✍ مجیدشاکری
#توایتا
#تفاهم_نامه
🔹 روش معقول تامین نظر رهبر معظم انقلاب، اجرای حداکثری متن( به شمول عدم بازگشایی تنگه تا عقب نشینی اسراییل از لبنان) و تامین شروط محقق نشده با ابزار خارج از توافق است. ورود قبلی ایشان در منع مذاکره هسته ای و پاسخ به حمله به ضاحیه بسیار مفید بود. به امید خدا اینبار هم همین خواهد بود.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
✍ علی صمیمی
#توایتا
#تفاهم_نامه
🔹 ایکاش این سه سوال برایم روشن میشد:
۱. که این تعهدی که دولت و شعام برای «حفظ منافع ملت و جبهه مقاومت» به رهبری داده مگر از وظایف و شروط این نهادهای سیاسی در قانون اساسی نبوده؟
تعهد ثانویه آنها چه چیزی را تغییر میدهد؟
۲. دقیقا «تصریح به پذیرش مسئولیت از طرف دولت و شعام»
به چه معناست؟ یعنی اگر آنچه پذیرفته اند اجرا نشد، چه اتفاقی می افتد؟
استعفا میدهند
عزل میشوند
روش را تغییر میدهند
هزینه های احتمالی ناشی از سوء محاسبه چه میشود؟
۳. باتوجه به گزارش منان رییسی
ترکیب شعام را خود رهبری عوض کرده
(دخالت نظامی ها در رای و شرط ۷۵ درصد شدن تصویب رای)
و ظاهرا مخالف اندکی داشته!
با این حساب نظر دیگری که رهبری داشته چه بوده؟
اشکال به متن
یا اشکال به ماتن
یا اصلا روش دیگری برای پایان بندی جنگ؟
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
✍ علی صمیمی
#توایتا
#تفاهم_نامه
🔺 کارِ عالی قرارگاه خاتم
در درست ترین زمانِ ممکن بود
وقتی که دنیا بخاطر خوش بینی به بازار (بعد از امضای تفاهم توافق)
از ذخایر استراتژیکی هم که داشتند با عددهای میلیونی و قابل توجه استفاده کردند به امیدی که دیگر تنگه باز است و میتوانند ذخایر پرکنند!
لذا اکنون بعد از بسته شدن تنگه
اضطرارشان بیشتر هم میشود
چون قبلا هم دیده اند که شیرِ خفته
بیدار شده و توانایی بسته نگه داشتن
تنگه هم دارد و دیده که آمریکا توانایی باز کردنش را ندارد!
لذا خیلی سریع قیمت نفت بالا خواهد رفت و دنیا باید بین آزادی تنگه و کنترلِ
وطن دزدانِ صهیونیست انتخاب کند!
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۱:
1. The Islamic Republic of Iran and the United States of America, and their allies in the current war, by signing this MoU, declare the immediate and permanent termination of military operations on all fronts, including in Lebanon, and undertake from now on not to initiate any war or any military operation against each other, and to refrain from the threat or use of force against each other, and ensuring the territorial integrity and sovereignty of Lebanon. The final Deal will confirm the permanent termination of the war on all fronts, including in Lebanon, and other provisions of this paragraph.
متن فارسی:
۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و متحدین آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد میکنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.
نکات:
۱. اولین نکته مثبت در این بند، به رسمیت شناخته شدن «محور مقاومت» و «وحدت ساحات» در این بند توسط ایالات متحده است که دستاورد بزرگی است. عبارت «جمهوری اسلامی ایران و متحدین» دارای بار معنایی قابل بسیار قابل توجهی است.
۲. اینکه هم جنگ و هم عملیات نظامی در متن مورد توجه قرار گرفته و بین ایندو تفکیک صورت گرفته است، بسیار مطلوب است.
تفسیر مطلوب: تمامی انواع عملیاتهای اطلاعاتی و ترور و حمایت از گروههای مسلح باید ذیل عملیات نظامی دسته بندی شود. ایران باید قطع حمایت ناتو از منافقین و سلطنت طلبان و گروههای معارض کرد را به سرعت در دستور کار قرار دهد.
