eitaa logo
علی صمیمی
1.2هزار دنبال‌کننده
811 عکس
422 ویدیو
26 فایل
مردم یعنی همه مردم! ارتباط: @Alisamimi کانال تلگرام https://t.me/ali_samimi71. پیج اینستاگرام https://instagram.com/alisamimi.ir کانال برنامه نامیرا @namyraa
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ علی صمیمی 🔺 کارِ عالی قرارگاه خاتم در درست ترین زمانِ ممکن بود وقتی که دنیا بخاطر خوش بینی به بازار (بعد از امضای تفاهم توافق) از ذخایر استراتژیکی هم که داشتند با عددهای میلیونی و قابل توجه استفاده کردند به امیدی که دیگر تنگه باز است و میتوانند ذخایر پرکنند! لذا اکنون بعد از بسته شدن تنگه اضطرارشان بیشتر هم میشود چون قبلا هم دیده اند که شیرِ خفته بیدار شده و توانایی بسته نگه داشتن تنگه هم دارد و دیده که آمریکا توانایی باز کردنش را ندارد! لذا خیلی سریع قیمت نفت بالا خواهد رفت و دنیا باید بین آزادی تنگه و کنترلِ وطن دزدانِ صهیونیست انتخاب کند! ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
🔺ملاحظات آقای خراتیان از بندهای تفاهم خواندنی بودند ارزش وقت گذاشتن دارد! 👇👇👇
بند ۱: 1. The Islamic Republic of Iran and the United States of America, and their allies in the current war, by signing this MoU, declare the immediate and permanent termination of military operations on all fronts, including in Lebanon, and undertake from now on not to initiate any war or any military operation against each other, and to refrain from the threat or use of force against each other, and ensuring the territorial integrity and sovereignty of Lebanon. The final Deal will confirm the permanent termination of the war on all fronts, including in Lebanon, and other provisions of this paragraph. متن فارسی: ۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و متحدین آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیات‌های نظامی را در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد می‌کنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تأیید خواهد کرد. نکات: ۱. اولین نکته مثبت در این بند، به رسمیت شناخته شدن «محور مقاومت» و «وحدت ساحات» در این بند توسط ایالات متحده است که دستاورد بزرگی است. عبارت «جمهوری اسلامی ایران و متحدین» دارای بار معنایی قابل بسیار قابل توجهی است. ۲. اینکه هم جنگ و هم عملیات نظامی در متن مورد توجه قرار گرفته و بین ایندو تفکیک صورت گرفته است، بسیار مطلوب است. تفسیر مطلوب: تمامی انواع عملیاتهای اطلاعاتی و ترور و حمایت از گروههای مسلح باید ذیل عملیات نظامی دسته بندی شود. ایران باید قطع حمایت ناتو از منافقین و سلطنت طلبان و گروههای معارض کرد را به سرعت در دستور کار قرار دهد. ۳. نکته دیگر گنجانده شدن «تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند» در متن است. باید دقت کرد که ایالات متحده از طریق پارادایم عادیسازی ممکن است جهت انحلال سپاه قدس و نهادهای مشابه به عنوان مصداق «تهدید علیه اسرائیل» فشار وارد کند. تفسیر مطلوب: ایران باید من بعد تمامی عبارات تهدید آمیز بکار گرفته شده توسط اسرائیل، ایالات متحده، کشورهای عربی و اعضای ناتو و ... علیه خود و متحدین را به شکل سیستماتیک ثبت و مرتبا به عنوان مصادق نقض بند ۱ توافق اعلام نماید. ۴. «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند» بسیار مهم است. تفسیر: ایران باید از ایالات متحده بخواهد که اسرائیل را به ارائه یک جدول زمانبندی دار جهت خروج از جنوب لبنان متعهد کند، و اسرائیل فرایند عقب نشینی را آغاز و تکمیل کند، در غیر این صورت از منظر ایران این بند اجرا نشده است. ایران باید از ایالات متحده بخواهد که محاصره هوایی و دریایی و زمینی انصارالله قطع شود و اسرائیل در غزه به محدوده های از پیش تعریف شده باز گردد. وگرنه از منظر ایران بند ۱ اجرا نشده است. ۵. «توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.» این بند پیچیده است و میتواند مذاکرات منطقه‌ای و مساله تعیین تکلیف محور مقاومت را به مذاکرات نهایی اضافه کند، چیزی که جریان عادیسازی میخواهد از آن در جهت منویات خود سوء استفاده کند. مسلما ایالت متحده با این حربه به دنبال اخته سازی محور مقاومت در مذاکرات نهایی خواهد بود. تفسیر مطلوب: ایران باید تاکید کند که مذاکرات تکمیلی در مورد این بند وجود ندارد و ایالات متحده و اسرائیل به عنوان نیروهای «اشغالگر» و ناقض منشور ملل متحد باید تکلیف خود را با این بند معلوم کنند، نه ایران. جمع بندی: در مجموع این بند بندی مهم، امیدوارکننده ولی مبهم از حیث برخی ملاحظات فنی اجرایی خصوصا در مورد تحدید رفتار اسرائیل در لبنان است و حتی خطر اضافه شدن مذاکرات منطقه‌ای و حتی موشکی (به عنوان مصداق تهدید برای اسرائیل) به مذاکرات هسته‌ای را در بر دارد که البته در بندهای دیگری تا حدی جلوی آن گرفته شده است. باید دقت کرد که این بند مورد سوء استفاده پارادایم نرمالیزاسیون قرار نگیرد. ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۲: متن انگلیسی: The Islamic Republic of Iran and the United States of America undertake to respect each other's sovereignty and territorial integrity and to refrain from interfering in each other's internal affairs. متن فارسی: 2. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند. این بند به نوعی تکرار محتویات منشور ملل متحد است و ظاهرا از حیث حقوقی چیز جدیدی تولید نمیکند چون هم ایران و هم ایالات متحده عضوی از ملل متحد هستند. با وجود این گنجانده شدن این بند در متن سند مستمسکی به ایران میدهد که من بعد تمامی موارد نقض تمامیت ارضی و حاکمیت آمریکا و همچنین مداخله در امور داخلی ایران را به عنوان مصداق نقض یادداشت تفاهم نامه اعلام نماید. با توجه به اینکه آمریکا معمولا عنصر مداخله گر در امور داخلی ایران است، این بند مجموعا به نفع ایران است. تفسیر مطلوب: تمامی تجاوزهای پهپادی، عملیاتهای اطلاعاتی (Intelligence Operation) , حمایت از اقدامات تجزیه طلبانه، فعالیتهای سازمان منافقین، عملیاتهای روانی (در قالب گروههای MISO و ...) و اقدامات رسانه‌هایی چون صدای آمریکا و غیره، باید توسط ایران مصداق دخالت در امور داخلی ایران دسته بندی و نقض توافق اعلام شوند! ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۳: متن انگلیسی: The Islamic Republic of Iran and the United States of America commit to negotiating and achieving the final Deal, in maximum 60 days extendable with mutual consent. متن فارسی: ۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهایی در مدت حداکثر ۶۰ روز، قابل‌تمدید با رضایت طرفین، متعهد می‌شوند. این بند ظاهرا صرفا در مورد ساز و کارهای اجرایی نیل به «توافق نهایی» است که از منظر ایران صرفا شامل پرونده هسته‌ای است. نکته این است که دو طرف خود را به رسیدن به توافق متعهد کرده اند. البته نقطه شروع آغاز مذاکرات در بند ۱۳ مشخص شده است، اما اینکه ایران خود را به رسیدن به توافق متعهد کرده، با توجه به ماهیت دو جانبه مذاکرات (که نویسنده از ابتدا با آن شدیدا مخالف بود) و شرایط مبهم بند ۱، این قابلیت را دارد که شرایط پیچیده ای را برای ایران ایجاد کند. نکته: از منظر نگارنده یکی از دلایل تذکر رهبری که «امّا بديهى است مذاكرات حضورى كه در آينده برقرار خواهد شد، به معنى يذيرش نظر دشمن نخواهد بود»، کم کردن فشار بار تعهدی است که این بند ایجاد کرده است! ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۴: متن انگلیسی: Immediately upon the signing of this MoU, the United States of America will begin the removal of its naval blockade and any disturbances or impediments against the Islamic Republic of Iran, and will fully end the naval blockade within 30 days. During this period, the traffic of vessels will be in proportion to the numbers of pre-war traffic being restored by the Islamic Republic of Iran. The United States of America further undertakes to remove its forces from the proximity of the Islamic Republic of Iran within 30 days after the final Deal. متن فارسی: ۴. بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا شروع به رفع محاصره دریایی خود و هرگونه مزاحمت یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران می‌کند، و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل خاتمه خواهد داد. در طول این مدت، تردد کشتی‌ها متناسب با تعداد ترافیک قبل از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار می‌شود، خواهد بود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد می‌شود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند. نکات: یکی از اساسیترین اشکالات این بند که به فرامتن بازمیگردد این است که ایران باز شدن محاصره دریایی را معادلی برای بازشدن تنگه هرمز قرار داده و این از سوء محاسبات عمیقی نشات گرفت که در آغاز محاصره دریایی در برخی بوجود آمد. تنگه هرمز به دلیل فشارهای «تریلیون دلاری» به بازارهای مالی جهان، این قابلیت را داشت که در برابر امتیازات متعددی قرار گیرد. بارها گفته شد که در «مسابقه تاب آوری» شرط لازم ارتباط با شرق و تضمین تامین ارز و کالای اساسی و همچنین مذاکره برای تبادل اطلاعات realtime مکان استقرار ناوهای آمریکایی خصوصا با روسهاست. مسلما این اقدامات نیازمند مذاکرات راهبردی مهمی بود که ظاهرا وقتی به آن اختصاص داده نشد و جریان نرمالیزاسیون تا توانست در مسیر آن سنگ اندازی کرد. به عبارتی اصرار پارادایم سوم (تقابل دو نظم) به موازی شدن مذاکرات با روسیه و چین جهت افزایش تاب آوری در این مقطع حساس زمانی، عمدا نادیده گرفته شد. لذا این بند در شرایط اضطراری فعلی معقول مینماید، اما این اضطرار خودخواسته بود و طبق قاعده الاضطرار بالاختیار لا ینافی الاختیار، این بخش از این بند بسیار منفی ارزیابی میشود. در این بند گفته شده که نیروهای آمریکایی ۳۰ روز پس از توافق نهایی از اطراف ایران خارج میشوند. این بند اگرچه میخواسته یکی از شروط بیانیه شعام را محقق کند، اما به دلیل ابهام در معنای «حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران» میتواند محل مناقشه شود. ایران میبیایست در جنگ با کمک روسیه که بارها پیشنهاد میاجیگری را داده بود، و همچنین با حمایت چین وارد مذاکره مستقیم با کشورهای عربی جهت تعدیل پایگاههای آمریکا میشد، تا پایه های این بخش محکم شود و تهران با پروپوزالی روشن تفسیر خود از این بند را ارائه کند. این بند از مصادیق تعیین نظم منطقه‌ای در آینده است. اقدام مطلوب: ایران باید مذاکرات منطقه‌ای را با محوریت سه گانه ایرا، چین و روسیه با کشورهای عربی استارات بزند. حل مساله لبنان نیز در گروی این مساله است. جریان نرمالیزاسیون تمام تلاش خود را کرده و خواهد کرد که این امر محقق نشود و تکلیف نظم منطقه‌ای در مذاکرات ایران و آمریکا و با برتری آمریکا مشخص شود. پارادایم دوم تصور میکند که میتواند در برابر فشارهای داخلی این پارادایم بدون کمک چین و روسیه مقاومت کند که سخت در اشتباه است. ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۵: متن انگیسی: 5. Upon the signing of this MoU, the Islamic Republic of Iran will make arrangements using its best efforts for the safe passage of commercial vessels, with no charge for 60 days only, from the Persian Gulf to the Sea of Oman, and vice versa. The traffic of commercial vessels will immediately start, and considering the need for removing the technical and military obstacles, and de-mining by the Islamic Republic of Iran, will be instated within 30 days. The Islamic Republic of Iran will conduct dialogue with the Sultanate of Oman, to define the future administration and maritime services in the Strait of Hormuz, in discussions with other Persian Gulf Littoral States, in line with applicable international law and the sovereign rights of coastal states of the Strait of Hormuz. متن فارسی: ۵. با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه فقط برای 60 روز، از خلیج‌فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به‌ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مین‌زدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف 30 روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین‌الملل قابل‌اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج‌فارس نیز تبادل نظر می‌کنند. نکات: ۱. این متن از منظر حقوقی و عملیاتی بسیار پیچیده است و دارای بحثهای تخصصی بسیار گسترده ای است که در مجال و توان این نوشتار نیست. نکته مثبت متن این است که ایالات متحده به نوعی مدیریت ایران بر تنگه هرمز را پذیرفته است، اما در مسیر این مدیریت دست اندازهایی ایجاد شده است. ۲. اینکه ایران بهترین تلاشها برای عبور امن کشتیها را انجام دهد، عملا یک مسئولیت است ایران میتواند در ازای آن خدماتی را از کشورها مطالبه کند. از طرف دیگر این بار مسئولیت فشارهای سیاسی را میتواند برای ایران به دنبال داشته باشد. تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که عبور امن کشتیها در گروی آن است که کشتیها کاملا تابع دستورات نهاد مدیریت آبراهه هرمز باشند وگرنه ایران در قبال امنیت آنها مسئولیتی ندارد. ۳. اولین نکته منفی که در این بند خود نمایی میکند، حذف شدن عبارت بیضرر از متن است. این امر موجب میشود که توان حقوقی ایران برای ممانعت از عبور کشتیهای کشورهایی که برای ایران تهدید هستند، محدود شود. تفسیر و اقدام مطلوب: ایران باید اعلام کند که قاعده عبور بیضرر با توجه به اینکه ایران در متن به حقوق بین الملل ارجاع داده، یک قاعده جهانشمول است. ۴. محدود ماندن متن به عبور کشتیهای تجاری خوب است اما متن تصریح ندارد که ایران مانع عبور کشتیهای نظامی میشود. تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که تا اطلاع ثانوی هیچ کشتی نظامی حق عبور از تنگه هرمز را ندارد و ایران مجاز است برای احراز نظامی نبودن کالاهای حمل شده توسط کشتیها، آنها را مورد بازرسی قرار دهد. ۵. عبارت «بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج‌فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد» اگرچه محل اشکال است اما دستاوردی مهم است و ایالات متحده پذیرفته است که ایران هزینه خدمات خود را از کشتیهای عبوری دریافت خواهد کرد. ۶. نکته منفی دیگر، مطرح شدن مساله تبادل نظر با کشورهای ساحلی خلیج فارس در کنار موضوع تعیین اداره آینده و خدمات دریایی است که انحصارا باید ایران و عمان حل و فصل شود. تفسیر و اقدام مطلوب: ایران باید اعلام کند که ترتیبات اداره تنگه مستقل از مذاکرات با کشورهای عربی توسط ایران اعمال خواهد شد، ولی ایران گفتگو با عمان و کشورهای عربی را ادامه خواهد داد و از نتایج این مذاکرات در بهبود مدیریت تنگه بسته به نظر خود استفاده خواهد کرد. ۷. مساله مثبت این سند این است که مین روبی بر عهده ایران گذاشته شده اما ایران از حیث زمانی مقید نیست که مین روبی را در مدت زمان خاصی پایان دهد. از طرف دیگر کشتیهای نظامی مین روب غربی طبق متن با چالش مواجهند (اگرچه متن تصریح ندارد). این امر ایران را در تثبیت آبراهه مد نظر خود در موضع بهتری قرار میدهد. ایران میتواند ظرف ۳۰ روز ترافیک کشتیها را در مسیر تعریف شده خود به حالت نرمال برگرداند. تفسیر مطلوب: ایران باید تاکید کند که کشتیهای مین روب نظامی هستند و حق ورود به محدوده تنگه را ندارند.
جمع بندی: با توجه به اینکه مساله آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و باب المندب در اسناد بالادستی استراتژی امنیت ملی آمریکا NSS 2022 و NSS 2026 به عنوان خطوط قرمز امنیت ملی ایالات متحده مورد تصریح بوده است، این بند دستاوردی مهم است به شرط آنکه ایران توجه کند کشورهای خلیج فارس تابع منویات آمریکا هستند و جا افتادن ایران به عنوان مدیر تنگه مستلزم حمایت سیاسی چین و روسیه است. ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۶: متن انگلیسی: The United States of America undertakes with regional partners to develop a definitive, mutually agreed plan with at least USD 300 billion for the reconstruction and economic development of the Islamic Republic of Iran. The mechanism for the implementation of this plan will be finalized as part of final Deal within 60 days. All required licenses, waivers and permissions needed for the relevant financial transactions will be granted by the United States of America. متن فارسی: ۶. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود، با شرکای منطقه‌ای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی مورد توافق طرفین را با تأمین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار ایجاد کند. سازوکار اجرایی‌سازی این برنامه، به‌عنوان بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. تمامی تأییدیه‌ها، اسقاطیه‌ها و مجوزهای موردنیاز برای تراکنش‌های مالی مربوطه توسط ایالات متحده آمریکا ارائه خواهد شد. نکته: این بندی است که تا کنون بیشترین هزینه سیاسی را برای ترامپ ایجاد کرده است. با وجود این، این بند پتانسیل بسیار زیادی دارد که ایران را درگیر یک مذاکرات منطقه‌ای کند، که مسلما تحدید محور مقاومت بخشی از آن خواهد بود. بارها عرض شد که دول عربی در حالت عادی فراتر از نظم آمریکایی عمل نخواهند کرد و درگیر شدن ایران در مذاکرات با این کشورها، ایران را میتواند در وضع پیچیده‌ای قرار دهد. عدد ۳۰۰ میلیارد دلار قابلیت بسیاری برای ایجاد دوگانه «جنگ-مذاکره» و سوء استفاده جریانهای نزدیک به پارادایم نرمالیزیشن در ایران دارد. تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که به هیچ عنوان این ۳۰۰ میلیارد دلار را منوط به «تغییر رفتار منطقه‌ای» خود نمیداند و این در اصل این معادل بخشی از غرامتی است که ایران همواره مطالبه کرده است. ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۷: متن انگلیسی: 7. The United States of America undertakes to terminate all types of sanctions agains the Islamic Republic of Iran, Including the United Nations Security Council resolutions, IAEA Board of Governors resolutions and all unilateral U.S. sanctions, primary and secondary, in an agreed upon schedule as part of the final Deal, The Islamic Republic of Iran und the United States of America acknowledge the critical importance of the sanction termination issue above mentioned and express their intentions to Immediately address these issues in the negotiations in order to achieve mutual agreement on them. ۷. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود به تمامی انواع تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامه‌های شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، و تمامی تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به‌عنوان بخشی از توافق نهایی، خاتمه دهد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوع خاتمه تحریم‌ها که در بالا ذکر شده است اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به‌منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار می‌کنند. نکته مثبت: این بند خوب و دستاورد مهم است و این نخستین بار است که ایالات متحده در یک بند متعهد به به لغو تمامی انواع تحریمها میشود. ملاحظه: البته باید دقت کرد که بسیار از تحریمهای ایران دارای تصویب کنگره هستند. نکات منفی: کلمه undertake دارای بار گارانتی نیست و صرفا تعهدی در جهت انجام کار است که میتواند به نتیجه منجر نشود. از طرف دیگر «برنامه زمانی مورد توافق» میتواند خود مقدمه‌ای دیگر برای درگیر شدن ایران در یک مذاکره منطقه‌ای/موشکی باشد. تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که اولا این بند باید به نتیجه برسد و اگر نرسد توافق نقض شده است. ثانیا این بند صرفا در ازای مذاکرات هسته‌ای است و مساله برنامه زمانی مورد توافق صرفا در مورد نحوه اجراست و نه چیز دیگر. ثالثا لغو تمامی تحریمها من جمله تحریمها کنگره، مشکل درونی آمریکایی هاست و اگر به هر دلیل ترامپ و ونس (به عنوان رییس سنا) در جمع آوری رای جهت لغو تحریمها موفق نشوند، این امر نقض توافق نامه است. ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
اکنون با این اقدام ایالات متحده نه فقط ایران را تهدید اتمی کرده، نه فقط در NPT نگه داشته، بلکه تعهدی مضاعف به آن تحمیل کرده و این قطعا روی بازدارندگی بلندمدت کشور تاثیرات منفی قابل توجهی دارد. ۵. ایران در مورد رقیق سازی نیز تعهد داده که نقض قرارهای قبلی در مورد عدم مذاکره هسته ای است. ۶. متن تصریحی به حق غنی‌سازی ایران ندارد و این مخالف بیانیه شعام در آتش بس است. متن صرفا به «نیازهای هسته ای» ایران اشاره کرده است و قرار بر این شده که در مورد موضوع غنی سازی هم مذاکره شود. تفسیر مطلوب: ایران باید اعلام کند که اولا با واژه reaffirm صرفا تعهد خود به npt را تکرار کرده و ثانیا چون بند عدم حرکت به سمت سلاح بخشی از MOU است، عدم حرکت به سمت سلاح اتمی منوط به تهدید نشدن ایران توسط آمریکا و متحدینش است و ثالثا واژگان develop و procure معنای موسع ندارند. رابعا ایران از حق غنی سازی و اعمال این حق مطلقا عقب نشینی نخواهد کرد. خامسا مدت زمان رقیق سازی باید طولانی (سه سال) و کیفیت رقیق شدن باید تا ۲۰ درصد باشد. سادسا ایران در مورد تحقیق و توسعه، تعداد سانتریفیوژ و مقر استقرار آنها نباید مذاکره کند. و خلاصه اینکه همه تعهدات باید بازگشت پذیر باشند. (رجوع شود به پیشنهاد فرمول غنی سازی صفر بازگشت پذیر) سابعا ایران برای حل قضیه نیازمند کمک کشورهای چین و روسیه به عنوان دو قدرت اتمی دارنده حق وتو است و مذاکرات هسته ای با این دو کشور باید به موازات/در کنار مذاکرات با آمریکا انجام شود تا به فرمولی برای حفظ صنعت هسته ای ایران دست یابیم. ╰┈➤ ❝ [ @ali_samimi71 ]❞
بند ۸: متن انگلیسی: 8. The Islamic Republic of Iran reaffirms that it shall not procure or develop nuclear weapons. The United States of America and the Islamic Republic of Iran have agreed to resolve the disposition of stockpiled enriched material pursuant to a mechanism that will be mutually agreed upon in accordance with the schedule mentioned in paragraph seven with the minimum methodology to be down-blending on site under the supervision of the IAEA. The two parties also agreed to discuss the issue of enrichment and other mutually agreed matters related to the Islamic Republic of Iran’s nuclear needs based on a satisfactory framework being agreed upon in the final deal. The final deal will confirm the provisions of this paragraph. The United States of America and the Islamic Republic of Iran acknowledge the critical importance of the nuclear issues above mentioned and express their intention to immediately address these issues in the negotiations in order to achieve mutual agreement on them. متن فارسی: ۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تأیید می‌کند که سلاح هسته‌ای تولید یا ابتیاع نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت کرده‌اند که وضعیت مواد غنی‌شده ذخیره شده را از طریق یک سازوکار مورد توافق طرفین و مطابق با برنامه زمانی مندرج در بند ۷، حداقل به شیوه رقیق‌سازی در محل، تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حل‌وفصل کنند. دو طرف همچنین موافقت می‌کنند تا در مورد موضوع غنی‌سازی، و دیگر موضوعات مورد توافق دو طرف مرتبط با نیازهای هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، بر اساس یک چارچوب رضایت‌بخش که در توافق نهایی مورد موافقت قرار خواهد گرفت، بحث کنند. توافق نهایی مفاد این بند را تأیید خواهد کرد. نکات: این بند بدترین و خطرناکترین بند توافق اخیر و دارای تبعات بلندمدت امنیت ملی برای کشور است و دلیل شخصی بنده برای عدم دفاع از توافق حاضر بوده است. اشکالات بنده به متن حاضر عبارت اند از: ۱. اولا قرار بر این بود که در این مذاکرات در مورد موضوع هسته‌ای بحث نشده و صرفا به گفتن این نکته اکتفا شود که مذاکراتی در جریان خواهد بود، در حالیکه در این بند تعهداتی واضح و بعضا «بازگشت ناپذیر» دیده میشود. ۲. این با پذیرش این بند خود را به استثنایی در روابط بین الملل مبدل ساخته است. ایران عضو NPT است و به موجب آن متعهد به عدم ساخت سلاح هسته‌ای است. با وجود این، ماده ۱۰ NPT به همه کشورها اجازه میدهد که در شرایطی که امنیت آنها تهدید شود از NPT خارج شوند. ایران با آوردن این بند بدون هیچ قیدی، عملا تعهدی مضاعف داده و از آنجا که این متون در نهایت به قطعنامه فصل هفتی مبدل میشوند، عملا ایران تنها کشوری در جهان خواهد بود که تحت هر شرایطی از تولید بمب محروم شده است. سند باید تاکید میکرد که ایران تعهد خود ذیل NPT را مجددا تکرار میکند اما متاسفانه اینکار انجام نشده است. ۳. اتفاق بدتر، عدول از ادبیات NPT است. به موجب ماده دوم NPT: Each non-nuclear-weapon State Party to the Treaty undertakes not to receive the transfer from any transferor whatsoever of nuclear weapons or other nuclear explosive devices or of control over such weapons or explosive devices directly, or indirectly; not to manufacture or otherwise acquire nuclear weapons or other nuclear explosive devices; and not to seek or receive any assistance in the manufacture of nuclear weapons or other nuclear explosive devices. همانطور که در متن پیداست متن NPT از دو واژه receive، acquire و manufacture استفاده کرده است. کلمات develop و procure دارای معانی موسعتری هستند که میتواند کل زنجیره صنعت هسته‌ای را در بر گیرد (بسته به اینکه تفسیر از نیات ایران از اقدامات توسعه ای در حوزه هسته‌ای چیست، میتواند کل زنجیزه را در برگیرد) و مشخص نیست نویسندگان این سند با چه مبنایی از ادبیات NPT عدول کرده اند. این امر از آن حیث جدیت دارد که تیم ترامپ بارها اعلام کرده‌اند که کل برنامه هسته‌ای ایران معادل بمب میدانند و هرگاه میگویند ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد، منظورشان نابودی کل برنامه هسته ای ایران است. ۴. بمباران مراکز هسته ای تحت نظارت آژانس در ایران و جنگ ۴۰ روزه و تهدیدات مکرر اتمی ترامپ، ایران را در موقعیتی استثنایی جهت تمسک به ماده ۱۰ NPT قرار داده بود، تا جاییکه لاوروف وزیر خارجه روسیه در سخنانی بیسابقه تلویحا از احتمال تغییر دکترین هسته ای ایران دفاع کند. ایران میتوانست از این فرصت تاریخی، تنبیهی ایجاد کند تا حمله به مراکز حساس ایران حداقل از حیث حقوقی پر هرینه شود.