*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و دوم
♒️«لمّا»
🟠اختصاص به مضارع دارند .
🟡 مضارع را منفی و مجزوم می کنند .
🟢 معنای مضارع را قلب به ماضی می کنند مانند«لم»
⏪لکن با هم تفاوتها و فرقهایی هم دارند:
1⃣«لم» برای نفی مطلق است بنابراین فعل منفی بعد از«لم» لازم نیست نفی آن استمرار داشته باشه تا زمان حال بلکه جایز است نفی آن :
🔻الف : استمراری باشد مانند: «لم یَلِدْ و لم یُولَد» و « لَم یَخلُقِ الله سبحانه الخلقَ لوحشته....»(تا الان منفی «لم» ادامه دارد).
🔻ب : انقطاعی است « لَم یَکُن شَیئاً مَذکوراً »و«لم أفعلْ ثُمّ فعلتُ»
🔶اما «لمّا»برای نفی شمول جمیع اجزاء و لحظات زمان ماضی است تا زمان حال بنا براین مثال «لمّا أفعل ثُمّ فعلتُ»(هنوز نیاستادم بعد ایستادم) صحیح نیست فعل بعد از لما منفی به نفی استمراری است به همین جهت به «لمّا» ،«حرف استغراق» هم گفته می شود. چون نفی بو سیله آن شامل جمیع اجزاء و لحظات زمان ماضی می شود.
2⃣ منفی «لَمّا»متوقّع الحصول والثبوت است یعنی انتظار وقوع آن هست بخلاف منفی «لَم»مانند: « لَمّا أُسافرْ»(هنوز سفر نرفته ام) یعنی انتظار سفر رفتن می باشد اما« لَم اُسافرْ »(مسافرت نرفتم)
3⃣ جایز است «لم»بعد از ادات شرط قرار گیردمانند:« إنْ لمْ تفعلْ » و« إن لم ینتهوا» برخلاف«لَمّـا»که ادات شرط برآن داخل نمی شود
4⃣ مجزوم ومنفی بعد از«لما» جایز الحذف است مانند:«قاربت المدینة و لَمّا» که مجزوم آن «لما أدخلها» بوده بخلاف مجزوم«لم» که حذف آن جایز نیست مگر در ضرورت شعری مانند:«أما رووا حدیث من مات و لم * بلی وهل یمکنهم قول نعم»
5⃣ منفی «لَمّا» ماضی قریب به حال باید باشد بخلاف منفی «لَم»مانند:« لم یکن زید فی العام الماضی مقیماً» اما«لمایکن» جایز نیست.
🔻ابن مالک : این شرط برای« لَمّا » شرط غالبی است . یعنی غالباً منفی او قریب به حال است و شرط لازم نیست زیرا مثل : «عصی اِبلِیسُ رَبَّـهُ و لمّـا یَنـدِم» صحیح است با وجود اینکه ماضی قریب به حال نیست .
📢نکته: علت اصلی تمام این فرقها این است که «لم»برای نفی «فَعَلَ»(ماضی ساده)و«لمّا» برای نفی «قد فعل»(ماضی استمراری)است.
2⃣ وجه دوم لَمّا« شرطیه »
🟤 مختصات و ویژگیها
1⃣ اختصاص به ماضی دارد
2⃣ نیاز به دو جمله دارد .
3⃣ وجود جمله دوم را متوقّف بر ثبوت جمله اول می کند .
4⃣در نوع کلمه اختلافی است:
🔻 الف:ابن سراج و فارسی : لَمّا ظرف است به معنای «حین»
🔻ب:ابن مالک : لَمّا ظرف است به معنا « إذ »
🔻ج:مصنف : در مقام قضاوت گفته است که نظر ابن مالک نیکوست زیرا :
🔹اولاً: مانند إذ مختص به ماضی است .
🔸ثانیاً: مانند إذ اضافه جمله می شود .
🔻د:بعضی گفته اند حرف است.
📢تنبیه : کسانی که می گویند حرف است ، آن را به معنای حـرف وجود لوجود یا وجوب لوجوب گرفته اند یعنی :وجود جمله دوم متوقف بر جمله اول است.
