خلاصه و توضیح ساده و کاربردی:
### ۱. اضافه در زبان عربی چیست؟
وقتی دو اسم پشت سر هم بیایند و اسم اول (مضاف)، اسم دوم (مضافالیه) را "جر" دهد، به این رابطه "اضافه" میگویند.
مثال:
- کِتَابُ الطَّالِبِ (کتابِ دانشآموز) → «کتاب» = مضاف / «الطالب» = مضافالیه.
---
### ۲. چرا اضافه مهم است؟
- اگر مضافالیه معرفه (شناختهشده) باشد، مضاف هم معرفه میشود، حتی اگر "ال" نداشته باشد.
مثال:
- بِنْتُ عَلِيٍّ (دخترِ علی) → «بنت» معرفه است، چون «علی» معرفه است.
- اگر مضافالیه نکره (ناشناخته) باشد، مضاف مشخصشده اما هنوز نکره است.
مثال:
- عِقْدُ لُؤْلُوٍ (گردنبندِ مروارید) → «عقد» نکره است، اما مشخص شده که از جنس مروارید است.
---
### ۳. انواع اضافه از نظر معنایی:
۱. اضافه مالکیتی (به معنای «از آنِ» یا «لام»):
- مثال: بَیْتُ الرَّجُلِ (خانهی مرد).
۲. اضافه جنس/تبعیضی (به معنای «ساختهشده از» یا «مِنْ»):
- مثال: خَاتَمُ فِضَّةٍ (انگشتری از نقره).
۳. اضافه ظرفی (به معنای «در» یا «فِي»):
- مثال: بَابُ المَدْرَسَةِ (دَرِ مدرسه).
---
### ۴. نکات طلایی برای ترجمه:
- در فارسی، اضافه معمولاً با «ِ» (کسره) یا حرف اضافه (مثل «از»، «در») ترجمه میشود.
- مثال:
- عِقْدُ اللُّؤْلُو → «گردنبندِ مروارید» یا «گردنبندی از مروارید».
---
### ۵. هشدار مهم!
- اسم اشاره (مثل «هذا»، «تِلْكَ») نمیتواند مضاف باشد.
- ❌ غلط: هَذَا الْوَلَدُ (این پسر) → اینجا «هذا» اسم اشاره است و مضاف نیست.
- ✅ درست: وَلَدُ الرَّجُلِ (پسرِ مرد).
---
جمعبندی نهایی:
- مضاف + مضافالیه = اضافه.
- مضافالیه همیشه مجرور است (حرف جر نمیخورد، اما آخرش کسره دارد).
- اضافه میتواند مالکیت، جنس، یا مکان را نشان دهد.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
حل التدريبات النحوية مع الشرح:
---
### 1. عرّف الإضافة والمضاف والمضاف إليه:
- الإضافة: علاقة نحوية تربط بين اسمين (المضاف والمضاف إليه) بجرّ الثاني.
- المضاف: الاسم الأول (مجرور لفظًا بغير حرف جر).
- المضاف إليه: الاسم الثاني (مجرور بالكسرة أو ما ينوب عنها).
---
### 2. فائدة الإضافة في الجمل التالية:
#### أ. يَوْمَ الْبَصْرَةِ
- الفائدة: تخصيص الزمان (يوم معين هو يوم معركة البصرة).
- الإعراب:
- يَوْمَ: مضاف (مجرور لفظًا).
- الْبَصْرَةِ: مضاف إليه (مجرور بالكسرة).
#### ب. بِنْتُهُ
- الفائدة: تعريف المضاف ("البنت" أصبحت معرفة لأن المضاف إليه معرفة).
- الإعراب:
- بِنْتُ: مضاف.
- ـهُ: مضاف إليه (ضمير متصل مبني في محل جر).
#### ج. عِقْدَ لُؤْلُوٍ
- الفائدة: تبيين جنس العقد (أنه مصنوع من لؤلؤ).
- الإعراب:
- عِقْدَ: مضاف.
- لُؤْلُوٍ: مضاف إليه (مجرور بالكسرة).
#### د. بِنْتُ عَلِيٍّ
- الفائدة: تعريف المضاف ("البنت" عُرفت بنسبتها إلى علي).
- الإعراب:
- بِنْتُ: مضاف.
- عَلِيٍّ: مضاف إليه (مجرور بالكسرة).
#### هـ. أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ
- الفائدة: تعريف المضاف ("أمير" أصبح معرفة).
- الإعراب:
- أَمِيرِ: مضاف.
- الْمُؤْمِنِينَ: مضاف إليه (مجرور بالياء لأنه جمع مذكر سالم).
---
### 3. معنى الإضافة في الجمل التالية:
#### أ. غُلَامُ زَيْدٍ
- نوع الإضافة: ملكية (بمعنى "اللام").
- التفسير: الغلام مملوك لزيد.
#### ب. خَاتَمُ فِضَّةٍ
- نوع الإضافة: جنسية (بمعنى "مِنْ").
- التفسير: الخاتم مصنوع من الفضة.
#### ج. صَلَاةُ اللَّيْلِ
- نوع الإضافة: ظرفية (بمعنى "فِي").
- التفسير: الصلاة المفعولة في الليل.
---
### 4. عدد الإضافات في الجملة:
الجملة:
(اسْتَعَرْتُهُ مِنْ خَازِنِ بَيتِ مَالِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ).
الإضافات الواردة:
1. خَازِنِ بَيتِ
- خَازِنِ: مضاف.
- بَيتِ: مضاف إليه.
2. بَيتِ مَالِ
- بَيتِ: مضاف.
- مَالِ: مضاف إليه.
3. مَالِ أَمِيرِ
- مَالِ: مضاف.
- أَمِيرِ: مضاف إليه.
4. أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ
- أَمِيرِ: مضاف.
- الْمُؤْمِنِينَ: مضاف إليه.
العدد الإجمالي: 4 إضافات.
---
### ملخص القواعد المستخدمة:
1. الإضافة تُعَرِّف المضاف إذا كان المضاف إليه معرفة (مثل: "بنتُ عليٍّ").
2. الإضافة تُخصص المضاف إذا كان المضاف إليه نكرة (مثل: "عقدُ لؤلؤٍ").
3. أنواع الإضافة:
- ملكية (غلامُ زيدٍ).
- جنسية (خاتمُ فضةٍ).
- ظرفية (صلاةُ الليلِ).
---
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه معانی واژهها و ترکیبها به فارسی:
1. أولى لابنتي
- معنی: وای بر دخترم (عبارتی برای اظهار نگرانی یا تهدید)
- ترجمه: وای بر دخترم
2. إياك أن تعود
- معنی: مبادا بازگردی (هشدار شدید برای پرهیز از تکرار کاری)
- ترجمه: بپرهیز از بازگشت / مبادا دوباره چنین کنی
3. بضعة
- معنی: پاره، تکه (کنایه از بخشی از وجود کسی)
- ترجمه: پارهای (مثل: "پارهای از تن من")
4. بنت علي
- معنی: دختر علی (اشاره به حضرت امکلثوم یا زینب سلامالله علیها)
- ترجمه: دختر علی
5. صار
- معنی: بازگشت / تبدیل شد
- ترجمه: بازگشت / شد
6. عارية
- معنی: عاریه (چیزی که با شرط بازگرداندن به کسی داده میشود)
- ترجمه: امانت موقت
7. عقد
- معنی: گردنبند (زنجیری با دانههای تزئینی)
- ترجمه: گردنبند
8. عيد الأضحى
- معنی: عید قربان (روز دهم ذیالحجه)
- ترجمه: عید قربان
9. يوم البصرة
- معنی: روز جنگ بصره (نبرد جمل بین حضرت علی (ع) و ناکثین)
- ترجمه: روز جنگ بصره (جنگ جمل)
---
### نکات تکمیلی:
- أولى لابنتي در متن اصلی نشانهای از تهدید محبتآمیز حضرت علی (ع) به دخترشان است برای رعایت عدالت.
- إياك أن تعود تأکید بر حرمت استفاده شخصی از بیتالمال حتی برای خانواده امام است.
- بضعة در عبارت "بضعة منك" نشانهای از علاقه عمیق پدر و دختری است.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه دقیق و کلمهبهکلمه به فارسی:
بین فقر و ثروت
(عنوان داستان)
شروع داستان:
مرد ثروتمندی با لباس تمیز و پاکیزه نزد پیامبر خدا (ص) آمد و کنار او نشست. سپس مرد فقیری با لباس کثیف آمد و کنار مرد ثروتمند نشست. مرد ثروتمند لباسش را از زیر رانش جمع کرد (تا با فقیر تماس نداشته باشد).
پیامبر (ص) به او فرمود:
- "ترسیدی که چیزی از فقر او به تو سرایت کند؟"
گفت: "نه."
- "پس ترسیدی که چیزی از ثروت تو به او برسد؟"
گفت: "نه."
- "یا ترسیدی که لباسهایت کثیف شود؟"
گفت: "نه."
پیامبر (ص) پرسید:
- "پس چه چیز تو را به این رفتار زشت واداشت؟"
مرد ثروتمند پاسخ داد:
- "ای رسول خدا! من همنشینی دارم که هر زشتی را در نظرم زیبا، و هر زیبایی را زشت جلوه میدهد. من نصف مالم را به او دادهام (یعنی شیطان بر من چیره شده)."
سپس پیامبر (ص) به مرد فقیر فرمود:
- "آیا میپذیری (که نصف مال او را بگیرى)؟"
فقیر گفت: "نه."
مرد ثروتمند پرسید:
- "چرا؟"
فقیر پاسخ داد:
- "میترسم آنچه تو را گرفتار کرده، مرا نیز فراگیرد."
و زبان حالش این شعر را خواند:
*"خانهای که باد در آن بوزد، و پوشیدن عبای کهنه، و خشنودی چشمم*
*برایم محبوبتر است از قصر بلند، و دوستدارم آن را بیش از پوشیدن لباسهای نرم و فاخر."*
---
### نکات ترجمه:
- "نقِیةٌ جُبَّتُهُ": لباسش پاک و تمیز بود.
- "دَرِنُ الثَّوْبِ": لباسش کثیف و مندرس بود.
- "قَبَضَ ثِيَابَهُ": لباسش را جمع کرد (کنار کشید).
- "لِسَانُ حَالِهِ": زبان حالش (احساس درونیاش).
- "النُّفُوفِ": لباسهای لطیف و گرانبها.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه به فارسی همراه با توضیحات:
عنوان: توقفای بر قواعد نحوی
تا اینجا مواضع رفع، نصب و جر اسم را بررسی کردیم و همه اینها به صورت اصلی (اصالتاً) بودند. اما گاهی اعراب اسم به تبعیت از کلمه قبل از آن مشخص میشود؛ یعنی اگر کلمه قبل مرفوع باشد، آن اسم نیز مرفوع میشود، اگر منصوب باشد، منصوب میگردد و اگر مجرور باشد، مجرور میشود.
#### انواع توابع در زبان عربی (۵ نوع):
۱. نعت (صفه)
۲. تأکید
۳. بدل
۴. عطف نسق
۵. عطف بیان
در این بخش به چهار نوع اول میپردازیم و نوع پنجم (عطف بیان) را به جلد دوم کتاب موکول میکنیم.
---
### ۱. نعت (صفه)
تعریف:
نعت تابعی است که بیانگر صفتی در کلمه قبل از خود (منعوت) است.
مثال:
- در جمله «جَاءَ رَجُلٌ غَنِيٌّ» (مردی ثروتمند آمد)، کلمه «غَنِيٌّ» (ثروتمند) نعت برای «رَجُلٌ» (مرد) است و نشان میدهد که آن مرد متصف به ثروت است.
#### قواعد نعت:
نعت نهتنها در اعراب (رفع/نصب/جر) تابع منعوت است، بلکه در موارد زیر نیز باید با آن مطابقت کند:
۱. تعریف و تنکیر (معرفه یا نکره بودن)
۲. عدد (مفرد، مثنی یا جمع بودن)
۳. جنس (مذکر یا مؤنث بودن)
مثالها:
- «جَاءَ رَجُلٌ غَنِيٌّ» (مردی ثروتمند آمد) → «غَنِيٌّ» (نعت) با «رَجُلٌ» (منعوت) در نکره بودن، مفرد بودن و مذکر بودن مطابقت دارد.
- «رَأَيْتُ رَجُلَيْنِ غَنِيَّيْنِ» (دو مرد ثروتمند را دیدم) → نعت (**غَنِيَّيْنِ**) با منعوت (**رَجُلَيْنِ**) در مثنی بودن مطابقت دارد.
- «مَرَرْتُ بِالنِّسَاءِ الْغَنِيَّاتِ» (از کنار زنان ثروتمند گذشتم) → نعت (**الْغَنِيَّاتِ**) با منعوت (**النِّسَاءِ**) در جمع مؤنث بودن مطابقت دارد.
---
### نکات کلیدی:
- نعت همیشه صفتی توصیفی است و با منعوت در اعراب و سایر ویژگیها (تعریف، عدد، جنس) هماهنگ میشود.
- مثالهای بالا نشان میدهند که چگونه نعت در ساختار جمله عربی عمل میکند.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos!
### تمرینات نحوی (حلشده به فارسی و عربی)
---
#### ۱. تعریف تابع و انواع آن را بیان کنید.
پاسخ فارسی:
تابع در زبان عربی کلمهای است که در اعراب (رفع/نصب/جر) و دیگر ویژگیها (تعریف، عدد، جنس) تابع کلمه قبل از خود (متبوع) میشود.
انواع توابع پنجگانه:
۱. نعت (صفه)
۲. تأکید
۳. بدل
۴. عطف نسق (با حروفی مانند وَ، فَ، ثُمَّ)
۵. عطف بیان
پاسخ عربی:
التَّابِعُ فِي النَّحْوِ هُوَ كَلِمَةٌ تُتْبِعُ مَا قَبْلَهَا فِي الإعْرَابِ وَغَيْرِهِ.
أَنْوَاعُ التَّوَابِعِ:
١. النَّعْتُ (الصِّفَةُ)
٢. التَّوْكِيدُ
٣. البَدَلُ
٤. عَطْفُ النَّسَقِ (بِحُرُوفٍ مِثْلَ وَ، فَ، ثُمَّ)
٥. عَطْفُ البَيَانِ
---
#### ۲. نعت در چه مواردی تابع کلمه قبل از خود است؟
پاسخ فارسی:
نعت در چهار چیز تابع منعوت (کلمه قبل) است:
۱. اعراب (رفع، نصب، جر)
۲. تعریف و تنکیر (معرفه یا نکره بودن)
۳. عدد (مفرد، مثنی، جمع)
۴. جنس (مذکر یا مؤنث)
پاسخ عربی:
يَتْبَعُ النَّعْتُ مَنْعُوتَهُ فِي:
١. الإعْرَابِ (رَفْعًا، نَصْبًا، جَرًّا)
٢. التَّعْرِيفِ وَالتَّنْكِيرِ
٣. العَدَدِ (مُفْرَدٌ، مُثَنًّى، جَمْعٌ)
٤. الجِنْسِ (تَذْكِيرٌ وَتَأْنِيثٌ)
---
#### ۳. نعت را از جملات زیر استخراج کنید.
| جمله | النعت | ترجمه |
|----------|-----------|-----------|
| جَاءَ رَجُلٌ غَنِيٌّ | غَنِيٌّ | مردی ثروتمند آمد |
| مَا حَمَلَكَ عَلَى هَذِهِ الْفِعْلَةِ الشَّنِيعَةِ؟ | الشَّنِيعَةِ | چه چیز تو را به این کار زشت واداشت؟ |
| اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ | الْمُسْتَقِيمَ | ما را به راه مستقیم هدایت کن |
| فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجًا عَاجِلًا قَرِيبًا | عَاجِلًا قَرِيبًا | به حق آنها گشایشی زود و نزدیک برای ما قرار ده |
| اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ | الْعَظِيمِ | خدایا، پروردگار نور بزرگ |
| وَبِحُبِّ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الْقُرَشِيِّ الْهَاشِمِيِّ... | الْأُمِّيِّ، الْقُرَشِيِّ، الْهَاشِمِيِّ... | به دوستی پیامبر امی، قریشی، هاشمی... |
| يَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِينَ | الْمُقَرَّبِينَ | ای فرزند آقایان نزدیکشده (به خدا) |
---
### نتیجهگیری:
- نعت همیشه صفتی وابسته به منعوت است و در اعراب و سایر ویژگیها با آن مطابقت دارد.
- در تمرینات فوق، نعتهای مشخصشده همگی تابع کلمه قبل از خود هستند.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
### ترجمه فارسی معانی واژهها و ترکیبها:
1. أرواح (جمع رِيح)
→ روحها / بادها
2. تَخْفِقُ (از ریشه خَفَقَ)
→ به حرکت درمیآید / میتپد
3. تَقَرُّ عَيْنِي
→ چشمم روشن شود (کنایه از آرامش و خشنودی)
4. جَلَسَ إِلَيْهِ
→ به سوی او نشست (در حالی که رو به او داشت)
5. دَرِن (مخالف نظيف)
→ کثیف / آلوده
6. النُّفُوف (جمع شَفّ)
→ لباسهای نازک و گرانبها
7. مَسَّ (از ریشه مَسَّ)
→ تماس پیدا کند / برسد
8. قَبَضَ ثِيَابَهُ مِنْ تَحْتِ فَخِذَيْهِ
→ لباسش را از زیر پای فقیر جمع کرد (کنایه از دوری کردن از او)
9. قَرِين
→ همنشین (در اینجا اشاره به شیطان)
10. لَدَيْكَ
→ نزد تو
11. مُنِيف
→ بلندمرتبه / مرتفع
12. جُبَّة
→ جامه / عباده
13. نِقْيَة
→ پاکیزه / تمیز
---
### نکات ترجمه:
- «تَقَرُّ عَيْنِي» یک اصطلاح عربی است که به معنای آرامش دل یا خشنودی است.
- «قَرِين» در این متن به شیطان اشاره دارد که همنشین بدی است.
- «النُّفُوف» لباسهای لطیف و اشرافی را توصیف میکند.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه دقیق و کلمهبهکلمه به فارسی:
*آزاد است یا بنده؟*
*صدای لهو و لعب و آواز از خانهای در بغداد بلند بود، جایی که گروهی از جوانان مینوش و کنیزان رقاصه و خواننده گرد هم آمده بودند.*
*در همین حال، یکی از کنیزان از خانه خارج شد تا مقداری زباله بیرون بریزد. ناگاه مردی خوشچهره و نورانی را دید که آثار سجده در چهرهاش نمایان بود. او از کنار کنیز گذشت و پرسید:* «ای کنیز، صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟» *کنیز پاسخ داد:* «آزاد است.» *مرد گفت:* «راست گفتی! اگر بنده بود، از مولای خود میترسید.» *این را گفت و به راه خود ادامه داد.*
*کنیز به خانه بازگشت. اربابش که بر سفره شراب نشسته بود، پرسید:* «چرا دیر کردی؟» *کنیز ماجرا را دقیقاً همانگونه که اتفاق افتاده بود، نقل کرد. وقتی ارباب این سخن را شنید، قلبش به تپش افتاد و تمام وجودش لرزید. از کنیز پرسید:* «او را برایم توصیف کن!» *کنیز توصیف کرد و ارباب حدس زد که آن مرد کیست. سپس پرسید:* «به کدام سمت رفت؟» *کنیز پاسخ داد:* «به سوی مسجد.»
*ارباب بیدرنگ برخاست و بدون آن که کفش بپوشد (برای آن که وقت را از دست ندهد)، با پای برهنه به دنبال او دوید. طولی نکشید که به او رسید... آری، او موسی بود، موسی بن جعفر (ع)! ارباب با چشمانی اشکبار گفت:* «ای آقای من! آنچه درباره من گفتی، تکرار کن.» *امام فرمود:* «اگر بنده بودی، از مولای خود میترسیدی.» *ناگهان نور هدایت در دل او درخشید و با تمام قلب و وجودش به سوی خدا بازگشت و از همه گناهان توبه کرد.*
*از آن روز تا پایان عمر، همیشه پابرهنه راه میرفت تا یاد آن لحظه مبارک را زنده نگه دارد و به احترام دیدار با امام موسی کاظم (ع)، این روش را ادامه داد. از آن پس، او را «بشر حافی» (بشر پابرهنه) نامیدند و او از عارفان مشهور زمان خود شد.*
*و سخن را با این شعر از میهار دیلمی (شاعر شیعه، متوفای ۵۲۸ ه.ق) در مدح اهل بیت (ع) به پایان میبریم:*
> *دوستی و دینم، هر دو در شماست،*
> *گرچه زادگاهم در فارس بود.*
> *با شما بر ضلالتم پیروز شدم و هدایت یافتم،*
> *و اگر شما نبودید، هرگز راه نمییافتم.*
---
توضیح:
- «حُرٌّ أم عَبْدٌ»: اشاره به آزادگی معنوی در مقابل بندگی هوای نفس.
- بشر حافی: از عرفای بزرگ قرن دوم هجری که تحت تأثیر امام کاظم (ع) توبه کرد و به عرفان روی آورد.
- شعر پایانی، اخلاص میهار دیلمی به اهل بیت (ع) را نشان میدهد.
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
تأکید تابعی است که چیزی قبل از خود را تأکید میکند. این تأکید گاهی با تکرار لفظ انجام میشود، مانند جمله «إنه موسى موسى» (به راستی که او موسی همان موسی است). و گاهی با ذکر الفاظ خاص و محدودی صورت میگیرد که عبارتاند از: «کُلّ، نَفس، عَین، جَمیع، عامّه، کِلا، کِلتا»، مانند جمله «تاب عن الذنوب کلّها» (از همه گناهان توبه کرد).
هدف از تأکید، تثبیت معنای قبل از آن در ذهن شنونده است (مانند مثال اول) یا تعمیم دادن آن (مانند مثال دوم) و موارد مشابه.
---
### توضیح و نکات:
۱. انواع تأکید:
- تأکید لفظی: تکرار همان کلمهٔ قبل، مانند «موسی موسى».
- تأکید معنوی: استفاده از کلمات خاصی مثل «کل، نفس، عین» که برای تقویت معنا به کار میروند.
۲. هدف تأکید:
- رفع ابهام: گاهی برای جلوگیری از شک شنونده، مثل «إنه الحق حقّ» (این حقیقتِ محض است).
- تعمیم دادن: مثل «کلّها» در مثال که نشان میدهد همه گناهان شامل میشوند.
۳. نکات دستوری:
- «کلا» و «کلتا» مخصوص دو چیز مذکر و مؤنث هستند، مانند: «کِلتا الیدین» (هر دو دست).
- «نفس» و «عین» معمولاً برای تأکید بر فرد یا شیء خاصی میآیند، مانند: «رأیته نفسَه» (خودش را دیدم).
۴. تفاوت با صفت:
- تأکید بر خلاف صفت، حذف نشدنی است. مثلاً در «جاء الخلیفهُ نفسُه» (خلیفه خودش آمد)، «نفسه» تأکید است و نمیتوان آن را حذف کرد بدون اینکه معنا تغییر کند.
۵. کاربرد در فارسی:
- در فارسی هم از تکرار (**«همان موسی موسی»**) یا کلماتی مثل «همه، تمام، خود» برای تأکید استفاده میکنیم، مثال:
- عربی: «قرأت الکتاب کلّه» → فارسی: «همهٔ کتاب را خواندم».
---
### مثالهای اضافه:
- تأکید لفظی: «السماءُ سماءُ الله» (آسمان، آسمانِ خداست).
- تأکید معنوی: «أحترمُ العلماءَ جمیعاً» (همهٔ علما را احترام میکنم).
این مبحث در بلاغت و روانسازی گفتار بسیار مؤثر است!
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos
حل التدريبات النحوية - الدرس التاسع عشر: في التوكيد1. عرف التوكيد ومثل له:التعريف: التوكيد هو أسلوب لغوي يُستخدم لتأكيد المعنى وتقويته في الجملة، ويأتي غالبًا بتكرار اللفظ أو باستخدام كلمات مثل "كل"، "جميع"، "أجمع"، أو تكرار الاسم نفسه لتأكيد المعنى. التوكيد ينقسم إلى توكيد لفظي (تكرار اللفظ نفسه) وتوكيد معنوي (باستخدام كلمات مثل "كل" أو "نفس").مثال:توكيد لفظي: "جاء محمد محمد نفسه."توكيد معنوي: "قرأت الكتاب كله."2. عين التوكيد في الجمل التالية:اهنر كيانه كله:التوكيد: "كله" (توكيد معنوي، يؤكد شمول الكيان).وعلم آدم الأسماء كلها (البقرة: 31):التوكيد: "كلها" (توكيد معنوي، يؤكد شمول الأسماء).فسجد الملائكة كلهم أجمعون (ص: 73):التوكيد: "كلهم أجمعون" (توكيد معنوي، "كلهم" و"أجمعون" يؤكدان شمول الملائكة).هذا ابن خير عباد الله كلهم (من قصيدة الفرزدق الميمية):التوكيد: "كلهم" (توكيد معنوي، يؤكد شمول عباد الله).السابقون السابقون أولئك المقربون (الواقعة: 10-11):التوكيد: "السابقون" الثانية (توكيد لفظي، تكرار اللفظ للتأكيد).والله الله في الصلاة فإنها عمود دينكم (نهج البلاغة، الكتاب 47):التوكيد: "الله" الثانية (توكيد لفظي، تكرار اللفظ للتأكيد).لا يسمعون فيها لغوًا ولا تأثيمًا إلا قيلًا سلامًا سلامًا (الواقعة: 25-26):التوكيد: "سلامًا" الثانية (توكيد لفظي، تكرار اللفظ للتأكيد).جُمعَ الشَّرِّ كُلُّهُ فِي بَيْتٍ وَجُعِلَ مِفْتَاحُهُ شُرْبَ الْخَمْرِ (بحار الأنوار، ج 76، ص 148):التوكيد: "كله" (توكيد معنوي، يؤكد شمول الشر).الْعَمَلَ الْعَمَلَ ثُمَّ النِّهَايَةَ النَّهَايَةَ وَالاسْتِقَامَةَ الْإِسْتِقَامَةَ ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ وَالْوَرَعَ الْوَرَعَ (نهج البلاغة، الخطبة 176):التوكيد:"العمل" الثانية (توكيد لفظي)."النهاية" الثانية (توكيد لفظي)."الاستقامة" الثانية (توكيد لفظي)."الصبر" الثانية (توكيد لفظي)."الورع" الثانية (توكيد لفظي).
انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است
https://eitaa.com/alfosoos