*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هفتاد و نهم
✅«لَعَلَّ»
1⃣نوع کلمه : حرف است از حروف مُشَبَّهَه بالفعل .
2⃣ عمل آن: نصب به اسم و رفع به خبر می دهد .
3⃣ لغات: « لعلَّ ، عَلَّ ، لَعَنَّ ، لِأنَّ ، عَنَّ ، رَعَنَّ ، رَغَنَّ ، أنَّ ، لَغَنَّ و لَوَنَّ »
4⃣ حکم دخول «ما» : اگر بعد از« لعلّ» «ما»ی زائده داخل شود ملغی از عمل می شود زیرا در اینصورت اختصاص به جمله اسمیه ندارد .
5⃣ معانی لَعَلَّ:
1⃣ توقع :
🔻ترجّی و ترجیح محبوب ( آرزوی رسیدن به خوبی ) .
🔺اشفاق در مکروه ( آرزوی دوری از بدی وناخوشی ) .
🔶ترجی: عبارت است از انتظار حصول امری که مورد پسند است و تحقق آن آسان است و توقع هم مانند ترجی است
🔷اشفاق: عبارت است از انتظار وقوع امری که ناخوش آیند است مانند :« لَعَلّ النهرَ یغرق الزرع و البیوت »
📢نکات:
🔅اولاً: خبر آن قطعی الوقوع نیست
🔅ثانیاً: اختصاص به امور ممکن دارد.
🔅ثالثا: اما گفته فرعون درآیه« لَعّلِی اَبلُغُ الأسباب أسبابَ السموات» یا ؛
🔹از روی جهل فرعون بوده است
🔸از روی بزرگ شمردن خود به دروغ
2⃣ تعلیل: و به معنای «کَی »مانند:«ابعث إلیَّ بدابتِک لَعَلّی أرکبها»و آیه « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ»« لَعَلَّكُمْ تَعقلونَ » آیه« لعلَّه یَتَذکَّرُ و یَخشَی »را بر همین معنا حمل کرده اند
3⃣ «استفهامیه» چون لَعَلَّ معنای استفهام دارد در آیه« لاتدْری لعلَّ الـلّـه یُحدِثُ بَعدَ ذلک أمراً» فعل «لاتدری » معلَّق شده است از عمل در دو مفعول مابعدش .
4.« ظَن و گمان» مانند: «لَعَلّی أزورک الیوم»=(گمان می کنم امروز زیارتت کنم)
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتادم
✅«لکنْ»
🔴کیفیت تلفظ: با تخفیف نون
🟠 وجوه استعمالی:
1⃣حرف عطف :
🔻اولاً: به معنای استدراک است مانند «ما صاحبت الخائن لکن الأمین»(الامین عطف شده بر الخائن)
🔻ثانیاً: شرائط عاطفه بودن:
1⃣معطوف آن باید مفرد باشد نه جمله مانند:« ماقطفت الزهر لکن الثمر»بنابراین اگر مابعد آن مفرد نباشد باید آن «لکنْ»حرفابتدا و استدراک باشد نه حرف عطف
2⃣لکنْ مقرون به واو نباشد . مانند:« ماصافحت المسیءلکن المحسن» ⬅️بنابراین اگربعد« واو»استعمال شود
🔹الف: «لکنْ» حرف عطف نیست و فقط حرف استدراک است و در ابتدای کلام قرار گرفته است.
🔸ب: باید بعد آن جمله قرارگیرد که بوسیله«واو» عطف بر جمله ماقبل باشد
🔅مثال جمله فعلیه:« ماصافحت المسیء ولکنْ صافحت المحسن»
🔅مثال جمله ی اسمیه:« لیس أخی مَن ودّنی بلسانه ولکن أخی من ودّنی فی المغایب»
⬅️بنابراین «واو» حرف عطف است و«لکنْ»حرف استدراک است و ابتداء کلام و جمله ی مابعد بوسیله ی «واو» عطف شده است بر جمله ی ماقبل
3⃣ تقدم نفی یا نهی بر«لکنْ» مانند:«لا تأکل الفاکهة الفجّة لکن الناضجة»
⬅️بنا براین کلام قبل اگرنفی یا نهی نباشد
🟤الف:«لکن» حرف ابتداء و استدراک است نه حرف عطف
⚪️ب: لازم است جمله بعد به لحاظ اعراب مستقل باشد مانند:«تکثر الفواکه شتاء لکن یکثر العنب صیفاً»
و در مثال:« قام خلیلٌ لکن علیٌّ»«علیٌّ» مبتدا می باشد و خبر آن« لم یقم» محذوف است.
🟣ج:«لکنْ»در صورتی که بعد از نهی یا نفی باشد مثل«بَلْ» است و معنایش اثبات نفی یا نهی برای ماقبل خود می کند و ضدّ ماقبل را برای مابعد اثبات می کند.
2⃣ وجه دوم«لکنْ» مخففه من الثقیلة: در این صورت :
🔻اولاً: حرف ابتداء است
🔻ثانیاً: فقط به معنای استدراک است
🔻ثالثاً: بعد آن جمله قرار می گیرد
🔻رابعاً: جایز است که با «واو» استعمال شود مانند:« وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَٰكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » ومانند فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام): «اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛ »
📢نکات:
1⃣ باتوجه به مطالب فوق «لکنْ» دائماً حرف استداراک است چه حرف عطف باشد و چه غیر عطف که اگر عاطفه باشد باید دارای آن سه شرط با هم باشد و چنانچه یکی از شروط یا هیچ کراو را نداشت دیگر حرف عطف نیست و واجب است برجمله داخل شود و در این صورت حرف استدراک و ابتدا می باشد.
2⃣توضیح استدراک: معمولا در کلامی که گفته می شود یا نوشته می شود یک معنای اصلی دارد که مقصود متکلم است اما این کلام یک معنای فرعی هم دارد که به ذهن مخاطب خطور می کند و مقصود متکلم نیست؛ «استدراک» یعنی دفع همین معنای فرعی مثلاً در مثال «هذا غنیٌّ» به ذهن خطور می کند که حالا این رف غنی و سرمایه دار است حتماً بخشنده و محسن هم هست که بوسیله ی «لکن» این توهم دفع می شود و گفته می شود «هذا غنی لکن بخیلٌ»یامثال:«الکتاب رخیصٌ» (این کتاب ارزان است) توهم می شود حالا که ارزان است پس مطالب مفید هم ندارد که با «لکن» این توهم دفع می شود و گفته می شود «الکتاب رخیص لکن کبیر النفع»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و یکم
✴️« لکنَّ »
1⃣ نوع کلمه: از حروف مشبهة بالفعل است
2⃣ نوع عمل : نصب به اسم و رفع به خبرمی دهد
3⃣ معانی:
1⃣ 《 استدراک》 مانند: «زیدٌ شجاعٌ بخیلٌ» وقتی کلام قبل «لکنّ»بیان می شود توهم می شود حالا که «زید» شجاع است جواد هم هست که «لکنّ» این توهم را دفع می کند.
2⃣ «تاکید»مانند: « لو جائنی لأکرمته لکنّه لم یجئ» حکم بعد از «لکنّ» (نیامدن) از قبل فهمیده می شود و «لکنّ» برای تاکید همان حکم ذکر شده است.
📢تنبیه: درصورتی که بعد از «لکنَّ» «ما»ی زائده قرار گیرد در این صورت از عمل باز داشته می شود و دیگر عمل نمی کند مانند:«أوّد زیارتک لکنّما الطقسُ ممطرٌ»
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
✅«لم »
🟡نوع کلمه : حرف نفی
🟠محل دخول: فقط برفعل مضارع داخل می شود.
🔴نوع عمل:
🔷الف:لفظی : مضارع را مجزوم می کند .
🔶ب:معنوی : مضارع را از زمان حال یا استقبال قلب به ماضی می کند مانند:« لم أکتُبْ »(یعنی در زمان گذشته ننوشتم)
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و دوم
♒️«لمّا»
🟠اختصاص به مضارع دارند .
🟡 مضارع را منفی و مجزوم می کنند .
🟢 معنای مضارع را قلب به ماضی می کنند مانند«لم»
⏪لکن با هم تفاوتها و فرقهایی هم دارند:
1⃣«لم» برای نفی مطلق است بنابراین فعل منفی بعد از«لم» لازم نیست نفی آن استمرار داشته باشه تا زمان حال بلکه جایز است نفی آن :
🔻الف : استمراری باشد مانند: «لم یَلِدْ و لم یُولَد» و « لَم یَخلُقِ الله سبحانه الخلقَ لوحشته....»(تا الان منفی «لم» ادامه دارد).
🔻ب : انقطاعی است « لَم یَکُن شَیئاً مَذکوراً »و«لم أفعلْ ثُمّ فعلتُ»
🔶اما «لمّا»برای نفی شمول جمیع اجزاء و لحظات زمان ماضی است تا زمان حال بنا براین مثال «لمّا أفعل ثُمّ فعلتُ»(هنوز نیاستادم بعد ایستادم) صحیح نیست فعل بعد از لما منفی به نفی استمراری است به همین جهت به «لمّا» ،«حرف استغراق» هم گفته می شود. چون نفی بو سیله آن شامل جمیع اجزاء و لحظات زمان ماضی می شود.
2⃣ منفی «لَمّا»متوقّع الحصول والثبوت است یعنی انتظار وقوع آن هست بخلاف منفی «لَم»مانند: « لَمّا أُسافرْ»(هنوز سفر نرفته ام) یعنی انتظار سفر رفتن می باشد اما« لَم اُسافرْ »(مسافرت نرفتم)
3⃣ جایز است «لم»بعد از ادات شرط قرار گیردمانند:« إنْ لمْ تفعلْ » و« إن لم ینتهوا» برخلاف«لَمّـا»که ادات شرط برآن داخل نمی شود
4⃣ مجزوم ومنفی بعد از«لما» جایز الحذف است مانند:«قاربت المدینة و لَمّا» که مجزوم آن «لما أدخلها» بوده بخلاف مجزوم«لم» که حذف آن جایز نیست مگر در ضرورت شعری مانند:«أما رووا حدیث من مات و لم * بلی وهل یمکنهم قول نعم»
5⃣ منفی «لَمّا» ماضی قریب به حال باید باشد بخلاف منفی «لَم»مانند:« لم یکن زید فی العام الماضی مقیماً» اما«لمایکن» جایز نیست.
🔻ابن مالک : این شرط برای« لَمّا » شرط غالبی است . یعنی غالباً منفی او قریب به حال است و شرط لازم نیست زیرا مثل : «عصی اِبلِیسُ رَبَّـهُ و لمّـا یَنـدِم» صحیح است با وجود اینکه ماضی قریب به حال نیست .
📢نکته: علت اصلی تمام این فرقها این است که «لم»برای نفی «فَعَلَ»(ماضی ساده)و«لمّا» برای نفی «قد فعل»(ماضی استمراری)است.
2⃣ وجه دوم لَمّا« شرطیه »
🟤 مختصات و ویژگیها
1⃣ اختصاص به ماضی دارد
2⃣ نیاز به دو جمله دارد .
3⃣ وجود جمله دوم را متوقّف بر ثبوت جمله اول می کند .
4⃣در نوع کلمه اختلافی است:
🔻 الف:ابن سراج و فارسی : لَمّا ظرف است به معنای «حین»
🔻ب:ابن مالک : لَمّا ظرف است به معنا « إذ »
🔻ج:مصنف : در مقام قضاوت گفته است که نظر ابن مالک نیکوست زیرا :
🔹اولاً: مانند إذ مختص به ماضی است .
🔸ثانیاً: مانند إذ اضافه جمله می شود .
🔻د:بعضی گفته اند حرف است.
📢تنبیه : کسانی که می گویند حرف است ، آن را به معنای حـرف وجود لوجود یا وجوب لوجوب گرفته اند یعنی :وجود جمله دوم متوقف بر جمله اول است.
5⃣احتیاج به جواب داردچون به معنای ادات شرط است بنابراین جواب آن :
1⃣ فعل ماضی به اتفاق نحویین :« فَلمّا نجّاکم الی البَرِّ أعرضتُم»
2⃣جمله اسمیه مقرون به إذا فجائیه :« فَلمّا نجّاکم الی البَرِّ إذا هم یُشرِکـون »
3⃣ جمله اسمیه مقرون به فاء : « فلَمّا نجّاهم الی البرِّ فَمِنهُم مُقتَصَدٌ»
4⃣ فعل مضارع : البته این وجه را ابن عصفور گفته بدلیل آیه«فلمّا ذَهَبَ عَن ابراهیمَ الـرَوع ُوَ جاءتهُ البُشری یُجادِلُنا»
🟣 وجه سوم« لمّا»ی استثنائیه:
🔷محل دخول:
1⃣ بر جمله اسمیه داخل می شود : « إنْ کُلُّ نَفسٍ لَمّا علیها حافظٌ »
2⃣ بر جمله فعلیه که ماضی است لفظاً لا معناً : أنشدُکَ الـلّـه لمّا فَعلتَ » که تقدیرآن «ما أسألک إلا فعلک»است.
