اگه قلب ها ، آدم بودن
قلبِ من ی مامان بزرگ می شد با موهای به رنگ سپیدی روسریاش که هر روز روی صندلی گهوارهای تو ایوون می نشست و آروم آروم تجربههایی که حاصل زندگیش بود رو بهم گره میزد تا یک توشه ازش محیا کنه برای سفر دور و درازش و یکی یکی تعلقاتش رو توش جا میداد، اونی هایی که سنگین بودن رو میذاشت کنار تا وسط راه خسته نشه و جا بمونه . .
حقیقتا من نمی توانم هنگامی که باران میبارد غمگین شوم و آسمان دلم بگیرد، یا که از تنهایی عمیق خود صحبت کنم، اینها حقیقتا برای کسانی است که باران را غمگین می بینند، درحالی که باران رحمت است، خود خود نشاط است، باران همانی ست که مولا علی [علیهالسلام] درباره آن می فرمایند:
این آبی است که نزدیکی عرش خدایم آماده است . .
هنگام باران من دست رحمت پروردگارام احساس ميکنم که نوازش کنان جان خستهی من را از رنجها، سختیها، غمها میشُیَد، باران نوید درهای رحمت الهی میدهد که هنوز به رویمان باز است،
پروردگارم هر وقت می خواهد که نزدیکتر از نزدیک وجود خود را به ما یادآور کند پیک خوش خبرش را می فرستاد،
این قطههای پاک زلال شفاف آرامش روح خستهی من است . .
⁰⁴.¹¹.⁰⁸ | الف.سین.رآ | #نزدیکتر
هدایت شده از میزکارِجبهه .
بچه ها میشه این پیامو مرامی فور کنید ؟
از هرکی این پیامو هم میخونه میخوام بیاد و مهمونِ چنل باشه .
الهی برای مامانم بمیرم بعد سه چهار هفته داره با مامانش صحبت میکنه و گریه میکنه :(((
خب درست کنید این وضعیت نکبت اینترنت رو؛ اَه
و اما خسرو شکیبایی عزیزم،
از شخصیتهای جامعه هنری او را بسیار دوست میدارم،
برایم سراسر احترام است،
قامتش چون سروی خزان زده در پاییزی سرد استوار است،
صدایش حزنی دارد غمگين اما امیدی زنده در تارهایش میدود،
انگاری که به طلوع شب سیه امیدوارانه اصرار دارد به گرمی صبح،
یک بمی در حنجره او نهفته بود که خبر از بغضی کهن میداد،
چون بلوطی پیر اصرار به ایستادن داشت،
صدایش انقدر جان دارد که گویی هنوز زنده است در لابهلای اشعار زندگی میکند، در طرز تلفظ حروف به آسانی بیان راحت کلمات و کشیدگی زیبای حروف و آوای بلند استوار کلمات،
خسروی عزیزم هنوز هم در ذهنهای در ان گوشهای آشنا صدایش زنده است، او در ذره ذره در ریشه دواند در هر کلمه جوانه زده و در هر آواز شاخ و برگ کرد و سایه ساری ساخته در روزهای گرم زندگی که خنکای نسیماش جان رو نوازش میکند . .
⁰⁴.¹¹.⁰⁹ | الف.سین.رآ | #خسروی_عزیز
خسرو شکیبایی khosro.shakibaei-saboori.mikonam(128).mp3
زمان:
حجم:
1.3M
صبوری میکنم تا . . ؛
*مثلاً وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت
هدایت شده از حیـّان🇵🇸
خدا ما رو نمیخواد واسه خودش
ما رو میخواد فقط واسه خودش.
هدایت شده از مُراسلات
عزیزترین عزیز من؛
هرچه سر به سجده بگذاریم و برای خون دلهایت بگرییم کم است. تویی و چند یار که بوی حاجقاسم بدهند و یادگار خمینی رحمهالله باشند. تویی با یارانی که هیچکس نمیداند تا کِی و تا کجا با تو و درکنار تو هستند. چه سردارانت، و چه ما که ادعای سربازی داریم و خدا داند که....
عزیزترین عزیز من؛
دعا میکنم روزی نرسد که تو را و اندیشهی تو را و اقتداء به تو را از من ستانده باشند؛ مگر آنکه جان داده باشم.
هیهات که این حرفها از فکر و دلم بیرون رود. خدا نرسانَد آن روز را.