eitaa logo
الفصوص فی علم النحو
873 دنبال‌کننده
12 عکس
0 ویدیو
7 فایل
سلام علیکم گروه شخصی است و بدون ذکر منبع انتشار مطالب شرعا جایز نیست❌ شرط استفاده از مطالب صلوات برای سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر (عج) میباشد ✔️ ارتباط با ادمین : @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
توقف‌ای بر قواعد دستور زبان اگر به کلمه «قصیده» در جمله «أنشأ دعبل قصيدة» توجه کنیم، آن را اسمی منصوب می‌یابیم که فعل بر آن واقع شده است. این در دستور زبان «مفعول‌به» نامیده می‌شود و به اختصار «مفعول» گفته می‌شود. اصل در مفعول این است که پس از فعل و فاعل قرار گیرد، همان‌طور که در مثال آمده است. اما گاهی از این اصل صرف‌نظر می‌شود. در این حالت مفعول بر فاعل مقدم می‌شود و گفته می‌شود: «أنشأ قصيدة دعبل»، یا بر فعل و فاعل вместе مقدم می‌شود و گفته می‌شود: «قصيدة أنشأ دعبل». این به دلایل دستوری یا بلاغی است که در جلسات آینده، ان‌شاءالله تعالی، آن‌ها را خواهید شناخت. همچنین اصل بر ذکر کردن مفعول است، اما گاهی ذکر نمی‌شود؛ یا به دلیل معلوم بودن، مانند وقتی که می‌گوییم «فَرَفَضَ» یعنی «فروش را رد کرد»، یا به دلیل اینکه مقصود نباشد، مانند وقتی که می‌گوییم «الذي يُحيي ويميت» (آنکه زنده می‌کند و می‌میراند). شایان ذکر است که برخی از افعال به بیش از یک مفعول متعدی می‌شوند، مانند وقتی که می‌گوییم «أعطوه مالاً» که «الهاء» (ضمیر او) مفعول اول فعل و «مالاً» مفعول دوم آن است. --- توضیحات آموزشی: این متن به توضیح چند مفهوم مهم در دستور زبان عربی می‌پردازد: ۱. مفعول‌به (المفعول به): * تعریف: اسمی است که فعل بر آن واقع می‌شود و عمل فعل به آن می‌رسد. به عبارت ساده‌تر، چیزی یا کسی است که کار بر روی آن انجام می‌گیرد. * علامت: در حالت عادی منصوب است (حرف پایان آن با فتحه یا الف و ... خوانده می‌شود). * مثال: در جمله «كَتَبَ الطَّالِبُ دُرْساً» (دانشجو درسی را نوشت)، کلمه «دُرْساً» مفعول‌به است. ۲. جایگاه معمول مفعول: * ترتیب معمول اجزای جمله در عربی این است: فعل → فاعل → مفعول * مثال: «قَرَأَ الْوَلَدُ الْكِتَابَ» (پسرک کتاب را خواند). ۳. تقدیم مفعول (جابجایی جایگاه): * گاهی برای اهداف بلاغی یا تاکیدی، مفعول از جایگاه معمول خود جلوتر می‌آید. * این جابجایی می‌تواند به اشکال زیر باشد: * تقدیم مفعول بر فاعل: «قَرَأَ الْكِتَابَ الْوَلَدُ» (کتاب را پسرک خواند). در اینجا توجه شنونده بیشتر به «کتاب» جلب می‌شود. * تقدیم مفعول بر فاعل و فعل: «الْكِتَابَ قَرَأَ الْوَلَدُ» (کتاب را پسرک خواند). این تاکید حتی بیشتر است. ۴. حذف مفعول: * گاهی مفعول در جمله ذکر نمی‌شود. این اتفاق در دو حالت اصلی می‌افتد: * وقتی مفعول معلوم و واضح باشد: مانند فعل «فَرَفَضَ» در داستان که منظور «رفض البيع» (فروش را رد کرد) است. * وقتی مفعول مورد نظر گوینده نباشد: مانند عبارت «الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ» (آنکه