۳. نکته دیگر گنجانده شدن «تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند» در متن است. باید دقت کرد که ایالات متحده از طریق پارادایم عادیسازی ممکن است جهت انحلال سپاه قدس و نهادهای مشابه به عنوان مصداق «تهدید علیه اسرائیل» فشار وارد کند.
تفسیر مطلوب: ایران باید من بعد تمامی عبارات تهدید آمیز بکار گرفته شده توسط اسرائیل، ایالات متحده، کشورهای عربی و اعضای ناتو و ... علیه خود و متحدین را به شکل سیستماتیک ثبت و مرتبا به عنوان مصادق نقض بند ۱ توافق اعلام نماید.
۴. «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند» بسیار مهم است.
تفسیر: ایران باید از ایالات متحده بخواهد که اسرائیل را به ارائه یک جدول زمانبندی دار جهت خروج از جنوب لبنان متعهد کند، و اسرائیل فرایند عقب نشینی را آغاز و تکمیل کند، در غیر این صورت از منظر ایران این بند اجرا نشده است.
ایران باید از ایالات متحده بخواهد که محاصره هوایی و دریایی و زمینی انصارالله قطع شود و اسرائیل در غزه به محدوده های از پیش تعریف شده باز گردد. وگرنه از منظر ایران بند ۱ اجرا نشده است.
۵. «توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.» این بند پیچیده است و میتواند مذاکرات منطقهای و مساله تعیین تکلیف محور مقاومت را به مذاکرات نهایی اضافه کند، چیزی که جریان عادیسازی میخواهد از آن در جهت منویات خود سوء استفاده کند. مسلما ایالت متحده با این حربه به دنبال اخته سازی محور مقاومت در مذاکرات نهایی خواهد بود.
تفسیر مطلوب: ایران باید تاکید کند که مذاکرات تکمیلی در مورد این بند وجود ندارد و ایالات متحده و اسرائیل به عنوان نیروهای «اشغالگر» و ناقض منشور ملل متحد باید تکلیف خود را با این بند معلوم کنند، نه ایران.
جمع بندی: در مجموع این بند بندی مهم، امیدوارکننده ولی مبهم از حیث برخی ملاحظات فنی اجرایی خصوصا در مورد تحدید رفتار اسرائیل در لبنان است و حتی خطر اضافه شدن مذاکرات منطقهای و حتی موشکی (به عنوان مصداق تهدید برای اسرائیل) به مذاکرات هستهای را در بر دارد که البته در بندهای دیگری تا حدی جلوی آن گرفته شده است. باید دقت کرد که این بند مورد سوء استفاده پارادایم نرمالیزاسیون قرار نگیرد.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۲:
متن انگلیسی:
The Islamic Republic of Iran and the United States of America undertake to respect each other's sovereignty and territorial integrity and to refrain from interfering in each other's internal affairs.
متن فارسی:
2. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
این بند به نوعی تکرار محتویات منشور ملل متحد است و ظاهرا از حیث حقوقی چیز جدیدی تولید نمیکند چون هم ایران و هم ایالات متحده عضوی از ملل متحد هستند. با وجود این گنجانده شدن این بند در متن سند مستمسکی به ایران میدهد که من بعد تمامی موارد نقض تمامیت ارضی و حاکمیت آمریکا و همچنین مداخله در امور داخلی ایران را به عنوان مصداق نقض یادداشت تفاهم نامه اعلام نماید. با توجه به اینکه آمریکا معمولا عنصر مداخله گر در امور داخلی ایران است، این بند مجموعا به نفع ایران است.
تفسیر مطلوب: تمامی تجاوزهای پهپادی، عملیاتهای اطلاعاتی (Intelligence Operation) , حمایت از اقدامات تجزیه طلبانه، فعالیتهای سازمان منافقین، عملیاتهای روانی (در قالب گروههای MISO و ...) و اقدامات رسانههایی چون صدای آمریکا و غیره، باید توسط ایران مصداق دخالت در امور داخلی ایران دسته بندی و نقض توافق اعلام شوند!
