هوالحکیم
شورایعالی انقلاب فرهنگی ، سازمان سنجش و نخبگان.
همانطور که بصورت مکرر نوشته و گفته ام؛
نظام آموزشی کشور از پایه مهد کودک و پیش دبستانی تا مقطع دکترا و بالاتر فاسد است .
منظور از فساد؛
خروجی این نظام آموزشی بسمت علم واقعی و علم نافع ، بسمت تربیت نسل در تراز انسانهای صالح و مفید برای اقتصاد، صنعت، سیاست، امنیت و فرهنگ ایرانی- اسلامی ، برای خدمت به این کشور و افزایش عزت این مردم و این سرزمین نیست .
شورای عالی انقلاب فرهنگی براساس این رسالت و ماموریت بوجود آمد ؛ نظام تعلیم و تربیت کشور را بسمت های فوق برگرداند.
کارنامه این شورا نشان میدهد ؛ نتوانست و یا نخواست .
به همین دلیل از اعضای این شورا میخواهم استعفا بدهند ، این کار مردی از جنس حاج قاسم میخواهد .
و اما :
عده ای منحرف جهت پر رنگ کردن نقش تعداد محدودی از دانشجوبان فعال در اغتشاشات، از واژه جوانان نخبه استفاده میکنند .
آیا نباید ادعاهای نخبگی هرکسی، بر اساس آمار و ارقام و مستندات خاصی اثبات شود؟
آنگونه که آمارهای غیر رسمی می گوید؛
- در کشور ما حدود ۱۲۰ هزار نفر، عضو هیات های علمی دانشگاهها هستند .
همه اینها بر حسب تصمیم بسیار غلط شورای عالی انقلاب فرهنگی، از رانت خاصی برخوردارند.
همه اینها می توانند؛ فرزندان خود را بشرطیکه در دانشگاهی و در رشته ای قبول بشوند، به بهترین دانشگاه و در رشته ی دلخواه منتقل کنند.
- بر همین اساس ۸۰ درصد دانشجویان شریف و دیگر رشته های پولساز دانشگاهها، متعلق به فرزندان همین فشرند.
- ۸۰ درصد دانشجویان در رشته های خاص ، اگر از این سهمیه استفاده نمی کردند نمی توانستند در ۱۰۰ دانشگاه دولتی اول کشور ورود کنند.
ضمنا : همه اعضای علمی دانشگاهها در دهک ۹ و ۱۰ اقتصادی جامعه هستند،
یعنی : حداقل ۸۰ درصد سهمیه دانشگاهها و رشته های برتر در کشور در اشغال قشر دانشگاهی و مرفع جامعه است .
آیا اینها معیارهای نخبگی در کشور است؟
از سوی دیگر ؛
همین ها ، وزارت علوم ، وزارت بهداشت ، سازمان سنجش و دانشگاهها را آنچنان کنترل می کنند که این وضعیت همیشه برقرار باشد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی خلق شد تا بساط و حکومت اینها را بهم بزند.
واما :
در راستای اصل شفاف سازی، همان طور که باید میزان حقوق دریافتی تک تک مستخدمین دولت از بیت المال مشخص شود ،
باید مشخصات و کارنامه تک تک دانشجویان نشسته بر روی صندلی های دانشگاهها شفاف سازی شود .
اگر فرض کنیم؛ هزینه تحصیلی یک دانشجوی رشته پزشکی عمومی حدود ۲میلیارد تومان است که از بودجه بیت المال پرداخت میشود.
۲میلیارد تومان معادل ۴۰۰ ماه (۳۴سال) حقوق یک کارگر به میزانه ماهانه ۵ میلیون تومان است .
بعبارت دیگر؛ یک کارگر همه حقوق ۳۴ سال خود را صرف یک دانشجو میکند تا او درس بخواند و پزشک عمومی بشود.
آیا آن کارگر نباید بداند چه کسی با پولش مشغول درس خواندن است ؟ چرا فقط بچه های قشر متمول جامعه ؟ چرا نباید این پول را خرج بچه خودش بکند؟
مردم انتظار دارند؛**
- اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، تکلیف خودشان را با خودشان مشخص کنند ،
اگر این کاره هستند ، حداقل سند بنیادین تحول در آموزش و پرورش را که در سال ۹۱ مورد تایید حضرت آقا قرار گرفت و جهت اجرا به دولت ابلاغ شد را اجرایی کنند .
- با پیاده سازی عدالت در نظام آموزشی کشور ، همه رانت های تحصیلی را از نظام آموزشی کشور لغو کنند.
- سازمان سنجش مشخصات و کارنامه دانشجویان نشسته بر سفره بیت المال را منتشر کند .
- وزارت علوم ، اساتید و دانشجویانی ، که آمادگی تعظیم و خدمت بی منت به اربابان و ولی نعمتان واقعی خود یعنی همین قشر ضعیف از نظر اقتصادی را ندارند ، از محیط دانشگاه دور کند .
- وازه نخبه مجددا تعریف شود.
بنظرم نخبه همان کارگری است که هم حقوق ۳۴ سال عمر را تقدیم آن دانشجو میکند که درس بخواند و پزشک شود، هم زندگی خودرا با صبوری و عزت تمام اداره میکند و هم در مطب همین پزشک ساعت های به انتظار می نشیند تا مداوا بشود .
نه دانشجویان شریف و نه هیچ دانشجویی در کشور ، نخبه نیست.
علیرضا تنهای کیسمی
۲۲ آذر ۱۴۰۱
باسلام
این تحلیل را می پسندم ، لطفا مطالعه بفرمائید؛
🟠 تحلیلی ناب از حوادث اخیر!
🔹 داستان اینگونه شروع شد: ممکن، سریع و آسان جلوهدادن براندازی برای اقلیتی از جامعه که قرار بود در حباب شبکه، خود را اکثریت فرضکند. هدف این بود که یک آشوب چند صد هزارنفری سراسری شکل بگیرد.
🔸 برای رسیدن به این هدف، ابزار خلاقانهای ایجاد شد:
*'ایجاد تصور رفتنی بودن نظام.'*
یک بازی از دید من هوشمندانه و پر از ظرافت و پیچیدگی داخلی و خارجی راه افتاد برای باوراندن این امر به بخشی از جامعه ایران که کار تمام و جمهوری اسلامی در حال رفتن است.
✅ فرض بنیادین پروژه این بود:
اگر این باور برای اقلیتی از جامعه ایجاد شود که نظام در حال رفتن است، آشوب بزرگ شکل خواهد گرفت. مقام امنیتی گفته بود:
*'سیستم ها وقتی میروند که به نظر برسد دارند میروند!'*
حالا یکبار دیگر آنچه را که دیدهاید مرور کنید. همه چیز معنای جدیدی پیدا میکند. در داخل ایران هدف همه پروژههای کوچک و بزرگ، همین بود: *کار تمام است!*
🔹 در خارج از ایران نیز یک پروژه بزرگ کلید خورد: از علم کردن اسماعیلیون و تلاش برای معرفی او به عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی تا همایش برلین یا بردن نازنین بنیادی به شورای امنیت و دیدار علی نژاد با ماکرون بایدن از تغییر و ماکرون از انقلاب حرف زد. *هدف انتقال 'سیگنال پایان' بود.*
🔸 همهی اینها روی برخی روندهای نسلی، جنسیتی و اقتصادی در ایران نشست. بیتعارف کمکاریها و ندانم کاریهای ما بزرگترین کمکی بود که طراح خارجی دریافت کرد. زیرساختی عظیم در داخل ایران مهیا شد که برخلاف برخی تصورات خام به هیچ وجه منحصر به فضای مجازی نیست. داستان بسیار بزرگتر است.
✅ همهی آنها که وارد خیابان شدند بخشی از زیرساخت آشوب نبودند اما همهی آنها که دست به خشونت زدند آگاهانه یا ناآگاهانه، با آن مرتبط بودند. غفلت از شکلگیری این زیرساخت، بزرگترین سوالی است که مسئولان یک دهه گذشته باید به آن جواب بدهند. *ترکیب این زیرساخت با نارضایتی، بحران را ساخت.*
🔹 من درباره آن زیرساخت سخن نمیگویم. موضوعی است که فهم آن مهمترین مسئولیت کنونی جامعه اطلاعاتی ایران است. در اینجا بر نتیجه تمرکز میکنم. *تا جایی که به نتیجه مربوط است پروژه به سختی شکست خورده.*
🔸 نخستین علت شکست پروژه حجم بیسابقه خشونتی است که تولید شد. طراح خارجی در این باره عمد داشت: جنایت کنید، فیلم بگیرید و رجز بخوانید. نظام یا میترسد و مماشات میکند که یعنی کار تمام است یا متقابلا دست به خشونت میزند که نفتی خواهدشد بر آتش اعتراضات. یافتن راهمیانه آسان نبود.
