خستهام از تمام آدمهایی که حس ناکافی بودن را به من هدیه می دهند؛
چه هدیهای ناخوشایندی ست...
پ.ن:
نیازی به این همه ببخش نبود ادم های دست و دلباز این یک مورد را مانند سایرین لطفا خسیس باشید ...
الف.سین.رآ | alf_sin_ra
جهان خود مسخره بود ما را هم نیز مسخره خود کرد!
الف.سین.رآ | alf_sin_ra
نه دیگر میلم به توست نه دیگر مایلم به تو
مرا از تو گریزان است، گريزان
الف.سین.رآ | alf_sin_ra
ما را وعده چه دادن در عالم ذر
که عالم رها کرده امدیم در میان این کره خاکی که ادم هایش هیچکدام خاکی نبودن ولی خوب پشت مان را به خاک مالیدن
چه شد که این شد سرنوشت مان؟
چه در آن عالم نشان مان دادن که بخشیدیم و بوسیدیمش و رها کنان آمدیم در هبوط دلگیر ادم...
الف.سین.رآ | alf_sin_ra
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
آسمان شعرم خالی از کلمات است...
ویرایش شد:
آسمان شعرم خالی از توست...
مجنون شدم لیلی نگشت؛
فرهاد شدم شیرین نگشت؛
عاشق شدم معشوق نگشت؛
شیدا شدم واله نگشت؛
هر چه شدم هیچ نگشت!
الف.سین.رآ | alf_sin_ra
صراطم، صراط المستقيم بود؛
صراطش، صراط الذینِ بود؛
نگاهم در پی اش بود؛
نگاهش به هر طرف بود؛
دلم بی تابش بود؛
دلش بی من خوش بود؛
خیالم هر لحظه بود؛
خیالش خالی از من بود؛
چه بدبخت من بودم بی او؛
چه خوشبخت او بود بی من.
الف.سین.رآ | alf.sin.ra