زنده می‌کند و می‌میراند). در اینجا مشخص نیست که «چه کسی» را زنده یا میراند می‌کند و اصلًا منظور گوینده نیز مشخص کردن آن نیست. ۵. افعال دو مفعولی (أفعال متعدی إلی مفعولین): * برخی افعال به طور طبیعی به دو مفعول نیاز دارند تا معنای جمله کامل شود. * مثال کلیدی: فعل «أَعْطَى» (داد). * این فعل هم به شخصی که به او داده می‌شود نیاز دارد (مفعول اول) و هم به چیزی که داده می‌شود (مفعول دوم). * مثال: «أَعْطَى الأُسْتَاذُ الطَّالِبَ جَائِزَةً» (استاد به دانشجو جایزه داد). * «الطَّالِبَ»: مفعول اول (ضمیر یا شخصی که کار بر روی او انجام شده - در اینجا به او داده شده). * «جَائِزَةً»: مفعول دوم (چیزی که عمل دادن بر روی آن انجام شده). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
### ۱. تعریف مفعول‌به و مثال برای آن: تعریف: المفعول به هو الاسم المنصوب الذي يقع عليه فعل الفاعل. مثال: في جملة "قرأ الطالبُ الكتابَ"، كلمة "الكتابَ" هي المفعول به. --- ### ۲. تعیین مفعول‌به در جملات داده شده: ۱. سأله أهل قم - المفعول به: الهاء في "سأله" (تعود إلى دعبل). ۲. فرد دعبل الصرة وسأل ثوبًا - المفعول به: ثوبًا ۳. إنا أعطيناك الكوثر - المفعول به: الكوثر ۴. أعطوه بعضها ودفعوا إليه ألف دينار - المفعول به: الهاء في "أعطوه" و ألف دينار ۵. الشيطان يعدكم الفقر - المفعول به: الفقر ۶. اهدنا الصراط المستقيم - المفعول به: الصراط المستقيم ۷. إياك نعبد وإياك نستعين - المفعول به: إياك (في كلا الجملتين) ۸. فلما اجتمعوا صعد المنبر فأنشد القصيدة - المفعول به: القصيدة --- ### ۳. دلیل حذف مفعول‌به در جملات زیر: ۱. وكلوا واشربوا ولا تسرفوا - السبب: حذف المفعول به لعلم المخاطبين به. (مفعول‌به حذف شده چون مخاطبان می‌دانند منظور از «بخورید» و «بیاشامید» چیست.) ۲. هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون - السبب: لفعل "يستوي" لا يحتاج إلى مفعول به محدد. (فعل «یستوی» به مفعول‌به مشخصی نیاز ندارد و برابری به طور کلی منظور است.) انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه واژه‌ها و ترکیب‌ها به فارسی: - أحداث: جمع «حَدَث» به معنای جوان و نوجوان است. - جُبَّةُ خَز: عبایی از حریر یا یک قبا از جنس پارچه ابریشمی. - دنانير رضوية: سکه‌های طلایی که به نام امام رضا(ع) ضرب شده بودند. - رَفَضَ: نپذیرفت، رد کرد. - الصرة: کیسه پارچه‌ای که پول را در آن جمع می‌کنند. - النفقة: هزینه، پولی که خرج می‌شود. - هات: بده، بیاور (در اینجا به معنای "بخوان" یا "بیان کن" است). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
درس دهم 👇
