eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
79 دنبال‌کننده
635 عکس
270 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
من همیشه دعای کمیل از بلندگوهای مسجدی یا حسینیه ای یا مراسم جایی بود که می شنیدم و با کلماتش گوشم آشنا بود ولی با مفاهیمش و معنی اش غریبه!!! یادتون اعتکاف یکروز قبل از راهیان داشتم تو حسینیه؟ اونجا بود که بعد از نماز و افطار دور هم نشستیم یک حلقه شلخته زدیم و یک عزیزدلی گفت بسم الله بچه‌ها دعای کمیل بیارید که بخونیم جالب اینجاست که بعد از اذان طبقه پایین حسینیه دعای کمیل داشت و ما داشتیم افطار میکردیم و حینش شیطنت و کلا یک فضای شاد که پس زمینه اش صوت دعای کمیل بود خلاصه بچه ها رفتند و کتب ادعیه اوردن و پخش کردن و همون عزیزدل با صدای نورانی اش که ان شاءالله همیشه نفسش گرم باشه شروع کرد ... ما اول‌هاش هنوز تو فاز شیطنت بودیم و افطار کرده بودیم و پر انرژی و اینها، کم کم که زمان که می گذشت و جلوتر می رفتیم میدیدم که هعی یکی یکی داریم اشک می ریزیم داریم گریه می کنیم هر کسی یک جایی با یک جمله ای .. خلاصه اون روز انگار به من توفیق داده شد دیدم نسبت به دعای کمیل عوض بشه اینکه بگم از عادت فرار کنید برای همین، چرا؟ چون همین دعای کمیل برای من شده بود عادی خیلی عادی و عادت کرده بودم به گوش دادن ولی اینبار شنیدم . . این بار فهمیدم تک تک اش رو و من محروم بود تمام این سالها از رزق اسن دعا، نمیدونم اون و حال و هوا ما ادم های اونجا و اون جَو موجود انگار خدا توفیق داده بود به تک تک مون و هر کسی از اون سفره یک رحمتی شامل حالش شد و نورانیت اون جمع همه رو در بر گرفت... ⁰⁴.¹⁰.⁰⁵ | الف.سین.رآ |
خلاصه‌ی مطلب جهان صبر است و صبر، صبر، صبر و اما باز صبر است؛
یکدفعه به ذهنم اومد که ما قرار تمرین صبر کنیم اینجا که آماده بشیم اونجا همون تمرین صبرها رو خرج کنیم، در واقع صبر برای بُعد روحانی ما هست و ما روح‌مون رو باید صبر پرورش بدهیم . . تمامی اسباب این دنیا برای مشکل ساختن هستن تا جلوی پای ما قرار بگیرند و هعی تمرین کنیم که صبور باشیم در برابر همه این مشکلات و صبر خرج کنیم حتی از کوچکتر کارهای روزمره که می خواهد بشود آب خوردن یا حتی خوابیدن و خیلی از چیزهای دیگه که باید بگردید و ریز بشید به اونها من حتی در حالت طبیعی هم داریم صبر خرج میکنیم حتی برای نفس کشیدنمون هم صبر می کنیم و صبوری خرج می کنیم می دونید من میگم زمانی که اینجا مطرح واقعا یک مزاح در برابر اون طول عمری وه قراره اونجا داشته باشیم پس حالا ما باید خیلی صبور باشیم برای اون n سال زندگی کردن اونجا که قطعا به یک روز و دو روز اینجا نیست که و باید یاد بگیریم که هر چیزی زمانی داره ... باید یاد بگیریم منتظر باشیم و ما اساسا ادم های منتظری متولد می‌شویم تمامی ما انسان ها منتظریم در هر لحظه و هر دقیقه و ثانیه ... ما قراره آبادی بسازیم نه ویرانی؛ ⁰⁴.¹⁰.⁰⁵ | الف.سین.رآ |
بابام زنگم زده میگه در حال رو قفل کن داداشت رو بیدار کن ببر دستشویی سه راه شارژی رو در بیار از برق آبگرمکن رو درجش پایین باشه صدایی شنیدی بیرون نرو مراقب خودتون باشید احتیاط کن پ.ن: رفتند به باغمون سر بزنند ما بچه ها خونه هستیم و خب میدونه من تا این موقع ها بیدارم زنگم زده و یاداوری میکنه :)))
بزنم اینجا رو پاک کنم؟؟؟
خب میشه ها دیگه نه شما زیاده گویی و چرت و پرت های من رو می خوندید و نه من عذاب وجدان اتلاف وقت شما رو ندارم دیگه
یک آدمک بیشعور رَپِر تو ذهنم دارم که اتاق کنترل زبان بدنم رو تحت اختیار گرفته و داره رسوام میکنه :/