هدایت شده از شذرات
47.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش استاد حامد کاشانی پس از مناظره، به بعضی از حواشی اخیر
عزیز دلم امسال یکسال بزرگتر شدی و هفده سال از اون روزی که به دنیا اومدی میگذره، روزی که یِ کوچولو عجول که طاقت نه ماه نداشت و سریع تو هفت ماهگی گفت خب دیگه بسه بزارید ببینم این بیرون چه خبره،
کلا از همون بچگی عجول بودی، ی عجل ریز میزه که به قول مادرجون انگشتهات قد چوب کبریت بود و کل وزنت از یک کیلو گوجه کمتر بود و ی جسم ریزه میزه که اندازه دوتا کف دست مامان بود و به هزار سلام و صلوات بزرگش میکرد، همونی که الان هر کی می بینتش نمی شناستش، به مامان میگن این کی؟ مامان با ی برق خوشحالی تو چشاش میگه: یوسفِ پسرم!
ماشاءالله یک قد رعنا که کنایه میزنه به دوران بچگیمون که همیشه به خاطر قد کوتاهت من اذیتت میکردم می گفتم ببین قد من بلندتر پس حرف من رو گوش کن!
ولی الان یک سر و گردن از من بلندتری و با اون ریش و سبیل فرفری ات وقتی با هم هستیم همه فکر می کنند شوهرمی نه داداشم فکر کنم این بر میگرده یه اون سالهایی که تو به دنیا اومدی و من یاد گرفتم اول مامان باشم بعد آبجی، تو پسر بازیِ خالهبازیهای من بودی نه شوهر خالی بازی های من، ما برعکس بودیم تو بچهی من بودی نه مرد خونه ولی الان که بزرگ شدیم بازی برعکس شده👨🏻🦯
اصلا من و تو خیلی فرق داریم با بقیه من و تویی که دعوا میکنیم می زنیم تو سر و کله هم اخرش که میای منت کشی کنی من ناخودآگاه نیشم باز میشه و هر چقدر سعی میکنم اخم کنم که نمیشه که نمیشه همیشه هم لجم میگیره که چرا نمیتونم جلوت یکم جدی باشم، میگم راستی تو چرا قهر نمیکنی با من؟؟
اصلا یادم نیست که با من قهر بوده باشی ...
یادم باشه ازت بپرسم✨
اخهی یادت یکبار انقدر حرف زدی من سردرد گرفتم از سردرد گریه میکردم و سرم رو با دستمال بسته بودم؟؟
سر سفره بابام از پرسیده چی شده؟
من با گریه چوغولیات رو کردم؟
.
همه اینها گذشته از اون نه سالی که طبقه بالا مادرجون اینها زندگی میکردیم و با اتان و شکیلا و مهدی و خدیجه و اسماء و فاطمه بازی میکردیم و انقدر از اون سالها گذشته که مهدی دیگه بینمون نیست خدارحمتش کنه و فاطمه دیگه اون ادم سابق نشد بعد از مهدی و بی بی رو یادته که می نشست سر کوچه ما رو نگاه میکردم و مراقب مون بود اونم بعد از مهدی طاقت نیاورد و چندسال بعد رفت ...
شکیلا که دیگه الان ساکن آلمان با شوهرش دارند چشم پزشکی می خوانند یا خدیجه که شوهر کرده یا اسماء که فقط میدونم رفت دانشگاه و هیچ خبر دیگه ای ندارم
راستی یوسف چی شد که ما این همه از هم فاصله گرفتیم؟؟؟
هیچکدوم نه شماره هم رو داریم نه خبری از حال و احوال هم ...
اتان و شکیلا که دختر و پسر عمهمون هستند ولی باز ما اون آدمهای سابق نیستیم
یا فاطمه و اسماء که دیگه اصلا به روم هم سلام نمی کنن...
نمیدونم انگار ما رو جادو کردن .
فکر کنم اینم یکی از توان هایی بزرگ شدنمون بود...
ببین می خواستم تولدت رو تبریک بگمها ولی غرق در خاطرات شدم ...
.
تولدت مبارک داداش عزیز دلم
⁰⁴.⁰⁹.¹⁴ | الف.سین.رآ | #منوتو
سلام
یِ تصمیمی گرفتم اگر موافق باشید
اینکه کانال گفتوگو محور باشه یا روال سابق رو پیش ببریم؟
هدایت شده از پرایوت حبیب ؛
ولی حتی اگه کافرم شدین نمازاتونو بخونین 🗿
هدایت شده از .حاجی بیخیال
انسانها، ذاتاً از گناه تنفر قلبی دارند
ولو خودشون انکار کنن و انجامش بدن.
ولی از درون عذاب دارن..
و ناخودآگاه کشش قلبی پیدا میکنن
به سمت کسی که از گناه دور هست..
خیلی ممنون از اینکه توجه کردید و وقت گذاشتید و جواب دادید
برخی همون روال سابق رو می پسندد
و برخی هر دو رو که ما گفتوگو هم داشته باشیم
خب با توجه به اینکه از ابتدا روال کانال یک طرف بود و شما با فرض و آگاهی نسبت به این موضوع عضو این کانال شدید پس نتیجه بر این هست که همون روال سابق رو پیش میریم
ولی چون از این روال گفتوگو هم استقبال شد و دوست داشتید دوتا کار می تونیم انجام بدیم:
اول🌱 اینکه همین جا یک روز و ساعت مشخص داشته باشیم برای گفتوگو
دوم 🪴اینکه یک کانال دیگه برای گفتوگوشی داشته باشیم که کلا جدا از این کانال
اگر با پینشهاد اول موافقید با🌱 اعلام کنید
اگر با پشنهاد دوم موافقید با🪴اعلام کنید
.
نتیجه= 🪴⁴ 🌱²
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
خیلی ممنون از اینکه توجه کردید و وقت گذاشتید و جواب دادید برخی همون روال سابق رو می پسندد و برخی هر
مجددا عرض تشکر از همراهی تون رفقا🤍🌱
باتوجه به اکثریت آراء یِ کانال جدید می زنیم و لینک را میذاریم اینجا اگر مایل بودید عضو بشید🎀
بحثهای اونجا برای اونجا و بحث اینجا برای اینجاست . . .
به هر حال باید تفاوتی باشه و از این حالت یکنواختی خارج باشه و جذابیت کافی داشته باشه و از طرفی هر کسی مقدار رزق معینی داره 👨🏻🦯