### حل التمارين النحوية حول الفعل المضارع
---
#### التمرين الأول: متى يُعرب الفعل المضارع ومتى يبنى؟ مع الأمثلة
1. الفعل المضارع المُعرب:
- يُعرب (يُرفع بالضمّة أو يُنصب بالفتحة أو يُجزم بالسكون) في الحالات التالية:
- الرفع: إذا لم يسبقه ناصب أو جازم.
- مثال: يَضْرِبُ (مرفوع بالضمّة).
- النصب: إذا سبقه حرف ناصب (أن، لن، كي، إذن).
- مثال: لَنْ يَضْرِبَ (منصوب بالفتحة).
- الجزم: إذا سبقه حرف جازم (لم، لا الناهية، لام الأمر، إن، مَنْ، ما، ...).
- مثال: لَمْ يَضْرِبْ (مجزوم بالسكون).
2. الفعل المضارع المَبني:
- يُبنى في حالتين:
- الجمع المؤنث: يُبنى على السكون.
- مثال: يَضْرِبْنَ (مبني على السكون).
- المتصل بنون التوكيد: يُبنى على الفتح.
- مثال: لَيَضْرِبَنَّ (مبني على الفتح).
---
#### التمرين الثاني: استخراج الأفعال المضارعة من النص وتمييز المعرب من المَبني
النص:
> "يَا مَنْ بَرَى وَلَا يُرَى، يَا مَنْ خَلَقَ وَلَا يُخْلَقُ، يَا مَنْ يَهْدِي وَلَا يَهْدَى، يَا مَنْ يُحْيِي وَلَا يُحْيَا، يَا مَنْ يَسْأَلُ وَلَا يُسْأَلُ، يَا مَنْ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ، يَا مَنْ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَقْضِي وَلَا يُقْضَى عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَحْكُمُ وَلَا يُحْكَمُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ".
الأفعال المضارعة في النص:
1. يُـرَى (مرفوع بالضمّة).
2. يُخْلَقُ (مرفوع بالضمّة).
3. يَهْدِي (مرفوع بالضمّة).
4. يَهْدَى (مرفوع بالضمّة).
5. يُحْيِي (مرفوع بالضمّة).
6. يُحْيَا (مرفوع بالضمّة).
7. يَسْأَلُ (مرفوع بالضمّة).
8. يُسْأَلُ (مرفوع بالضمّة).
9. يُطْعِمُ (مرفوع بالضمّة).
10. يُطْعَمُ (مرفوع بالضمّة).
11. يُجِيرُ (مرفوع بالضمّة).
12. يُجَارُ (مرفوع بالضمّة).
13. يَقْضِي (مرفوع بالضمّة).
14. يُقْضَى (مرفوع بالضمّة).
15. يَحْكُمُ (مرفوع بالضمّة).
16. يُحْكَمُ (مرفوع بالضمّة).
- كل الأفعال أعلاه مرفوعة (مُعربة) لأنها لم تسبق بناصب أو جازم.
- لا يوجد أفعال مبنية في هذا النص (لعدم وجود جمع مؤنث أو نون توكيد).
---
#### التمرين الثالث: تغيير الصيغ حسب النمط المطلوب
1. المثال: أَنْ يَضْرِبَانِ → أَنْ يَضْرِبَا
- التوضيح: عند دخول "أن" على الفعل المضارع، يحذف حرف النون من الأفعال الخمسة (مثل يضربان، تضربان، ...).
2. لَنْ + يَضْرِبُونَ → لَنْ يَضْرِبُوا
- التوضيح: حذف النون لأن "لن" ناصب.
3. كَيْ + يَضْرِبْنَ → كَيْ يَضْرِبْنَ
- التوضيح: "يَضْرِبْنَ" جمع مؤنث مبني على السكون فلا يتغير.
4. لَا يَضْرِبَانِ → لَا تَضْرِبَا
- التوضيح: "لا الناهية" تجزم الفعل المضارع، وتحذف النون من الأفعال الخمسة.
5. لَمْ + أَضْرِبُ → لَمْ أَضْرِبْ
- التوضيح: "لم" تجزم الفعل المضارع، فيُبنى على السكون.
---
### الخلاصة
- الفعل المضارع يُعرب إلا في جمع المؤنث أو مع نون التوكيد.
- حروف النصب (أن، لن، كي) تنصبه، و**حروف الجزم** (لم، لا الناهية) تجزمه.
- الأفعال الملونة في النص كلها مرفوعة لأنها لم تسبق بأدوات نصب أو جزم.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### پاسخ به تمرینات دستوری درباره فعل مضارع به فارسی
---
#### تمرین اول: زمان اعراب و بناء فعل مضارع با مثال
1. فعل مضارع معرب (تغییرپذیر):
- وقتی ساکن کننده (ناصب) یا جازم نداشته باشد مرفوع (ضمه میگیرد):
- مثال: یَضرِبُ (میزند)
- اگر قبلش حروف ناصب (أن، لن، كي، إذن) بیاید منصوب (فتحه میگیرد):
- مثال: لَن یَضرِبَ (نخواهد زد)
- اگر قبلش حروف جازم (لم، لا الناهی، لام امر، إن، ...) بیاید مجزوم (سکون میگیرد):
- مثال: لَم یَضرِبْ (نزد)
2. فعل مضارع مبنی (ثابت):
- جمع مؤنث همیشه مبنی بر سکون:
- مثال: یَضرِبنَ (آنها میزنند - مؤنث)
- اگر نون تأکید داشته باشد مبنی بر فتحه:
- مثال: لَیَضرِبَنَّ (حتماً خواهد زد)
---
#### تمرین دوم: استخراج افعال مضارع از متن و تشخیص معرب/مبنی
متن دعای جوشن کبیر:
> "ای کسی که میآفریند ولی دیده نمیشود، ای کسی که روزی میدهد ولی به او روزی نمیدهند، ای کسی که زنده میکند ولی زنده نمیشود..."
افعال مضارع در متن:
1. یُریٰ (دیده میشود) → مرفوع (معرب)
2. یُخلَقُ (آفریده میشود) → مرفوع
3. یَهدی (هدایت میکند) → مرفوع
...
(تمامی افعال مرفوع هستند چون حرف ناصب یا جازم قبلشان نیامده)
---
#### تمرین سوم: تغییر صیغهها طبق الگو
1. أن یَضرِبَانِ → أن یَضرِبَا
- (حذف نون جمع چون "أن" ناصب است)
2. لَن + یَضرِبُونَ → لَن یَضرِبُوا
- (حذف نون به دلیل "لن")
3. كی + یَضرِبنَ → كی یَضرِبنَ
- (جمع مؤنث تغییری نمیکند)
4. لَا یَضرِبَانِ → لَا تَضرِبَا
- (حذف نون به دلیل "لا الناهی")
5. لَم + أَضرِبُ → لَم أَضرِبْ
- (سکون به دلیل "لم")
---
### نکته پایانی
- فعل مضارع معمولاً معرب است مگر در دو حالت:
- جمع مؤنث (مثل یَضرِبنَ) → مبنی بر سکون
- نون تأکید (مثل لَیَضرِبَنَّ) → مبنی بر فتح
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه فارسی متن با معانی واژهها:
معانی واژهها و ترکیبها:
1. طنبور → یک ساز موسیقی (مانند تنبور یا دوتار)
2. عود → یک ساز موسیقی زهی (مانند بربط)
3. ساخت و تخلیه كنيف → ساخت و تخلیه توالت (خانه نظافت)
4. لا جَرَمَ → به راستی، حقاً (درست است)
5. مَا بَدا لَكَ → هر چه بخواهی (هر چه اراده کنی)
### نکات:
- كنيف در عربی به معنای "توالت" یا "مستراح" است.
- لا جرم یک اصطلاح عربی است که تأکید بر حتمی بودن چیزی دارد.