5⃣احتیاج به جواب داردچون به معنای ادات شرط است بنابراین جواب آن :
1⃣ فعل ماضی به اتفاق نحویین :« فَلمّا نجّاکم الی البَرِّ أعرضتُم»
2⃣جمله اسمیه مقرون به إذا فجائیه :« فَلمّا نجّاکم الی البَرِّ إذا هم یُشرِکـون »
3⃣ جمله اسمیه مقرون به فاء : « فلَمّا نجّاهم الی البرِّ فَمِنهُم مُقتَصَدٌ»
4⃣ فعل مضارع : البته این وجه را ابن عصفور گفته بدلیل آیه«فلمّا ذَهَبَ عَن ابراهیمَ الـرَوع ُوَ جاءتهُ البُشری یُجادِلُنا»
🟣 وجه سوم« لمّا»ی استثنائیه:
🔷محل دخول:
1⃣ بر جمله اسمیه داخل می شود : « إنْ کُلُّ نَفسٍ لَمّا علیها حافظٌ »
2⃣ بر جمله فعلیه که ماضی است لفظاً لا معناً : أنشدُکَ الـلّـه لمّا فَعلتَ » که تقدیرآن «ما أسألک إلا فعلک»است.
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و سوم
✅« لنْ»
🟡 نوع کلمه: حرف است
🟢 محل دخول: برفعل مضارع داخل می شود.
🟠عمل آن:
🔻الف: لفظی: مضارع را منصوب می کند
🔻ب: معنوی:
1⃣ معنای مضارع منفی می کند
2⃣معنای مضارع را مختص زما ناستقبال می کند.
مانند: قُلْتُ: یا رَسُولَ اللهِ، مَا یبْکیک؟ قالَ: ضَغائِنُ فی صُدُورِ أقْوامٍ لن یبْدُوها لَک حتّی یفقدونی أو یفارقونی»
اقا امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود : پیامبر صلی الله علیه وآله مرا در آغوش گرفت و سخت بگریست.
عرضه داشتم: ای پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، چرا می گریی؟
فرمود: از کینه هایی که در سینه گروهی علیه تو نهفته شده و آشکار نمی کنند مگر پس از آنکه مرا از دست بدهند.
📢نکات :
1⃣ آقای زمخشری گفته است «لن»:
🔻اولاً: برای تأکید نفی می باشد ( در کتاب کشاف خود گفته است)
🔻ثانیاً: برای تأبید «ابدیت نفی» ( هرگز ) است.(در کتاب انموذخ خود گفته است.)
🔶مصنف می گوید: هر دو ادعای زمخشری بی دلیل است .
2⃣ «لن » گاهی در دعا استعمال هم می شود مانند :« قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِلْمُجْرِمِینَ»( حضرت موسی «عرض کرد: پروردگارا! به شکرانه نعمتی که به من دادی (و مرا در چنگال دشمنان گرفتار نساختی) هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود»)
📣توضیح: ادب حضرت موسی علیه السلام) در مقابل خداوند متعال حکم می کند که حضرت چون نسبت به آینده جاهل است و علم به غیب ندارد کلامش مقتضای دعا باشد نه حکم قطعی چون ممکن است در آینده امری اتفاق بیافتد و متکلم از آن خبر نداشته باشد.
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و چهارم
✴️« لـو »
1⃣ شرطیه ی امتناعیه :
🔻اولاً: حرف شرط در زمان ماضی است
🔻ثانیاً :مفید امتناع یک شئ می باشد بخاطر امتناع شئ دیگر
🔻ثالثاً: به آن حرف امتناعٍ لإمتناعٍ گفته می شود یعنی ازامتناع یک شئ ،امتناع شئ دیگرلازم می آید مانند: :«لو جائنی لأکرمته»( اگر می آمد اکرامش می کردم )یعنی اکرام کردن منتفی شده چون آمدن منتفی شده است
🔻رابعاً: فقط بر فعل ماضی (صیغةً و زماناً) داخل می شود.
2⃣ شرطیه ی استقبالیه به معنای «إن» شرطیه
🔺اولاً : در این صورت مفید امتناع نیست
🔺ثانیاً: فقط دلالت بر ربط جواب به شرط می کند مانند«إن»
🔺ثالثاً:برخلاف «إن»عمل نمی کند
🔺رابعاً : غالباً بر فعل مستقبل داخل می شود البته لازم نیست به لحاظ صیغه هم مستقبل باشد بلکه از لحاظ معنا مستقبل باشد کفایت می کند مانند:« وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ » به معنای « إن یترکوا»
🔺خامساً : گاهی بعد آن فعلی قرار می گیرد که به لحاظ صیغه و معنی هم مستقبل است مانند:« لو تزورنا لَسَررنا بلقائک »
🔺سادساً: اینکه «لو»به معنای «إن» باشد گفته ی زیادی از نحویین است مانند:« وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ »و« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ »
📢تنبیه: «لو »با هردو نوع خود احتیاج به جواب دارد مانند سایر ادات شرط بنابراین جواب آن:
🔅الف:جایز است مقرون به «لام» می شود مانند:« لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا »
🔅ب: جایز است بدون«لام» ذکر شود مانند:« لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا »
📢نکته: دخول«لام» بر جواب «لو»در صورتی که جواب مثبت باشد و خالی از ادات منفی باشد بیشتر است
🔻البته اگر جواب فعل مضارع منفی باشد مقرون شدن جواب با «لام»جایز نیست مانند:«لو إجتهدت لم تندم»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و پنجم
3⃣ وجه سوم«لو»مصدریه :
🔻اولاً: حرف است مانند أن مصدریه ( مابعد خود را تأویل می برد ) إلّا اینکه مانند«أنْ» نصب نمی دهد .
🔻ثانیاً: موارد دخول : غالباً بعد از ماده« وَدّ » قرار می گیرد :« وَدّوا لَـو تُدهنُ »و «یَـوَدُّ اَحَـدُهُم لَـو یُعَمَّـر »
4⃣وجه چهارم لو «تمنی»مثل «لیت»مانند : لَـو تأتینی فتحدثنی .
5⃣ وجه پنجم لو «عَرض»( طلب با نرمی و خواهش) مانند:« لو تنزل عندنا فتصیبُ خیـراً »و« لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ »به همین خاطر که«لو»معنای «لیت»را دارد نفعل مضارع بعد فاء در جواب آن منصوب می شود به «أن»مقدره
6⃣وجه ششم لو «صرفاً به معنای تقلیل» باشد مانند :«أکثرْ مِن ضروب الإحسان و لو بالکلمة الطیبه »و«تصدّقوا و بشقّ تمرة»
📢تنبیهان:
1⃣ «لو» اختصاص دارد به اینکه بر فعل داخل شود .واگر «لـو» بر:
🔻الف: اسم مرفوع داخل شود: این اسم «فاعل» فعل محذوف می شود.مانند:« لو غیرُ قالها» که تقدیر آن « لو قالها غیرُک قالها »
🔻ب: اسم منصوب داخل شود: این اسم « مفعول »فعل محذوف است که فعل مابعد او را تفسیرمی کند :« لَـو زیـداً رأیتُهُ اکرمتهُ» که تقدیر آن« لَـو رأیتُ زیـداً... »
2⃣ اگر لَـو بر« أنَّ» داخل شد« أنَّ » و مابعد چه محلی از اعراب دارد ؟ بالإتّفاق ، محلاً مرفوع است .
🔅سبیویه : مرفوع است بنابر ابتدائیت ونیاز به خبر ندارد زیرا «أنَّ» مشتمل بر مسند و مسندالیه می باشد .
🔅کوفیین و مبرد ...: - مرفوع بنابر فاعلیت لکن فعل آن محذوف است به قرینه مابعد .
🔅مصنف: این نظریه ترجیح دارد زیرا« لَو » باز هم بر فعل داخل می شود که در مسئله اول بحث کردیم .
