eitaa logo
الفصوص فی علم النحو
873 دنبال‌کننده
12 عکس
0 ویدیو
7 فایل
سلام علیکم گروه شخصی است و بدون ذکر منبع انتشار مطالب شرعا جایز نیست❌ شرط استفاده از مطالب صلوات برای سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر (عج) میباشد ✔️ ارتباط با ادمین : @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
درس دوم👇
در ترجمه‌ی متن عربی به فارسی ای چه شوقی است به سوی تو! او شترهای قوم را چوپانی می‌کرد و روزهایش را این‌گونه در چراگاه‌ها و بیابان‌ها می‌گذراند. از زرق و برق دنیا تنها جامه‌ای پشمی نداشت، ولی از کسانی بود که انسانِ ناآگاه به دلیل پارسایی‌شان، آنان را ثروتمند می‌پندارد. و همواره می‌گفت: «خدایا، من از [ناله‌ی] جگر گرسنه و بدن عریان به درگاهت پناه می‌برم و برایم چیزی جز آنچه بر تن دارم و در شکمم است، نیست.» و او نشانه‌ای بود از زهد، عبادت و پرهیزگاری. از خدا می‌ترسید، بر نفس خود می‌گریست، قرآن تلاوت می‌کرد، بسیار نماز می‌گزارد، از کسی که به او ستم کرده بود درمی‌گذشت، به کسی که او را محروم کرده بود می‌بخشید، و با کسی که از او بریده بود پیوند می‌کرد. و این جوان، مادرش را می‌پرستید! مادرش که پیرزنی نابینا بود و با او زندگی می‌کرد و او بسیار بزرگش می‌داشت. در نگهداری از او به بهترین وجه قیام می‌کرد و از روی مهربانی، بال فروتنی برایش فرومی‌گسترد و جز در ضروری شدید، از او جدا نمی‌شد. و این همان چیزی بود که میان او و دیدار رسول خدا، رسول هدایت و پیامبر برگزیده، حائل می‌شد. تا اینکه شکیبایی‌اش به سر آمد و از او برای سفر به منظور دیدار پیامبر (صلی الله علیه وآله) و سلام بر او اجازه خواست. مادرش به او اجازه داد، به شرطی که [چندان درنگ نکند و] حتی تا بازگشتش نیز [در جایی] فرود نیاید؛ چه پیامبر را بیابد و چه نیابد. یمن را به سوی شهر پیامبر ترک کرد، اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آن روزها در مدینه نبود. پس آرزویش بر باد رفت و بازگشت و محبوب دلش را ندید. زبان حالش این بود که می‌گفت: آه، ای ریسمان هجران، چه طولانی‌ای! به خدا که از شوق و اندوه ذوب شدم. خداوند زمانی را قطع کند که پیوندت دهد [= ایام فراق را کوتاه کند]. از فراق، اگر نگویم دلم، بیماری‌ام به تو [و فراقت] است. و هنگامی که پیامبر به مدینه بازگشت، فرمود: «من نفس [رایحه‌ی] رحمان را از سوی یمن احساس می‌کنم.» آگاه باشید! او اویس قرنی است. در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) اسلام آورد، اما برایش میسر نشد که به زیارتش برود. می‌گفت: «ای چه شوقی است به سوی تو، ای اویس قرنی! آگاه باشید! هر کس او را ملاقات کرد، سلام مرا به او برساند.» و اویس در دو نبرد جمل و صفین حضور یافت و روز صفین، در پیشگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسید و در همانجا به خاک سپرده شد. --- *منبع: الإرشاد، ج ۲، ص ۹۵ ؛ بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۵۵.* انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
