eitaa logo
الفصوص فی علم النحو
873 دنبال‌کننده
12 عکس
0 ویدیو
7 فایل
سلام علیکم گروه شخصی است و بدون ذکر منبع انتشار مطالب شرعا جایز نیست❌ شرط استفاده از مطالب صلوات برای سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر (عج) میباشد ✔️ ارتباط با ادمین : @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
جواب تو به زبان خودم (با حال و هوای خودمانی و طنز): --- ### ۱. "قال من فمک" فعلش عامه یا خاص؟ - تجزیه و تحلیل جمله: - "قال" (گفت) → این یه فعل خاصه، چون کار مشخصی رو نشون میده (حرف زدن). - "من فمک" (از دهانت) → این یه جار و مجروره که به فعل "قال" وصل شده. - نتیجه: - اینجا فعل خاص ("قال") ذکر شده، پس نیاز به حذف نداره و جمله کامله. - اگه فعل حذف میشد، مثلاً میگفتیم: "من فمک" (از دهانت!) → این بی‌معنا میشد، چون فعل خاص حذف شده و معلوم نیست چه اتفاقی افتاده! --- ### ۲. مقایسه با مثال‌های دیگه: - مثال فعل عام محذوف: - "السلام علیک" → اینجا فعل "باشد" (یکون) حذف شده که یه فعل عامه. پس ظرف مستقر داریم. - مثال فعل خاص محذوف (غیرمجاز): - "موسی عن قومه" → اینجا فعل خاصی مثل "غاب" حذف شده، پس جمله خراب میشه! --- ### ۳. نتیجه‌گیری طنزآمیز: - "قال من فمک" → فعلش خاصه و حذف نشده، پس جمله درست و پختهه! - اگه فعلش رو حذف میکردیم، میشد: "من فمک..." → یعنی چی؟ دهنت سوت میکشه؟ چیزی افتاد؟ 🤔😂 پ.ن: پس یادت باشه: - فعل خاص رو حذف نکن، وگرنه جمله‌ات نیمه‌کاره میمونه! - فعل عام رو میتونی مخفی کنی، چون مخفیکاری‌اش قانونیه! انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
--- ### ۱. "الظرف" چیه و چرا همیشه یه "بابایی" میخواد؟ - مثلاً: - جملهٔ "زيد في الدار" (زید توی خونه است) رو در نظر بگیر. - "في الدار" (توی خونه) یتیمه! تا یه فعل مثل "هست" نگی، معنی نمیده. پس میگیم: "زيد موجود** في الدار"** (زید وجود داره توی خونه). - بیبابا ظرف = یتیم بیپناه! 😅 --- ### ۲. فرق "افعال کلی" و "افعال خاص" چیه؟ - افعال کلی (عموم): مثل "بودن" و "وجود داشتن" — اینا مثل "پدرخوانده" هستن و میتونن مخفی بشن! - مثال: "السلام عليك" یعنی "سلام باشد** بر تو"** (فعل "باشد" حذف شده). - افعال خاص: مثل "زدن"، "خوردن" — اینا رو نمیشه راحت حذف کرد، وگرنه جمله گنگ میشه! - مثال: "ضربه زد به دیوار**"** → اگه بگی "به دیوار" فقط، کسی نمیفهمه چی شد! --- ### ۳. "ظرف مستقر" vs "ظرف لغو" — فرقشون چیه؟ - ظرف مستقر: وقتی یه فعل کلی حذف بشه ولی ما باهوش باشیم و حدس بزنیم! - مثال: "السلام عليك" → حذف شده: "السلام یکون** عليك"** (سلام باشد بر تو). - ظرف لغو: وقتی فعل خاص حذف بشه و جمله بی‌معنا شه! - مثال: "موسی از قومش**"** → چی؟ موسی از قومش چیکار کرد؟ (فعل "غایب شد" یا "رفت" حذف شده و جمله خراب شده!). --- ### ۴. اعراب جمله‌های خواسته شده (خلاصه و طنز): ۱. "غاب موسی عن قومه""عن قومه" یه ظرفه، ولی چون فعل "غاب" رو داره، لغو نیست! (موسی از قومش پنهان شد). ۲. "السلام عليك""عليك" ظرف مستقر، چون فعل "باشد" تو دلش قایم شده! ۳. "بسم الله..." → اینجا "بسم" اصلاً یه عالمه معنی داره، ولی خلاصه: حرف جر + اسم + اضافه به "الله". ۴. "زيد في الدار""في الدار" ظرف مستقر، چون تو ذهنمون فعل "هست" رو میذاریم! --- نتیجهٔ خندهدار: - ظرف‌ها مثل بچه‌ها هستن: یا باید پدر/مادر (فعل) داشته باشن، یا پدربزرگ (فعل عام حذف شده)! وگرنه "یتیم" میشن و جمله رو به گمراهی می‌کشونن! 😂 انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
این متن داستان موسی(ع) و ملک الموت را روایت میکند که از نظر دستور زبان عربی دارای نکات ادبی و نحوی جالبی است. درخواست شما برای تحلیل قواعدی این متن را به صورت علمی و منظم ارائه میدهم: ### 1. تحلیل نحوی جملات کلیدی: أ) "أَتَاهُ مَلَكُ الْمَوْتِ" - أتَى: فعل ماضی - الهاء: ضمیر مفعول به - مَلَكُ: فاعل مرفوع - الْمَوْتِ: مضاف الیه مجرور ب) "مَنْ أَنْتَ؟" - من: اسم استفهام مبتدا - أنت: خبر مرفوع ج) "جِئْتُ لِأَقْبِضَ رُوحَكَ" - جئت: فعل ماضی + تاء فاعل - لِأَقْبِضَ: لام تعلیل + فعل مضارع منصوب - روحك: مفعول به + كاف مضاف الیه ### 2. ظروف و متعلقات: أ) "مِنْ فَيكَ" - ظرف مكان منصوب ب) "مِنْ يَدَيْكَ" - ظرف مكان منصوب ج) "فِي غَيْبَتِهِ" - ظرف مكان منصوب ### 3. أفعال خاصة وعامة: - أفعال خاصة: "كَلَّمْتُ"، "حَمَلْتُ"، "وَقَفْتُ" (أفعال محددة) - أفعال عامة: "يَكُونَ" (فعل الكون المحذوف في بعض المواضع) ### 4. أساليب بلاغية: أ) أسلوب الاستفهام التکریتي: "كَيْفَ وَقَدْ كَلَّمْتُ..." ب) أسلوب الحوار الدرامي بین موسی وملک الموت ج) أسلوب التدرج في السرد القصصي ### 5. تراکیب إضافیة بارزة: أ) "كَلِيمَ اللهِ" - مضاف ومضاف الیه ب) "رُوحَكَ" - مضاف ومضاف الیه ج) "طُورَ سَيْنَاءَ" - مضاف ومضاف الیه ### 6. تحلیل بلاغي: أ) استخدام المحسنات البديعية: - الطباق: "قبض" مقابل "أراد" - التکرار: تکرار "کيف وقد" ب) الصور البيانية: - الاستعارة في "انقطع أكله" - الكناية في "من فیک" ### 7. نکات صرفية: أ) أفعال مضارعة منصوبة بعد لام التعلیل: - "لِأَقْبِضَ" - "لِيَنظُرْ" ب) اسماء الإشارة: - "هَذَا الْقَبْرِ" - "ذَلِكَ" هذا التحلیل یظهر روعة النص من حیث: 1. الترکیب النحوي المتقن 2. التنوع في الأسالیب الإنشائیة 3. دقة التعبیرات والتراکیب 4. التدرج المنطقي في الحوار النص یمثل نموذجاً رائعاً للغة العربیة الفصحى بجمیع مستویاتها النحویة والبلاغیة والصرفیة. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
