eitaa logo
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
60 دنبال‌کننده
380 عکس
170 ویدیو
4 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد...
مشاهده در ایتا
دانلود
مثلا خسته و گرسنه برگشتم از دانشگاه یک لیوان شیر ریختم بخورم بعد به این میزان که رسیده برادرای محترم میگن شیره خرابه🗿✨
اکانت ایتام حکم همون صفحه اینستاگرام عمومی رو داره که همه می شناسنش و دارنش!! :>
آنچنان در خود غرقم که هیچ غریق نجاتی را نتوان نجات دهد مرا... ⁰⁴.⁰⁷.¹⁵ | الف.سین.رآ |
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
آنچنان در خود غرقم که هیچ غریق نجاتی را نتوان نجات دهد مرا... ⁰⁴.⁰⁷.¹⁵ | الف.سین.رآ | #سرگردان
- این روزها به شدت به خودم؛ زندگیم؛ آینده‌ام؛ شغلم؛ هدفم؛ فکر میکنم، فکر میکنم، فکر میکنم واقعا وقتی به این موضوع فکر میکنم که ما یکبار قراره زندگیم و تکرار دوباره‌ای در کار نیست، می ترسم؛ واقعا هم ترس داره اینکه داری چیکار میکنی یا چیکار می خواهی بکنی: با خودت، با زندگیت، با اطرافیانت، با آینده‌ات اینها واقعا ترس داره گاهی هم احتیاط، نمیدونم فقط نمیدونم می خواهم چند سال دیگه سر یک نقطه ای نباشم که بگم ای کاش نمیکردم، ای کاش این نبود دوست ندارم حسرت بخورم، به قولا نشه حکایت‌مون حکایت یوم الحسرت!!! البته... نه، نمیدونم، باید فکر کرد ساده لوحانه به زندگی نگاه نکنید یک قدم شما میشه ده قدم آینده شما بعدها این قدمها میشه رد و پای شما تو آینده یک عده ادم که میشن نسل بعد از شما اصلا زندگی شوخی بردار نیست؛ خدایا واقعا هر چی خیره، هر چی صلاحه، هر چی خوبه، تو خودت منتهی الخیری منتهی الخوبی خودت انتهای ما رو خوب رقم بزن :)
کتاب راز درخت کاج رو تازه تموم کردم دیشب خیلی اتفاقی چون خوابم نمی‌برد گفتم یه محتوای صوتی گوش بدهم حتی نظرم به موسیقی بود ولی یادم کانال بسیج دانشگاه کتاب صوتی راز درخت کاج افتادم و خیلی رندوم صوتها رو دانلود کردم و گوش دادم، ۸ قسمت بود دیشب ۶تاش رو گوش دادم و امشب دوتای اخری به علاوه مستند مصاحبه با خانواده شهیده رو از آپارات و الان اینجام؛ یک نقطه که میتونه شروع جدیدی باشه برای من... ⁰⁴.⁰⁷.¹⁶ | سحرگاه پاییزی مهر ماه
چرا وقتی یک مسئولیتی رو قبول میکنی دوتا دیگه هم میزارن روش میگن بفرمایید بعد بگید ما نیرو فعال نداریم و... داریم ولی ده تا دست نداره والا وقتی یک مسئولیت داره همون رو ازش بخواید نه بیشتررررر
میزان خریت: ۱۶۵
اگر یک چراغ جادو داشتم... اگر یک چراغ جادو داشتیم که غولی در آن بود تا آروزهایمان را برآورده کند چه آرزویی می کردیم؟ اگر مریضی بودم در بستر بیماری سلامتی را آرزو می کردم اگر فقیری بودم در پایین شهر ثروت را آرزو می کردم اگر عاشقی بودم واله و شورید معشوق را آرزو می کردم اگر بی خانمانی بودم در زیر پل خانه ای گرم آرزو می کردم اگر معتادی بودم که نسخ مواد بود پاکی را آرزو میکردم اگر گمشده ای داشتم پیدا شدنش را آرزو می کردم اگر دانش آموزی بودم کارنامه ای پر از بیست را آرزو می کردم اگر بیکاری بود که کار نداشتم کار را آرزو میکردم اگر نویسنده ای بودم چاپ شدن آثارم را آرزو میکردم اگر زنی بودم که صاحب بچه نمی‌شدم فرزندی را آرزو می کردم اگر پدری داشتم سالمند طولانی بودن عمرش را آرزو می کردم اگر عزيزی داشتم که در خاک آرمیده بود بودنش را آرزو میکردم اگر پیرمردی بودم در حسرت جوانی اکسیر جوانی را آرزو میکردم اگر عارفی بود بریده از دنیا حق را آرزو میکردم اگر مجنونی بودم لیلی را آرزو میکردم می بینید کلی آدم با دنیایی از آرزوهای متفاوت و مختلف وجود دارد و دلایلی قانع کننده برای آرزو کردن آن آرزو اما چیزی که می تواند این آرزوها را متفاوت کند این است که آن غول چراغ جادو فقط یک آرزو را برآورده می‌کند و همچنین آرزوهای فرا زمینی را نمی‌تواند برآورده کند مثلا نمی‌تواند کسی را جاودانه کند یا کسی را عاشق و شیدای دیگری کند و مرده ای را نمی تواند زنده کند می بینید قول چراغ جادو فقط دنیا را می تواند برآورده کند و نمی تواند غیر دنیا را محیا کند و این به انسان می گوید که دنیا را خودمان می توانیم به دست بیاوریم اما آنچه دست نیافتنی است غیردنیا است بنابراین آروز یک خواسته دنیایی است که خودمان می توانیم آن را محقق سازیم پ. ن: حقیقتا دنیا برای رسیدن به دنیا است؛ آرزو هم مال دنیا است، بنابراین چیزی که مال دنیاست، دست نیافتنی نیست؛ چرا که برای همین دنیاست...
مترو دوست🤍