مَنأنا؟:)
من تموم شدم ولی پروژههام نه!
نه ساعت بعد از تموم شدن من
بلاخره کار هامم تموم شدن🦦✨
کاش به خودتون بیاین
ببینین بشنوین واقعیت ماجرا رو
نه
هرچی لازم بوده دیده و شنیدین ،اصلش اینه که نمی خواین ؛الان زمانی نیست که بگیم فلانی نمیدونه به خاطر اون
الان همه می دونن
مشکلشون با خودشونه ،تکلیفشون با خودشون مشخص نیست
شایدم از واقعیت فرار می کنن
به خاطر طرزعقیده هم سنوسالا
می ترسن...
حتی اگه خودشون باور داشته باشن
انکار می کنن
#تراوش
مَنأنا؟:)
هوشنگ با یارانش داشته از کنار کوهی رد می شد که موجود دراز و سیاهی دیده که داره با سرعت به سمتشون میا
♡
این اولین قسمت شاهنامه ایه که تو کانال بوده
اگه خواستین از اینجا مطالعه کنین تا به داستان برسین (اونایی که همراه ما نبودن تو شاهنامه:)
البته نوع نوشتاریش فرق می کنه
و الان مدل نوشتنش صمیمی تر شده✿
امروز شاهنامه داریم:)))