✅ *نظام به جای انتخاب خشونت یا مماشات، 'تولید آگاهی اجتماعی' را هدف گرفت.* ذات آشوب باید آشکار و پرده از چهره کسانی که ادعا میکردند ایران را گلستان خواهند کرد، برداشته میشد. بعد، جمع کردن بساط قداره کشی و تروریسم دشوار نبود. *اکنون جامعه ایران شاید معترض اما بسیار آگاهتر است.*
🔹 *خشونت بیسابقه* به جای اینکه ترس تولید کند یا به انگارهی «رفتن» قدرت بدهد، به 'جامعه زدایی از آشوب' انجامید. و مهمتر، تصویر ذهنی جامعه ایران از آینده بدون جمهوری اسلامی را واقعی کرد. *صریحترین منتقدان به ما که میرسیدند میگفتند از شما خوشمان نمیآید ولی بساط اینها را جمع کنید!*
🔸 *خشونت کلامی* وضع براندازان را بدتر کرد. عملا آنچه رخ داد اثبات *بیصلاحیتی اخلاقی براندازان* در برای جامعهای بود که هنوز میخواهد اخلاقی زندگی کند.
✅ تیرخلاص را اما *افراط در دروغ گویی* زد. من چند بار در میانه این پروژه و هنگام ارزیابی روندهای تولید و انتشار بیگ دیتا، هوشمندی طرف طراح در جلوگیری از سقوط نمودار هیجانات و خلق رویدادهایی برای کشدادن غائله را ستایش کردم. انصافا فناوری پیچیدهای داشت اما خب، بیش از حد دروغ گفت.
از موضوع مهسا امینی تا همین آخرین داستان ... *براندازان موفق به اثبات قطعی حتی یک مورد از ادعاهایشان نشدند. فاصله معنادار واقعیت عینی با تصویری که در ماهواره یا توئیتر ارائه میشد به تدریج تصویری متوهم و حتی تا حدی خل و چل از براندازان ارائه کرد.*
نتیجه این شد که جامعه بهویژه طبقات سنی که در ابتدای کار فکر میکردند رویایی در حال محقق شدن است، کنار کشید.
*ناتوانی براندازان در مدنی نگهداشتن اعتراض، و عجز از خلق یک چشم انداز ولو مبهم، و اصرار به دروغ و خشونت، اعتبار پروژه را به سرعت کاهش و هزینه آن را افزایش داد.*
#ما_تا_آخر_ایستادهایم🇮🇷✌🏻
اکنون نه تنها توهم رفتنی بودن زایل شده بلکه معلوم شده ریشه اجتماعی نظام استوارتر از هر برآوردی است که طرف طراح داشته. همه چیز به موقع شناسی و هوشمندی ما بستگی دارد.
💢 اکنون یک قدم آن سوتر ایستادهایم. بخشهای مهمی از جامعه ایرانی تلخی چیزی را تجربه کردند که از دور طراحان میخواستند رویایی شیرین به نظر برسد.
#همگام
هوالرحمن
مامور به انجام وظیفه ایم، نه نتیجه
نمی دانم آخر قصه حضرت موسی ع و قومش را می دانید یا خیر ؟
بعد از اینکه کار حضرت یوسف ع از منطقه کنعان ( اردن فعلی) بشکل یک برده ، به مصر کشیده شد و در آنجا اعتبار پیدا کرد ،
قوم پدرش ، حضرت یعقوب ع را از کنعان به مصر منتقل و مستقر نمود.
این قوم پس از رحلت حضرت یوسف ع ، بتدریج توسط فرعونیان، مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند.
حضرت موسی ع پس از مبعوث شدن بعنوان پیامبر خدای سبحان ، و آن مسائلی که بین ایشان با فرعون مصر گذشت ، افزایش جمعیت پیروانش به حدود ۸۰۰ هزار نفر ،
به امر الهی ماموریت یافتند:
قوم بنی اسرائیل را از مصر بسمت بیت المقدس به حرکت در آورد.
حتما ماجرای تعقیب شدن آنها توسط سپاه فرعون ، عبور از نیل ، نابود شدن سپاه فرعونیان و ماجراهایی متعددی که در این سفر ۴۰ ساله داشتند ، از جمله رسیدن آنها به صحرای سینا ، ماجراهای کوه طور ، فتنه سامری ، گرایش اکثریت قومش به گوساله پرستی ، رحلت برادرش، حضرت هارون ع در فاصله حدود ۲۰ کیلومتری شهر بیت المقدس و... را شنیده اید ،
اصلی ترین و حیاتی ترین نکته این سفر، آخرین اتفاق آن است،
قوم موسی ع در طول این سفر با دو پیامبر خدا که همزمان بین انها حضور داشتند ، بمدت حدود ۴۰ سال ، همزیستی و هم نشینی داشتند ،
در این مدت صدها معجزه و هزاران پند و نصیحت از حضرت موسی ع و حضرت هارون ع دیدند و شنیدند .
اما همین قوم ، همین هم سفران، هم نشینان و هم سفره های پیامبران الهی، بلائی بر سر پیامبر خدا حضرت موسی ع آوردند که ایشان مجبور شدند ، در حواشی بیت المقدس، برغم آنهمه زحماتی که برای رساندن این قوم به شهر بیت المقدس کشیده بودند.
شبانه قومش را بر روی ارتفاعات ودر بیابانها و در آن حالت بیم و امید رها کند و برود.
ان چنان از قومش جدا شد،
آنچنان خودرا در بیابانها گم و گور کردند ، که هیچکس تا امروز نتوانست از محل دفن او مطلع شود.
گاهی نمی شود، که نمی شود.
گاهی یک امت آنقدر فاسد، دریده، پست و زبان نفهم میشود، که قابل تحمل نیستند.
ما مامور به انجام وظیفه ایم، نه نتیجه.
سلامت باشید
علیرضا تنهای کیسمی
۲۳ آذر ۱۴۰۱
هوالرحمن
از این بسیج تا بسیج مورد انتظار
6 آذر1398، رهبر معظم انقلاب؛
"در همهی زمینهها -[یعنی] همین زمینههایی که گفتیم؛ زمینهی دفاع در میدان سخت، در میدان نیمهسخت، در میدان نرم- آمادهبهکار باشید.
در مقابل حوادث گوناگون، تاکتیکها و راهبردهای آماده داشته باشید؛
هم در زمینههای دفاع سخت و نیمهسخت، هم در زمینههای گوناگون دیگر. غافلگیر نشوید؛ سعی کنید در هیچ قضیّهای غافلگیر نشوید.
کمیتههای انقلاب اسلامی در سال ۶۰ در محلّات مختلف، در جاهای مختلف، همه جا حضور داشتند؛ همیشه هم حضور داشتند؛ هر حادثهای که در آن منطقه رخ میداد، اوّل چشم انسان میافتاد به برادران کمیته. البتّه آنها تازهکار بودند، آگاهیهای امروز شما را، تواناییهای امروز شما را اصلاً نداشتند، امّا حضور دائمی داشتند؛ این حضور دائمی خیلی مهم است."
این ویژگی خاص، اقدام پیشدستانه است.
با اعدام یکی دو نفر از مفسدین و جنایتکاران فعال در این اغتشاشات ،
کاری شد که الان تو تمام گروه ها و کانال های براندازان، بجای تشویق مردم به اعتصاب و دادن آموزش بمب سازی و ترور و تخریب به جوانان ،
همه به مباحث فقهی علاقه مند شده و مشغول بررسی ماهیت محاربه و احکام مجازات هستند .
علی برکت الله
هوالرحمن
از جنبش الیاس حضرتی، تا جنبش مهسا
(در این نوشته منظوراز؛ الیاس حضرتی، هم الیاس حضرتی و هم جلائی پور و هم همه فتنه گران، ۷۸ ، ۸۸ و... است)
اخیرا روزنامه اعتماد ملی در تیتر درشتی با قلم جلائی پور از موضوعی بنام جنبش مهسا پرده برداری کرد.
این عنوان، بنده را بیاد یک خاطره قدیمی انداخت ،
این خاطره مربوط است به اواخر سال ۱۳۶۶ و اوایل سال ۱۳۶۷.
در آن سال الیاس حضرتی که عضو رسمی سپاه بود به یکباره سپاه را برای ورود به مجلس رها کرد و با عنوان جعلی فرمانده لشکر قدس گیلان و فاتح شهر ماووت عراق در انتخابات مجلس شرکت کرد و با این دروغ ها توانست رای اعتماد مردم رشت را جلب نموده و وارد مجلس شود .
با این نتیجه؛ جنبش دروغ الیاس حضرتی با روحیه و انگیزه بیشتری به جلو امد و هر روز به پول و ثروت و شهرت بیشتری رسید و فضای بیشتری از جامعه را آلوده کرد.
یکی از خاصیت ها و دستاورد های جنبش دروغ الیاس حضرتی، آلوده شدن فضای انتخابات ها به دروغ و فریب بود .
جنبش الیاس حضرتی راه را برای آنهاییکه؛
توانایی دروغ گویی بیشتری داشته اند ، میتوانستند ، با پول و وعده های دروغ ، رای مردم را خریداری نمایند، برای ورود به مجلس باز نمود.
ودر دوره های متعدد مجلس دیدیم:
بسیاری از کسانیکه خیلی خوب میتوانستند دروغ بگویند، شانس بیشتری برای ورود به مجلس داشتند .
اینک جنیش دروغ الیاس حضرتی، به جنبش دروغ ، لجن و بسیار کثیف مهسا رسید .
بنظر شما ؛ الیاس حضرتی، حمید جلائی پور و گروه فتنه گران ۷۸، ۸۸ و... با کدام هدف ریش خودرا به موی مهسا گره زده اند؟
علیرضا تنهای کیسمی
۲۴ آذر ۱۴۰۱
هوالرحمن
این نمد برای ایرانیان مقیم خارج، کلاه نمی شود.
یکی از دلائل تلاش تمام وقت عده ای از ایرانیان مقیم خارج، جهت بهم زدن اوضاع مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران؛
فراهم سازی مقدمات باز گشت به ایران است.
انانکه با بدنامی ، خیانت و جنایت بیشتری در حق ملت ایران ، از کشور فراری شدند ، تلاش آنها برای بهم زدن اوضاع داخلی ملت ایران بیشتر است .
اما در مورد وضعیت بسیار وخیم، بسیاری از ایرانیان مقیم خارج از کشور، موارد دیگری هم هست که میتوان آنها را به عنوان علت های تلاش مضاعف این جماعت ، برای بر هم زدن وضعیت ایران مطرح کرد :
- عده ای از ایرانیان پس از چند دهه زندگی در اروپا و آمریکا ، به انتهای عمر خود یعنی به انتهای هویت و ایرانیت خود، رسیده اند.
رابطه آنها برای همیشه با سرزمین مادری در شرف قطع شدن است .
- شخصیت و روابط اجتماعی آنها با ساکنان آن سرزمین، دچار بحران شده و معلوم نیست به کدام جامعه بشری تعلق دارند ،
- معلوم نیست که با چه افرادی باید هم نشین، شب نشین و خویشاوندی داشته باشند.
- وضعیت مالی آنها نیز ، در مقایسه با وضعیت مالی قریب به اتفاق مردم بومی آن کشورها، در مرتبه بسیار پایین تری قرار دارد و به گاو بی خاصیتی تشبیه میشوند که آب زیاد مصرف میکنند.
مخالفت و مبارزه با نظام جمهوری اسلامی ایران ، بهترین بهانه برای ایرانیان مقیم خارج است؛
تا همدیگر را پیدا کنند ،
تا از مشکلات گوشه نشینی و انزوا خارج شوند.
تا از روز مرگی و فراموشی دور شوند.
تا با پیدا کردن یک نقش جدید ، جایگاه خودرا هم بین خودشان در آن غربت ، هم بین گروههای اجتماعی و سیاسی و مقامات کشور میزبان و هم در این سرزمین و بین مردم ایران بهبود ببخشند.
ودر صورت فراهم شدن امکان بازگشت به ایران هم ، در قدرت آینده کشور، مدعی و سهامدار بشوند .
به همیندلائل عده ای از ایرانیان می خواهند از فرصت بروز اغتشاش در کشور برای حفظ بقا و حبات و برای حل مسائل ومشکلات روحی ، روانی، هویتی، مادی و شخصی خودشان حداکثر بهره برداری را داشته باشند.
اما اینها نمی دانند ، آنچه که به مشام آنها می رسد؛
بوی کباب نیست، بلکه بوی گوشت خر است ، که اینجا داغ میکنند.
بهرحال به آنها عرض میکنیم ؛
بفرمائید داخل ایران ، دم درب ایستادن خوب نیست .
علیرضا تنهای کیسمی
۲۵ آذر ۱۴۰۱
هوالرحمن
در وصف هنرمندان ، بازیگران و بازیکنان خائن به وطن
زندگی صحنهٔ یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمهٔ خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرّم آن نغمه که مردم به سپارند به یاد.
مطالب زیادی در ذهنم است و همین امر نوشتن را برایم بسیار آسان میکند .
میتوانستم ، مطلبم را به شکل دیگری آغاز کنم،
عمدا این شعر را انتخاب کردم.
زیرا شاعره این شعر هم زندگی جالبی دارد.
متولد ۱۳۰۰، بدلیل انتخاب یک شوهر کمونیست ، در سال ۱۳۲۵ مجبور به مهاجرت از ایران و اقامت در آذربایجان شوروی شد، سال ۵۹ به ایران بلزگشت ،اما اینبار به لندن مهاجرت کرد و مرگ را در دنیایی از گمنامی و بی هویتی در سال ۱۳۸۶ به آغوش کشید.
این زن اگر در ایران می ماند پروین اعتصامی عصر ما بود،
اما ملعبه سیاست شد ،
افسارش و اختیار زندگیش بدست سیاسیونی افتاد که بین دنیای کمونیسم و دنیای لیبرالیسم هیچ تفاوتی قابل نبودند .
انچیری که برای آنها حتی از زن و فرزندانشان مهمتر بود ،خیانت به وطن بود.
بگذریم؛
گفتند و نوشتند: فرخ نژاد و فلان هنرمند و فلان ورزش کار و فلان بازیگر با قهر و توهین و مواضع بسیار سخیف علیه ملت ایران ، از کشور متواری شدندیا هجرت کردند و...
من فقط یک جمله به فرخ نژاد امثالهم عرض میکنم ؛
تو امروز در مقابل ۳۰۰ هزار مادر و ۳۰۰ هزار پدر که ۳۰۰ هزار فرزند خودرا عاشقانه در راه دفاع از این سرزمین هدیه کردند ، قرار گرفتی.
به چه قیمت؟؟
به قیمت ۱۰ هزار دلار ،
ارزش فداکاری تو و شماها در مقابل فداکاری پدران و مادران و فرزندان شهدا چقدر است ؟
بقین داشته باشید:
نه میتوانید آن دلارها را خرج کنید ،
نه میتوانید در آنجا امنیت داشته باشید،
نه میتوانید همسر و فرزندان خود را به آرزوهای دنیاییشان برسانید .
عدل و حکمت خدای رحمان به شما چنین اجازه ای نمی دهد.
با حداکثر ننگ ، از صحنه روزگار محو میشوید .
زندگی صحنهٔ یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمهٔ خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرّم آن نغمه که مردم به سپارند به یاد
این عاقبت شماست اگر عبرت نگیرید .
علیرضا تنهای کیسمی
۲۶ آذر ۱۴۰۱
هوالرحمن
مسئولین چه میکنند؟
آلمان را تحریم کنید .
آلمان دشمن ما هست .
نفوذی ها خیلی خوب فعال هستند ،
حتما باید جلوی این عدم توازن در صادرات و واردات گرفته شود .
آمارهایی که اداره آمار فدرال آلمان به تازگی منتشر کرده نشان میدهد ،
آلمان از ماه ژانویه تا اواخر اکتبر ۲۰۲۲ بیش از ۱ میلیارد یورو کالا به ایران صادر کرده است.
این آمارها نشان میدهد ؛
جمهوری فدرال آلمان نزدیک به ۲۶۰ میلیون یورو از ایران کالا وارد کرده است.
اتاق صنعت و بازرگانی آلمان-ایران امروز در وبسایت خود با اشاره به این آمارها نوشت:
آلمان هنوز بزرگترین شریک تجاری ایران در اروپا است.
هوالرحمن
لا اله الا الله
این چه وضعیتی است ؟
تجارت ایران و آمریکا در ۱۰ ماهه سال جاری میلادی ۴۱ درصد رشد داشته و به ۴۶.۵ میلیون دلار رسیده است.
صادرات آمریکا به ایران در ماه های ژانویه تا اکتبر امسال ۳۵.۶ میلیون دلار بوده است
این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد ۸ درصدی داشته است.
واردات آمریکا از ایران در ۱۰ ماهه امسال نیز ۱۰.۹ میلیون دلار گزارش شده است .
نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد حدود ۱۱ برابری داشته است.
سلام
در دنیا تجارت ، تابع مواضع سیاسی است .
پیام دارد .
ایران باید آمریکا. کانادا ، انگل یس ، آلمان، فرانسه را رسما تحریم کند.
هر چیزی که اینکشورها داشته باشند، بقیه کشورها هم دارند .