eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
89 دنبال‌کننده
650 عکس
277 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
از اینجا بگم؟
بگذارید از اول اولش بگم
سال ۹۹ بود که تو شاد می چرخیدم و یک کانال عضو بود از این کانالهای مذهبی این کانال یک صوت گذاشته بود که اسم صوت [طلائیه] بود (همونی که برای تک تک تون فرستادم) خلاصه ما هم کنجکاو اینها زدیم و پلی کردیم و گوش کردیم و هعی گوش کردیم و اشک ریختیم مایی که اصلا نمی دونستیم شهدای دفاع مقدس چیه؟ نمیدونم راهیان چیه؟ اصلا شلمچه چی؟ کجاست؟ فقط شلمچه رو شنیده بودم مقطع راهنمایی می‌برند یک اردو چند روزه هست و هیجان و این حرفا
منی که اصلا شهدای دفاع مقدس رو نمی‌شناختم اصلا ذهنیتی یا عکسی یا چیزی نمیدونستم واقعا هیچ هیچ هیچ حالا چی شده بود که داشتم همینطور اشک می‌ریختم پای این صوت انقدر پیگیر شدم که یک کانال هم پیدا کردم در،موردش بیشتر آشنا شدم و اینها
خلاصه دل ما رفت و خودمون موندیم و دلی که دیگه نبود...
گذشت و گذشت تا رسیدن به نقطه‌ای که یکروز ما از بلندگو مدرسه صدا زدند و نا رفتیم و گفتند شما انتخاب شدید برای رفتن به شلمچه!!!!
همونی شلمچه‌ای که من فقط با یک صوت،می شناختمش همونی که کم کم من رو با کتب سیده و زندگینامه شهدا اشنا کردی همونی که گاهی شده بود پناه، بی کسی‌هام
حالا،شهدا صدامون رو شنیده،بودند و صدام کردند که که تو بیا...
دقیقا خود خودت بیا
و منی که بال در اوردم واقعا بابایی که اصلا نمی‌گذاشت من تا سر کوچه تنها برم و بیام رضایت داد دخترش ازش سه روز دور باشه اصلا خودمم نمی دونم چی شد
واقعا اون سفر یکی از پر برکت ترین سفرهای زندگیم بوده و هست
ادم‌هایی که باهاشون اشنا شدم مسیری که رفتم و خیلی اتفاق‌های دیگه که هر. کدوم یک روایت جدا دارند ...