من خب دوروز قبل تولد علی یعنی پنج مهر خونه داییم اینا بودم بعد خاله ی دختر دایی هام هم اونجا بود خب خالشون خیلی پایست مثلا عکسای علی رو که بهش نشون میدم
کلی قربون صدقش میره و اینا تازه یه بار هم زندگی نامه دهخدا نوشتیم برای علی منظورم از زندگی نامه دهخدا اینکه یه متن طولانی براش نوشتیم و مسیج کردیم
خلاصه بعد به اون گفتم خب زنداییم و داییمم اونجا بودن خب اونا هم شنیدن
بعدش داییم با مادربزرگم رفته بود مسافرت زنداییم اینا تنها بودن
بعد زنگ زدیم که ببینیم چیکار میکنن مامانم گفت گوشیو بده به من صحبت کنمگفتم باشه گوشیو دادم اول چیزی که زنداییم به مامانم گفت گفت به مونا بگو تولد طلیسچی مبارک حالا بابامم نشسته بود جلو خلاصه آب شدم
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پست جدید #علیرضا_طلیسچی ❤️
سرآغاز قصه ما در بیادماندنی ترین شب زندگی من.
« ۱۴ مهر » در رویال هال هتل اسپیناس تولدم رو کنار شما جشن خوام گرفت…✨
————————————
بلیت فروشی از سایت ⚜️melotik.com⚜️ شروع شد.
🅰