و اما خسرو شکیبایی عزیزم،
از شخصیتهای جامعه هنری او را بسیار دوست میدارم،
برایم سراسر احترام است،
قامتش چون سروی خزان زده در پاییزی سرد استوار است،
صدایش حزنی دارد غمگين اما امیدی زنده در تارهایش میدود،
انگاری که به طلوع شب سیه امیدوارانه اصرار دارد به گرمی صبح،
یک بمی در حنجره او نهفته بود که خبر از بغضی کهن میداد،
چون بلوطی پیر اصرار به ایستادن داشت،
صدایش انقدر جان دارد که گویی هنوز زنده است در لابهلای اشعار زندگی میکند، در طرز تلفظ حروف به آسانی بیان راحت کلمات و کشیدگی زیبای حروف و آوای بلند استوار کلمات،
خسروی عزیزم هنوز هم در ذهنهای در ان گوشهای آشنا صدایش زنده است، او در ذره ذره در ریشه دواند در هر کلمه جوانه زده و در هر آواز شاخ و برگ کرد و سایه ساری ساخته در روزهای گرم زندگی که خنکای نسیماش جان رو نوازش میکند . .
⁰⁴.¹¹.⁰⁹ | الف.سین.رآ | #خسروی_عزیز
خسرو شکیبایی khosro.shakibaei-saboori.mikonam(128).mp3
زمان:
حجم:
1.3M
صبوری میکنم تا . . ؛
*مثلاً وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت
هدایت شده از حیـّان🇵🇸
خدا ما رو نمیخواد واسه خودش
ما رو میخواد فقط واسه خودش.
هدایت شده از مُراسلات
عزیزترین عزیز من؛
هرچه سر به سجده بگذاریم و برای خون دلهایت بگرییم کم است. تویی و چند یار که بوی حاجقاسم بدهند و یادگار خمینی رحمهالله باشند. تویی با یارانی که هیچکس نمیداند تا کِی و تا کجا با تو و درکنار تو هستند. چه سردارانت، و چه ما که ادعای سربازی داریم و خدا داند که....
عزیزترین عزیز من؛
دعا میکنم روزی نرسد که تو را و اندیشهی تو را و اقتداء به تو را از من ستانده باشند؛ مگر آنکه جان داده باشم.
هیهات که این حرفها از فکر و دلم بیرون رود. خدا نرسانَد آن روز را.
بزرگسالی رویای گران بهایی بود؛
به گرانی رویابافیهای بزرگی و فروختن خیالهای کودکی،
چه کلاه گشادی سرمان رفت،
این کلاه اندازهیمان نبود مانند همان مانتو و کفش تق تقی های مامان یا که کت و شلوار و کفش کالجهای بابا که در پای مان لق میزدند و به تنمان زار میزدند . .
⁰⁴.¹¹.⁰⁹ | الف.سین.رآ | #آرزویی_عبث
چقدر خوشحالم که امشب توفیق حرف زدن باشما رو داشتم✨
____
سلام ببخشید دیر دیدم
می دونید چیه بیاییم با خودمان تکرار کنیم و تمرین کنیم از ادم ها بت نسازیم برای خودمون
ببینید من به شخصا خب قطعا نمیام تمام زندگیم رو که به اشتراک بگذارم من میام اونی رو به اشتراک میگذارم که می خواهم یعنی انتخاب میکنم شما چی ببینی چی بفهمی
پس برای خودتون بت نسازید
من کی باشم که حرف زدن به من توفیق بخواهد؟ ته تهش میشم خاک پای بندههای خوب خدا ما فقط ادای اون ها رو در میاریم به امید اینکه شاید به چشم بیاییم شاید خریده بشیم اون هم شاید . .