*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هفتاد و ششم
3️⃣ قسم سوم «لا» ی نافیه « عاطفه » :
⬅️اولاً: مفید اثبات حکم برای ماقبل خود است و نفی حکم از مابعدش
⬅️ثانیاً:شرائط عاطفه بودن «لا»:
1️⃣معطوف آن مفرد باشد یعنی جمله نباشد مانند:«سافر حمیدٌ لا سعیدٌ»
2️⃣ قبل از لا باید یا:
🔻الف:جمله خبریه مثبت باشد:« جـاء زیـدٌ لا عُمـروٌ»
🔺ب: جمله انشائیه فعل امر باشد:« إضرب زیداً لا عمراً »
🔸ج: آقای سیبویه گفته است : که یاء نداء باشد : « یابن أخی لا إبن عمی»
3️⃣ «لا» مقرون به حرف عطف دیگری نباشد بنابراین پس :
⚠️مثال« جاء زیـدٌ لا بل عمروٌ »:« لا» حرف عطف نیست و ردّ برای جمله قبل است و حرف عطف « بل » می باشد .
⚠️مثال « ما جائنی زیدٌ و لا عمروٌ »« لا» حرف عطف نیست بلکه تأکید نفی ماقبل است و حرف عطف واو است و علاوه براینکه این مثال مانع دیگری هم از عاطفه بودن می باشد و آن اینکه کلام قبل منفی است .
🔅و در آیه« غیر المضوب علیهم ولاالضالین » هم مانند مثال ما جائنی زیدٌ و لا عمرٌو است و نفی قبل از« غیر » فهمیده می شود و دو مانع برای عاطفه بودن «لا» وجود دارد. .
4️⃣معطوف و معطوفٌ علیه «لا » تعاند و تضاد داشته باشند بنابراین مثال« جائنی رَجُلٌ لا زیـدٌ »صحیح نیست زیرا بر «زید» اسم «رجل»صدق می کند و بین معطوف و معطوف علیه تعاند نیست .
🔅🔅🔅🔅🔅🔅
4️⃣قسم چهارم «لا» ی نافیه :«لا نافیه حرف جواب» حرف جواب نقیض نَعَم : کَثیراً جمله بعد از «لا» محذوف است.
🌻🌻🌻🌻🌻
5️⃣وجه پنجم از وجوه لا نافیه»در غیر موارد مذکور و موارد آن عباتند از :
🔴حالت اول: «لا» واجب التکرار است:
1️⃣در صورتی که قبل از جمله اسمیه ای باشد که با معرفه شروع شده:«لا الشمسُ ینبغی لها أن تدرکَ القمر ولا اللیلُ سابقُ النهار»
2️⃣در صورتی که قبل از جمله اسمیه ای باشد که با نکره شروع شده و عمل نکرده:« لا فیها غولٌ و لا هم عنها ینزفون » اما در آیه «لالَغوٌ فیها و لاتأثیم» تکرار «لا» لازم نیست زیرا جایز است«لا» مانند «لیسَ» عمل کند .
3️⃣در صورتی که قبل ازجمله فعلیه ای باشد که فعل آن لفظـاً و تقدیراً ماضی باشد مانند:«فلا صَدَّقَ ولاصَلَّی»
⚠️ودر مثال:« لاقَدَّسَ الله قوماً...»«لا»تکرار نشده است زیرا فعل ماضی در دعا استعمال شده است و در معنا مستقبل است.
4️⃣ در صورتی که قبل از مفرد است :
🔸الف: مفرد خبر باشد :« زیدٌ لا شاعرٌ و لا کاتبٌ »
🔹ب: مفرد حال باشد : « جاء زیدٌ لا ضاحکاً و لا باکیاً »
🔸ج: مفرد صفت باشد:« من شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیتُونَةٍ لا شَرقیّةٍ و لا غَربیّةٍ»
🟠حالت دوم: «لا »واجب التکرار نیست:
⬅️وقتی جمله فعلیه با مضارع شروع شود «قلْ لا أسألُکُم علیه أجراً إلّا المَؤدَّةَ فِی القُربَی»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هفتاد و هفتم
2️⃣ دومین از اقسام «لا»؛
✅«لا»ی ناهیه است:
🟢الف: کاربرد آن : طلب ترک فعل
🔵ب: مدخول آن : فعل مضارع است فقط
🟣ج: مطلوبٌ منه یا فردی طلب ترک فعل می شود از او یا:
1️⃣ مخاطب است مانند : «لا تَتَّـخِـذوا عَـدوّی وَ عَدوَّکُم أولیـاء»
2️⃣ غایب است:« لا یَتَّـخِـذِ المؤمنونَ الکافرین أولیـاء»
3️⃣ متکلم : «لا أرَینَّکَ هاهُنـا »
🟠د: عمل آن :
1️⃣ عمل لفظی : جزم مضارع
2️⃣عمل معنوی : مضارع را مختص به استقبال می کند.
⚫️هـ: مقتضی و فائده ی«لا»
⬅️الف:مفید طلب ← نهی و ترک است به یکی از موارد زیر
1️⃣ نهی تحریمی( اگر فعل انجام شود فاعل مورد مواخذه و عقاب قرار می گیرد) مانند: «لا تَتَّخذوا عَدوی و عدوکم أولیاء»
2️⃣نهی تنزیهی( نهی دلالت بر راهنمایی و ارشاد می کند) مانند : «لا تَنسَوُا الفضلَ بینکم»
3️⃣ نهی دعایی (طلب فرد پائین رتبه از بالا رتبه مانند طلب انسان از خدای متعال جلّ جلاله) مانند:« ربّنا لا تُؤاخِذنـا »
4️⃣نهی التماسی( طلب ترک فعل مساوی از مساوی مانند طلب انسان از دوست خود) :« لا تَفعَل کـذا »(برای کسی که مساوی متکلم است )
⬅️ب: غیر طلب؛ مثلا برای تهدید استعمال شود: مانند« لا تُطعـنی » (برای فرزند یا عبد )
🔅🔅🔅🔅
3️⃣سومین از اقسام «لا» زائـده است که مفید تقویت و تأکیـد می باشد .مانند:《قال ما مَنَعَکَ الّا تَسجُدَ اِذ اَمَرتُکَ》
🔸🔸🔸🔸🔸
✅«لاتَ»
1️⃣ نوع کلمه: مصنف می گوید جزء حروف مشبه به «لیسَ»است.
2️⃣ شرائط عمل آن: به دو شرط عمل می کند
🟣الف: اسم و خبرش از اسماء زمان باشد مثل«الحینَ، الساعة، الأوان،...»
🔵ب: یکی از اسم خبرش محذوف باشد که غالباً اسم آن محذوف است مانند:« و لاتَ حِینَ مناصٍ» که تقدیر آن «و لاتَ الحینُ حینَ مناصٍ»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هفتاد و هشتم
✅«لَدُنْ»
1️⃣نوع کلمه: ظرف زمان یا مکان است به معنای «عند»
2️⃣ اعراب :
⬅️الف: از حیث لفظ مبنی بر سکون است
⬅️ب: اعراب محلی : غالباً مجرور به «مِنْ» میشود مانند:« عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً » والبته گاهی بنابر ظرف زمان بودن یا ظرف مکان بودن محلاً منصوب می شود مانند:«سافرتُ لَدنْ طلوع الشمس»و«جلستُ لَدنْکَ »
📢نکات:
1️⃣ در صورتی که «لَدنْ» اضافه شود به «یاء»متکلم باید همراه نون وقایه ذکر شودمانند:«لَدُنِّی» و البته بدون نون وقایه هم استعمال شده است لکن قلیل مانند:«لَدُنِی»
2️⃣ «لَدُن» ازاسماء لازم الاضافه است و مضاف الیه آن می تواند مفرد باشد مانند:«جلستُ لَدنْکَ » و می تواند جمله باشد مانند :«إنتَظرتُکَ مِن لَدُن طَلَعَت الشمسُ إلی أن غَربَتْ»
3️⃣ «لَدُن» هیچ وقت به صورت رکن (مسند و مسندالیه) در کلام استعمال نمی شود
🔅بنابراین مثال «لَدُنهُ علمٌ» که «لَدُن»خبرمقدم باشد صحیح نیست بخلاف «لدی»و«عندَ»که می توانند رکن در کلام استعمال شوند مانند:«لَدَینا مزیدٌ»و«عندَکَ حسنُ تدبیرٍ»
4️⃣«لَدُن» در صورتی صحیح است ذکر شود که محل ومکان ابتداء غایت باشد مانند:«جِئتُ من لَدُنه»( ابتدای محل حرکت و آمدن از پیش او بوده است).
✴️«لَدی»
1️⃣ نوع کلمه: ظرف زمان یا مکان است به معنای «عند»
2️⃣ اعراب :
🔅الف: از حیث لفظ مبنی بر سکون است
🔅ب: اعراب محلی : غالباً بنابر ظرف زمان بودن یا ظرف مکان بودن محلاً منصوب می شود مانند:«تلقّاهُ بالبشری لَدی الموتِ یَضحکُ»و«ما کنتَ لَدیهِم » البته گاهی مجرور به «مِنْ» میشود مانند:«حَضرتُ مِنْ لَدی الأستاذ»
🔅ج: نکات:
1️⃣«لدی» می توانند رکن در کلام استعمال شوند مانند:«لَدَینا مزیدٌ» بخلاف «لَدُنْ»
2️⃣«لَدَی» ازاسماء لازم الاضافه است و مضاف الیه آن باید اسم باشد مانند:«للمرتضی رتبة بعد الرسول لدی أهلِ الیقین» یا مضاف الیه آن ضمیر باشد مانند:«لَدینا- لَدیهِم»
3️⃣«لدی»و«لَدن» فقط برای چیزی استعمال می شوند که حاضر باشد مانند«لَدیَّ کتابٌ نافع» در صورتی صحیح است که که آن کتاب حاضر باشد اما«عندَ»برای حاضر و غائب هرد واستعمال می شود.
4️⃣«لدی»،«لدُن»و«عندَ» فقط حرف جر«مِنْ»برآنها داخل می شود بنابراین مثال:«ذهبتُ إلی عندِه» صحیح نیست.
5️⃣ در صورتی که «لدی» اضافه ی به ضمیر شود «الف» آن قلب به «یاء» می شود مانند:«لَدیه»،«لَدیهِم»،«لَدَینا»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هفتاد و نهم
✅«لَعَلَّ»
1⃣نوع کلمه : حرف است از حروف مُشَبَّهَه بالفعل .
2⃣ عمل آن: نصب به اسم و رفع به خبر می دهد .
3⃣ لغات: « لعلَّ ، عَلَّ ، لَعَنَّ ، لِأنَّ ، عَنَّ ، رَعَنَّ ، رَغَنَّ ، أنَّ ، لَغَنَّ و لَوَنَّ »
4⃣ حکم دخول «ما» : اگر بعد از« لعلّ» «ما»ی زائده داخل شود ملغی از عمل می شود زیرا در اینصورت اختصاص به جمله اسمیه ندارد .
5⃣ معانی لَعَلَّ:
1⃣ توقع :
🔻ترجّی و ترجیح محبوب ( آرزوی رسیدن به خوبی ) .
🔺اشفاق در مکروه ( آرزوی دوری از بدی وناخوشی ) .
🔶ترجی: عبارت است از انتظار حصول امری که مورد پسند است و تحقق آن آسان است و توقع هم مانند ترجی است
🔷اشفاق: عبارت است از انتظار وقوع امری که ناخوش آیند است مانند :« لَعَلّ النهرَ یغرق الزرع و البیوت »
📢نکات:
🔅اولاً: خبر آن قطعی الوقوع نیست
🔅ثانیاً: اختصاص به امور ممکن دارد.
🔅ثالثا: اما گفته فرعون درآیه« لَعّلِی اَبلُغُ الأسباب أسبابَ السموات» یا ؛
🔹از روی جهل فرعون بوده است
🔸از روی بزرگ شمردن خود به دروغ
2⃣ تعلیل: و به معنای «کَی »مانند:«ابعث إلیَّ بدابتِک لَعَلّی أرکبها»و آیه « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ»« لَعَلَّكُمْ تَعقلونَ » آیه« لعلَّه یَتَذکَّرُ و یَخشَی »را بر همین معنا حمل کرده اند
3⃣ «استفهامیه» چون لَعَلَّ معنای استفهام دارد در آیه« لاتدْری لعلَّ الـلّـه یُحدِثُ بَعدَ ذلک أمراً» فعل «لاتدری » معلَّق شده است از عمل در دو مفعول مابعدش .
4.« ظَن و گمان» مانند: «لَعَلّی أزورک الیوم»=(گمان می کنم امروز زیارتت کنم)
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتادم
✅«لکنْ»
🔴کیفیت تلفظ: با تخفیف نون
🟠 وجوه استعمالی:
1⃣حرف عطف :
🔻اولاً: به معنای استدراک است مانند «ما صاحبت الخائن لکن الأمین»(الامین عطف شده بر الخائن)
🔻ثانیاً: شرائط عاطفه بودن:
1⃣معطوف آن باید مفرد باشد نه جمله مانند:« ماقطفت الزهر لکن الثمر»بنابراین اگر مابعد آن مفرد نباشد باید آن «لکنْ»حرفابتدا و استدراک باشد نه حرف عطف
2⃣لکنْ مقرون به واو نباشد . مانند:« ماصافحت المسیءلکن المحسن» ⬅️بنابراین اگربعد« واو»استعمال شود
🔹الف: «لکنْ» حرف عطف نیست و فقط حرف استدراک است و در ابتدای کلام قرار گرفته است.
🔸ب: باید بعد آن جمله قرارگیرد که بوسیله«واو» عطف بر جمله ماقبل باشد
🔅مثال جمله فعلیه:« ماصافحت المسیء ولکنْ صافحت المحسن»
🔅مثال جمله ی اسمیه:« لیس أخی مَن ودّنی بلسانه ولکن أخی من ودّنی فی المغایب»
⬅️بنابراین «واو» حرف عطف است و«لکنْ»حرف استدراک است و ابتداء کلام و جمله ی مابعد بوسیله ی «واو» عطف شده است بر جمله ی ماقبل
3⃣ تقدم نفی یا نهی بر«لکنْ» مانند:«لا تأکل الفاکهة الفجّة لکن الناضجة»
⬅️بنا براین کلام قبل اگرنفی یا نهی نباشد
🟤الف:«لکن» حرف ابتداء و استدراک است نه حرف عطف
⚪️ب: لازم است جمله بعد به لحاظ اعراب مستقل باشد مانند:«تکثر الفواکه شتاء لکن یکثر العنب صیفاً»
و در مثال:« قام خلیلٌ لکن علیٌّ»«علیٌّ» مبتدا می باشد و خبر آن« لم یقم» محذوف است.
🟣ج:«لکنْ»در صورتی که بعد از نهی یا نفی باشد مثل«بَلْ» است و معنایش اثبات نفی یا نهی برای ماقبل خود می کند و ضدّ ماقبل را برای مابعد اثبات می کند.
2⃣ وجه دوم«لکنْ» مخففه من الثقیلة: در این صورت :
🔻اولاً: حرف ابتداء است
🔻ثانیاً: فقط به معنای استدراک است
🔻ثالثاً: بعد آن جمله قرار می گیرد
🔻رابعاً: جایز است که با «واو» استعمال شود مانند:« وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَٰكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » ومانند فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام): «اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛ »
📢نکات:
1⃣ باتوجه به مطالب فوق «لکنْ» دائماً حرف استداراک است چه حرف عطف باشد و چه غیر عطف که اگر عاطفه باشد باید دارای آن سه شرط با هم باشد و چنانچه یکی از شروط یا هیچ کراو را نداشت دیگر حرف عطف نیست و واجب است برجمله داخل شود و در این صورت حرف استدراک و ابتدا می باشد.
2⃣توضیح استدراک: معمولا در کلامی که گفته می شود یا نوشته می شود یک معنای اصلی دارد که مقصود متکلم است اما این کلام یک معنای فرعی هم دارد که به ذهن مخاطب خطور می کند و مقصود متکلم نیست؛ «استدراک» یعنی دفع همین معنای فرعی مثلاً در مثال «هذا غنیٌّ» به ذهن خطور می کند که حالا این رف غنی و سرمایه دار است حتماً بخشنده و محسن هم هست که بوسیله ی «لکن» این توهم دفع می شود و گفته می شود «هذا غنی لکن بخیلٌ»یامثال:«الکتاب رخیصٌ» (این کتاب ارزان است) توهم می شود حالا که ارزان است پس مطالب مفید هم ندارد که با «لکن» این توهم دفع می شود و گفته می شود «الکتاب رخیص لکن کبیر النفع»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و یکم
✴️« لکنَّ »
1⃣ نوع کلمه: از حروف مشبهة بالفعل است
2⃣ نوع عمل : نصب به اسم و رفع به خبرمی دهد
3⃣ معانی:
1⃣ 《 استدراک》 مانند: «زیدٌ شجاعٌ بخیلٌ» وقتی کلام قبل «لکنّ»بیان می شود توهم می شود حالا که «زید» شجاع است جواد هم هست که «لکنّ» این توهم را دفع می کند.
2⃣ «تاکید»مانند: « لو جائنی لأکرمته لکنّه لم یجئ» حکم بعد از «لکنّ» (نیامدن) از قبل فهمیده می شود و «لکنّ» برای تاکید همان حکم ذکر شده است.
📢تنبیه: درصورتی که بعد از «لکنَّ» «ما»ی زائده قرار گیرد در این صورت از عمل باز داشته می شود و دیگر عمل نمی کند مانند:«أوّد زیارتک لکنّما الطقسُ ممطرٌ»
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
✅«لم »
🟡نوع کلمه : حرف نفی
🟠محل دخول: فقط برفعل مضارع داخل می شود.
🔴نوع عمل:
🔷الف:لفظی : مضارع را مجزوم می کند .
🔶ب:معنوی : مضارع را از زمان حال یا استقبال قلب به ماضی می کند مانند:« لم أکتُبْ »(یعنی در زمان گذشته ننوشتم)
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—