توقفی با دستور زبان پیشتر اشاره کردیم که «اعراب» اثری است در انتهای کلمه که هنگامی که با کلمه دیگری ترکیب می‌شود، پدیدار می‌گردد. این اثر یا «ظاهر» است یا «غیر ظاهر» و هر دو حالت در گفتار ما «هُوَ أُوَيْسٌ» (او اویس است) جمع شده‌اند: «هُوَ» (او) مرفوع است (نشانه فاعلیت دارد) و «أُوَيْسٌ» (اویس) نیز مرفوع است (نشانه خبریت دارد)، با این تفاوت که رفع (مرفوع بودن) در اولی غیرظاهر و در دومی ظاهر است. اعراب غیرظاهر بر دو قسم است: اول: چیزی که به آن «اعراب محلی» می‌گویند. این نوع در کلمات «مبنی» (کلماتی که انتهایشان تحت هیچ شرایطی تغییر نمی‌کند) وجود دارد، مانند: * «هُوَ أُوَيْسٌ» (او اویس است) * «هَذَا الْفَتَى يَهْوَى أُمَّهُ» (این جوان مادرش را می‌پرستید) و همچنین در «مصادر مؤول» (عباراتی که در نقش مصدر قرار می‌گیرند)، مانند: * «إِلَى أَنْ نَفِدَ» (تا [وقتی که] تمام شد / تا پایان) و همچنین در جمله و شبه جمله که شرح آن در جای خودش خواهد آمد. دوم: چیزی که به آن «اعراب تقدیری» می‌گویند. این نوع در کلماتی که به الف یا واو یا یاء ختم می‌شوند، وجود دارد، مانند: * «يَخْشَى اللَّهَ» (از خدا می‌ترسد) - ختم به الف * «يَتْلُو الْقُرْآنَ» (قرآن تلاوت می‌کند) - ختم به واو * «يَبْكِي عَلَى نَفْسِهِ» (بر خودش می‌گرید) - ختم به یاء و همچنین در کلمه‌ای که به «یای متکلم» (یای مالکیت) مضاف شده باشد، مانند: * «لَيْسَ لِي إِلَّا مَا عَلَى ظَهْرِي» (برایم نیست مگر آنچه بر تن دارم) شرح مفصّل این مطالب در بخش دوم کتاب، با یاری و توفیق خداوند متعال خواهد آمد. --- ### توضیح: این متن یک درس آموزشی درباره قواعد پیچیده‌ی زبان عربی به نام «اعراب» است. اعراب نقش کلمه را در جمله نشان می‌دهد (مثل فاعل، مفعول، مضاف الیه و ...). این نقش‌ها معمولاً با تغییر حرکات انتهای کلمات (مثل ضمه برای رفع، فتحه برای نصب و کسره برای جر) مشخص می‌شود. متن دو حالت کلی برای اعراب توضیح می‌دهد: 1. اعراب ظاهر: وقتی نقش کلمه با تغییر واضح حرکات دیده می‌شود. مثل «أُوَيْسٌ» که با «ضمه» پایان یافته و نشان می‌دهد خبر جمله است. 2. اعراب غیرظاهر: وقتی این تغییر به وضوح قابل مشاهده نیست. این حالت خود دو نوع دارد: * اعراب محلی: برای کلماتی است که اصلاً حرکت انتهایشان تغییر نمی‌کند (کلمات مبنی). مانند ضمایر («هُوَ») یا اسم اشاره («هَذَا»). این کلمات نقش دستوری دارند، اما این نقش در پایانشان ظاهر نمی‌شود، بلکه به طور کلی در خود کلمه نهفته است (مثلاً «هُوَ» همیشه مرفوع است، فارغ از جایگاهش در جمله). * اعراب تقدیری: برای کلماتی است که به دلیل ساختارشان (مثل پایان یافتن به حروف الف، واو، یاء) نمی‌توان روی آنها حرکت معمولی گذاشت، زیرا تلفظ را سخت می‌کند. در این موارد، نقش کلمه «تقدیر» زده می‌شود، یعنی در نظر گرفته می‌شود اما نوشته یا تلفظ نمی‌شود. مانند «يَخْشَى» که نقشش مرفوع است (چون فاعل است) و اگر شرایط عادی بود باید «ضمة» می‌گرفت، اما چون به الف ختم شده، فقط در نظر گرفته می‌شود. این مفاهیم پایه‌ای برای درک عمیق‌تر ساختار جمله در زبان عربی هستند. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
پاسخ تمرینات دستور زبان عربی : ۱. اعراب را تعریف کن. * ترجمه سوال: تعریف اعراب چیست؟ * پاسخ: الإِعْرَابُ: أَثَرٌ ظَاهِرٌ أَوْ مُقَدَّرٌ، يَحِلُّ آخِرَ الْكَلِمَةِ؛ بِسَبَبِ عَامِلٍ دَخِيلٍ أَوْ مُقَدَّرٍ. ترجمه و توضیح: اعراب، اثری است ظاهر یا تقدیری، که به دلیل یک عامل واردشونده یا تقدیری، به آخر کلمه می‌آید. --- ۲. هر یک از اعراب محلی و تقدیری را تعریف کن و برای هر کدام مثال بزن. * ترجمه سوال: هر یک از اعراب محلی و تقدیری را تعریف کنید و برای هر کدام مثال بزنید. * پاسخ: * الْإِعْرَابُ الْمَحَلِّيُّ: تعریف: هُوَ إعْرَابٌ يَحِلُّ مَحَلَّ الْكَلِمَةِ، لَا لَفْظَ لَهَا، وَيَكُونُ فِي الْكَلِمَاتِ الْمَبْنِيَّةِ. مثال: «هَذَا فَتَى» - كَلِمَةُ «هَذَا» مَبْنِيَّةٌ، وَمَحَلُّهَا الْإِعْرَابِيُّ رَفْعٌ مُحَلِّيٌّ. ترجمه: اعراب محلی، اعرابی است که به‌جای خود کلمه قرار می‌گیرد و لفظی ندارد و در کلمات مبنی (ثابت) رخ می‌دهد. مانند «این جوان» - کلمه «این» مبنی است و جایگاه اعرابی آن به صورت محلی مرفوع است. * الْإِعْرَابُ التَّقْدِيرِيُّ: تعریف: هُوَ إعْرَابٌ يُقَدَّرُ عَلَى آخِرِ الْكَلِمَةِ؛ لِمَانِعٍ مِنْ ظُهُورِهِ، مِثْلَ الْحَرْفِ الْمُنَاسِبِ أَوِ التَّعَذُّرِ. مثال: «يَخْشَى اللَّهَ» - عَلَى الْفِعْلِ «يَخْشَى» قُدِّرَتِ الضَّمَّةُ؛ لِلتَّعَذُّرِ. ترجمه: اعراب تقدیری، اعرابی است که به صورت فرضی روی آخر کلمه در نظر گرفته می‌شود؛ به دلیل مانعی از ظهور آن، مانند وجود حرف مناسب (الف، واو، یاء) یا تعذر (امکان‌ناپذیری). مانند «از خدا می‌ترسد» - روی فعل «يَخْشَى» ضمه تقدیر زده می‌شود؛ به دلیل تعذر (امکانپذیر نبودن). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
معانی واژگان و ترکیبات * أَسَى: اندوه، غم * خَابَ: ناامید شد، بر باد رفت * زَخَارِف: زیورها، زرق و برق (جمع کلمه زُخرُف) * شَهِدَ: حضور یافت، حاضر بود * صُوف: پشم (مانند موی روی پوست گوسفند) * غَرَام: عشق، شوق شدید * لَاكَ: جوید * المَرَاعِي: چراگاه‌ها (جمع کلمه مَرْعَى) * نَفِدَ: تمام شد، به پایان رسید * النَّوَى: دوری، فراق * وَصَلَكَ: به تو احسان کرد، به تو نیکی کرد * يَرْعَى: چوپانی می‌کند، نگهبانی می‌دهد (در این متن: می‌چراند) * يَهْوَى: دوست دارد، عشق می‌ورزد (در این متن: می‌پرستد) انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/mabadialarabi4
درس سوم👇
مسابقه‌ای بین دو حسن (حسنین) حسن و حسین هر دو در حال نوشتن بودند. حسن به برادرش حسین گفت: «خط من از خط تو بهتر است». و برادرش حسین گفت: «نه، خط من بهتر است». آن‌دو به نزد فاطمه رفتند و گفتند: «بین ما داوری کن». اما فاطمه کراهت داشت که یکی از دو فرزندش را ناراحت کند، بنابراین بین آن‌ها داوری نکرد و به آن‌ها گفت: «از پدرتان بپرسید». پس از پدرشان (علی) پرسیدند. او نیز کراهت داشت که یکی از آن دو را ناراحت کند، پس فرمود: «از پدربزرگتان رسول الله، برترین فرستادگان خداوند بپرسید». پس نزد رسول خدا (ص) رفتند. پیامبر فرمود: «من بین شما دو نفر داوری نمی‌کنم تا اینکه از جبرئیل بپرسم». هنگامی که جبرئیل آمد، گفت: «من بین آن دو داوری نمی‌کنم، اما اسرافیل بین آن‌ها داوری می‌کند». اسرافیل گفت: «من بین آن دو داوری نمی‌کنم، اما از خداوند می‌خواهم که بین آن‌ها داوری کند». پس از خداوند متعال درخواست کرد. خداوند متعال فرمود: «من بین آن دو داوری نمی‌کنم، اما مادرشان فاطمه بین آن‌ها داوری می‌کند». پس فاطمه گفت: «ای پروردگار من، من بین آن‌ها داوری می‌کنم». او گردنبندی داشت. پس به دو فرزندش گفت: «من مهره‌های این گردنبند را بین شما تقسیم می‌کنم. هر کس مهره‌های بیشتری بگیرد، خطش بهتر است». او مهره‌ها را پخش کرد. در آن لحظه جبرئیل near عرش بود. خداوند متعال به او دستور داد که به زمین فرود آید و مهره‌ها را به طور مساوی بین آن دو تقسیم کند تا هیچ یک از آن دو ناراحت نشوند. جبرئیل این کار را به جهت اکرام و تعظیم آن دو انجام داد. و جای شگفتی نیست، چرا که حسن و حسین آقایان جوانان اهل بهشت هستند. و چه خوب گفته شده است: در بهشت رودی از شیر است برای علی و حسین و حسن - هر که دوستدار آنان باشد - وارد بهشت می‌شود بدون هیچ اندوهی. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه و توضیح قواعد دستور زبان عربی توقفی بر قواعد نحوی اعراب ظاهر (که به آن اعراب لفظی نیز می‌گویند) نشانه‌هایی دارد: --- نشانه‌های رفع (مرفوع بودن): 1. ضمه که اصل و پایه است. مانند: «قالَ الحَسَنُ» (حسن گفت). 2. الف در اسم مثنی. مانند: «جاءَ الوَلَدَانِ» (آن دو پسر آمدند). 3. واو در جمع مذکر سالم. مانند: «جاءَ المُرْسَلُونَ» (پیامبران آمدند) و در اسماء خمسه که عبارتند از: أب (پدر)، أخ (برادر)، حَم (پدرشوهر/مادرزن)، ذو (صاحب)، فُو (دهان). مانند: «قالَ أخُوهُ» (برادرش گفت). 4. نون در فعل مضارع. مانند: «**یَكْتُبَانِ**» (آن دو می‌نویسند). --- نشانه‌های نصب (منصوب بودن): 1. فتحه که اصل و پایه است. مانند: «رأیتُ الحَسَنَ» (حسن را دیدم). 2. یاء در اسم مثنی. مانند: «رأیتُ الوَلَدَیْنِ» (آن دو پسر را دیدم) و در جمع مذکر سالم. مانند: «رأیتُ المُرْسَلِینَ» (پیامبران را دیدم). 3. الف در اسماء خمسه. مانند: «رأیتُ أخَاهُ» (برادرش را دیدم). 4. کسره در جمع مؤنث سالم. مانند: «یُنصِفُ الخَرَزاتِ» (مهره‌ها را به عدالت تقسیم می‌کند). 5. حذف نون در فعل مضارع. مانند: «أنْ یَكْتُبَا» (که آن دو بنویسند). --- نشانه‌های جر (مجرور بودن): 1. کسره که اصل و پایه است. مانند: «مَرَرْتُ بِ**الحَسَنِ**» (از کنار حسن گذشتم). 2. یاء در اسم مثنی، جمع مذکر سالم و اسماء خمسه. مانند: «مَرَرْتُ بِ**الوَلَدَیْنِ**» (از کنار آن دو پسر گذشتم)، «بِ**المُرْسَلِینَ**» (به پیامبران)، «بِ**أخِیهِ**» (به برادرش). 3. فتحه در اسم غیرمنصرف. مانند: «قالا لِ**فاطِمَةَ**» (آن دو به فاطمه گفتند). --- نشانه‌های جزم (مجزوم بودن): 1. سکون که اصل و پایه است. مانند: «لَمْ یَكْتُبْ» (ننوشت). 2. حذف (مانند حذف نون). مانند: «لَمْ یَكْتُبَا» (آن دو ننوشتند). * هر دوی این موارد در فعل مضارع به کار می‌روند. --- ### توضیح کلی برای درک بهتر: این متن به قواعد "اعراب" در زبان عربی می‌پردازد. اعراب همان تغییرات انتهای کلمات (معمولاً به شکل حرکات یا حروف اضافه) است که نقش کلمه را در جمله مشخص می‌کند. این نقش‌ها چهار حالت اصلی دارند: * رفع: برای فاعل و مبتدا (مانند نقش "کننده کار" یا موضوع جمله). * نصب: برای مفعول به (پذیرنده فعل) و موارد مشابه. * جر: برای مضاف الیه و کلمات بعد از حروف جر (مانند "از"، "به"، "برای"). * جزم: برای افعالی که بعد از ادات جزم مانند "لَمْ" (برای نفی گذشته) می‌آیند. نکته مهم: این نشانه‌ها برای اعراب ظاهر هستند، یعنی زمانی که تغییر به صورت فیزیکی و قابل مشاهده روی کلمه ایجاد می‌شود. این در مقابل اعراب تقدیری و محلی است که در سوالات قبلی توضیح داده شد. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
پاسخ تمرینات دستور زبان به فارسی: ۱. علامت اصلی هر یک از اعراب چهارگانه را ذکر کن. * رفع: الضَّمَةُ (ضمه) * نصب: الْفَتْحَةُ (فتحه) * جر: الْكَسْرَةُ (کسره) * جزم: السُّكُونُ (سکون) --- ۲. علامت اعراب در کلمات رنگی زیر چیست؟ * أَنْ يَهْبِطَ: علامت اعراب الْفَتْحَةُ (فتحه) - زیرا فعل مضارع بعد از "أَنْ" مصدری منصوب می‌شود. * لَمْ يَلِدْ: علامت اعراب السُّكُونُ (سکون) - زیرا فعل مضارع بعد از "لَمْ" مجزوم می‌شود. * رَبِّ الْعَالَمِينَ: علامت اعراب الْكَسْرَةُ (کسره) - زیرا مضاف الیه است و مجرور. --- ۳. اشتباهات جملات زیر را تصحیح کن. * جاءَ أَخَه. * تصحیح: جاءَ أَخُوهُ. * توضیح: "أَخ" از اسماء خمسه است و وقتی مضاف شود، در حالت رفع با "واو" اعراب می‌گیرد. نقش فاعل دارد، بنابراین باید أَخُو باشد. * أَنْ يَضْرِبَان. * تصحیح: أَنْ يَضْرِبَا. * توضیح: فعل مضارع وقتی که بعد از "أَنْ" مصدری بیاید و فاعلش "هُمَا" (آن دو) باشد، به این صورت صرف می‌شود: يَضْرِبَا. نون آن به دلیل نصاب (منصوب بودن) حذف می‌شود. * مَرَرْتُ بِخَدِيجَةَ. * تصحیح: مَرَرْتُ بِخَدِيجَةَ. * توضیح: این جمله از نظر قواعدی که در متن آموزش داده شد ("فتحه در غیرمنصرف") درست است. "خَدِيجَة" اسم علم مؤنث است و غیرمنصرف محسوب می‌شود (تنوین نمی‌پذیرد و در حالت جر با فتحه خوانده می‌شود). بنابراین، علامت جر آن فتحه است، نه کسره. * رَأَيْتُ الطَّالِبَاتِ. * تصحیح: رَأَيْتُ الطَّالِبَاتِ. * توضیح: این جمله نیز درست است. "الطالبات" جمع مؤنث سالم است و در حالت نصب (به عنوان مفعول به) با کسره خوانده می‌شود، نه با فتحه. این یک استثناست که در قواعد به آن اشاره شد. --- ۴. جای خالی را با کلمه مناسب از داخل پرانتز پر کن. * الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا . . . * پاسخ: الصَّالِحَاتِ * توضیح: "الصالحات" جمع مؤنث سالم است و بعد از فعل "عملوا" به عنوان مفعول به قرار می‌گیرد و باید منصوب شود. علامت نصب در جمع مؤنث سالم کسره است. * اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْ . . . وَالْمُؤْمِنَاتِ. * پاسخ: الْمُؤْمِنِينَ * توضیح: "لِ" حرف جر است. بنابراین کلمه بعد از آن باید مجرور باشد. "المؤمنین" جمع مذکر سالم است و علامت جر آن یاء است. * اللَّهُمَّ الْعَنْ . . . سُفْيَانَ وَمُعَاوِيَةَ. * پاسخ: أَبَا * توضیح: "أَب" از اسماء خمسه است. هنا مفعول به فعل "العن" قرار گرفته است، بنابراین باید منصوب شود. علامت نصب در اسماء خمسه الف است. * قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِي . . . * پاسخ: فِيهِ * توضیح: "فُو" (دهان) نیز از اسماء خمسه است. هنا مجرور به حرف جر "فِي" است. علامت جر در اسماء خمسه یاء است. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه معانی واژگان و ترکیبات به فارسی: * أَحْكُمِي: داوری کن، حکمیت کن (خطاب به مؤنث) * إِسْرَافِيل: نام فرشته‌ ی زندگی (از فرشتگان مقرب) * أَنْتُرُ: پخش می‌کنم، تقسیم می‌کنم * جِبْرَائِيل یا جِبْرِيل: نام فرشته وحی * الْخَرَزَات: دانه‌های تسبیح/گردنبند (جمع خَرْزه) * قِلَادَة: گردنبند (آویزی که برای زینت به گردن می‌اندازند) * يَهْبِطُ: فرود می‌آید، پایین می‌آید انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
درس چهارم👇
«مِنْ شِيَمِ النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ...»** ترجمه: از خصلت‌های پیامبر محمد ﷺ: زنی سالخورده نزد رسول الله آمد؛ دوست داشت از اهل بهشت باشد. پس رسول الله ﷺ به او فرمود: «آگاه باش که زن سالخورده وارد بهشت نمی‌شود.» آن زن گریان از نزد آن حضرت بیرون آمد. بلال حبشی او را دید و پرسید: «چه چیز تو را می‌گریاند؟» آن زن سالخورده به بلال گفت: «به این دلیل گریه می‌کنم که رسول الله ﷺ فرمود: زن سالخورده وارد بهشت نمی‌شود.» بلال نزد رسول الله ﷺ رفت و او را از حال آن زن سالخورده آگاه کرد. رسول الله ﷺ فرمود: «آری، و سیاه‌پوست نیز وارد بهشت نمی‌شود.» بلال غمگین شد و نزد آن زن سالخورده نشست و شروع به گریستن کرد. چند ساعتی نگذشته بود که عباس از کنار آنها گذشت و پرسید: «شما را چه شده است؟» آن دو، سخن پیامبر ﷺ را برایش بازگو کردند. عباس نزد پیامبر ﷺ رفت و آنچه دیده بود را بیان کرد. پیامبر ﷺ فرمود: «آری، و پیرمردان نیز وارد بهشت نمی‌شوند.» عباس نیز غمگین شد. سرانجام، رسول الله ﷺ نزد آنها آمد و در حالی که می‌خندید به آنها فرمود: «شما در این حالت‌تان وارد بهشت نمی‌شوید، بلکه در حالی جوان و پوشیده [از نعمت‌ها] وارد بهشت می‌شوید.» --- محمد، برگزیده و انتخاب‌شده [ی خدا]، همان کسی که پیامبران رحمان برای بشریت، با شکوه او به پایان رسیدند. خدای صاحب عرش بر او درود فرستاد، از ازل که خورشید طلوع کرده و ستاره‌ای در تاریکی شب درخشیده است. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos