نظریه نامحبوب:
پرایوت اگر اعضاش آشنايان شخصی باشه میشه نقل محافل خاندان🗿🌱
آدمی زنده به امیدست دیگر؛
وگرنه که آه در بساط ندارد که چاره کند...
#الفسینرا
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
این داستان پدر
-
من همیشه برای توصیفات کم اوردهام، کلمات که به تو می رسند حقیرتترین و پستترین می شوند؛
در برابر صلابت بی مثالت، آن قلب رئوفی که همیشه سهم ما بود، از خودگذشتگیات که شامل همه میشد حتی مادر، دستان پینه بستهات که گرمای محبتش همیشه جاری بود، چین خطوط پیشانیات که از سختی روزگار بود که با تو خوب تا نکرد عزیزدلم وگرنه اینها خطوط هرگز برای ما به اخم نیافتاد، محاسن جوگندمیات که انگار آسیاب روزگار خوب کارش را بلد بوده که آنها را سفید کرده، چشمان پر غرورت، شانههای پهن و امنات که کافی بود که سنگینی شانههایمان را بفهمی و غیر محال بود که ان را به دوش خودت نکشی و...
گفتم که کلمات خیلی حقیرتر از ان هستند که در توصیف تو ردیف و قافیه شوند عزیزم
اخ که نه من و نه کلمات و نه جهان نمی توانند که تو را جبران کنند ...
کاش گَردِ پیری هرگز به تو نمی رسید؛
⁰⁴.⁰⁷.²⁹ | الف.سین.رآ | #قهرمان_من
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
به تنها چیزی که فکر میکنم مرگ و به تنها چیزی که مایلم هم مرگ و به تنها چیزی فکر نمیکنم و مایل هم بهش
-
جالب است، از این هم عبور کردیم و هنوز نفس تازه میکنیم
آدمی عجب موجودِ سخت جانی ست
⁰⁴.⁰⁷.²⁹ | الف.سین.رآ | #اینهمگذشت
هدایت شده از • تَــــࢪنّـمـــــــات • 🌿|•°
ما در نگاهها تکرار شدیم، زیباییش
به آنجا بود که تکراری نبودیم .. !
و خداوند خودش را در چشمهای
دیگری به ما نشان داد .. !
صبحها که ان دوتا پت و مت را راهی میکند و برایشان تدارک صبحانه می چیند، سهم من را هم فراموش نمیکند
با اینکه میداند مدتیست خوابم بهم خورده و نهایتا به وعده ناهار می رسم ولی سهم من را محفوظ نگه می دارد، دلم نمی آید نه بگویم، هر طور شده در بین وعده ها اینها را جا میدهم و گاهی هم شریکی پیدا میکنم تا مهر و محبت مادر را با او تقسیم کنم حالا هر که قسمتش شد...
⁰⁴.⁰⁷.²⁹ | الف.سین.رآ |#ممنون