- ما بدا لك یک عبارت عربی است که به معنای "هر چه به نظرت رسد" یا "هر چه بخواهی" میباشد.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه و توضیح متن به فارسی:
ترجمه:
فعل امر در زبان عربی، همانند فعل ماضی، همیشه مبنایی است و آخر آن در هیچ حالتی تغییر نمیکند. فعل امر تنها میتواند بر یکی از حالتهای زیر بنا شود:
۱. سکون: مانند «اِضرِب» (بزن) و «اِضرِبن» (بزنید - برای زنان).
۲. حذف: مانند «اِضرِبا» (هر دو بزنید) و «اِضرِبوا» (همگی بزنید - برای مردان) و «اِضرِبي» (بزن - برای زن) که بر حذف نون بنا شدهاند. همچنین مانند «اُدعُ» (بخوان) که بر حذف لام الفعل (حرف آخر فعل) بنا شده است.
۳. فتح: مانند «اِضرِبن» (بزنید - برای زنان).
حرکاتی که به صورت اتفاقی بر فعل امر وارد میشوند (مانند کسره در «اِضرِبِ الرَّجُلَ») تأثیری در بنای فعل ندارند. این کسره برای جلوگیری از اجتماع دو ساکن (سکون آخر فعل و سکون اول «الرجل») اضافه شده است. همچنین افعال مضاعف (مانند «مُدَّ» - با تشدید دال) در اصل بر سکون بنا شدهاند، زیرا ریشه آنها به صورت «اَمْدُد» است (طبق قواعد علم صرف).
توضیح:
- فعل امر در عربی همیشه مبنی است (یعنی آخر آن تغییر نمیکند) و بر سه حالت ساخته میشود: سکون، حذف نون یا حرف آخر، و فتحه.
- مثالها نشان میدهند که چگونه فعل امر برای مخاطب مذکر، مؤنث، مثنی و جمع ساخته میشود.
- تغییرات ظاهری (مانند اضافه شدن کسره برای سهولت تلفظ) تأثیری در اصل بنای فعل ندارند.
- افعال مضاعف (مانند «مُدَّ») نیز در اصل بر سکون هستند، اما به دلیل قواعد صرفی، تغییر شکل میدهند.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه دقیق فارسی بدون ذکر متن عربی:
به مادرت رسیدگی کن.
مردی نصرانی که مسلمان شده و حج انجام داده بود، نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: من قبلاً نصرانی بودم و الآن اسلام آوردهام.
امام پرسید: چه چیزی در اسلام دیدی که تو را جذب کرد؟
مرد پاسخ داد: این آیه خداوند عزوجل:
*«تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست، ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر کس را بخواهیم با آن هدایت میکنیم.»* (سوره شوری، آیه ۵۲)
امام فرمود: خداوند تو را هدایت کرده است. سپس سه بار دعا کرد: *خدایا او را هدایت کن.* بعد گفت: *پسرم، هر چه میخواهی بپرس.*
مرد پرسید: پدر و خانوادهام نصرانی هستند و مادرم نابیناست. آیا میتوانم با آنها بمانم و از ظرفهایشان غذا بخورم؟
امام پرسید: آیا گوشت خوک میخورند؟
مرد گفت: نه، حتی به آن دست نمیزنند.
امام فرمود: اشکالی ندارد. اما به مادرت برس و به او نیکی کن. اگر از دنیا رفت، مواظب باش کارهایش را به دیگری نسپاری؛ خودت مسئولیتش را به عهده بگیر.
وقتی آن مرد به کوفه بازگشت، به مادرش بسیار محبت کرد: به او غذا میداد، موهایش را شانه میزد و از او خدمت میکرد.
مادرش پرسید: پسرکم، وقتی همکیش من بودی اینگونه با من رفتار نمیکردی! از وقتی به آیین حنیف (اسلام) گرویدهای، این تغییر از تو میبینم!
مرد پاسخ داد: مردی از فرزندان پیامبر ما این را به من دستور داد.
مادر پرسید: آیا او پیامبر است؟
گفت: نه، اما فرزند پیامبر است.
مادر گفت: پسرجان، به گمانم او پیامبر است؛ این رفتار، سفارش پیامبران است!
مرد توضیح داد: مادر، پیامبر ما خاتم پیامبران است و پس از او پیامبری نخواهد آمد، اما این مرد فرزند پیامبر است.