بخشش زیبا در مدینه مردی از نوادگان عمر بن خطاب بود که به ابوالحسن موسی(ع) آزار می‌رساند و هرگاه او را می‌دید، به ناسزاگویی می‌پرداخت و علی(ع) را دشنام می‌داد. روزی یکی از نزدیکان ابوالحسن به او گفت: «اجازه بده این فاجر (شرور) را بکشیم.» اما او آنان را به شدت از این کار منع کرد و با قاطعیت بازداشت و فرمود: «شکیبایی کنید.» سپس از آن مرد عمری پرس‌وجو کرد. به او گفته شد: «او در یکی از مناطق اطراف مدینه کشاورزی می‌کند.» پس ابوالحسن سوار بر مرکبش به سوی او رفت. او را در مزرعه‌اش یافت. ابوالحسن(ع) سوار بر الاغش وارد مزرعه شد. عمری فریاد زد: «زراعت ما را لگدمال نکن!» اما ابوالحسن(ع) همچنان با الاغش روی زراعت راه رفت تا به او رسید. سپس از مرکب پیاده شد و در کنار او، مانند یک دوست صمیمی نشست و بسیار به او محبت کرد و پرسید: «چقدر برای این زراعت‌ات هزینه کرده‌ای؟» عمری گفت: «صد دینار.» ابوالحسن پرسید: «امیدواری چقدر به دست آوری؟» گفت: «دویست دینار.» آنگاه ابوالحسن(ع) کیسه‌ای بیرون آورد که در آن سیصد دینار بود و به او فرمود: «این زراعت تو به همان حالت باقی است (و آسیبی ندیده) و خداوند در آن، روزی‌ای که امید داری به تو عطا خواهد کرد.» مرد برخاست و شروع کرد بارها و بارها سر ابوالحسن(ع) را ببوسد و از او خواست که از اهانتش درگذرد. ابوالحسن(ع) به او لبخندی زد و با بخششی زیبا از او درگذشت. ابوالحسن(ع) به مسجد رفت. آن مرد در مسجد نشسته بود. نگاهی به ابوالحسن(ع) کرد و گفت: «خداوند بهتر می‌داند رسالتش را کجا قرار دهد.» (اشاره به آیه ۱۲۴ سوره انعام) یارانش به سوی او هجوم بردند و گفتند: «داستان تو چیست؟! مگر تو چنین اعتقادی درباره ابوالحسن نداشتی؟» او به آنان گفت: «اکنون آنچه گفتم شنیدید. من به عقب برنمی‌گردم (و از گفته‌ام کوتاه نمی‌آیم).» و شروع کرد برای ابوالحسن(ع) دعا کردن. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
توقفی بر قواعد دستوری از جمله منصوبات، چیزی است که «مفعول مطلق» نامیده می‌شود. آن مصدری است منصوب که از لفظ فعل پیش از خود گرفته شده است؛ مانند «جُلسَة» در گفتار ما «جَلَسَ عِنْدَهُ جُلْسَةَ الصَّدِيقِ». مفعول مطلق یا فعل را تأکید می‌کند، یا نوع آن را بیان می‌نماید، یا تعداد آن را. شرح این مطلب آنکه، برای مثال گفتن تو «جَلَسْتُ» (نشستم) فقط نشان می‌دهد که تو نشستن را به خودت نسبت داده‌ای. اما اینکه آیا در نشستن تو شکی نیست، یا چگونه نشستی، یا چند بار نشستی، هیچ‌یک از اینها از این جمله فهمیده نمی‌شود، برخلاف وقتی که بگویی: «جَلَسْتُ جُلُوسًا» (به طور قطع نشستم - برای تأکید) یا «جَلَسْتُ جُلْسَةَ الصَّدِيقِ» (نشستن دوستانه‌ای داشتم - برای بیان نوع) یا «جَلَسْتُ جَلْسَتَیْنِ» (دو بار نشستم - برای بیان عدد). --- توضیح مفعول مطلق: مفعول مطلق یکی از مفعول‌ها در زبان عربی است و نقش مهمی در تکمیل معنای فعل دارد. تعریف: مفعول مطلق مصدری است منصوب که از همان ریشه فعل قبل از خودش گرفته شده و برای یکی از سه هدف اصلی زیر می‌آید. انواع و اهداف مفعول مطلق: ۱. تأکید کردن عمل فعل (تَأْكِيدُ حُدُوثِ الْفِعْلِ) - مثال: «ضَرَبْتُ ضَرْبًا» (من زدم، واقعاً زدم). در اینجا «ضرباً» مفعول مطلق است و فقط تأکید می‌کند که عمل زدن واقعاً اتفاق افتاده است. ۲. بیان کردن نوع عمل (بَيَانُ نَوْعِ الْفِعْلِ) - مثال: «جَلَسْتُ جُلْسَةَ الْوَاثِقِ» (من مانند فرد مطمئنی نشستم). در اینجا «جُلسَةَ» مفعول مطلق است و نوع نشستن را مشخص می‌کند. - مثال متن: «جَلَسَ عِنْدَهُ جُلْسَةَ الصَّدِيقِ الْحَمِيمِ» (در کنار او مانند یک دوست صمیمی نشست). «جُلسَةَ» مفعول مطلق است و نشان می‌دهد نوع نشستن امام(ع) چگونه بوده است. ۳. بیان کردن تعداد عمل (بَيَانُ عَدَدِ الْفِعْلِ) - مثال: «ضَرَبْتُهُ ضَرْبَتَیْنِ» (دو بار او را زدم). در اینجا «ضربتین» مفعول مطلق است و تعداد دفعات زدن را نشان می‌دهد. نکته مهم: مفعول مطلق حتماً باید از لحاظ ریشه با فعل خود هم‌خانواده باشد (مانند جلس - جلسة). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
تمرینات دستوری ۱. تعریف مفعول مطلق و مثال برای آن: * تعریف: المفعول المطلق هو مصدر منصوب يُذكَر بعد فعل من لفظه، لتأكيد الفعل أو بيان نوعه أو عدده. * مثال: «ضَرَبَ الْوَلَدُ ضَرْبًا» (پسر زد، واقعاً زد). در اینجا «ضرباً» مفعول مطلق است که برای تأکید عمل زدن آمده است. --- ۲. استخراج مفعول مطلق از جملات زیر: ۱. نهاهم عن ذلك نهياً شديداً. * المفعول المطلق: نهياً ۲. وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا * المفعول المطلق: ترتیلاً ۳. فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا * المفعول المطلق: صبراً ۴. إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا * المفعول المطلق: فتحاً ۵. وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا * المفعول المطلق: تکلیماً ۶. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا * المفعول المطلق: تسلیماً ۷. الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ * المفعول المطلق: مَرَّ ۸. مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةَ جَاهِلِيَّةٍ * المفعول المطلق: مِيتَةَ ۹. ...لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ وَلَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ * المفعول المطلق: ضَجِيجَ - صُرَاخَ - بُكَاءَ انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه واژه‌ها و ترکیب‌ها به فارسی: * حاشية: اطرافیان، درباریان، همراهان * ركب إليه: سوار مرکب شد و به سوی او رفت * الصفح: بخشش، گذشت * غَرِمْتَ: هزینه کردی، خرج کردی * القهقرى: بازگشت به عقب بدون آن که صورت را برگردانند * لا تُوَطِئ: لگدکوب نکن، زیر پا نگذار * وَثَبَ: برخاست، جهید * وُلْد: فرزندان، نوادگان (جمع ولد) * يُقَبِّلُ: می‌بوسد انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
درس یازدهم 👇
ترجمه متن به فارسی: قبر، صندوق عمل است جوانی از انصار، نزد عبدالله بن عباس می‌آمد و عبدالله او را گرامی می‌داشت. روزی به او گفتند: «تو این جوان را گرامی می‌داری در حالی که او جوان بدی است و شب‌ها به سراغ قبرها می‌رود و آنها را می‌کَند (نبش می‌کند).» عبدالله گفت: «وقتی (شب) بیرون رفت، مرا آگاه کنید.» شبی آن جوان راهی شد و در میان قبرها قدم می‌زد. عبدالله بن عباس از این موضوع آگاه شد. پس به قبرستان رفت تا ببیند کار او چیست. در جایی ایستاد و از جایی که جوان او را نبیند، به او نگاه کرد. عبدالله برای مدتی آنجا ساکت ماند. ناگهان دید جوان وارد قبری شد که آن را کنده بود. سپس درون لَحَد (طاقچه قبر) دراز کشید و با صدای بلند فریاد زد: «ای وای بر من! وقتی تنها به لَحَدِ قبرم درآیم و زمین از زیر من بشکافد، (زمین) می‌گوید: "خوش آمد و مقدمی بر تو نباشد. من وقتی تو روی من بودی، تو را دشمن می‌داشتم، پس حالا که در شکم من درآمده‌ای چگونه باشد؟!" بلکه ای وای! وقتی به پیامبران ببینم که ایستاده‌اند و فرشتگان را که صف کشیده‌اند. پس کیست در عدل فردای قیامت که مرا رهایی بخشد؟ و کیست از میان ستمدیدگان که مرا نجات دهد؟ و کیست از عذاب آتش که به من پناه دهد؟ (چرا که) من کسی را نافرمانی کردم که سزاوار نافرمانی نبود. بارها و بارها با پروردگارم پیمان بستم، ولی (او) در من راستی و وفایی نیافت.» و این سخن را تکرار می‌کرد و گریه می‌نمود. وقتی از قبر خارج شد، ابن عباس او را در آغوش گرفت و به سینه چسباند. سپس به او گفت: «چه مرد خاک‌اندوز (قبرکن) خوبی! چه مرد خاک‌اندوز خوبی! چه وسیله خوبی است این (کار) برای پاک شدن از گناهان و خطاها.» --- و از اشعار منسوب به امام علی بن ابی طالب (ع): ای کسی که به دنیایش مشغول شدی‌! [و] غفلت [او] را به سبب طول آرزو فرا گرفت. مرگ ناگهان فرا می‌رسد، و قبر صندوق عمل است. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
توقفی بر قواعد دستوری در گفتار ما «خَرَجَ الشَّابُ لَيْلَةً يَمْشِي بَيْنَ الْقُبُورِ» (جوان شبی برای راه رفتن میان قبرها خارج شد)، کلمه «لیلة» بر زمان خروج دلالت می‌کند و کلمه «بین» بر مکان راه رفتن. به این معنی که خروج در شب واقع شده و راه رفتن در میان قبرها اتفاق افتاده است. یا در گفتار ما «مَكَثَ عَبْدُ اللَّهِ سَاعَةً هُنَاكَ» (عبدالله ساعتی آنجا ماند)، «ساعة» به زمان ماندن اشاره می‌کند و «هُنَاكَ» به مکان آن. یعنی ماندن در یک ساعت و در قبرستان واقع شده است. دستورنویسان چنین کلماتی را «مفعول فیه» می‌نامند. پس مفعول فیه - که «ظرف» نیز نامیده می‌شود - اسمی منصوب است که بر زمان فعل یا مکان آن دلالت می‌کند. و بدان که برخی از ظرف‌ها مبنی هستند؛ یعنی پایان آنها تغییر نمی‌کند، مانند «هُنَاكَ» (آنجا) و «إِذَا» (هنگامی که) و «لَمَّا» (وقتی که) در عبارت‌های «مَكَثَ عَبْدُ اللَّهِ سَاعَةً هُنَاكَ» و «إِذَا خَرَجَ فَأَعْلِمُونِي» (هنگامی که خارج شد به من خبر دهید) و «لَمَّا خَرَجَ مِنَ الْقَبْرِ الْتَزَمَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ» (وقتی که از قبر خارج شد، ابن عباس او را در آغوش گرفت). این کلمات در مقام نصب قرار دارند (یعنی نقش مفعول فیه دارند)، همان‌طور که پنهان نیست. --- ### توضیح مفاهیم دستوری: ۱. مفعول فیه (ظرف): * تعریف: اسمی است منصوب که زمان یا مکان وقوع فعل را مشخص می‌کند. * انواع: * ظرف