سراغش را از من میگرفتند، همانی را که گم کرده بودند،
همانی را که راهی سفر کرده بودند،
سراغش را از من می گرفتند، من بی خبر!
طلوع صبحی بود که جای خالیاش را دیدم، سردی ملحفههای تخت به گرمی لبخند یخ زدهی چند ثانیه پیشم دهن کجی میکرد،
مسخره است به دنبال کسی می گردند که او را خودشان راهی کرده بودند، در هنگامی که همه در خواب عمیق هفت پاشادهیشان غرق بودند، همان زمانی که شب تابها راه را نشانش میدادند، به وقت آوای شوم جغد روی بام نشسته، لحظهای که ابرها ماه را پوشانده بودند، در شبی سرد و تاریک با بی رحمی فرستادنش که برود،
حتما می پرسید به کجا؟ یا که چرا؟ نه؟
میدانم معماها شما را گرفته ولی باور کنید که من هم نمیدانم . .
⁰⁴.¹¹.¹⁰ | الف.سین.رآ | #نمیدانم
یِ #تقدیمی بریم؟
تا فردا شب می تونید پیام بدید تا براتون یِ نامه بنویسم مضنونش را خودتون بگید.
به انتخاب خودتون یا کانال می فرستم یا شخصیتون که بی زحمت آیدی بگذارید
🎈[ویژه اعضای کانال]
_ناشناس / آیدی: @alef_sin_ra
مثلاً چطور نامه ای باشه؟
____
اون رو دیگه شما میگید
میتونه عاشقانه یاعارفانه باشه، می تونه مخاطب داشته باشه یا نداشته نباشه، تخیلی باشه یا واقعی، هر چی که خودتون دوست دارید ...
هر چی بیشتر شرح بدید بیشتر به اونی که می خواید نزدیکه
هدایت شده از 'پروازِ۸۴
حسن عطایینماهنگ علی اکبر آفرید.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
"داری اصل و نسب که آقازادهای♥️"
هدایت شده از - فــتـاح☫ -
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا