بابام زنگم زده میگه در حال رو قفل کن
داداشت رو بیدار کن ببر دستشویی
سه راه شارژی رو در بیار از برق
آبگرمکن رو درجش پایین باشه
صدایی شنیدی بیرون نرو
مراقب خودتون باشید
احتیاط کن
پ.ن:
رفتند به باغمون سر بزنند ما بچه ها خونه هستیم و خب میدونه من تا این موقع ها بیدارم زنگم زده و یاداوری میکنه :)))
خب میشه ها دیگه نه شما زیاده گویی و چرت و پرت های من رو می خوندید
و نه من عذاب وجدان اتلاف وقت شما رو ندارم دیگه
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
یکدفعه به ذهنم اومد که ما قرار تمرین صبر کنیم اینجا که آماده بشیم اونجا همون تمرین صبرها رو خرج کنیم
بچه ها نکنه بریم جهنم بعد صبرمون رو اونجا خرج کنیم هاااا؟
یک آدمک بیشعور رَپِر تو ذهنم دارم که اتاق کنترل زبان بدنم رو تحت اختیار گرفته و داره رسوام میکنه :/
📪 پیام جدید
بیست سالیست که اَسرایَم و از شیرازم
در پی علم حقوقم که به خود می نازم
نوجوانی ز جهانِ دهه هشتادم
من ز شیراز ولی اهل علی آبادم
اگر شرایط زندگیم یک شکل دیگه بود الان ...ادامه اش رو شما بگید👨🏻🦯 چالش¹
اگر که مسیر زندگیم الان این نبود شاید یک مسیری رو می رفتم که ...
ادامه این رو بگید👨🏻🦯
چالش²