برخوردی دوری کنید باتشکر 🤍