eitaa logo
الفصوص فی علم النحو
876 دنبال‌کننده
12 عکس
0 ویدیو
7 فایل
سلام علیکم گروه شخصی است و بدون ذکر منبع انتشار مطالب شرعا جایز نیست❌ شرط استفاده از مطالب صلوات برای سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر (عج) میباشد ✔️ ارتباط با ادمین : @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
درس ثالث و العشرون👇
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
### ترجمه دقیق و کلمه به کلمه متن عربی به فارسی: مردی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: "پدر و مادرم فدایت، من به توالت می‌روم و همسایگانی دارم که کنیزانی دارند که آواز می‌خوانند و عود می‌نوازند. گاهی من برای گوش دادن، نشستنم را طولانی می‌کنم." امام فرمود: "این کار را نکن." مرد گفت: "به خدا قسم من با پای خود به آنجا نمی‌روم، فقط با گوشم می‌شنوم." امام فرمود: "آیا نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید: 'همانا گوش و چشم و دل، همه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت' (سوره اسراء، آیه ۳۶)؟" مرد گفت: "به خدا سوگند هرگز این آیه را از کتاب خدا نشنیده‌ام، نه از عجم و نه از عرب!" سپس گفت: "پس چگونه استغفار کنم؟" امام فرمود: "بلند شو، غسل کن و هر مقدار نماز خواستی بخوان ان شاء الله. تو بر کار بزرگی اصرار داشتی! اگر با این حالت از دنیا می‌رفتی، چقدر بد حالتی داشتی! حالا خدا را شکر کن و از او توبه بخواه از هر آنچه ناخوشایند است. او فقط زشتی‌ها را ناخوش می‌دارد و زشتی را به اهلش واگذار، چرا که هر چیزی اهل خود را دارد." و نیز روایت شده که امیرالمؤمنین (ع) مردی را شنید که نزد قبرها آواز می‌خواند. او را منع کرد و تنبورش را شکست. سپس از او توبه گرفت و او توبه کرد. سپس امام (ع) پرسید: "آیا می‌دانی تنبور وقتی زده می‌شود چه می‌گوید؟" مرد گفت: "وصی رسول خدا بهتر می‌داند." امام فرمود: "به راستی که می‌گوید: 'حسابت خواهی کرد! حسابت خواهی کرد! ای دوست من، به دوزخ داخل خواهی شد! ای نوازنده من!'" --- ### نکات ترجمه: - "سَتَنْدَمُ" به معنی "حساب پس خواهی داد" یا "پشیمان خواهی شد" است. - "الطنبور" نوعی ساز قدیمی شبیه به تنبور یا عود است. - عبارت "لِكُلِّ أَهْلًا" اشاره به این دارد که هر کاری اهل خود را دارد (یعنی زشتی‌ها را به اهلش واگذار). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
### ترجمه و توضیح متن قواعدی درباره فعل مضارع: فعل مضارع در حالت عربی معرب و مرفوع است (یعنی آخر آن ضمه می‌گیرد)، مانند: - يَضْرِبُ (می‌زند) - يَضْرِبَانِ (آن دو می‌زنند) - يَضْرِبُونَ (آنها می‌زنند) - تَضْرِبُ (می‌زنی) - تَضْرِبَانِ (شما دو نفر می‌زنید) - تَضْرِبُونَ (شما می‌زنید) - تَضْرِبِينَ (تو (زن) می‌زنی) - أَضْرِبُ (من می‌زنم) - نَضْرِبُ (ما می‌زنیم) مثال دیگر: آتِي (می‌آیم) که در اصل "أَأْتِي" بوده است. --- ### موارد استثناء (حالاتی که فعل مضارع مبنی می‌شود یا تغییر حالت می‌دهد): #### ۱. جمع مؤنث - مبنی بر سکون است، مانند: - يَضْرِبْنَ (آنها (زن) می‌زنند) - تَضْرِبْنَ (شما (جمع مؤنث) می‌زنید) #### ۲. متصل به نون تأکید - مبنی بر فتحه است، مانند: - يَضْرِبَنَّ (حتماً می‌زند) - تَضْرِبِنَّ (حتماً می‌زنی) - أَضْرِبَنَّ (حتماً می‌زنم) - نَضْرِبَنَّ (حتماً می‌زنیم) #### ۳. پس از حروف ناصب - معرب و منصوب می‌شود (آخر آن فتحه می‌گیرد). - حروف ناصب: أَنْ، لَنْ، كَيْ، إِذَنْ. - مثال: - لَنْ يَضْرِبَ (نخواهد زد) - أَنْ يَضْرِبَ (اینکه بزند) #### ۴. پس از حروف جازم - معرب و مجزوم می‌شود (آخر آن سکون می‌گیرد). - حروف جازم: - لَمْ، لَا، لام امر (مثل: لِيَضْرِبْلَا نَهی (مثل: لَا تَضْرِبْ). - إِنْ، مَنْ، مَا، مَهْمَا، أَيُّ، مَتَى، أَيَّانَ، أَيْنَ، أَنَّى، إِذْمَا، حَيْثُمَا، كَيْفَمَا. - مثال: - لَمْ يَضْرِبْ (نزد) - إِنْ تَضْرِبْ (اگر بزنی) --- ### نتیجه‌گیری: - فعل مضارع معرب و مرفوع است مگر در چهار حالت بالا. - جمع مؤنث و نون تأکیدمبنی (سکون یا فتحه). - حروف ناصبمنصوب. - حروف جازممجزوم. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
### حل التمارين النحوية حول الفعل المضارع --- #### التمرين الأول: متى يُعرب الفعل المضارع ومتى يبنى؟ مع الأمثلة 1. الفعل المضارع المُعرب: - يُعرب (يُرفع بالضمّة أو يُنصب بالفتحة أو يُجزم بالسكون) في الحالات التالية: - الرفع: إذا لم يسبقه ناصب أو جازم. - مثال: يَضْرِبُ (مرفوع بالضمّة). - النصب: إذا سبقه حرف ناصب (أن، لن، كي، إذن). - مثال: لَنْ يَضْرِبَ (منصوب بالفتحة). - الجزم: إذا سبقه حرف جازم (لم، لا الناهية، لام الأمر، إن، مَنْ، ما، ...). - مثال: لَمْ يَضْرِبْ (مجزوم بالسكون). 2. الفعل المضارع المَبني: - يُبنى في حالتين: - الجمع المؤنث: يُبنى على السكون. - مثال: يَضْرِبْنَ (مبني على السكون). - المتصل بنون التوكيد: يُبنى على الفتح. - مثال: لَيَضْرِبَنَّ (مبني على الفتح). --- #### التمرين الثاني: استخراج الأفعال المضارعة من النص وتمييز المعرب من المَبني النص: > "يَا مَنْ بَرَى وَلَا يُرَى، يَا مَنْ خَلَقَ وَلَا يُخْلَقُ، يَا مَنْ يَهْدِي وَلَا يَهْدَى، يَا مَنْ يُحْيِي وَلَا يُحْيَا، يَا مَنْ يَسْأَلُ وَلَا يُسْأَلُ، يَا مَنْ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ، يَا مَنْ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَقْضِي وَلَا يُقْضَى عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَحْكُمُ وَلَا يُحْكَمُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ". الأفعال المضارعة في النص: 1. يُـرَى (مرفوع بالضمّة). 2. يُخْلَقُ (مرفوع بالضمّة). 3. يَهْدِي (مرفوع بالضمّة). 4. يَهْدَى (مرفوع بالضمّة). 5. يُحْيِي (مرفوع بالضمّة). 6. يُحْيَا (مرفوع بالضمّة). 7. يَسْأَلُ (مرفوع بالضمّة). 8. يُسْأَلُ (مرفوع بالضمّة). 9. يُطْعِمُ (مرفوع بالضمّة). 10. يُطْعَمُ (مرفوع بالضمّة). 11. يُجِيرُ (مرفوع بالضمّة). 12. يُجَارُ (مرفوع بالضمّة). 