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۳: متن انگلیسی: The Islamic Republic of Iran and the United States of America commit to negotiating and achieving the final Deal, in maximum 60 days extendable with mutual consent. متن فارسی: ۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهایی در مدت حداکثر ۶۰ روز، قابلتمدید با رضایت طرفین، متعهد میشوند. این بند ظاهرا صرفا در مورد ساز و کارهای اجرایی نیل به «توافق نهایی» است که از منظر ایران صرفا شامل پرونده هستهای است. نکته این است که دو طرف خود را به رسیدن به توافق متعهد کرده اند. البته نقطه شروع آغاز مذاکرات در بند ۱۳ مشخص شده است، اما اینکه ایران خود را به رسیدن به توافق متعهد کرده، با توجه به ماهیت دو جانبه مذاکرات (که نویسنده از ابتدا با آن شدیدا مخالف بود) و شرایط مبهم بند ۱، این قابلیت را دارد که شرایط پیچیده ای را برای ایران ایجاد کند. نکته: از منظر نگارنده یکی از دلایل تذکر رهبری که «امّا بديهى است مذاكرات حضورى كه در آينده برقرار خواهد شد، به معنى يذيرش نظر دشمن نخواهد بود»، کم کردن فشار بار تعهدی است که این بند ایجاد کرده است!
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۴:
متن انگلیسی:
Immediately upon the signing of this MoU, the United States of America will begin the removal of its naval blockade and any disturbances or impediments against the Islamic Republic of Iran, and will fully end the naval blockade within 30 days. During this period, the traffic of vessels will be in proportion to the numbers of pre-war traffic being restored by the Islamic Republic of Iran.
The United States of America further undertakes to remove its forces from the proximity of the Islamic Republic of Iran within 30 days after the final Deal.
متن فارسی:
۴. بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا شروع به رفع محاصره دریایی خود و هرگونه مزاحمت یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران میکند، و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل خاتمه خواهد داد. در طول این مدت، تردد کشتیها متناسب با تعداد ترافیک قبل از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار میشود، خواهد بود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد میشود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند.
نکات:
یکی از اساسیترین اشکالات این بند که به فرامتن بازمیگردد این است که ایران باز شدن محاصره دریایی را معادلی برای بازشدن تنگه هرمز قرار داده و این از سوء محاسبات عمیقی نشات گرفت که در آغاز محاصره دریایی در برخی بوجود آمد. تنگه هرمز به دلیل فشارهای «تریلیون دلاری» به بازارهای مالی جهان، این قابلیت را داشت که در برابر امتیازات متعددی قرار گیرد. بارها گفته شد که در «مسابقه تاب آوری» شرط لازم ارتباط با شرق و تضمین تامین ارز و کالای اساسی و همچنین مذاکره برای تبادل اطلاعات realtime مکان استقرار ناوهای آمریکایی خصوصا با روسهاست. مسلما این اقدامات نیازمند مذاکرات راهبردی مهمی بود که ظاهرا وقتی به آن اختصاص داده نشد و جریان نرمالیزاسیون تا توانست در مسیر آن سنگ اندازی کرد. به عبارتی اصرار پارادایم سوم (تقابل دو نظم) به موازی شدن مذاکرات با روسیه و چین جهت افزایش تاب آوری در این مقطع حساس زمانی، عمدا نادیده گرفته شد. لذا این بند در شرایط اضطراری فعلی معقول مینماید، اما این اضطرار خودخواسته بود و طبق قاعده الاضطرار بالاختیار لا ینافی الاختیار، این بخش از این بند بسیار منفی ارزیابی میشود.
در این بند گفته شده که نیروهای آمریکایی ۳۰ روز پس از توافق نهایی از اطراف ایران خارج میشوند. این بند اگرچه میخواسته یکی از شروط بیانیه شعام را محقق کند، اما به دلیل ابهام در معنای «حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران» میتواند محل مناقشه شود. ایران میبیایست در جنگ با کمک روسیه که بارها پیشنهاد میاجیگری را داده بود، و همچنین با حمایت چین وارد مذاکره مستقیم با کشورهای عربی جهت تعدیل پایگاههای آمریکا میشد، تا پایه های این بخش محکم شود و تهران با پروپوزالی روشن تفسیر خود از این بند را ارائه کند. این بند از مصادیق تعیین نظم منطقهای در آینده است.
اقدام مطلوب: ایران باید مذاکرات منطقهای را با محوریت سه گانه ایرا، چین و روسیه با کشورهای عربی استارات بزند. حل مساله لبنان نیز در گروی این مساله است. جریان نرمالیزاسیون تمام تلاش خود را کرده و خواهد کرد که این امر محقق نشود و تکلیف نظم منطقهای در مذاکرات ایران و آمریکا و با برتری آمریکا مشخص شود. پارادایم دوم تصور میکند که میتواند در برابر فشارهای داخلی این پارادایم بدون کمک چین و روسیه مقاومت کند که سخت در اشتباه است.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۵:
متن انگیسی:
5. Upon the signing of this MoU, the Islamic Republic of Iran will make arrangements using its best efforts for the safe passage of commercial vessels, with no charge for 60 days only, from the Persian Gulf to the Sea of Oman, and vice versa. The traffic of commercial vessels will immediately start, and considering the need for removing the technical and military obstacles, and de-mining by the Islamic Republic of Iran, will be instated within 30 days. The Islamic Republic of Iran will conduct dialogue with the Sultanate of Oman, to define the future administration and maritime services in the Strait of Hormuz, in discussions with other Persian Gulf Littoral States, in line with applicable international law and the sovereign rights of coastal states of the Strait of Hormuz.
متن فارسی:
۵. با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای 60 روز، از خلیجفارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه بهضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف 30 روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بینالملل قابلاجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیجفارس نیز تبادل نظر میکنند.
نکات:
۱. این متن از منظر حقوقی و عملیاتی بسیار پیچیده است و دارای بحثهای تخصصی بسیار گسترده ای است که در مجال و توان این نوشتار نیست. نکته مثبت متن این است که ایالات متحده به نوعی مدیریت ایران بر تنگه هرمز را پذیرفته است، اما در مسیر این مدیریت دست اندازهایی ایجاد شده است.
۲. اینکه ایران بهترین تلاشها برای عبور امن کشتیها را انجام دهد، عملا یک مسئولیت است ایران میتواند در ازای آن خدماتی را از کشورها مطالبه کند. از طرف دیگر این بار مسئولیت فشارهای سیاسی را میتواند برای ایران به دنبال داشته باشد.
تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که عبور امن کشتیها در گروی آن است که کشتیها کاملا تابع دستورات نهاد مدیریت آبراهه هرمز باشند وگرنه ایران در قبال امنیت آنها مسئولیتی ندارد.
۳. اولین نکته منفی که در این بند خود نمایی میکند، حذف شدن عبارت بیضرر از متن است. این امر موجب میشود که توان حقوقی ایران برای ممانعت از عبور کشتیهای کشورهایی که برای ایران تهدید هستند، محدود شود.
تفسیر و اقدام مطلوب: ایران باید اعلام کند که قاعده عبور بیضرر با توجه به اینکه ایران در متن به حقوق بین الملل ارجاع داده، یک قاعده جهانشمول است.
۴. محدود ماندن متن به عبور کشتیهای تجاری خوب است اما متن تصریح ندارد که ایران مانع عبور کشتیهای نظامی میشود.
تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که تا اطلاع ثانوی هیچ کشتی نظامی حق عبور از تنگه هرمز را ندارد و ایران مجاز است برای احراز نظامی نبودن کالاهای حمل شده توسط کشتیها، آنها را مورد بازرسی قرار دهد.
۵. عبارت «بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیجفارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد» اگرچه محل اشکال است اما دستاوردی مهم است و ایالات متحده پذیرفته است که ایران هزینه خدمات خود را از کشتیهای عبوری دریافت خواهد کرد.
۶. نکته منفی دیگر، مطرح شدن مساله تبادل نظر با کشورهای ساحلی خلیج فارس در کنار موضوع تعیین اداره آینده و خدمات دریایی است که انحصارا باید ایران و عمان حل و فصل شود.
تفسیر و اقدام مطلوب: ایران باید اعلام کند که ترتیبات اداره تنگه مستقل از مذاکرات با کشورهای عربی توسط ایران اعمال خواهد شد، ولی ایران گفتگو با عمان و کشورهای عربی را ادامه خواهد داد و از نتایج این مذاکرات در بهبود مدیریت تنگه بسته به نظر خود استفاده خواهد کرد.
۷. مساله مثبت این سند این است که مین روبی بر عهده ایران گذاشته شده اما ایران از حیث زمانی مقید نیست که مین روبی را در مدت زمان خاصی پایان دهد. از طرف دیگر کشتیهای نظامی مین روب غربی طبق متن با چالش مواجهند (اگرچه متن تصریح ندارد). این امر ایران را در تثبیت آبراهه مد نظر خود در موضع بهتری قرار میدهد. ایران میتواند ظرف ۳۰ روز ترافیک کشتیها را در مسیر تعریف شده خود به حالت نرمال برگرداند.
تفسیر مطلوب: ایران باید تاکید کند که کشتیهای مین روب نظامی هستند و حق ورود به محدوده تنگه را ندارند.
جمع بندی: با توجه به اینکه مساله آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و باب المندب در اسناد بالادستی استراتژی امنیت ملی آمریکا NSS 2022 و NSS 2026 به عنوان خطوط قرمز امنیت ملی ایالات متحده مورد تصریح بوده است، این بند دستاوردی مهم است به شرط آنکه ایران توجه کند کشورهای خلیج فارس تابع منویات آمریکا هستند و جا افتادن ایران به عنوان مدیر تنگه مستلزم حمایت سیاسی چین و روسیه است.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۶:
متن انگلیسی:
The United States of America undertakes with regional partners to develop a definitive, mutually agreed plan with at least USD 300 billion for the reconstruction and economic development of the Islamic Republic of Iran. The mechanism for the implementation of this plan will be finalized as part of final Deal within 60 days. All required licenses, waivers and permissions needed for the relevant financial transactions will be granted by the United States of America.
متن فارسی:
۶. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود، با شرکای منطقهای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی مورد توافق طرفین را با تأمین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار ایجاد کند. سازوکار اجراییسازی این برنامه، بهعنوان بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. تمامی تأییدیهها، اسقاطیهها و مجوزهای موردنیاز برای تراکنشهای مالی مربوطه توسط ایالات متحده آمریکا ارائه خواهد شد.
نکته:
این بندی است که تا کنون بیشترین هزینه سیاسی را برای ترامپ ایجاد کرده است. با وجود این، این بند پتانسیل بسیار زیادی دارد که ایران را درگیر یک مذاکرات منطقهای کند، که مسلما تحدید محور مقاومت بخشی از آن خواهد بود. بارها عرض شد که دول عربی در حالت عادی فراتر از نظم آمریکایی عمل نخواهند کرد و درگیر شدن ایران در مذاکرات با این کشورها، ایران را میتواند در وضع پیچیدهای قرار دهد. عدد ۳۰۰ میلیارد دلار قابلیت بسیاری برای ایجاد دوگانه «جنگ-مذاکره» و سوء استفاده جریانهای نزدیک به پارادایم نرمالیزیشن در ایران دارد.
تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که به هیچ عنوان این ۳۰۰ میلیارد دلار را منوط به «تغییر رفتار منطقهای» خود نمیداند و این در اصل این معادل بخشی از غرامتی است که ایران همواره مطالبه کرده است.
╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