زمان: زمان وقوع فعل را نشان می‌دهد. مانند: «لیلةً» (شبی)، «ساعةً» (ساعتی). * ظرف مکان: مکان وقوع فعل را نشان می‌دهد. مانند: «بینَ» (میان)، «هُنا» (اینجا). ۲. ظروف مبنی و معرب: * ظروف معرب: برخی ظرف‌ها مانند «لیلةً» و «ساعةً» معرب هستند؛ یعنی آخر آنها با تغییر نقش دستوری تغییر می‌کند (منصوب می‌شوند). * ظروف مبنی: برخی ظرف‌ها مانند «هُنَاكَ»، «إِذَا» و «لَمَّا» مبنی هستند؛ یعنی شکل نوشتاری و آوایی آنها همیشه ثابت است و تغییر نمی‌کند، حتی اگر نقش دستوری آنها مفعول فیه (منصوب) باشد. این کلمات در «محل نصب» قرار می‌گیرند، یعنی نقش آنها نصب است اما علامت ظاهری ندارند. مثال‌های بیشتر: * ظرف زمان معرب: «جِئْتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ» (روز جمعه آمدم). * ظرف مکان معرب: «وُضِعَ الْكِتَابُ فَوْقَ الطَّاوِلَةِ» (کتاب روی میز گذاشته شد). * ظرف مبنی: «**هُنَاكَ** وُجِدَ الْمَاءُ» (آنجا آب پیدا شد). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
### ۱. تعریف مفعول فیه و مثال برای آن مفعول فیه (ظرف) اسمی است منصوب که زمان یا مکان وقوع فعل را نشان می‌دهد. مثال‌ها: - ظرف زمان: "جِئْتُ صَبَاحاً" (صبح آمدَم) - ظرف مکان: "وُضِعَ الْكِتَابُ فَوْقَ الطَّاوِلَةِ" (کتاب روی میز گذاشته شد) ### ۲. تشخیص مفعول فیه در جملات ۱. وَقَفَ نَاحِيَةً - مفعول فیه: نَاحِيَةً (ظرف مکان) ۲. فَيَنْبُشُهَا لَيْلًا - مفعول فیه: لَيْلًا (ظرف زمان) ۳. مِنْ عَدْلِكَ غَدًا مَنْ يُخَلِّصُنِي - مفعول فیه: غَدًا (ظرف زمان) ۴. مَتَى تَرَانَا وَنَرَاكَ - مفعول فیه: مَتَى (ظرف زمان) ۵. الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ - مفعول فیه: الْيَوْمَ (ظرف زمان) ۶. قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ - مفعول فیه: يَوْمًا (ظرف زمان) ۷. عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ - مفعول فیه: أَبَدَ (ظرف زمان) ۸. أَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِسَاءِ - مفعول فیه: تَحْتَ (ظرف مکان) ۳. چرا کلمات رنگی در جملات زیر ظرف (مفعول فیه) نیستند؟ ۱. أُحِبُّ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. * دلیل: زیرا «يَوْمَ الْجُمُعَةِ» هنا مفعول به برای فعل «أُحِبُّ» است، نه ظرف برای زمان. (چون "روز جمعه" مفعولِ فعل "دوست دارم" است، نه نشان‌دهنده زمان وقوع فعل.) ۲. يَوْمُ الْجُمُعَةِ يَوْمٌ مُبَارَكٌ. * دلیل: زیرا «يَوْمُ» هنا مبتدأ است و «الْجُمُعَةِ» مضاف الیه. (چون "روز" در اینجا نهاد جمله است و "جمعه" مضاف‌الیه آن.) ۳. كَتَبْتُ التَّمَارِينَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ. * دلیل: زیرا «يَوْمِ» هنا مجرور بحرف الجر «فِي» و هو مضاف. (چون "روز" در اینجا پس از حرف جر "فی" آمده و مجرور است و نقش ظرفی خود را به همراه حرف جر ایفا می‌کند، نه به تنهایی به عنوان مفعول فیه.) انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos