eitaa logo
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
58 دنبال‌کننده
367 عکس
166 ویدیو
4 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد...
مشاهده در ایتا
دانلود
عجب بازارِ بشکن، بشکنی راه انداختیم، خیلی شیک و شسته و رُفته می زنیم دل همه دیگه رو می شکنیم؛ انگار نه انگار این دل نه ظرف شیشه‌ای که اگر شکست می ریزش بیرون ته‌‌ش و تیکه هاش قسمت سطل زباله سر کوچه میشه که شب تا شب پاک بان محل خالی‌ش میکنه، نه این اون نیست عزیز؛ شما بزنی دلی یکی رو بشکونی نمی تونی بریزی‌ش دوری که و نه حتی بزنی با زور چسب و مسب بهم وصل‌ش کنی، نهایتا هم وصلش کردی ته‌ش چی؟؟؟ شبیه اولش؟ من میگم بهت: نه اصلا شبیه نیست، اصلا اون دیگه نیست، یک شکل دیگه است؛ اره عزیز جان نمیتونی برش داری بریزش او سطل؛ تیکه تیکه اون شکسته دل کم کم به مرور زخم میکنه دلت رو، زندگی‌ت رو، آخرتت رو؛ اره همه رو تا ته ته مسیر باهات، راه فرار نداری حاجی، زدی شکوندی حالا هم گردن بگیر، گردن گیر این دنیات خراب باشه اون دنیا قسر در رفتنی نداره... این وسط یک عده میگن: بشکنیم؟ جواب میاد: بشکنید! بشکنید ببینم تا کجا پیش میرید و میریم و میرم . . ⁰⁴.⁰⁹.⁰¹ | الف.سین.رآ |
به قول حاجی آقای رمضانی کافیه شما دست بگذاری رو ادم امن زندگیت؛ و اونجا که به خدا آدرس میدی... بعد تو می مونی و خدا و آدمی که دیگه امن نیست و یادگیری مامن تو خدای تو نه بنده‌ی خدای تو ! ! ! ⁰⁴.⁰⁹.⁰¹ | الف.سین.رآ |
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
بی زحمت دعا کنید بنده امروز کسی رو دلخور نکنم و اگر هم کرد واقعا مستحق این امر باشه...
بعضی دعاها نفرین هستندها،‌شد حکایت این دعای ما... اخه بگو حقیر بنده تو کی باشی که استحقاق حق کنی؟؟؟
گاهی یِ کارایی میکنیم که خود خدا هم عهده‌دارمون نمیشه . .!
ار خستگی و مشغولیات ذهنم خوابم نمیبره...👨🏻‍🦯
واقعا اگر آدمیزاد و بشر شعر رو نداشت برای بیان احساساتش، به چه چیزی می خواست چنگ بزنه؟ و چه چیزی در این دنیا به این خوبی و زیبایی می تونست وصف حال آدمی رو بیان کنه؟ ⁰⁴.⁰⁹.⁰¹ | الف.سین.رآ |
آدم وقتی کمی روح‌ش قد می‌کشد، تازه می‌یابد که برخی محبت‌ها چه بی‌صدا در میان شهر روح‌ش رفت و آمد داشته‌ند و بی‌خبر بوده از حضورشان، گویی قلب تازه بر شانه‌های‌ش حس‌های مسئولیت و تکلیف محور را می‌چشد ..
ما که منتظریم مامان و بابا یک شب خونه نباشن، همون شب دقیقا تا لب مرز مردن خودمون رو می بریم از ترکیب سمی غذاها برای شام و خرید از سوپر و گذاشتن فیلم وحشتناک اونم همراه داداش کوچیکه🗿🎀