در قواعد نحوی عربی، "ظرف مستقر" و "ظرف لغو" دو اصطلاح هستند که به انواع مختلف ظرف (مکان یا زمان) اشاره دارند و تفاوت آنها در ثابت یا غیرثابت بودن رابطهٔ ظرف با مظروف (محلوقوع) است. ### ۱. ظرف مستقر (ظرف ثابت) - تعریف: ظرفی است که رابطهٔ آن با مظروف ثابت و پایدار است، یعنی همیشه به عنوان ظرف برای آن مظروف استفاده می‌شود. - مثال: - "جلستُ في الدارِ" (در خانه نشستم) - "الدار" (خانه) به عنوان ظرف مستقر برای فعل "جلستُ" است، زیرا خانه مکانی ثابت برای نشستن است. - "الكتابُ في الصندوقِ" (کتاب در جعبه است) - "الصندوق" (جعبه) ظرفی ثابت برای قرار گرفتن کتاب است. ### ۲. ظرف لغو (ظرف غیرثابت) - تعریف: ظرفی است که رابطهٔ آن با مظروف موقت و غیرثابت است، یعنی به طور دائم به عنوان ظرف برای آن مظروف استفاده نمی‌شود. - مثال: - "مررتُ بالرجلِ في السوقِ" (از مردی در بازار گذشتم) - "السوق" (بازار) در اینجا ظرف لغو است، زیرا بازار محل ثابتی برای مرد نیست، بلکه فقط به طور اتفاقی در آنجا بوده است. - "الطائرُ على الشجرةِ" (پرنده روی درخت است) - "الشجرة" (درخت) ظرفی موقت برای پرنده است، زیرا پرنده ممکن است بعداً پرواز کند و روی درخت نباشد. ### تفاوت کلیدی: | ظرف مستقر | ظرف لغو | |--------------|------------| | رابطهٔ ثابت و پایدار بین ظرف و مظروف | رابطهٔ موقت و غیرثابت | | مثال: "الكتابُ في الصندوقِ" (کتاب همیشه در جعبه است) | مثال: "الطائرُ على الشجرةِ" (پرنده موقتاً روی درخت است) | در تحلیل نحوی، تشخیص این دو نوع ظرف به درک بهتر نقش کلمات در جمله کمک می‌کند. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته الحمدلله رب العالمین که به برکت الطاف الهی، جمع مبارک طلاب عزیز در این کانال رو به فزونی است. ان شاء الله که مطالب اینجا چونان چراغی فراراهتان باشد و سودمند افتد. هرگاه سوالی یا ابهامی در دلتان نشست، بنده را به یاد آورید. اگر توفیق رفیق شود، با دل و جان پاسخگو خواهم بود. اما دوستان نورانی من، حاجتی دارم که تنها در سایه‌ی دعای خالصانه‌ی شما عزیزانِ سربازان امام عصر(عج) برآورده می‌شود. اگر دست دعایتان را به آسمان رحمت بلند کنید و این بنده‌ی ناچیز را نیز در دعای خیرتان یاد کنید، گویی گنجی به من بخشیده‌اید. از الطاف پنهانتان بی‌نصیبم مگذارید... 🌹
درس سادس عشر👇
متن عربی: إِنَّ عِيسَى بْنَ مَرْيَمَ كَانَ مِنْ سُنَنِهِ السَّيْحُ فِي الْبِلَادِ. فَفِي بَعْضِ سَيْحِهِ سَارَ مِنْ مَنْزِلِهِ إِلَى بَحْرٍ، وَمَعَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ قَصِيرٌ، وَكَانَ كَثِيرَ اللَّزُومِ لِعِيسَى. ترجمه فارسی: در حقیقت، عیسی پسر مریم از عادت‌هایش سفر در سرزمین‌ها بود. در یکی از سفرهایش، از خانه‌اش به سوی دریایی راه افتاد و همراه او مردی کوتاه‌قامت از یارانش بود که بسیار به عیسی ملازم بود. --- متن عربی: فَسَارَا مَعًا حَتَّى حِينٍ، إِلَى أَنْ وَصَلَا إِلَى الْبَحْرِ، فَقَالَ عِيسَى: بِسْمِ اللهِ، بِصِحَّةِ يَقِينٍ مِنْهُ، فَمَشَى عَلَى ظَهْرِ الْمَاءِ. ترجمه فارسی: پس با هم راه رفتند تا زمانی که به دریا رسیدند. عیسی گفت: «به نام خدا، با نیروی یقین از سوی او» و بر سطح آب راه رفت. --- متن عربی: فَقَالَ الرَّجُلُ الْقَصِيرُ حِينَ نَظَرَ إِلَى عِيسَى يَجُوزُهُ: بِسْمِ اللَّهِ، بِصِحَّةِ يَقِينٍ مِنْهُ، فَمَشَى عَلَى الْمَاءِ، وَلَحِقَ بِعِيسَى. ترجمه فارسی: مرد کوتاه‌قامت وقتی دید عیسی از آب می‌گذرد، گفت: «به نام خدا، با نیروی یقین از سوی او» و بر آب راه رفت و به عیسی پیوست. --- متن عربی: فَدَخَلَهُ الْعُجْبُ بِنَفْسِهِ، فَقَالَ: أَنَا كَعِيسَى رُوحِ اللهِ: هُوَ يَمْشِي عَلَى الْمَاءِ وَأَنَا أَمْشِي عَلَى الْمَاءِ، إِذَنْ لَيْسَ لَهُ فَضْلٌ عَلَيَّ! ترجمه فارسی: آنگاه غرور به او چیره شد و گفت: «من هم مانند عیسی، روح خدا هستم! او بر آب راه می‌رود و من هم بر آب راه می‌روم، پس دیگر برتری‌ای بر من ندارد!» --- متن عربی: فَرُمِسَ فِي الْمَاءِ، فَاسْتَغَاثَ بِعِيسَى، فَتَنَاوَلَهُ مِنَ الْمَاءِ وَأَخْرَجَهُ. ترجمه فارسی: پس در آب فرو رفت و از عیسی کمک خواست. عیسی دستش را گرفت و او را از آب بیرون آورد. --- متن عربی: ثُمَّ قَالَ لَهُ: مَا قُلْتَ يَا قَصِيرُ؟ قَالَ: قُلْتُ هَذَا رُوحُ اللهِ يَمْشِي عَلَى الْمَاءِ وَأَنَا أَمْشِي عَلَى الْمَاءِ، فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ عُجْبٌ. ترجمه فارسی: سپس عیسی به او گفت: «چه گفتی ای کوتاه‌قامت؟» گفت: «گفتم این [عیسی] روح خداست که بر آب راه می‌رود و من هم بر آب راه می‌روم، پس غرور مرا فراگرفت.» --- متن عربی: فَقَالَ لَهُ عِيسَى: رُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً! لَقَدْ وَضَعْتَ نَفْسَكَ فِي غَيْرِ الْمَوْضِعِ الَّذِي وَضَعَكَ اللهُ فِيهِ، فَمَحَاكَ اللهُ عَلَى مَا قُلْتَ، فَتُبْ مُذْ يَوْمِنَا هَذَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِمَّا قُلْتَ. ترجمه فارسی: عیسی به او گفت: «چه بسا سخنی که نعمتی را بستاند! تو خود را در جایی قرار دادی که خدا تو را در آن جایگاه ننهاده بود، پس خداوند تو را به سبب گفتارت مجازات کرد. پس از امروز به درگاه خداوند متعال از آنچه گفتی توبه کن.» --- متن عربی: فَانْتَهَى الرَّجُلُ عَنْ قَوْلِهِ، وَتَابَ، وَقَالَ: وَاللَّهِ لَنْ أَعْجِبَ بِنَفْسِي بَعْدُ. فَعَادَ مُنْذُ السَّاعَةِ إِلَى مَرْتَبَتِهِ الَّتِي وَضَعَهُ اللَّهُ فِيهَا. ترجمه فارسی: پس آن مرد از گفتار خود دست برداشت و توبه کرد و گفت: «به خدا دیگر هرگز به خودم غرور نمی‌ورزم!» و از همان لحظه به جایگاهی که خدا برایش مقرر کرده بود بازگشت. --- متن عربی: مَلْأَى السَّابِلِ تَنْحَنِي بِتَوَاضُعٍ، وَالْفَارِغَاتُ رُؤُوسُهُنَّ شَوَامِخُ. ترجمه فارسی: «خوشه‌های پر از دانه از تواضع خم می‌شوند، و خوشه‌های تهی سرهایشان را بالا می‌گیرند.» (این بیت شعر به صورت تمثیل اشاره به فروتنی افراد با فضیلت در مقابل تکبر افراد بی‌مایه دارد.) انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه و توضیح قواعد نحوی مربوط به حروف جر: #### ترجمه متن: اسم در دو موضع مجرور می‌شود: ۱. وقتی بعد از حرف جر بیاید، مانند «مَشَى عَلَى الْمَاءِ» (روی آب راه رفت) که در این درس آن را بررسی می‌کنیم. ۲. وقتی مضاف‌الیه باشد که در درس بعدی درباره آن صحبت خواهیم کرد. حروف جر بیست حرف هستند که ابن مالک آنها را در دو بیت جمع کرده است: > هاک حروف الجر وهي: مِن، إلَى > مُذ، مُنذ، رُبّ، عَلاَم، كی، وَاو، تَا > حَتّى، خَلا، حَاشَا، عَدَا، فِي، عَن، عَلَى > الكَافُ، البَاءُ، لَعَلّ، مَتَى هر یک از این حروف معنای خاصی دارند که پنهان نیست: - «مِن» (از): برای ابتدا و شروع (مثل: خرجتُ مِنَ البیتِ → از خانه خارج شدم). - «إلَى» و «حَتّى» (به، تا): برای انتها و پایان (مثل: سافَرتُ إلَى بَیروتَ → به بیروت سفر کردم). - «فِي» (در): برای ظرفیت مکانی یا زمانی (مثل: الکِتابُ فِي الحَقیبَةِ → کتاب در کیف است). - «عَن» (از، درباره): برای مجاوزت و فاصله (مثل: تَحَرَّكَ عَنِ المَکانِ → از آنجا حرکت کرد). - «عَلَى» (بر، روی): برای استعلاء و بالا بودن (مثل: المِفتاحُ عَلَى الطّاوِلَةِ → کلید روی میز است). - «مُذ» و «مُنذ» (از، از وقتی که): برای زمان (مثل: ما زَرتُهُ مُنذُ یَومِ → از آن روز به دیدارش نرفته‌ام). - «رُبّ» (چه بسا): برای تکثیر و تعداد (مثل: رُبَّ رَجُلٍ → چه بسا مردی). - «عَلاَم» (برای اختصاص): مانند «لِلهِ دَرُّهُ» (ستایش از آن خداست). - «واو» و «تاء» (سوگند): برای قسم (مثل: وَاللهِ → به خدا). - «الكَاف» (مانند): برای تشبیه (مثل: زَیدٌ كَالأَسَدِ → زید مانند شیر است). - «البَاء» (با، به): برای اِلصاق و همراهی (مثل: ذَهَبتُ بِالقَلَمِ → خودکار را بردم). بقیه حروف (مثل: لَعَلّ، مَتَى، خَلا، حَاشَا، عَدَا) در جای خود توضیح داده خواهند شد. --- #### توضیح ساده و قابل فهم: 🔹 حروف جر حروفی هستند که بعد از آنها اسم مجرور می‌آید (یعنی آخر اسم کسره می‌گیرد، مثل: «عَلَى الْمَاءِ»). 🔹 هر حرف جر معنی خاصی دارد، مثلاً: - «عَلَى» = روی (مثل: کتاب روی میز است). - «مِن» = از (مثل: آمد از مدرسه). - «إلَى» = به سمت (مثل: رفتم به پارک). 🔹 مثال از قرآن: - «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» (سوره طلاق، آیه ۲-۳) → «مِن» به معنای «از» است. 🔹 نکته مهم: - اگر بعد از حرف جر اسم بیاید، مجرور می‌شود (مثل: «فِي البَیتِ» → در خانه). - اگر ضمیر بیاید، به صورت مجرورِ متصل می‌آید (مثل: «لِی» → برای من). --- جمع‌بندی: حروف جر مانند «از، به، در، روی» در فارسی عمل می‌کنند و بعد از آنها اسم کسره می‌گیرد. یادگیری معانی آنها به درک جمله‌های عربی کمک زیادی می‌کند! انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
