آیت الله محمدحسین
غروی اصفهانی
مشهور به کمپانی
اینطور سروده است که:
[ فَمَا رَمَاهُ إِذْ رَمَاهُ حَرْمَلَة
وَ إِنَّمَا رَمَاهُ مَنْ مَهَّدَ لَه
سَهْمٌ أَتَىٰ مِنْ جَانِبِ السَّقِیفَة
وَ قَوْسُهُ عَلَىٰ یَدِ الْخَلِیفَة ]
تیری که حرمله بر گلوی
حضرت علی اصغر زد
به دست او پرتاب نشد
بلکه پرتابگر تیر
کسی بود که
مقدمات این کار را
فراهم کرد.
تیری است که
از طرف سقیفه آمد
و کمان آن
بر دست خلیفه بود.
@alill0 | الانوار القدسیة، ص۹۹
علی هرجا رود بالا، شود حجت تمام آنجا
چه باشد شیر میدان و چه باشد طفل بیشیرش
@alill0 | نعیمامینی
معاويه، مروانبنحكم را
حاکم مدينه قرار داد
و او را امر کرد كه
برای جوانان قريش
سهمیهای تعیین کند،
پس او تعیین کرد.
امام سجّادﷺ فرمود:
من نزد او رفتم. گفت:
نام تو چيست؟ گفتم:
علی بن حسين. گفت:
نام برادرت چيست؟
گفتم: علی.
گفت: علی و علی؟
پدرت دوست ندارد
هیچ کدام از پسرانش را
رها کند، مگر اینکه
نام او را علی بگذارد.
آنگاه سهميه مرا پرداخت.
من نزد پدرم بازگشتم
و به ایشان خبر دادم.
پدرم فرمود:
وای بر
فرزند زن چشم آبی دبّاغ پوستها!
اگر برای من صد فرزند متولّد شود،
دوست دارم هيچكدام آنها را
جز «علی» نام نگذارم.
@alill0 | الکافي، ج۶، ص۱۹
می خواستم عالم پر از نام علی باشد
حالا به روی خاک، یک عالمْ علی دارم
@alill0 | شفیعی
روزى امیرالمومنینﷺ
به قمر بنیهاشم كه
در دوران كودكى
به سر مىبُرد،
فرمود: بگو يک
حضرت گفت: يک
مولا فرمود: بگو دو
حضرت در پاسخ گفت:
من با آن زبانى كه
يک گفتهام
و به يكتايى خدا
اقرار نمودهام
شرم میكنم كه
بگويم دو
و از دايرهٔ يكتايى خدا
خارج گردم.
اما اگر امر شماست
من میگویم.
مولا دو چشمان حضرت را بوسيد.
@alill0 | کتاب العباس مقرّم، ص۹۲
مرتضى از نجف آمد، تو هم از خیمه بیا
کن خلاص از غم حسرت، دل غمپرور من
@alill0 | حسینی
نصر اللهبنمجلّی میگوید:
شبی در عالم رویا
به خدمت امیرالمؤمنینﷺ
رسیدم و عرض کردم:
در فتح مکه،
خانهٔ ابیسفیان را
مأمن قرار دادید
که هر کس به آنجا برود
در پناه است.
آن وقت در کربلا
با فرزندت حسینﷺ
آنطور رفتار شد که دیدید.
حضرت فرمودند:
پاسخ تو را ابنصیفی
در اشعارش داده است.
صبح به نزد ابنصیفی
رفتم و خواب خود را
تعریف کردم. گریه کرد
و با تعجب گفت:
این اشعار را دیشب گفتم
در حالی که هنوز
برای کسی نخواندهام
و به روی کاغذ هم نیاوردهام:
[مَلَكْنا فكانَ العَفْوُ منَّا سَجيَّةً
فلمَّا مَلكْتُمْ سَالَ بالدَّمِ أبْطَحُ
وحَلَّلْتُمُ قتلَ الأسارى و طَالَما
غَدَوْنا عن الأسْرى نَعفُّ ونصفَح
فحسْبُكُمُ هذا التَّفاوتُ بيْنَنا
وكلُّ إِناءٍ بالذي فيهِ يَنْضَحُ]
وقتی ما به حکومت رسیدیم،
همه را عفو کردیم؛
زیرا عفو، صفت ما خاندان است،
اما شما که به حکومت رسیدید،
بیابان وسیعی را پر از خون نمودید.
شما قتل اسیران را مجاز شمردید
ولی ما آنان را بخشیدیم و عفو کردیم.
این تفاوت بین ما و شما کافی است؛
زیرا از کوزه همان برون تراود که در اوست.
@alill0 | حیات الحیوان، ج۱، ص۱۸۶
یاعلی ساقی کوثر تو و از شمرْ حُسین
قطره آبی به لبِ تشنه تمنّا میکرد
@alill0 | صامت بروجردی
سیدالشهداﷺ
از حضرت یحیی که
به نا حق،
سر از بدنش
جدا کرده بودند،
بسیار یاد میکرد،
میفرمود:
از بی ارزشی
و خواری دنیا
نزد خداوند متعال
همین بس، که سرِ یحیی
به فاحشهای
در بنیاسرائیل
هدیه شد.
زینب سلاماللهعلیها هم
عصر عاشورا رو به
عمر سعد کرد و فرمود
ای پسر سعد!
از خواری دنیا
نزد خداوند متعال
همین بس که تو
صدای دختر علیﷺ را
میشنوی...
@alill0 | بحارالانوار،ج۴۴،ص۳۶۵
گر علیبنابیطالب بوَد معیار صبر
آن که صبرش با علی باشد برابر زینب است
@alill0 | ژولیده نیشابوری