مانند:« وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْر » و قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ :« لَوْ أَنَّ اَلرِّيَاضَ أَقْلاَمٌ وَ اَلْبَحْرَ مِدَادٌ وَ اَلْجِنَّ حُسَّابٌ وَ اَلْإِنْسَ كُتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ »
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و ششم
✴️« لَـولا »
1⃣ شرطیه امتناعیه :
🔺اولاً حرف شرط است و دلالت بر امتناع چیزی می کند بخاطر وجود چیز دیگر مانند:«لولا رحمة الله لَهَلَکَ الناس»(اگر رحمت خداوند نمی بود مردم هلاک می شدند)یعنی : عدم هلاکت مردم بخاطر وجود رحمت داوند متعال است.
🔺ثانیاً: فقط بر جمله اسمیه داخل می شود
🔺ثالثاً : خبر بعد ازآن وجوباً محذوف است :«لولا رحمة الله لَهَلَکَ الناس» رحمة الله موجودة یا حاصلة)
🔺رابعاً: مانند«لو» احتیاج به جواب دارد و جواب «لولاممثل جواب «لو» است در اینکه مقرون به «لام» باشد یا مجرد از آن مانند:«لولاکرمُ اخلاقِک ما علوتُ»
📢نکات:
1⃣دخول«لام» بر جواب «لولا»در صورتی که جواب مثبت باشد و خالی از ادات منفی باشد بیشتر است البته اگر جواب فعل مضارع منفی باشد مقرون شدن جواب با «لام»جایز نیست مانند:«لولا حبُّ العلم لم أغترب»
2⃣ اگر «لولا» برضمیرداخل شود:
غالباً : لَـولا بر ضمیر مرفوع داخل می شود مانند: «لَـولا أنتُم لَـکُنّا مُـؤمِنِینَ»
قلیلاً : بر ضمیر مجرور متصل داخل می شود مانند:« لـولای – لـولاک – لـولاه»و مانند فرمایش حضرت رسول(صلی الله علیه وآله و سلم):«لولاک یا علی ما عُـرِفَ المؤمنون بعدی »
⏪اقای سیبویه و جمهورنحویین گفته اند :
🔻 اولاً: حرف جر است که فقط بر ضمیر داخل می شود برعکس بعض حروف جر مانند : «حتی »و «کاف» که فقط بر اسم ظاهر داخل می شوند.
🔻ثانیاً: مجرور«لولا» محلاً مرفوع است بنا بر ابتدائیت و خبر آن محذوف است.
🔻ثالثاً: نیاز به متعلق ندارند چون حرف جر شبه زائد است.
2⃣ تحضیض و عرض :
🟠اولاً: مدخول آن:
🔺الف: فعل مضارع : « لَـولا تَستغفِرون الله »
🔺ب: فعل مؤوّل به مضارع : « لَـولا اَخَّرتَنی اِلی اَجَلٍ قَـریبٍ »
🔴ثانیاً فرق بین تحضیض و عرض:«تحضیض » طلب با شدت و تندی است اما«عرض»طلب با نرمیاست
3⃣توبیخ تندیم :
🔸مدخول آن : فعل ماضی است فقط :«لَـولا جاؤو علیه بِـأربَعَةِ شهـداء »
📢تذکر :گاهی بین «لَـولا» و فعل فاصله می افتد ، بوسیله:
🔺الف:«إذ» : «لولا إذ سمعتُمُوه قلتم..» و«إذ»معمول همان فعل بعد« لولا» می باشد.
🔺ب: «إذا» مانند:« فلولا إذا بلغت الحلقوم...» و«إذا» معمول همان فعل بعد« لولا» می باشد.
🔺ج:جمله شرطیه معترضه : « فلولا إنْ کنتُمْ غیرَ مَدینِینَ...»
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
✅« لَـوما »: به منزله« لَـولا » است در جمیع احکام و اعراب مانند:« لَـو ما زَیـدٌ لَأ کَرَمَتَکَ »و « لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ» .
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس هشتاد و هفتم
✴️« لَیتَ »
1⃣نوع کلمه: از حروف مشبهة بالفعل است
2⃣ نوع عمل: نصب به اسم می دهد و رفع به خبر
3⃣ کاربرد: حرف تمنی (آرزو)است که:
🔻الف: غالباً به امور :
🔅محال تعلق می گیرد مانند:« فَیا لَیتَ الشَّبابُ یَعـودُ یَـوماً »
🔅انسان به سختی و مشقت می افتد مانند قول انسان فقیر:«لیت لی ألف دینار»
🔻ب: قلیلاً به امور ممکن تعلق می گیرد مانند:«لیتَکَ تذهَبُ»
4⃣ حکم دخول «ما»ی زائده بعد« لَیتَ » از اختصاص به جمله اسمیه داشتن آن از بین نمی رود
⬅️وبنابراین :
🟠الف: بر جمله فعلیه داخل نمی شود و مثال «لیتما قام زید »صحیح نیست.
🔴ب:جایز است عمل کردن آن در مابعد مانند:«لیتما حمیداً ناجحٌ » و همچنین جایز است اهمال و عمل نکردن آن مثل بقیه حروف مشبهة بالفعل در صورت همراه بودن با «ما»ی کافه مانند:« لیتما حمیدٌ ناجحٌ »
5⃣ در صورتی که بعد«لیت» ، «یاء» متکلم ذکر شود بهتراست بین «لیت»و«یاء»، نون وقایه قرار گیرد مانند:«لیتنی»
6⃣«لیت» دارای ویژگی خاصی است که عرب او را استعمال کرده است و آن اینکه ؛ وقتی به صورت «لیت شعری » استعمال شود که « شعر» مضاف به «یاء»متکلم اسم آن وخبرش هم محذوف است و بعد آن جمله استفهامیه می آید مانند:« لیت شعری أین استقرّت بک النوی ...»
🔹🔸🔹🔸🔹🔸
❇️« لَیسَ »
1⃣ نوع کلمه: از افعال ناقصه است
2⃣ نوع فعل: فعل غیر متصرف است است. لکن از آن ماضی آن چند صیغه استعمال شده است . « لیسَ ، لَیسا ، لَیسوا ، لَیست...»
3⃣ وزن فعل: بر وزن «فَعِلَ» است اما بخاطر تخفیف کسر عین الفعل تبدیل به سکون شده است
4⃣ نوع عمل: رفع به اسم و نصب به خبر می دهد.مانند:«لیسَ العطاءُ من الفضول سماحةً ...»
5⃣ کاربرد: دلالت بر نفی حال می کند و البته برای دلالت بر نفی غیر حال نیاز به قرینه است مانند:«لیسَ خلقُ الله مثلَه»
📢تنبیهات:
1⃣ گاهی «لیسَ»به معنای «إلّا» استثنائیه استعمال می شود و در این صورت:
🔻اولاً: مابعدش منصوب است چون خبر است مانند:« جاء القومُ لیسَ خالداً»
🔻ثانیاً: در صورتی که «لَیسَ» استثنائیه استعمال شود باز هم ناقصه است و لکن اسم آن ضمیر است و واجب الإستتار ودر مرجع آن ضمیر اختلاف است مثل اختلاف در«خلا، عدا و حاشا»
2⃣ کوفیون:« لَیسَ» اگر به جای «لا»قرار گیرد حرف عطف استعمال می باشد مانند:«خذ الکتابُ لیسَ القلمُ»
3⃣ گاهی« لَیسَ » بر جمله فعلیه یا جمله اسمیه ( مبتدا و خبر هر دو مرفوع ) داخل می شود:
🔹جمله فعلیه مانند فرموده حضرت سجاد (علیه السلام): « اللهم لیسَ یردُّ غضبک إلّا حلمک»
🔹جمله اسمیه مانند قول شاعر :« أ لا لَیسَ إلّا ما قَضَی اللّـه کائنٌ ومایستطیع المرءنفعاً ولا ضراً »
مصنف می گوید: این شعر و حدیث دلیل بر عمل نکردن لَیسَ نیست بلکه «لَیس» در اینجا «شأنیّه» است ( اسم آن ضمیر شأن است) جمله بعد خبرش باشد . که بازهم لیس از عمل خود خارج نشده است.
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—