13. يَقْضِي (مرفوع بالضمّة). 14. يُقْضَى (مرفوع بالضمّة). 15. يَحْكُمُ (مرفوع بالضمّة). 16. يُحْكَمُ (مرفوع بالضمّة). - كل الأفعال أعلاه مرفوعة (مُعربة) لأنها لم تسبق بناصب أو جازم. - لا يوجد أفعال مبنية في هذا النص (لعدم وجود جمع مؤنث أو نون توكيد). --- #### التمرين الثالث: تغيير الصيغ حسب النمط المطلوب 1. المثال: أَنْ يَضْرِبَانِ → أَنْ يَضْرِبَا - التوضيح: عند دخول "أن" على الفعل المضارع، يحذف حرف النون من الأفعال الخمسة (مثل يضربان، تضربان، ...). 2. لَنْ + يَضْرِبُونَلَنْ يَضْرِبُوا - التوضيح: حذف النون لأن "لن" ناصب. 3. كَيْ + يَضْرِبْنَكَيْ يَضْرِبْنَ - التوضيح: "يَضْرِبْنَ" جمع مؤنث مبني على السكون فلا يتغير. 4. لَا يَضْرِبَانِلَا تَضْرِبَا - التوضيح: "لا الناهية" تجزم الفعل المضارع، وتحذف النون من الأفعال الخمسة. 5. لَمْ + أَضْرِبُلَمْ أَضْرِبْ - التوضيح: "لم" تجزم الفعل المضارع، فيُبنى على السكون. --- ### الخلاصة - الفعل المضارع يُعرب إلا في جمع المؤنث أو مع نون التوكيد. - حروف النصب (أن، لن، كي) تنصبه، و**حروف الجزم** (لم، لا الناهية) تجزمه. - الأفعال الملونة في النص كلها مرفوعة لأنها لم تسبق بأدوات نصب أو جزم. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
### پاسخ به تمرینات دستوری درباره فعل مضارع به فارسی --- #### تمرین اول: زمان اعراب و بناء فعل مضارع با مثال 1. فعل مضارع معرب (تغییرپذیر): - وقتی ساکن کننده (ناصب) یا جازم نداشته باشد مرفوع (ضمه می‌گیرد): - مثال: یَضرِبُ (می‌زند) - اگر قبلش حروف ناصب (أن، لن، كي، إذن) بیاید منصوب (فتحه می‌گیرد): - مثال: لَن یَضرِبَ (نخواهد زد) - اگر قبلش حروف جازم (لم، لا الناهی، لام امر، إن، ...) بیاید مجزوم (سکون می‌گیرد): - مثال: لَم یَضرِبْ (نزد) 2. فعل مضارع مبنی (ثابت): - جمع مؤنث همیشه مبنی بر سکون: - مثال: یَضرِبنَ (آنها می‌زنند - مؤنث) - اگر نون تأکید داشته باشد مبنی بر فتحه: - مثال: لَیَضرِبَنَّ (حتماً خواهد زد) --- #### تمرین دوم: استخراج افعال مضارع از متن و تشخیص معرب/مبنی متن دعای جوشن کبیر: > "ای کسی که می‌آفریند ولی دیده نمی‌شود، ای کسی که روزی می‌دهد ولی به او روزی نمی‌دهند، ای کسی که زنده می‌کند ولی زنده نمی‌شود..." افعال مضارع در متن: 1. یُریٰ (دیده می‌شود) → مرفوع (معرب) 2. یُخلَقُ (آفریده می‌شود) → مرفوع 3. یَهدی (هدایت می‌کند) → مرفوع ... (تمامی افعال مرفوع هستند چون حرف ناصب یا جازم قبلشان نیامده) --- #### تمرین سوم: تغییر صیغه‌ها طبق الگو 1. أن یَضرِبَانِأن یَضرِبَا - (حذف نون جمع چون "أن" ناصب است) 2. لَن + یَضرِبُونَلَن یَضرِبُوا - (حذف نون به دلیل "لن") 3. كی + یَضرِبنَكی یَضرِبنَ - (جمع مؤنث تغییری نمی‌کند) 4. لَا یَضرِبَانِلَا تَضرِبَا - (حذف نون به دلیل "لا الناهی") 5. لَم + أَضرِبُلَم أَضرِبْ - (سکون به دلیل "لم") --- ### نکته پایانی - فعل مضارع معمولاً معرب است مگر در دو حالت: - جمع مؤنث (مثل یَضرِبنَ) → مبنی بر سکون - نون تأکید (مثل لَیَضرِبَنَّ) → مبنی بر فتح انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
### ترجمه فارسی متن با معانی واژه‌ها: معانی واژه‌ها و ترکیب‌ها: 1. طنبور → یک ساز موسیقی (مانند تنبور یا دوتار) 2. عود → یک ساز موسیقی زهی (مانند بربط) 3. ساخت و تخلیه كنيف → ساخت و تخلیه توالت (خانه نظافت) 4. لا جَرَمَ → به راستی، حقاً (درست است) 5. مَا بَدا لَكَ → هر چه بخواهی (هر چه اراده کنی) ### نکات: - كنيف در عربی به معنای "توالت" یا "مستراح" است. - لا جرم یک اصطلاح عربی است که تأکید بر حتمی بودن چیزی دارد. - ما بدا لك یک عبارت عربی است که به معنای "هر چه به نظرت رسد" یا "هر چه بخواهی" میباشد. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
درس رابع و العشرون👇
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
ترجمه و توضیح متن به فارسی: ترجمه: فعل امر در زبان عربی، همانند فعل ماضی، همیشه مبنایی است و آخر آن در هیچ حالتی تغییر نمی‌کند. فعل امر تنها می‌تواند بر یکی از حالت‌های زیر بنا شود: ۱. سکون: مانند «اِضرِب» (بزن) و «اِضرِبن» (بزنید - برای زنان). ۲. حذف: مانند «اِضرِبا» (هر دو بزنید) و «اِضرِبوا» (همگی بزنید - برای مردان) و «اِضرِبي» (بزن - برای زن) که بر حذف نون بنا شده‌اند. همچنین مانند «اُدعُ» (بخوان) که بر حذف لام الفعل (حرف آخر فعل) بنا شده است. ۳. فتح: مانند «اِضرِبن» (بزنید - برای زنان). حرکاتی که به صورت اتفاقی بر فعل امر وارد می‌شوند (مانند کسره در «اِضرِبِ الرَّجُلَ») تأثیری در بنای فعل ندارند. این کسره برای جلوگیری از اجتماع دو ساکن (سکون آخر فعل و سکون اول «الرجل») اضافه شده است. همچنین افعال مضاعف (مانند «مُدَّ» - با تشدید دال) در اصل بر سکون بنا شده‌اند، زیرا ریشه آن‌ها به صورت «اَمْدُد» است (طبق قواعد علم صرف). توضیح: - فعل امر در عربی همیشه مبنی است (یعنی آخر آن تغییر نمی‌کند) و بر سه حالت ساخته می‌شود: سکون، حذف نون یا حرف آخر، و فتحه. - مثال‌ها نشان می‌دهند که چگونه فعل امر برای مخاطب مذکر، مؤنث، مثنی و جمع ساخته می‌شود. - تغییرات ظاهری (مانند اضافه شدن کسره برای سهولت تلفظ) تأثیری در اصل بنای فعل ندارند. - افعال مضاعف (مانند «مُدَّ») نیز در اصل بر سکون هستند، اما به دلیل قواعد صرفی، تغییر شکل می‌دهند. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
ترجمه دقیق فارسی بدون ذکر متن عربی: به مادرت رسیدگی کن. مردی نصرانی که مسلمان شده و حج انجام داده بود، نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: من قبلاً نصرانی بودم و الآن اسلام آورده‌ام. امام پرسید: چه چیزی در اسلام دیدی که تو را جذب کرد؟ مرد پاسخ داد: این آیه خداوند عزوجل: *«تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست، ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر کس را بخواهیم با آن هدایت می‌کنیم.»* (سوره شوری، آیه ۵۲) امام فرمود: خداوند تو را هدایت کرده است. سپس سه بار دعا کرد: *خدایا او را هدایت کن.* بعد گفت: *پسرم، هر چه می‌خواهی بپرس.* مرد پرسید: پدر و خانواده‌ام نصرانی هستند و مادرم نابیناست. آیا می‌توانم با آنها بمانم و از ظرف‌هایشان غذا بخورم؟ امام پرسید: آیا گوشت خوک می‌خورند؟ مرد گفت: نه، حتی به آن دست نمی‌زنند. امام فرمود: اشکالی ندارد. اما به مادرت برس و به او نیکی کن. اگر از دنیا رفت، مواظب باش کارهایش را به دیگری نسپاری؛ خودت مسئولیتش را به عهده بگیر. وقتی آن مرد به کوفه بازگشت، به مادرش بسیار محبت کرد: به او غذا می‌داد، موهایش را شانه می‌زد و از او خدمت می‌کرد. مادرش پرسید: پسرکم، وقتی هم‌کیش من بودی این‌گونه با من رفتار نمی‌کردی! از وقتی به آیین حنیف (اسلام) گرویده‌ای، این تغییر از تو می‌بینم! مرد پاسخ داد: مردی از فرزندان پیامبر ما این را به من دستور داد. مادر پرسید: آیا او پیامبر است؟ گفت: نه، اما فرزند پیامبر است. مادر گفت: پسرجان، به گمانم او پیامبر است؛ این رفتار، سفارش پیامبران است! مرد توضیح داد: مادر، پیامبر ما خاتم پیامبران است و پس از او پیامبری نخواهد آمد، اما این مرد فرزند پیامبر است. مادر گفت: به خدا دین تو بهترین دین است! آن را به من نیز بیاموز. پس مرد اسلام را به او آموزش داد و مادرش مسلمان شد. نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا را یاد گرفت. شب هنگام حالش دگرگون شد (احتمالاً نزدیک به وفات بود) و گفت: پسرم، دوباره آنچه یادم دادی تکرار کن. مرد آموزش‌ها را تکرار کرد و مادر بر اسلام استوار ماند و درگذشت. صبحگاه، مسلمانان او را غسل دادند و پسرش بر او نماز خواند و در قبرش گذاشت. اشعار پایانی: مادر اگر پرورش یابد، مردمی پاک‌نهاد پرورش می‌دهد. مادر استاد بزرگانی است که آوازه‌ی نیکی‌شان جهان را پر کرده است. --- نکات ترجمه: - رعایت ترتیب جملات و حفظ ساختار روایت. - انتقال دقیق مفاهیم دینی و عاطفی. - ترجمهٔ روان و امروزی با حفظ اصالت متن. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
درس خامس و العشرون👇
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
امام علی (ع) و جوان سرکش روزی از روزها، امیرالمؤمنین علی (ع) در گرمای شدید روز در باغی بود. به او گفتند: «ای امیرالمؤمنین، در این ساعت گرم روز؟!» فرمود: «من بیرون نیامدم مگر برای یاری مظلومی یا کمک به درمانده‌ای.» در همین حال، زنی پریشان‌حال نزد او آمد که قلبش از ترس لرزان بود و نمی‌دانست به کجا پناه ببرد. نزد امام ایستاد و گفت: «ای امیرالمؤمنین، شوهرم به من ستم کرده و سوگند یاد کرده که مرا بزند. آیا با من نزد او می‌آیی؟» امام فرمود: «آری، ای بندهٔ خدا! اما صبر کن تا هوا خنک شود، سپس ان‌شاءالله با تو می‌آیم.» زن گفت: «خشم او بر من شدیدتر خواهد شد.» امام سرش را پایین انداخت، سپس بلند کرد و فرمود: «نه، به خدا سوگند! تا حق مظلوم بدون درنگ گرفته نشود [آرام نمی‌نشینم]. خانه‌ات کجاست؟» زن گفت: «در فلان محل است.» پس امام با او حرکت کرد تا به خانه‌اش رسیدند. زن گفت: «این خانهٔ من است.» امام سلام کرد. جوانی بیرون آمد که لباس رنگارنگ پوشیده بود. امام به او فرمود: «از خدا بترس! همسرت را ترسانده‌ای.» جوان گفت: «تو چه کار به این داری؟! به خدا اگر به خاطر حرف تو نبود، او را با آتش می‌سوزاندم!» امام شمشیرش را کشید و فرمود: «تو را به معروف امر می‌کنم و از منکر بازمی‌دارم، ولی تو معروف را رد می‌کنی؟! توبه کن، وگرنه تو را می‌کشم!» مردم از کوچه‌ها جمع شدند و سلام می‌کردند: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین!» جوان دستپاچه شد و گفت: «ای امیرالمؤمنین، مرا ببخش! خدا تو را بیامرزد! به خداوند سوگند که از این پس مانند زمینی خواهم بود که او بر من راه برود.» امام شمشیرش را غلاف کرد و فرمود: «ای بندهٔ خدا، به خانه‌ات برو و شوهرت را مجبور نکن که دوباره چنین رفتاری کند.» سپس بازگشت در حالی که می‌فرمود: «در بسیاری از نجواهای مردم خیری نیست، مگر کسی که به صدقه یا کار نیک یا اصلاح بین مردم فرمان دهد. سپاس خدایی را که به دست من بین زن و شوهرش صلح برقرار کرد.» جورج جرداق (نویسنده و ادیب مسیحی) می‌گوید: «ای دنیا، چه می‌شد اگر همهٔ نیروهایت را جمع می‌کردی و در هر زمانی، علی‌ای را می‌داشتی با عقلش، قلبش، زبانش و شمشیر ذوالفقارش؟!» انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
هدایت شده از الفصوص فی علم النحو
دروس مستفادة من القصة: 1. العدل وإنصاف المظلوم: - الإمام علي (ع) لم يتردد في مساعدة المرأة المظلومة رغم الحر الشديد، مما يعلمنا أن نصرة المظلوم واجبٌ مقدس لا يتأجل. 2. الشجاعة في الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر: - موقف الإمام الحازم مع الشاب المتعدي يعلمنا أن الأمر بالمعروف يجب أن يكون بحكمة وقوة، خاصة عند مواجهة الظلم والطغيان. 3. التواضع وخدمة الناس: - خروج الإمام في حر الظهيرة لمساعدة امرأة مجهولة يدل على تواضعه وعدم تكبره على خدمة المحتاجين، حتى لو كانت قضيتها بسيطة. 4. الحكمة في حل النزاعات: - الإمام لم يستخدم القوة أولاً، بل نصح الشاب ثم هدده عند العناد، ثم قبل توبته، مما يعلمنا أن الإصلاح بين الناس هدفٌ أساسي. 5. قوة تأثير القدوة: - مجرد معرفة الشاب بأنه أمام أمير المؤمنين جعله يتراجع فوراً، مما يظهر تأثير الشخصية العادلة في إصلاح المجتمع. 6. التأكيد على حقوق المرأة: - القصة تبرز دفاع الإمام عن حق المرأة في العيش الكريم دون عنف أو إذلال، وهو درس لكل المجتمعات. 7. الاعتراف بالخطأ والتوبة: - توبة الشاب السريعة عندما أدرك خطأه تذكرنا بأن الاعتراف بالذنب والرجوع إلى الحق فضيلة. 8. دور القائد الحقيقي: - الإمام لم ينتظر شكوى رسمية أو وساطة، بل تحرك بمجرد سماع الظلم، ليُظهر أن القائد الحقيقي هو خادم شعبه. العبرة الأهم: > "لا قيمة للسلطة إلا إذا كانت أداة لإنصاف الضعفاء، ولا فضل للقوة إلا إذا استُخدمت في إحقاق الحق." (جورج جرداق) انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos