بخدا چند مدت همین وضع گفتم خب ولش کن اشکال نداره ی مدت دوره ای باز از سرشون می افته
می بینم که نه کلا رسیده به مرحله اغراق
حالا من کاری ندارم از لحاظ شرعی ایراد هم وارده، دیگه خودش میدونه و خدای خودش
الان واقعا هنگ هنگم...
نه اخه واقعا هدف چیه؟
می خواهی یکپا امام اروپایی غربی درست کنید؟؟؟
نمی فهمم والا
نمی فهمم
حکم شرعی عکسهای منسوب به پیامبر(ص) و امامان(ع) چیست؟
پرسش
عکس هایی منسوب به ائمه معصومین (ع) چاپ و منتشر می شود، نصب آنها در حسینیه ها و هیأت های عزاداری چگونه است؟
پاسخ اجمالی
آنچه در ذیل آمده است پاسخ مراجع عظام تقلید است:
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):
این کار فی نفسه از نظر شرعی اشکال ندارد، به شرط این که مشتمل بر اموری که از نظر عرف اهانت و بیاحترامی محسوب می شود، نبوده و با شأن این بزرگواران منافات نداشته باشد.[1]
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (ره):
به طور کلٌی ترک نصب آنها مناسب تر با شئون آن بزرگواران است.
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره):
مانعی ندارد، هر چه انتساب آنها به معصومین علهیم السلام اعتباری ندارد.
حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره):
خالی از اشکال نیست.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):
این عکس ها اصالت ندارد ولی چون منتسب به آن حضرات است، نباید مورد بی احترامی قرار گیرد.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):
اگر مشتمل بر هتک نباشد اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی تبریزی (ره):
اگر مقصود این است که تذکر و یادآوری آن بزرگواران باشد مانعی ندارد، ولی اگر معتقد باشد که این عکس های واقعی ائمه علیهم اسلام است، این عقیده صحیح نیست و خطاست.[2]
هدایت شده از سِدخارجی
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیرازو می گن نازه واسی آفتو جِنگش☀️❤️
@Sedkhareji ✔️
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
شیرازو می گن نازه واسی آفتو جِنگش☀️❤️ @Sedkhareji ✔️
هوووم باید بگم شهرمون رو چشم کردین😂
الان ماه دوم پاییز و ما هنوز نه بارونی داشتیم و نه چیزی تازه ظهرها هم خیلی گرمه شبها فقط یکم خنکه
این چیزی که الان مد شده هرکی یچی بلده یه میکروفون گذاشته جلوش حرف میزنه و اسمشم گذاشتن «پادکست»، آخوندا هزارسال پیش بهش رسیده بودن. اسمشم گذاشته بودن «منبر» :))
عزیز در گذشتهام سلام
حالت خوب است دیگر نه؟
_آری فکر میکنم که خوب باشی آخر همه می گویند آنجا خوب است، حال آدمی آنجا بهتر است، خورشید تابان تر است، مهربانی رنگینتر است، رنگها زندهاند، آنجا محل آفرینش انسان است و زادگاه آدمی از آنجا سر چشمه میگیرد، با همه این تفاسیر پس حالت خوب است دیگر، تازه نه آنکه می گویند شما ما را می بینید و ما از سر ناتوانی شما را نمی بینیم پس دلخوش کرده ام به اینکه گرچه من تو را نمی بینم ولی تو مرا می بینی همین هم خوب است لااقل یک نفرمان آگاه است
کنون که دارم برایت می نویسم نمیدانم چقدر زمان گذشته است از راهی کردنت به دیار باقی شاید به تاریخ زمینیان با دوتا چهارتا کردن بشود فهمید که چند روز و چند ماه و چند سال از نبودت می گذرد ولی زمان نبودنت در نزد من خلاصه می شود به گرمی آغوشت که دیگر ندارم، به لبخند همیشه روشنت که رنگ باخته، به چشمان درخشانت که خاموش شده و از ان درد آورتر صدایت، صدایی که کم کم دارم ان را به فراموشی می سپارم، چهره ات را هنوز به لطف قاب هایی که له یادگار ازت باقی مانده است را به خاطر دارم ولی لمس نکردنت عذابم میده ان خنکی شیشه قاب هرگز برایم گرمای دستانت را به ارمغان نمی آورد و هر دفع اشکهای مزاحمم بوس زنان هجوم می اوردن به شیشه قاب، سخت است عزیز جانم، خیلی سخت است
باز به یاد می اورم لحظاتی که تو را خاک ارزانی داشتم و بر پیکر کفن پوست چگونه مشت مشت خاک می ریختند و لحظه ای فکر نکردن که تو از تاریکی می ترسی و نگفتند که آنجا تنگ و تاریک است و چه له سر عزیز گوشه دلم من می آيد، بوی خاک مزارت هنوز هم در بینی ام هست تازه بوی شیرین گلاب و حلوا هم زیر زبانم هست، من هم که اخر نفهمیدم چرا باید دهان شیرین میکردم و کام تلخ خود را به حلاوت حلوا دعوت میکردم در حالی که عزیز من پنبه به دهان به خاک سپرده میشد ...
⁰⁴.⁰⁸.⁰⁹ | الف.سین.رآ | #رفته ¹