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و سوم
✅« لنْ»
🟡 نوع کلمه: حرف است
🟢 محل دخول: برفعل مضارع داخل می شود.
🟠عمل آن:
🔻الف: لفظی: مضارع را منصوب می کند
🔻ب: معنوی:
1⃣ معنای مضارع منفی می کند
2⃣معنای مضارع را مختص زما ناستقبال می کند.
مانند: قُلْتُ: یا رَسُولَ اللهِ، مَا یبْکیک؟ قالَ: ضَغائِنُ فی صُدُورِ أقْوامٍ لن یبْدُوها لَک حتّی یفقدونی أو یفارقونی»
اقا امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود : پیامبر صلی الله علیه وآله مرا در آغوش گرفت و سخت بگریست.
عرضه داشتم: ای پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، چرا می گریی؟
فرمود: از کینه هایی که در سینه گروهی علیه تو نهفته شده و آشکار نمی کنند مگر پس از آنکه مرا از دست بدهند.
📢نکات :
1⃣ آقای زمخشری گفته است «لن»:
🔻اولاً: برای تأکید نفی می باشد ( در کتاب کشاف خود گفته است)
🔻ثانیاً: برای تأبید «ابدیت نفی» ( هرگز ) است.(در کتاب انموذخ خود گفته است.)
🔶مصنف می گوید: هر دو ادعای زمخشری بی دلیل است .
2⃣ «لن » گاهی در دعا استعمال هم می شود مانند :« قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِلْمُجْرِمِینَ»( حضرت موسی «عرض کرد: پروردگارا! به شکرانه نعمتی که به من دادی (و مرا در چنگال دشمنان گرفتار نساختی) هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود»)
📣توضیح: ادب حضرت موسی علیه السلام) در مقابل خداوند متعال حکم می کند که حضرت چون نسبت به آینده جاهل است و علم به غیب ندارد کلامش مقتضای دعا باشد نه حکم قطعی چون ممکن است در آینده امری اتفاق بیافتد و متکلم از آن خبر نداشته باشد.
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و چهارم
✴️« لـو »
1⃣ شرطیه ی امتناعیه :
🔻اولاً: حرف شرط در زمان ماضی است
🔻ثانیاً :مفید امتناع یک شئ می باشد بخاطر امتناع شئ دیگر
🔻ثالثاً: به آن حرف امتناعٍ لإمتناعٍ گفته می شود یعنی ازامتناع یک شئ ،امتناع شئ دیگرلازم می آید مانند: :«لو جائنی لأکرمته»( اگر می آمد اکرامش می کردم )یعنی اکرام کردن منتفی شده چون آمدن منتفی شده است
🔻رابعاً: فقط بر فعل ماضی (صیغةً و زماناً) داخل می شود.
2⃣ شرطیه ی استقبالیه به معنای «إن» شرطیه
🔺اولاً : در این صورت مفید امتناع نیست
🔺ثانیاً: فقط دلالت بر ربط جواب به شرط می کند مانند«إن»
🔺ثالثاً:برخلاف «إن»عمل نمی کند
🔺رابعاً : غالباً بر فعل مستقبل داخل می شود البته لازم نیست به لحاظ صیغه هم مستقبل باشد بلکه از لحاظ معنا مستقبل باشد کفایت می کند مانند:« وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ » به معنای « إن یترکوا»
🔺خامساً : گاهی بعد آن فعلی قرار می گیرد که به لحاظ صیغه و معنی هم مستقبل است مانند:« لو تزورنا لَسَررنا بلقائک »
🔺سادساً: اینکه «لو»به معنای «إن» باشد گفته ی زیادی از نحویین است مانند:« وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ »و« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ »
📢تنبیه: «لو »با هردو نوع خود احتیاج به جواب دارد مانند سایر ادات شرط بنابراین جواب آن:
🔅الف:جایز است مقرون به «لام» می شود مانند:« لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا »
🔅ب: جایز است بدون«لام» ذکر شود مانند:« لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا »
📢نکته: دخول«لام» بر جواب «لو»در صورتی که جواب مثبت باشد و خالی از ادات منفی باشد بیشتر است
🔻البته اگر جواب فعل مضارع منفی باشد مقرون شدن جواب با «لام»جایز نیست مانند:«لو إجتهدت لم تندم»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—