مادر گفت: به خدا دین تو بهترین دین است! آن را به من نیز بیاموز.
پس مرد اسلام را به او آموزش داد و مادرش مسلمان شد. نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا را یاد گرفت.
شب هنگام حالش دگرگون شد (احتمالاً نزدیک به وفات بود) و گفت: پسرم، دوباره آنچه یادم دادی تکرار کن.
مرد آموزشها را تکرار کرد و مادر بر اسلام استوار ماند و درگذشت.
صبحگاه، مسلمانان او را غسل دادند و پسرش بر او نماز خواند و در قبرش گذاشت.
اشعار پایانی:
مادر اگر پرورش یابد،
مردمی پاکنهاد پرورش میدهد.
مادر استاد بزرگانی است
که آوازهی نیکیشان جهان را پر کرده است.
---
نکات ترجمه:
- رعایت ترتیب جملات و حفظ ساختار روایت.
- انتقال دقیق مفاهیم دینی و عاطفی.
- ترجمهٔ روان و امروزی با حفظ اصالت متن.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه متن به فارسی:
---
کدام جان است که نمیمیرد؟
همانا موسی بن عمران را اجلش فرا رسید و مدت عمرش به پایان آمد و روزیاش قطع شد. فرشته مرگ به نزد او آمد و گفت: «سلام بر تو ای کسی که با خدا سخن گفتهای (کلیمالله)!» موسی پاسخ داد: «و بر تو سلام، تو کیستی؟» گفت: «من فرشته مرگم.» موسی پرسید: «چه چیزی تو را به اینجا آورده است؟» گفت: «آمدهام تا روح تو را قبض کنم.» موسی به او گفت: «از کجا روح مرا میگیری؟» گفت: «از دهانت.» موسی گفت: «چگونه، در حالی که من با این دهان با پروردگارم سخن گفتهام؟» گفت: «از دستانت.» موسی گفت: «چگونه، در حالی که من تورات را با این دستها حمل کردهام؟!» گفت: «از پاهایت.» موسی گفت: «چگونه، در حالی که با این پاها بر کوه طور سینا قدم گذاشتهام؟!» گفت: «پس از چشمانت.» موسی گفت: «چگونه، در حالی که این چشمان همواره به امید پروردگارم دراز شدهاند؟» گفت: «از گوشهایت.» موسی گفت: «چگونه، در حالی که با این گوشها کلام پروردگارم را شنیدهام؟!»
پس خداوند تبارک و تعالی به فرشته مرگ وحی فرستاد: «روح او را قبض نکن تا زمانی که خود او بخواهد.» فرشته مرگ رفت و موسی هر اندازه که خدا خواست پس از آن زنده ماند...
موسی از قوم خود غایب شد و در زمان غیبتش به مردی رسید که در حال کندن قبری بود. به او گفت: «آیا کمک کنم تا این قبر را حفر کنی؟» مرد پاسخ داد: «آری.» پس موسی به او کمک کرد تا قبر را کند و لحد را آماده ساخت. سپس موسی بن عمران درون قبر دراز کشید تا ببیند چگونه است. در آن لحظه پرده از دیدگانش کنار رفت و جایگاه خود را در بهشت دید. پس گفت: «پروردگارا، مرا به سوی خود بازگردان!» فرشته مرگ روح او را در همانجا قبض کرد و او را در بیابان دفن کرد و خاک بر او پوشاند. آن مردی که قبر را میکَند، فرشتهای بود در شکل انسان، و این واقعه در بیابان رخ داد. ناگاه ندایی از آسمان برخاست: «موسی کلیمالله درگذشت! پس کدام جان است که نمیمیرد؟»
و هنگامی که مرگ چنگالهایش را میگستراند،
میبینی هر طلسمی بیاثر میشود.
---
توضیحات:
- ترجمه با حفظ مفهوم اصلی و ادبیات متن انجام شده است.
- اصطلاحاتی مانند «كليم الله» به صورت توضیحی («کسی که با خدا سخن گفت») ترجمه شده تا برای خواننده فارسیزبان گویا باشد.
- اشعار پایانی با توجه به وزن و مفهوم، به فارسی بازآفرینی شدهاند.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه فارسی واژهها و ترکیبهای عربی به شرح زیر است:
### ترجمه عبارات:
۱. اسْتَوْفَى مُدَّتَهُ → عمرش را کامل کرد (زندگیاش به پایان رسید)
۲. اضْطَجَعَ → به پهلو خوابید (دراز کشید)
۳. أَلْفَيْتُ → یافتم، پیدا کردم
۴. أَنْشَبْتُ → فرو کردم (وارد کردم، مانند فرو کردن دندان یا ناخن در چیزی)
۵. انْقَطَعَ أُكُلُهُ → روزیاش قطع شد (دیگر روزی نداشت)
۶. تِمْثَالٌ → تمثال (مجسمه)
۷. تَمِيمَةٌ → حرز، تعویذ (چیزی که برای دفع چشمزخم یا بلا استفاده میشود)
۸. التِّيهُ → بیابان بیعلامت، سرگردانی (جایی که راه گم میشود)
۹. سَوَّى → هموار کرد، مسطح نمود
۱۰. المَنِيَّةُ → مرگ، اجل
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه متن:
پیشتر با مفعولفیه (ظرف) و جار و مجرور (شبهجمله) آشنا شدیم. هر یک از این دو باید به فعل آن در جمله مرتبط و وابسته باشند؛ مانند عبارت «فی القبر» که قبل از پیوند با فعل، معنای کامل و مستقلی ندارد، برخلاف جمله «دَفَنتُه فی القبر» (او را در قبر گذاشتم).
فعل یا خاص است (مانند دفن کردن و زدن) یا عام (مانند بودن و وجود داشتن). همچنین هر یک از این افعال یا ذکر شده است یا حذف شده. اگر فعل عام و محذوف باشد، ظرف به عنوان مستقر (جایگاه ثابت) عمل میکند؛ مانند عبارت «السلام علیک» (سلام بر تو)، زیرا تقدیر آن «السلام یکون علیک» (سلام بر تو باشد) است. در غیر این صورت، استفاده از ظرف لغو (بیهوده) خواهد بود؛ مانند «دَفَنَهُ فِي القبر» (او را در قبر گذاشت).
---
### توضیح و تحلیل:
۱. ظرف (المفعول فیه) و شبهجمله (الجار والمجرور):
- این دو عنصر نحوی همیشه نیازمند یک فعل یا معنای فعلی در جمله هستند تا معنا پیدا کنند.
- مثال:
- «فی القبر» بهتنهایی معنای مبهمی دارد، اما در جمله «دَفَنتُه فی القبر» (او را در قبر گذاشتم)، به فعل «دَفَنَ» وابسته است و معنا مییابد.
۲. انواع فعل از نظر معنایی:
- فعل خاص: افعالی با معنای مشخص (مانند دفن کردن، ضرب زدن).
- فعل عام: افعال کلی مانند «بودن» (کون) و «وجود داشتن» (وجود).
۳. حذف فعل:
- اگر فعل عام باشد و حذف شود، ظرف به عنوان مستقر (جایگاه ثابت) عمل میکند.
- مثال: «السلام علیک» → تقدیر: «السلام یکون علیک» (سلام بر تو باشد).
- اگر فعل خاص باشد و حذف شود، استفاده از ظرف بیهوده است، مگر اینکه فعل بهصورت واضح ذکر شود.
۴. نکته کاربردی:
- در تحلیل جمله، باید به تقدیر فعل (بهویژه افعال عام) توجه کرد تا رابطه ظرف یا شبهجمله با بقیه جمله مشخص شود.
- مثال اشتباه: «دفنه في القبر» بدون فعل خاص، بیمعناست، اما با آوردن فعل «دَفَنَ»، جمله کامل میشود.
این توضیحات نشان میدهد که چرا در زبان عربی، حتی حذف فعل نیز باید با در نظر گرفتن قواعد نحوی و معنایی انجام شود تا جمله ساختار صحیحی داشته باشد.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### پاسخ به سوالات به همراه توضیح و مثال:
---
#### ۱. چرا ظرف (مفعولفیه) نیاز به متعلق دارد؟ با مثال توضیح دهید.
- تعریف: ظرف (مانند «في الدار»، «علی السطح») همیشه باید به یک فعل یا معنای فعلی (مثل مصدر یا صفت مشبهه) در جمله مرتبط شود تا معنا پیدا کند.
- مثال:
- جمله «زيد في الدار» (زید در خانه است):
- «في الدار» (ظرف مکان) به فعل محذوف «يوجد» یا «يكون» (است/میباشد) وابسته است.
- تقدیر جمله: «زيد يكون في الدار».
- اگر ظرف بدون متعلق باشد، مانند «في الدار» بهتنهایی، جمله ناقص و بیمعناست.
---
#### ۲. تفاوت افعال عام و افعال خاص چیست؟
| افعال عام | افعال خاص |
|--------------|--------------|
| افعالی با معنای کلی مانند بودن (کون)، وجود داشتن (وجود). | افعالی با معنای مشخص مانند زدن (ضرب)، گذاشتن (دفن). |
| مثال: «السلام يكون عليك» (سلام بر تو باشد). | مثال: «دَفَنتُه في القبر» (او را در قبر گذاشتم). |
| معمولاً در تقدیر گرفته میشوند (حذف میشوند). | معمولاً در جمله ذکر میشوند. |
---
#### ۳. تفاوت ظرف مستقر و ظرف لغو چیست؟ برای هر کدام مثال بزنید.
| ظرف مستقر | ظرف لغو |
|--------------|-----------|
| وقتی است که به یک فعل عام محذوف مرتبط باشد و معنا دهد. | وقتی است که به فعل خاص محذوف مرتبط باشد و بیمعنا بماند. |
| مثال: «السلام عليك» (سلام بر تو): تقدیر «السلام يكون عليك». | مثال: «غاب موسى عن قومه» (موسی از قومش غایب شد): چون فعل خاص «غاب» ذکر شده، ظرف «عن قومه» لغو نیست. اما اگر فعل حذف میشد، مثلاً «موسی عن قومه»، بیمعنا بود. |
---
### اعراب جملات:
#### ۱. غاب موسى عن قومه
- عن قومه: ظرف لغو (متعلق به فعل خاص «غاب»).
- اعراب:
- غاب: فعل ماضی.
- موسى: فاعل مرفوع.
- عن: حرف جر.
- قومه: مجرور بـ«عن» + ه ضمیر متصل.
#### ۲. السلام عليك
- عليك: ظرف مستقر (متعلق به فعل عام محذوف «يكون»).
- اعراب:
- السلام: مبتدا مرفوع.
- عليك: ظرف متعلق به محذوف (خبر).
#### ۳. قال له موسى: من أين تقبض روحي؟ قال: من أنك.
- من أين: ظرف استفهام (متعلق بـ«تقبض»).
- اعراب:
- قال: فعل ماضی.
- له: جار و مجرور.
- موسى: فاعل.
#### ۴. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
- بِسْمِ: جار و مجرور (متعلق به فعل محذوف «أبدأ»).
- اعراب:
- الباء: حرف جر.
- اسم: مجرور.
- الله: مضاف الیه.
#### ۵. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
- عَلَى مُحَمَّدٍ: جار و مجرور (متعلق بـ«صل»).
#### ۶. الْحَمْدُ لِلَّهِ
- لله: جار و مجرور (متعلق به محذوف «يستحق»).
#### ۷. زيد في الدار
- في الدار: ظرف مستقر (متعلق به فعل محذوف «يكون»).
---
### نتیجهگیری:
- ظرف همیشه نیاز به یک متعلق (فعل یا معنای فعلی) دارد.
- اگر متعلق، فعل عام محذوف باشد، ظرف مستقر است.
- اگر متعلق، فعل خاص محذوف باشد، ظرف لغو (بیهوده) خواهد بود.
این قواعد در تحلیل جملات عربی بسیار کاربردی هستند!
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos