🔺آمریکا و اسرائیل چه پروژهای درباره ایران داشتند؟ جنگ چطور پایان یافت؟
باحضور علیرضا مجیدی
🔹اطلاعات خوب و مرتبی
از ماجرای جنگ داشت
پیشنهاد میکنم گوش کنید!
👇👇👇👇
https://www.aparat.com/v/bwvv456
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
✍ علی صمیمی
#توایتا
#جنگِ_رمضان
#تفاهم_نامه
🔺«شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود!»
🔹پ.ن
حتما کلمه «منتظر» به معنای نگاه کردنِ صِرف نیست بی تعارف به معنای تحلیل و تبیین هم نیست!
چون رهبری مدیرِ کشور است نه سخنران و واضعِ شروطِ تفاهم!
و لازمه مدیریت، دخالت در تصمیمات به
مصالح ملت است البته تا جایی که منافی جمهوریت هم نباشد کما اینکه همین هم بوده!
حالا وقتی در کنار خودشان، اسم ملت را هم به عنوان «منتظر» میفرمایند باید
قاعدتا ظرفیتی برای نظاره گر بودن مردم
هم ساخته شود تاهم ابزار قدرت داشته باشند وهم پشتوانه قانونی، آراء آنها را
اعتبار بخشد!
وگرنه بخصوص با تعطیلی مجلس هم همه بار روی دوش رهبری خواهد بود تا تجلی جمهور باشند یا جبر بروکراتیک ملت را منتظر انتخابات بعدی نگه دارد!
چون نه نظر سنجی معتبری از آراء ملت تدارک دیده شده و نه به فرضِ
اخذِ آراءِ ملت، این نظرها اعتبار و مشروعیت قانونی دارند!
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
✍ علی صمیمی
#توایتا
#تفاهم_نامه
🔹 نگرانی رهبری
با بندهای متن تفاهم است؟
یا از دستگاه حکمرانیِ ضعیف(اعم از نظامی و دولتی و مجلسی) که نتواند حقوق خود را از
متنِ معقول بستاند و تضمینی برای احقاق آن داشته باشد؟
یا اصلا روشِ دیگری غیر از تفاهم برای پایان بندی جنگ
داشته اند؟
چگونه فکر میکنید؟
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
✍ مجیدشاکری
#توایتا
#تفاهم_نامه
🔹 روش معقول تامین نظر رهبر معظم انقلاب، اجرای حداکثری متن( به شمول عدم بازگشایی تنگه تا عقب نشینی اسراییل از لبنان) و تامین شروط محقق نشده با ابزار خارج از توافق است. ورود قبلی ایشان در منع مذاکره هسته ای و پاسخ به حمله به ضاحیه بسیار مفید بود. به امید خدا اینبار هم همین خواهد بود.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
✍ علی صمیمی
#توایتا
#تفاهم_نامه
🔹 ایکاش این سه سوال برایم روشن میشد:
۱. که این تعهدی که دولت و شعام برای «حفظ منافع ملت و جبهه مقاومت» به رهبری داده مگر از وظایف و شروط این نهادهای سیاسی در قانون اساسی نبوده؟
تعهد ثانویه آنها چه چیزی را تغییر میدهد؟
۲. دقیقا «تصریح به پذیرش مسئولیت از طرف دولت و شعام»
به چه معناست؟ یعنی اگر آنچه پذیرفته اند اجرا نشد، چه اتفاقی می افتد؟
استعفا میدهند
عزل میشوند
روش را تغییر میدهند
هزینه های احتمالی ناشی از سوء محاسبه چه میشود؟
۳. باتوجه به گزارش منان رییسی
ترکیب شعام را خود رهبری عوض کرده
(دخالت نظامی ها در رای و شرط ۷۵ درصد شدن تصویب رای)
و ظاهرا مخالف اندکی داشته!
با این حساب نظر دیگری که رهبری داشته چه بوده؟
اشکال به متن
یا اشکال به ماتن
یا اصلا روش دیگری برای پایان بندی جنگ؟
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
✍ علی صمیمی
#توایتا
#تفاهم_نامه
🔺 کارِ عالی قرارگاه خاتم
در درست ترین زمانِ ممکن بود
وقتی که دنیا بخاطر خوش بینی به بازار (بعد از امضای تفاهم توافق)
از ذخایر استراتژیکی هم که داشتند با عددهای میلیونی و قابل توجه استفاده کردند به امیدی که دیگر تنگه باز است و میتوانند ذخایر پرکنند!
لذا اکنون بعد از بسته شدن تنگه
اضطرارشان بیشتر هم میشود
چون قبلا هم دیده اند که شیرِ خفته
بیدار شده و توانایی بسته نگه داشتن
تنگه هم دارد و دیده که آمریکا توانایی باز کردنش را ندارد!
لذا خیلی سریع قیمت نفت بالا خواهد رفت و دنیا باید بین آزادی تنگه و کنترلِ
وطن دزدانِ صهیونیست انتخاب کند!
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۱:
1. The Islamic Republic of Iran and the United States of America, and their allies in the current war, by signing this MoU, declare the immediate and permanent termination of military operations on all fronts, including in Lebanon, and undertake from now on not to initiate any war or any military operation against each other, and to refrain from the threat or use of force against each other, and ensuring the territorial integrity and sovereignty of Lebanon. The final Deal will confirm the permanent termination of the war on all fronts, including in Lebanon, and other provisions of this paragraph.
متن فارسی:
۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و متحدین آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد میکنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.
نکات:
۱. اولین نکته مثبت در این بند، به رسمیت شناخته شدن «محور مقاومت» و «وحدت ساحات» در این بند توسط ایالات متحده است که دستاورد بزرگی است. عبارت «جمهوری اسلامی ایران و متحدین» دارای بار معنایی قابل بسیار قابل توجهی است.
۲. اینکه هم جنگ و هم عملیات نظامی در متن مورد توجه قرار گرفته و بین ایندو تفکیک صورت گرفته است، بسیار مطلوب است.
تفسیر مطلوب: تمامی انواع عملیاتهای اطلاعاتی و ترور و حمایت از گروههای مسلح باید ذیل عملیات نظامی دسته بندی شود. ایران باید قطع حمایت ناتو از منافقین و سلطنت طلبان و گروههای معارض کرد را به سرعت در دستور کار قرار دهد.
۳. نکته دیگر گنجانده شدن «تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند» در متن است. باید دقت کرد که ایالات متحده از طریق پارادایم عادیسازی ممکن است جهت انحلال سپاه قدس و نهادهای مشابه به عنوان مصداق «تهدید علیه اسرائیل» فشار وارد کند.
تفسیر مطلوب: ایران باید من بعد تمامی عبارات تهدید آمیز بکار گرفته شده توسط اسرائیل، ایالات متحده، کشورهای عربی و اعضای ناتو و ... علیه خود و متحدین را به شکل سیستماتیک ثبت و مرتبا به عنوان مصادق نقض بند ۱ توافق اعلام نماید.
۴. «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند» بسیار مهم است.
تفسیر: ایران باید از ایالات متحده بخواهد که اسرائیل را به ارائه یک جدول زمانبندی دار جهت خروج از جنوب لبنان متعهد کند، و اسرائیل فرایند عقب نشینی را آغاز و تکمیل کند، در غیر این صورت از منظر ایران این بند اجرا نشده است.
ایران باید از ایالات متحده بخواهد که محاصره هوایی و دریایی و زمینی انصارالله قطع شود و اسرائیل در غزه به محدوده های از پیش تعریف شده باز گردد. وگرنه از منظر ایران بند ۱ اجرا نشده است.
۵. «توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.» این بند پیچیده است و میتواند مذاکرات منطقهای و مساله تعیین تکلیف محور مقاومت را به مذاکرات نهایی اضافه کند، چیزی که جریان عادیسازی میخواهد از آن در جهت منویات خود سوء استفاده کند. مسلما ایالت متحده با این حربه به دنبال اخته سازی محور مقاومت در مذاکرات نهایی خواهد بود.
تفسیر مطلوب: ایران باید تاکید کند که مذاکرات تکمیلی در مورد این بند وجود ندارد و ایالات متحده و اسرائیل به عنوان نیروهای «اشغالگر» و ناقض منشور ملل متحد باید تکلیف خود را با این بند معلوم کنند، نه ایران.
جمع بندی: در مجموع این بند بندی مهم، امیدوارکننده ولی مبهم از حیث برخی ملاحظات فنی اجرایی خصوصا در مورد تحدید رفتار اسرائیل در لبنان است و حتی خطر اضافه شدن مذاکرات منطقهای و حتی موشکی (به عنوان مصداق تهدید برای اسرائیل) به مذاکرات هستهای را در بر دارد که البته در بندهای دیگری تا حدی جلوی آن گرفته شده است. باید دقت کرد که این بند مورد سوء استفاده پارادایم نرمالیزاسیون قرار نگیرد.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۲:
متن انگلیسی:
The Islamic Republic of Iran and the United States of America undertake to respect each other's sovereignty and territorial integrity and to refrain from interfering in each other's internal affairs.
متن فارسی:
2. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
این بند به نوعی تکرار محتویات منشور ملل متحد است و ظاهرا از حیث حقوقی چیز جدیدی تولید نمیکند چون هم ایران و هم ایالات متحده عضوی از ملل متحد هستند. با وجود این گنجانده شدن این بند در متن سند مستمسکی به ایران میدهد که من بعد تمامی موارد نقض تمامیت ارضی و حاکمیت آمریکا و همچنین مداخله در امور داخلی ایران را به عنوان مصداق نقض یادداشت تفاهم نامه اعلام نماید. با توجه به اینکه آمریکا معمولا عنصر مداخله گر در امور داخلی ایران است، این بند مجموعا به نفع ایران است.
تفسیر مطلوب: تمامی تجاوزهای پهپادی، عملیاتهای اطلاعاتی (Intelligence Operation) , حمایت از اقدامات تجزیه طلبانه، فعالیتهای سازمان منافقین، عملیاتهای روانی (در قالب گروههای MISO و ...) و اقدامات رسانههایی چون صدای آمریکا و غیره، باید توسط ایران مصداق دخالت در امور داخلی ایران دسته بندی و نقض توافق اعلام شوند!
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۳: متن انگلیسی: The Islamic Republic of Iran and the United States of America commit to negotiating and achieving the final Deal, in maximum 60 days extendable with mutual consent. متن فارسی: ۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهایی در مدت حداکثر ۶۰ روز، قابلتمدید با رضایت طرفین، متعهد میشوند. این بند ظاهرا صرفا در مورد ساز و کارهای اجرایی نیل به «توافق نهایی» است که از منظر ایران صرفا شامل پرونده هستهای است. نکته این است که دو طرف خود را به رسیدن به توافق متعهد کرده اند. البته نقطه شروع آغاز مذاکرات در بند ۱۳ مشخص شده است، اما اینکه ایران خود را به رسیدن به توافق متعهد کرده، با توجه به ماهیت دو جانبه مذاکرات (که نویسنده از ابتدا با آن شدیدا مخالف بود) و شرایط مبهم بند ۱، این قابلیت را دارد که شرایط پیچیده ای را برای ایران ایجاد کند. نکته: از منظر نگارنده یکی از دلایل تذکر رهبری که «امّا بديهى است مذاكرات حضورى كه در آينده برقرار خواهد شد، به معنى يذيرش نظر دشمن نخواهد بود»، کم کردن فشار بار تعهدی است که این بند ایجاد کرده است!
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۴:
متن انگلیسی:
Immediately upon the signing of this MoU, the United States of America will begin the removal of its naval blockade and any disturbances or impediments against the Islamic Republic of Iran, and will fully end the naval blockade within 30 days. During this period, the traffic of vessels will be in proportion to the numbers of pre-war traffic being restored by the Islamic Republic of Iran.
The United States of America further undertakes to remove its forces from the proximity of the Islamic Republic of Iran within 30 days after the final Deal.
متن فارسی:
۴. بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا شروع به رفع محاصره دریایی خود و هرگونه مزاحمت یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران میکند، و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل خاتمه خواهد داد. در طول این مدت، تردد کشتیها متناسب با تعداد ترافیک قبل از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار میشود، خواهد بود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد میشود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند.
نکات:
یکی از اساسیترین اشکالات این بند که به فرامتن بازمیگردد این است که ایران باز شدن محاصره دریایی را معادلی برای بازشدن تنگه هرمز قرار داده و این از سوء محاسبات عمیقی نشات گرفت که در آغاز محاصره دریایی در برخی بوجود آمد. تنگه هرمز به دلیل فشارهای «تریلیون دلاری» به بازارهای مالی جهان، این قابلیت را داشت که در برابر امتیازات متعددی قرار گیرد. بارها گفته شد که در «مسابقه تاب آوری» شرط لازم ارتباط با شرق و تضمین تامین ارز و کالای اساسی و همچنین مذاکره برای تبادل اطلاعات realtime مکان استقرار ناوهای آمریکایی خصوصا با روسهاست. مسلما این اقدامات نیازمند مذاکرات راهبردی مهمی بود که ظاهرا وقتی به آن اختصاص داده نشد و جریان نرمالیزاسیون تا توانست در مسیر آن سنگ اندازی کرد. به عبارتی اصرار پارادایم سوم (تقابل دو نظم) به موازی شدن مذاکرات با روسیه و چین جهت افزایش تاب آوری در این مقطع حساس زمانی، عمدا نادیده گرفته شد. لذا این بند در شرایط اضطراری فعلی معقول مینماید، اما این اضطرار خودخواسته بود و طبق قاعده الاضطرار بالاختیار لا ینافی الاختیار، این بخش از این بند بسیار منفی ارزیابی میشود.
در این بند گفته شده که نیروهای آمریکایی ۳۰ روز پس از توافق نهایی از اطراف ایران خارج میشوند. این بند اگرچه میخواسته یکی از شروط بیانیه شعام را محقق کند، اما به دلیل ابهام در معنای «حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران» میتواند محل مناقشه شود. ایران میبیایست در جنگ با کمک روسیه که بارها پیشنهاد میاجیگری را داده بود، و همچنین با حمایت چین وارد مذاکره مستقیم با کشورهای عربی جهت تعدیل پایگاههای آمریکا میشد، تا پایه های این بخش محکم شود و تهران با پروپوزالی روشن تفسیر خود از این بند را ارائه کند. این بند از مصادیق تعیین نظم منطقهای در آینده است.
اقدام مطلوب: ایران باید مذاکرات منطقهای را با محوریت سه گانه ایرا، چین و روسیه با کشورهای عربی استارات بزند. حل مساله لبنان نیز در گروی این مساله است. جریان نرمالیزاسیون تمام تلاش خود را کرده و خواهد کرد که این امر محقق نشود و تکلیف نظم منطقهای در مذاکرات ایران و آمریکا و با برتری آمریکا مشخص شود. پارادایم دوم تصور میکند که میتواند در برابر فشارهای داخلی این پارادایم بدون کمک چین و روسیه مقاومت کند که سخت در اشتباه است.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