ما را وعده چه دادن در عالم ذر
که عالم رها کرده امدیم در میان این کره خاکی که ادم هایش هیچکدام خاکی نبودن ولی خوب پشت مان را به خاک مالیدن
چه شد که این شد سرنوشت مان؟
چه در آن عالم نشان مان دادن که بخشیدیم و بوسیدیمش و رها کنان آمدیم در هبوط دلگیر ادم...
الف.سین.رآ | alf_sin_ra
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
آسمان شعرم خالی از کلمات است...
ویرایش شد:
آسمان شعرم خالی از توست...
مجنون شدم لیلی نگشت؛
فرهاد شدم شیرین نگشت؛
عاشق شدم معشوق نگشت؛
شیدا شدم واله نگشت؛
هر چه شدم هیچ نگشت!
الف.سین.رآ | alf_sin_ra
صراطم، صراط المستقيم بود؛
صراطش، صراط الذینِ بود؛
نگاهم در پی اش بود؛
نگاهش به هر طرف بود؛
دلم بی تابش بود؛
دلش بی من خوش بود؛
خیالم هر لحظه بود؛
خیالش خالی از من بود؛
چه بدبخت من بودم بی او؛
چه خوشبخت او بود بی من.
الف.سین.رآ | alf.sin.ra
خستهام مانند سواری که هر چه تاخت تا به مقصد برسد نشد که نشد ..
باد دَر جَهَتِ گیسوانِ تو میوَزید؛
تا مَرا بیتابتَر اَز این که هَستَم کند،
باد هَم با تو دَست به یکی ست..
alf_sin_ra | الف.سین.رآ
من تو را می خواهم برای عمر پس زندگانیَم ..
در حالی که تو را از ابتدا زندگی ام نداشتم
و چه غم انگیز خاطر خوش خیالت که با من همراه است و واقعیت این است که تو در کنج خلوت خویش ز من دورتر از دوری!
alf_sin_ra | الف.سین.رآ