### حل التمارين النحوية #### 1. يجر الاسم في موضعين، ما هما؟ - بعد حرف جر (مثل: مَشَى عَلَى الْمَاءِ). - إذا كان مضافًا إليه (مثل: كِتَابُ الطَّالِبِ). --- #### 2. أعين الحروف الجارة في الجمل التالية وأذكر معانيها: | الجملة | الحرف الجار | معناه | |--------|------------|-------| | الحق معكم وفيكم ومنكم وإليكم | مَعَ | المصاحبة (مع) | | | فِي | الظرفية (داخل) | | | مِن | الابتداء (من) | | | إِلَى | الانتهاء (نحو) | | واللهِ لَنْ أَعْجَبَ بِنَفْسِي بَعْدُ | الباء | القسم (بحياة الله) | | سَارَ مِنْ مَنْزِلِهِ إِلَى بَحْرٍ | مِنْ | الابتداء (من) | | | إِلَى | الانتهاء (نحو) | | رُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً | رُبَّ | التكثير (كم من كلمة!) | | انْتَهَى الرَّجُلُ عَنْ قَوْلِهِ | عَنْ | المجاوزة (عن) | | سَارَا مَعًا حَتَّى حِينٍ | حَتَّى | الانتهاء (إلى أن) | | لَحِقَ بِعِيسَى | الباء | الملاصقة (بـ) | | مَشَى عَلَى الْمَاءِ | عَلَى | الاستعلاء (على) | | أَنَا كَعِيسَى | الكاف | التشبيه (مثل) | --- #### 3. أملأ الفراغ بالحرف الجار المناسب: | الآية/الدعاء | الإجابة | |--------------|---------| | ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ (الروم: 41) | فِي (الفساد موجود في البر والبحر) | | اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ (دعاء شهر رمضان) | عَنْ (التفريج عن الكرب) | | اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ (دعاء شهر رمضان) | عَلَى (إدخال السرور على الموتى) | --- ### ملاحظات: - الحروف الجارة تُغير إعراب الاسم الذي بعدها إلى مجرور (مثل: فِي البَيتِ → "في" حرف جر، "البيتِ" اسم مجرور بالكسرة). - بعض الحروف مثل "رُبَّ" نادرة الاستخدام اليوم لكنها تظهر في الأدب والقرآن. ✅ تم حل جميع التمارين بنجاح! انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه و توضیح معانی واژه‌ها و ترکیب‌ها: #### ۱. انْتَهَى الرَّجُلُ عَنْ قَوْلِهِ - ترجمه: مرد از گفتارش دست کشید. - معنی: «عَنْ» در اینجا به معنای ترک کردن یا کنار گذاشتن است. #### ۲. جَازَ (عَبَرَ) - ترجمه: گذشت (از چیزی مثل آب یا راه). - معنی: «جاز» به معنای عبور کردن یا پشت سر گذاشتن است. #### ۳. رُمِسَ فِي الْمَاءِ - ترجمه: در آب فرو رفت (غرق شد). - معنی: «رمس» یعنی فرو رفتن در آب یا پوشیده شدن توسط آن. #### ۴. سَلَبَتْ - ترجمه: برداشت یا دور کرد. - معنی: «سلب» به معنای گرفتن چیزی از کسی یا محروم کردن است. #### ۵. عُجْب - ترجمه: غرور (خودبینی). - معنی: احساس برتری بی‌جا نسبت به دیگران. #### ۶. مَقَتَ - ترجمه: سخت دشمن داشت (نفرت شدید). - معنی: «مقت» یعنی کینه‌ورزی عمیق یا انزجار شدید. #### ۷. هَاكَ (خُذْ) - ترجمه: بگیر (در دست بگیر). - معنی: «هاك» در عربی کلاسیک به معنای بفرما یا اینک است و در اینجا برای دادن چیزی به کسی به کار می‌رود. --- ### جمع‌بندی معانی: | عبارت عربی | ترجمه فارسی | توضیح | |----------------|------------------|------------| | انتهى عن قوله | از گفتارش دست کشید | ترک کردن یک سخن یا عمل | | جاز | گذشت | عبور از یک مانع (مثل آب) | | رمس في الماء | در آب فرو رفت | غرق شدن یا پنهان شدن در آب | | سلبت | دور کرد / گرفت | محروم کردن از نعمت | | عُجب | غرور | احساس برتری نابجا | | مقت | سخت دشمن داشت | نفرت شدید | | هاك (خذ) | بگیر / بفرما | دادن چیزی به مخاطب | 📌 نکته: - برخی کلمات مانند «رمس» امروزه کمتر استفاده می‌شوند ولی در متون قدیمی (مثل داستان‌های پیامبران) دیده می‌شوند. - «عجب» و «مقت» در ادبیات فارسی هم کاربرد دارند (مثل: «مُقتِ شدید» = کینه عمیق). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
درس سابع عشر👇
ترجمه دقیق و کامل متن به فارسی: ابن ابی رافع می‌گوید: من خزانه‌دار بیت‌المال علی بن ابی طالب و نویسنده او بودم. در بیت‌المال او یک گردنبند مروارید بود که او روز جنگ بصره آن را به دست آورده بود. دختر علی امیرالمؤمنین نزد من پیام فرستاد و گفت: به من خبر رسیده که در دست تو گردنبند مرواریدی از بیت‌المال امیرالمؤمنین است و دوست دارم آن را به من امانت دهی تا در روزهای عید قربان با آن زینت کنم. من به او پیام دادم و گفتم: آیا این امانتی است ضمانت شده و بازگرداندنی ای دختر امیرالمؤمنین؟ او پاسخ داد: بله، امانتی است ضمانت شده و بازگرداندنی پس از سه روز. پس آن را به او تحویل دادم. وقتی امیرالمؤمنین(ع) آن گردنبند را بر گردن دخترش دید، آن را شناخت و به او گفت: این گردنبند از کجا به دست تو رسیده است؟ دختر پاسخ داد: آن را از ابن ابی رافع، خزانه‌دار بیت‌المال امیرالمؤمنین، به امانت گرفته‌ام تا در عید با آن زینت کنم و سپس آن را بازگردانم. امیرالمؤمنین(ع) مرا فراخواند. وقتی نزد او رفتم، فرمود: ای پسر ابی رافع! آیا به مسلمانان خیانت می‌کنی؟! عرض کردم: پناه به خدا که به مسلمانان خیانت کنم. فرمود: چگونه بدون اجازه من و رضایت مسلمانان، گردنبند بیت‌المال مسلمانان را به دختر امیرالمؤمنین امانت دادی؟! گفتم: ای امیرالمؤمنین، او دختر شماست و از من خواست که آن را به او امانت دهم تا با آن زینت کند. من آن را به عنوان امانتی ضمانت شده و بازگرداندنی به او دادم و ضمانت آن را در مال خود پذیرفتم و موظف هستم آن را سالم به جایگاهش بازگردانم. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: همین امروز آن را بازگردان و مواظب باش که چنین کاری تکرار نکنی، مجازات مرا خواهی چشید. سپس به دخترش فرمود: اگر او این گردنبند را از خزانه بدون قرارداد امانت ضمانت شده می‌گرفت، امروز اولین زنی می‌بود که به دلیل دزدی دستش قطع می‌شد. وقتی سخن پدر به دخترش رسید، به او گفت: ای امیرالمؤمنین، من دختر تو و پاره‌ای از وجود تو هستم، پس چه کسی سزاوارتر از من به پوشیدن آن است؟ امیرالمؤمنین(ع) به او فرمود: ای دختر علی بن ابی طالب! خودت را از حق دور مکن. آیا همه زنان مهاجران می‌توانند در این عید با چنین گردنبندی زینت کنند؟ سپس من گردنبند را از او پس گرفتم و به جایگاهش بازگرداندم. و چه زیبا گفته‌است جورج جرداق، متفکر مسیحی معروف، در کتاب خود "امام علی، صدای عدالت انسانی": علی(ع) به خاطر عدالت سختگیرانه‌اش در محراب عبادت به شهادت رسید. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos