در مبانی علم نحو، «جمله ابتدائیه» به جملهای گفته میشود که بدون زمینه یا پیشزمینه قبلی بیان شود و گوینده آن را برای شروع کلام یا انتقال یک خبر جدید به کار ببرد. این نوع جمله معمولاً با شرایط خاصی در زبان عربی تحلیل میشود و با جملاتی که در پاسخ به سؤال یا در ادامه یک بحث میآیند، تفاوت دارد.
### ویژگیهای جمله ابتدائیه:
۱. عدم وابستگی به جمله قبل: جمله ابتدائیه نیازی به اشاره به گفتار قبلی ندارد و مستقل است.
- مثال: «السماءُ صافیةٌ» (آسمان صاف است) — این جمله بدون پیشزمینه بیان شده است.
۲. کاربرد در شروع کلام: زمانی که گوینده میخواهد یک موضوع جدید را آغاز کند.
- مثال: «الطالبُ مجتهدٌ» (دانشجو تلاشگر است) — به عنوان یک خبر ابتدایی.
۳. عدم نیاز به قرینه قبلی: برخلاف جملاتی که در پاسخ به سؤال میآیند (مثل «نعم، الطالبُ مجتهدٌ»)، جمله ابتدائیه نیاز به قرینه ندارد.
### تفاوت با جمله خبریه:
- جمله خبریه ممکن است ابتدائیه یا غیرابتدائیه باشد. اگر جملهای برای خبر دادن بدون پیشینه باشد، ابتدائیه محسوب میشود، اما اگر در پاسخ به سؤال یا تأیید چیزی باشد، غیرابتدائیه است.
### مثالهای دیگر:
- ابتدائیه: «الزهرةُ جميلةٌ» (گل زیباست) — بدون پیشزمینه.
- غیرابتدائیه: «نعم، الزهرةُ جميلةٌ» (بله، گل زیباست) — در پاسخ به سؤال.
### نکته نحوی:
در نحو عربی، ساختار جمله ابتدائیه معمولاً مبتدا و خبر یا فعل و فاعل دارد و از نظر اعراب، تابع جمله قبل نیست.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه دقیق متن:
"آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟"
ابراهیم در بیابان شام ساکن بود. هنگامی که از کنیزش هاجر، اسماعیل به دنیا آمد، همسرش سارا از این موضوع بسیار ناراحت شد، زیرا او از سارا فرزندی نداشت و سارا هاجر را نزد ابراهیم آزار میداد.
پس از چند سال، سارا فرزندش اسحاق را باردار شد، در حالی که در آن زمان نود ساله بود. گفت: "آیا من در حالی که پیرزن هستم و شوهرم پیرمرد است، فرزند به دنیا میآورم؟ این واقعاً چیز شگفتانگیزی است." فرشتگان گفتند: "آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟ رحمت خدا و برکاتش بر شما اهل بیت باد، همانا اوست ستوده و بزرگوار."
تا اینکه اسماعیل و اسحاق بزرگ شدند. روزی با هم مسابقه دادند و اسماعیل پیش افتاد. ابراهیم او را گرفت و در دامان خود نشاند و اسحاق را کنارش گذاشت. سارا خشمگین شد و گفت: "آیا بین آنها به عدالت رفتار نمیکنی؟ او را از من دور کن."
پس ابراهیم این موضوع را به خداوند شکایت کرد و خداوند به او وحی کرد که آنچه سارا میگوید انجام دهد. پس ابراهیم با اسماعیل و مادرش هاجر رفت تا آنان را در مکه ساکن کرد. سپس خواست به سوی سارا بازگردد، زیرا با او عهد کرده بود که تا بازنگشته فرود نیاید.
هاجر به او گفت: "ای ابراهیم! ما را به که میسپاری؟ اینجا جایی است که نه گیاهی هست و نه آبی!" ابراهیم گفت: "شما را به خدا میسپارم، او برای شما کافی است." سپس از آنان دور شد، اما به سوی آنان بازگشت و گفت: "پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درهای بیآب و گیاه نزد خانه محترم تو ساکن کردم. پروردگارا! تا نماز را برپا دارند. پس دلهایی از مردم را به سوی آنان متمایل کن و از میوهها به آنان روزی ده، شاید سپاسگزاری کنند."
ذخیره غذایی آنان تمام شد و تشنگی شدیدی به آنان رسید. جبرئیل نازل شد و به شکل انسانی ظاهر شد و به هاجر گفت: "تو را به که سپردهاند؟" گفت: "به خدا." گفت: "به راستی که شما را به کافی سپردهاند." پس کودک (اسماعیل) با پای خود به زمین زد و چشمه زمزم جوشید.
"هرگاه سختیها به پایان رسد، چه بسیار اندوهی که با آمدن گشایش از بین میرود! و چه بسیار بلا که وقتی برطرف شود، روشنی پس از آن میآید."
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه فارسی متن درباره قواعد فعل در زبان عربی:
توقف کوتاه بر قواعد دستوری
فعل به سه دسته تقسیم میشود: گذشته، مضارع و امری؛
- فعل گذشته فعلی است که نه مضارع باشد و نه امری، مانند: ضَرَبَ (زد).
- فعل مضارع فعلی است که با یکی از حروف مضارعه شروع شود. این حروف در کلمه «أتَیْنَ» جمعآوری شدهاند، مانند: أَضرِبُ (میزنم)، تَضرِبُ (میزنی)، یَضرِبُ (میزند)، نَضرِبُ (میزنیم).
- فعل امری از مضارع خطابی با حذف حروف مضارعه ساخته میشود و تغییراتی در آن ایجاد میگردد که جزئیات آن قبلاً در علم صرف بیان شده است، مانند: اُضرِبْ (بزن!).
فعل ماضی همیشه مبنایی است و پایان آن تحت هیچ شرایطی تغییر نمیکند. این فعل بر سه حالت ساخته میشود:
۱. ساکن، مانند:
- ضَرَبْنَ (زنندگان زدند)
- ضَرَبْتَ (تو زدی)
- ضَرَبْتُمَا (شما دو نفر زدید)
- ضَرَبْتُمْ (شما (جمع) زدید)
- ضَرَبْتِ (تو (زن) زدی)
- ضَرَبْتُنَّ (شما (جمع مؤنث) زدید)
- ضَرَبْتُ (من زدم)
- ضَرَبْنَا (ما زدیم)
۲. مفتوح، مانند:
- ضَرَبَ (او زد)
- ضَرَبَا (آن دو زدند)
- ضَرَبَتْ (او (زن) زد)
- ضَرَبْنَا (ما زدیم)
همچنین مانند شَکَا (شکایت کرد) که در اصل «شَکَوَ» بوده است.
۳. مضموم، مانند: ضَرَبُوا (آنها زدند).
---
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
برای تشخیص اینکه فعل ماضی بر چه چیزی بنا شده است (یعنی مبنای آن مفتوح، مضموم، یا ساکن است)، به نوع ضمیر متصل یا حرفی که به پایان فعل میآید توجه میکنیم. در واقع، این بستگی به فاعل (ضمیر متصل) دارد که آخر فعل را تعیین میکند.
### قواعد کلی بناء فعل ماضی:
۱. مبنای ماضی بر فتحه (ـَ):
- اگر فعل به ضمیرهای زیر متصل شود:
- هو (ـَ): ضَرَبَ (او زد)
- هی (ـَتْ): ضَرَبَتْ (او زد - مؤنث)
- هما (ـَا): ضَرَبَا (آن دو زدند)
- نحن (ـْنَا): ضَرَبْنَا (ما زدیم)
- أنا (ـْتُ): ضَرَبْتُ (من زدم) *(با اینکه "تُ" ساکن است، اصل بناء بر فتحه است)*
- همچنین، اگر فعل صیغه غائب مفرد باشد و هیچ ضمیری به آن متصل نشود:
- مثال: کَتَبَ (نوشت)، ذَهَبَ (رفت).
۲. مبنای ماضی بر ضمه (ـُ):
- فقط در یک حالت:
- هم (ـُوا): ضَرَبُوا (آنها زدند).
۳. مبنای ماضی بر سکون (ـْ):
- اگر به ضمیرهای زیر متصل شود:
- أنتَ (ـْتَ): ضَرَبْتَ (تو زدی)
- أنتِ (ـْتِ): ضَرَبْتِ (تو زدی - مؤنث)
- أنتُما (ـْتُمَا): ضَرَبْتُمَا (شما دو نفر زدید)
- أنتم (ـْتُمْ): ضَرَبْتُمْ (شما زدید - جمع مذکر)
- أنتنّ (ـْتُنَّ): ضَرَبْتُنَّ (شما زدید - جمع مؤنث)
- هنّ (ـْنَ): ضَرَبْنَ (آنها زدند - مؤنث)
---
### خلاصه تشخیص بناء:
| نوع بناء | ضمایر مربوطه | مثال |
|--------------|------------------|----------|
| مفتوح (ـَ) | هو، هی، هما، نحن، أنا | ضَرَبَ، ضَرَبَتْ، ضَرَبَا، ضَرَبْنَا، ضَرَبْتُ |
| مضموم (ـُ) | هم (جمع مذکر) | ضَرَبُوا |
| ساکن (ـْ) | أنتَ، أنتِ، أنتُما، أنتم، أنتنّ، هنّ | ضَرَبْتَ، ضَرَبْتِ، ضَرَبْتُمَا، ضَرَبْتُمْ، ضَرَبْتُنَّ، ضَرَبْنَ |
---
### چرا بعضی افعال مثل "شَکَا" مبنای مفتوح دارند؟
- برخی افعال مثل "شَکَا" (شکایت کرد) در اصل "شَکَوَ" بودهاند، ولی چون واو آخر آن حرف عله است، در حالت ماضی به الف تبدیل شده (شَکَا) و بناء آن همچنان مفتوح باقی میماند.
---
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos!
برای تشخیص بناء فعل ماضی (یعنی اینکه آخر آن مفتوح، مضموم، یا ساکن باشد)، فقط به آخر فعل (لام الفعل) توجه میکنیم و نیازی به نگاه کردن به فاء الفعل (حرف اول) یا عین الفعل (حرف دوم) نیست.
### چرا فقط لام الفعل مهم است؟
- چون بناء فعل ماضی همیشه روی آخرین حرف (لام الفعل) مشخص میشود، و ربطی به حروف اول و دوم ندارد.
- تغییرات فتحه/ضمه/سکون مختص آخر فعل است و به ساختار ریشه کلمه (فاء و عین) کاری نداریم.
---
### مثالهای تأکیدی:
۱. فعل ثلاثی سالم (ریشه سالم):
- ضَرَبَ (زد) → آخر فعل "ب" مفتوح است (**ـَ**).
- ضَرَبُوا (آنها زدند) → آخر فعل "ب" مضموم است (**ـُ**).
- ضَرَبْتَ (تو زدی) → آخر فعل "ب" ساکن است (**ـْ**).
۲. فعل معتل (دارای حرف عله در ریشه):
- رَمَى (پرتاب کرد) → آخر فعل "ی" مفتوح است (اصل آن رَمَيَ بوده).
- رَمَوْا (آنها پرتاب کردند) → آخر فعل "و" ساکن است (**ـْ**).
- رَمَيْتُ (من پرتاب کردم) → آخر فعل "ی" ساکن است (**ـْ**).
۳. فعل مزید (افعال اضافهدار):
- اِنْطَلَقَ (رها شد) → آخر فعل "ق" مفتوح است (**ـَ**).
- اِنْطَلَقُوا (آنها رها شدند) → آخر فعل "ق" مضموم است (**ـُ**).
- اِنْطَلَقْتَ (تو رها شدی) → آخر فعل "ق" ساکن است (**ـْ**).
---
### نتیجهگیری:
- فاء الفعل (حرف اول) و عین الفعل (حرف دوم) فقط در معنای فعل یا بابهای صرفی نقش دارند، ولی در تشخیص بناء ماضی تأثیری ندارند.
- تنها لام الفعل (حرف آخر) تعیینکننده بناء است.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه متن به فارسی:
اعزل: أبعد دور شو
معنی: دور کن، برو دور!
---
### معانی واژهها و ترکیبها:
۱. انطلقَ → ذهبَ (رفت)
۲. بعل → زوج (همسر، شوهر)
۳. بضع → ما بین الثلاث والتسع (بین ۳ تا ۹)
۴. جلَّ → کثر (زیاد شد)
۵. حجر → صدر (سینه)
۶. خطب → مکروه، مکر (ناخوشایند، حیله)
۷. رح → انتظر (منتظر ماند)
۸. شبَّ → کَبُر (بزرگ شد)
۹. المطل → القریب (نزدیک)
۱۰. نازل → مقیم (اقامتکننده)
۱۱. نفد → فنی (نابود شد)
---
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه دقیق و کلمه به کلمه متن عربی به فارسی:
مردی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت:
"پدر و مادرم فدایت، من به توالت میروم و همسایگانی دارم که کنیزانی دارند که آواز میخوانند و عود مینوازند. گاهی من برای گوش دادن، نشستنم را طولانی میکنم."
امام فرمود:
"این کار را نکن."
مرد گفت:
"به خدا قسم من با پای خود به آنجا نمیروم، فقط با گوشم میشنوم."
امام فرمود:
"آیا نشنیدهای که خداوند میفرماید:
'همانا گوش و چشم و دل، همه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت' (سوره اسراء، آیه ۳۶)؟"
مرد گفت:
"به خدا سوگند هرگز این آیه را از کتاب خدا نشنیدهام، نه از عجم و نه از عرب!"
سپس گفت:
"پس چگونه استغفار کنم؟"
امام فرمود:
"بلند شو، غسل کن و هر مقدار نماز خواستی بخوان ان شاء الله. تو بر کار بزرگی اصرار داشتی! اگر با این حالت از دنیا میرفتی، چقدر بد حالتی داشتی! حالا خدا را شکر کن و از او توبه بخواه از هر آنچه ناخوشایند است. او فقط زشتیها را ناخوش میدارد و زشتی را به اهلش واگذار، چرا که هر چیزی اهل خود را دارد."
و نیز روایت شده که امیرالمؤمنین (ع) مردی را شنید که نزد قبرها آواز میخواند. او را منع کرد و تنبورش را شکست. سپس از او توبه گرفت و او توبه کرد.
سپس امام (ع) پرسید:
"آیا میدانی تنبور وقتی زده میشود چه میگوید؟"
مرد گفت:
"وصی رسول خدا بهتر میداند."
امام فرمود:
"به راستی که میگوید:
'حسابت خواهی کرد! حسابت خواهی کرد! ای دوست من،
به دوزخ داخل خواهی شد! ای نوازنده من!'"
---
### نکات ترجمه:
- "سَتَنْدَمُ" به معنی "حساب پس خواهی داد" یا "پشیمان خواهی شد" است.
- "الطنبور" نوعی ساز قدیمی شبیه به تنبور یا عود است.
- عبارت "لِكُلِّ أَهْلًا" اشاره به این دارد که هر کاری اهل خود را دارد (یعنی زشتیها را به اهلش واگذار).
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه و توضیح متن قواعدی درباره فعل مضارع:
فعل مضارع در حالت عربی معرب و مرفوع است (یعنی آخر آن ضمه میگیرد)، مانند:
- يَضْرِبُ (میزند)
- يَضْرِبَانِ (آن دو میزنند)
- يَضْرِبُونَ (آنها میزنند)
- تَضْرِبُ (میزنی)
- تَضْرِبَانِ (شما دو نفر میزنید)
- تَضْرِبُونَ (شما میزنید)
- تَضْرِبِينَ (تو (زن) میزنی)
- أَضْرِبُ (من میزنم)
- نَضْرِبُ (ما میزنیم)
مثال دیگر: آتِي (میآیم) که در اصل "أَأْتِي" بوده است.
---
### موارد استثناء (حالاتی که فعل مضارع مبنی میشود یا تغییر حالت میدهد):
#### ۱. جمع مؤنث
- مبنی بر سکون است، مانند:
- يَضْرِبْنَ (آنها (زن) میزنند)
- تَضْرِبْنَ (شما (جمع مؤنث) میزنید)
#### ۲. متصل به نون تأکید
- مبنی بر فتحه است، مانند:
- يَضْرِبَنَّ (حتماً میزند)
- تَضْرِبِنَّ (حتماً میزنی)
- أَضْرِبَنَّ (حتماً میزنم)
- نَضْرِبَنَّ (حتماً میزنیم)
#### ۳. پس از حروف ناصب
- معرب و منصوب میشود (آخر آن فتحه میگیرد).
- حروف ناصب: أَنْ، لَنْ، كَيْ، إِذَنْ.
- مثال:
- لَنْ يَضْرِبَ (نخواهد زد)
- أَنْ يَضْرِبَ (اینکه بزند)
#### ۴. پس از حروف جازم
- معرب و مجزوم میشود (آخر آن سکون میگیرد).
- حروف جازم:
- لَمْ، لَا، لام امر (مثل: لِيَضْرِبْ)، لَا نَهی (مثل: لَا تَضْرِبْ).
- إِنْ، مَنْ، مَا، مَهْمَا، أَيُّ، مَتَى، أَيَّانَ، أَيْنَ، أَنَّى، إِذْمَا، حَيْثُمَا، كَيْفَمَا.
- مثال:
- لَمْ يَضْرِبْ (نزد)
- إِنْ تَضْرِبْ (اگر بزنی)
---
### نتیجهگیری:
- فعل مضارع معرب و مرفوع است مگر در چهار حالت بالا.
- جمع مؤنث و نون تأکید → مبنی (سکون یا فتحه).
- حروف ناصب → منصوب.
- حروف جازم → مجزوم.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### حل التمارين النحوية حول الفعل المضارع
---
#### التمرين الأول: متى يُعرب الفعل المضارع ومتى يبنى؟ مع الأمثلة
1. الفعل المضارع المُعرب:
- يُعرب (يُرفع بالضمّة أو يُنصب بالفتحة أو يُجزم بالسكون) في الحالات التالية:
- الرفع: إذا لم يسبقه ناصب أو جازم.
- مثال: يَضْرِبُ (مرفوع بالضمّة).
- النصب: إذا سبقه حرف ناصب (أن، لن، كي، إذن).
- مثال: لَنْ يَضْرِبَ (منصوب بالفتحة).
- الجزم: إذا سبقه حرف جازم (لم، لا الناهية، لام الأمر، إن، مَنْ، ما، ...).
- مثال: لَمْ يَضْرِبْ (مجزوم بالسكون).
2. الفعل المضارع المَبني:
- يُبنى في حالتين:
- الجمع المؤنث: يُبنى على السكون.
- مثال: يَضْرِبْنَ (مبني على السكون).
- المتصل بنون التوكيد: يُبنى على الفتح.
- مثال: لَيَضْرِبَنَّ (مبني على الفتح).
---
#### التمرين الثاني: استخراج الأفعال المضارعة من النص وتمييز المعرب من المَبني
النص:
> "يَا مَنْ بَرَى وَلَا يُرَى، يَا مَنْ خَلَقَ وَلَا يُخْلَقُ، يَا مَنْ يَهْدِي وَلَا يَهْدَى، يَا مَنْ يُحْيِي وَلَا يُحْيَا، يَا مَنْ يَسْأَلُ وَلَا يُسْأَلُ، يَا مَنْ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ، يَا مَنْ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَقْضِي وَلَا يُقْضَى عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَحْكُمُ وَلَا يُحْكَمُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ".
الأفعال المضارعة في النص:
1. يُـرَى (مرفوع بالضمّة).
2. يُخْلَقُ (مرفوع بالضمّة).
3. يَهْدِي (مرفوع بالضمّة).
4. يَهْدَى (مرفوع بالضمّة).
5. يُحْيِي (مرفوع بالضمّة).
6. يُحْيَا (مرفوع بالضمّة).
7. يَسْأَلُ (مرفوع بالضمّة).
8. يُسْأَلُ (مرفوع بالضمّة).
9. يُطْعِمُ (مرفوع بالضمّة).
10. يُطْعَمُ (مرفوع بالضمّة).
11. يُجِيرُ (مرفوع بالضمّة).
12. يُجَارُ (مرفوع بالضمّة).
13. يَقْضِي (مرفوع بالضمّة).
14. يُقْضَى (مرفوع بالضمّة).
15. يَحْكُمُ (مرفوع بالضمّة).
16. يُحْكَمُ (مرفوع بالضمّة).
- كل الأفعال أعلاه مرفوعة (مُعربة) لأنها لم تسبق بناصب أو جازم.
- لا يوجد أفعال مبنية في هذا النص (لعدم وجود جمع مؤنث أو نون توكيد).
---
#### التمرين الثالث: تغيير الصيغ حسب النمط المطلوب
1. المثال: أَنْ يَضْرِبَانِ → أَنْ يَضْرِبَا
- التوضيح: عند دخول "أن" على الفعل المضارع، يحذف حرف النون من الأفعال الخمسة (مثل يضربان، تضربان، ...).
2. لَنْ + يَضْرِبُونَ → لَنْ يَضْرِبُوا
- التوضيح: حذف النون لأن "لن" ناصب.
3. كَيْ + يَضْرِبْنَ → كَيْ يَضْرِبْنَ
- التوضيح: "يَضْرِبْنَ" جمع مؤنث مبني على السكون فلا يتغير.
4. لَا يَضْرِبَانِ → لَا تَضْرِبَا
- التوضيح: "لا الناهية" تجزم الفعل المضارع، وتحذف النون من الأفعال الخمسة.
5. لَمْ + أَضْرِبُ → لَمْ أَضْرِبْ
- التوضيح: "لم" تجزم الفعل المضارع، فيُبنى على السكون.
---
### الخلاصة
- الفعل المضارع يُعرب إلا في جمع المؤنث أو مع نون التوكيد.
- حروف النصب (أن، لن، كي) تنصبه، و**حروف الجزم** (لم، لا الناهية) تجزمه.
- الأفعال الملونة في النص كلها مرفوعة لأنها لم تسبق بأدوات نصب أو جزم.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos