eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
81 دنبال‌کننده
635 عکس
270 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از میزِ‌کارجبهه .
ببخشید‌مامان!.mp3
زمان: حجم: 1.9M
ببخشید‌مامان!🕯 [ترجیحا‌با‌هدفون‌گوش‌کنید]🎧 | ▪️.| @JEBHE_STORY
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
•ببخشید‌مامان!🕯 [ترجیحا‌با‌هدفون‌گوش‌کنید]🎧 #پادکست | #رادیو_جبهه ▪️.| @JEBHE_STORY
. دقیقا همون حرفهایی بود که یِ کنج دل همه‌مون قایم شده بود و همه‌ش دنبال یِ موقعیت بود که خودش رو نشون بده، انگار که اون موقعیت الان جور شد که بیاد بیرون خودش رو نشون بده بگه داشتی کم کم من رو یادت می رفتا ولی من هستم تا همیشه تا همیشه‌ی همیشه تا وقتی که مامان هست یا حتی اگر دور از جونش هم نبود ولی من هستم . . ممنون که باعث شدید امشب یِ کنجی از دلمون آروم بگیره :)))
بگذارید ادم‌ها بروند، جلویشان را نگیرید، اصراری نورزید، تلاشی نکنید، چرا که هر‌کسی که به فکر رفتن افتاد تا هنگامی که ان را محقق نکند آروم نمی شود که نمی شود؛ بگذارید به آرامش برسند حتی بدون شما . . ⁰⁴.⁰⁹.²¹ | الف.سین.رآ |
بعد از کلی فدا مدا کردن خودش و کلی القاب عاشقانه دادن بهم، میگم خب جونم؟ میگه احوالتون بپرسم... خدایا چی رو می خوای به من بگی؟؟؟
از دانش اموزهای اتوبوس² بود، صندلی کنارش خالی بود، دخترا گفتن کجا می شینی؟ گفتم:پیش دانش آموزا اگر صندلی خالی هست! گفتن: آره هست اونها اونجا! نشستم بغل دستش، دختر منزوی به نظر می رسید، صورتش سمت پنجره اتوبوس بود، من اول پیش قدم شدم و سلام کردم، یِ نگاه انداخت سلام داد، بیشتر پیش رفتم، یخ آب شد شروع کرد به حرف زدن از این می گفت که اولین بارش تنهایی میاد سفر و خداحافظی خیلی سختی با مامانش داشته، می گفت من پشت پنجره بود برای مامانم دست تکون میدادم ولی اون منو نمیدید، منم زدم زیر گریه، گفتم خب زنگش‌میزدی، گفت شارژ نداشتم، گفت به خادم‌ها می‌گفتی گوشی شون بهت میدادن، گفت نمی دونستم گفتم تا اینجا بهت خوش گذشته؟ گفت اره خیلی زیاد اومد حرف بزنه دخترا از بیسیم صدام کردن رو کردم بهش گفتم ببخشید جواب بدم جواب دخترا رو دادم توجهش به بیسیم جلب شده بود و یِ ذوقی داشت دادم دستش می گفت چه خفنه یکم دیگه حرف زدیم بعد بلند شدم از کنارش رفتم وسط اتوبوس برای روایتگری، حواسم بهش بود کل زمان روایتگری خواب بود، تا برسیم صحبت های من طول کشید، اتوبوس که وایساد رفتم پیشش برای خداحافظی یِ خداحافظی معمولی کردیم از هم و من رفتم ی اتوبوس دیگه ... . یکماه میگذره تقریبا و اون همون دختری که شاید یِ ربع باهام صحبت کردیم و اون بیست دقیقه تا نیم ساعت روایتگری من هم خواب بودی ولی نمیدونم چی باعث شده که این بچه با شناختی که میدا کردم ازش بهم پیام بده این ساعت بگه فقط می خواستم احوالت رو بپرسم... :))) ⁰⁴.⁰⁹.²¹ | الف.سین.رآ |
چک شود👨🏻‍🦯
چترها را باید بست، زیر باران باید رفت، فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد، با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت، دوست را، زیر باران باید دید، عشق را، زیر باران باید جست، زیر باران باید با زن خوابید، زیر باران باید بازی کرد، زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت، زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است. -سهراب‌سپهری
‌هیچوقت از سادگی خودت پیش خدا گله نکن! خدا سنگین ترین معامله هاش رو با ساده ترین دل ها می کنه ⁰⁴.⁰⁹.²⁴
برام جالبه که عزیزان اهل جنوب انقدر فعال هستند در فضای مجازی به تعدد کانالهایی را دارم که ادمین‌شون اهل جنوب کشور هستند...
اصل ۱ - حكومت ایران جمهوری اسلامی است كه ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه‌اش به حكومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالی‌قدر تقلید حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی، در همه‌پرسی دهم و یازدهم فروردین‌ماه یكهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی‌الاولی سال یكهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اكثریت ۹۸/۲% كلیه كسانی كه حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران | |