eitaa logo
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
58 دنبال‌کننده
365 عکس
166 ویدیو
4 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد...
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - پیکربندی >
از همان جا که رسد درد همان جاست دوا...
ی عزیزی ازش تعریف میکنیم میگه تو رو خدا برای من جهنم،نخرید میگیم که چرا؟ میگه من نفس سرکشی دارم و تا مدتها همون یک جمله شما می تونه برای من جهنم بخره...
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه روزی انقدر قوی میشم، که دیگه جلوی هیچکس‌گریه نکنم؛
آدمها جالبند، مثلا از این منظر که سعی می کنند با تعریف غیرمستقیم از شخصیت شما به شما بقبولند که شما را دوست دارند و شخصیت قابل احترامی دارید مثلا همین الان یکی به فاصله صندلی جلویی کنار راننده دارد می گوید: من انقدر از این زنهایی که کلاه می گذارند سرشون بدم میاد یعنی چی پوشش یعنی روسری و چادر، اینها رو با موهاشون اعدام می کنند، معمول نیست با این همه موهای بیرون انداخته چندبار اعدامشون می کنند. و منتظر پاسخ و تایید از سمت من است منی که سکوت کردم و دستم رو جلوی دهانم میگیرم که پوزخندی که نرم نرمک دارد تبدیل به نیش خند می شود را بگیرم به هرحال له دور از ادب است...👨🏻‍🦯 خب عزیز محترم لطفا سکوت کن چه کاری ست درحالی که من می‌دانم تو چطور شخصیتی داری و از تمام صحبت هایت یک کلمه هم به تو و تیپ و تفکرات نمی خورد والا بخودا ⁰⁴،⁰⁸،⁰⁶ | الف.سین.رآ |
گذشت خوب است، عبور خوب است، رفتن خوب است، ادامه خوب است، هر چه آدمی را به جریان جلو هدایت کند خوب است.
بیایید از زمان بگوییم، تعریف زمان کار سختی است.
زمان اعجاز جهان، زمان حیرت آدمی، زمان تند رو عمر بشر، زمان تسلی بخش جان، زمان التیام بخش دردها، زمان ملتهب کننده زخم ها زمان ...
مدتی ست احساس میکنم دیگر نوشتن هم چاره نیست، نمیدانم ولی احساسم می گوید باید عبور کرد به سمت جلو رفت ولی به کدامین مقصد را نمی‌دانم؟ ⁰⁴.⁰⁸.⁰⁷ | الف.سین.رآ |
آدمی رشد که می کند، اوج می گیرد، به دنبال مقصدی جدید حرکت می کند و در پی تکامل پر پروازش نَم‌نَمَک از بند دنیا رها می شود و شوق پرواز او را در بر می‌گیرد و دلش دیگر بند زمین و زمان نمی شود که نمی شود و مشتاقانه خواستار اوج در آسمان بی کران می شود و جهان در پیش چشمانش آنچنان رنگ می بازد که گویا او کوری باشد که هیچ نمی بینید از زرق و برق دنیا و در عالم تاریک خود به سر برده باشد حال آنکه در حقیقت می بینیم که زرق و برق دنیا چشم آدمی را آنچنان می‌زند که نابینایِ کمال منتهی ادمی می شود و چشمش به چند خشت طلایی دنیا خوش است ... ⁰⁴.⁰⁸.⁰⁷ | الف.سین.رآ |