eitaa logo
تلخیص الکافی فی المفردات
901 دنبال‌کننده
13 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شود. ارتباط با ما @Amir205
مشاهده در ایتا
دانلود
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس هشتاد و چهارم ✴️« لـو » 1⃣ شرطیه ی امتناعیه : 🔻اولاً: حرف شرط در زمان ماضی است 🔻ثانیاً :مفید امتناع یک شئ می باشد بخاطر امتناع شئ دیگر 🔻ثالثاً: به آن حرف امتناعٍ لإمتناعٍ گفته می شود یعنی ازامتناع یک شئ ،امتناع شئ دیگرلازم می آید مانند: :«لو جائنی لأکرمته»( اگر می آمد اکرامش می کردم )یعنی اکرام کردن منتفی شده چون آمدن منتفی شده است 🔻رابعاً: فقط بر فعل ماضی (صیغةً و زماناً) داخل می شود. 2⃣ شرطیه ی استقبالیه به معنای «إن» شرطیه 🔺اولاً : در این صورت مفید امتناع نیست 🔺ثانیاً: فقط دلالت بر ربط جواب به شرط می کند مانند«إن» 🔺ثالثاً:برخلاف «إن»عمل نمی کند 🔺رابعاً : غالباً بر فعل مستقبل داخل می شود البته لازم نیست به لحاظ صیغه هم مستقبل باشد بلکه از لحاظ معنا مستقبل باشد کفایت می کند مانند:« وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ » به معنای « إن یترکوا» 🔺خامساً : گاهی بعد آن فعلی قرار می گیرد که به لحاظ صیغه و معنی هم مستقبل است مانند:« لو تزورنا لَسَررنا بلقائک » 🔺سادساً: اینکه «لو»به معنای «إن» باشد گفته ی زیادی از نحویین است مانند:« وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ »و« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » 📢تنبیه: «لو »با هردو نوع خود احتیاج به جواب دارد مانند سایر ادات شرط بنابراین جواب آن: 🔅الف:جایز است مقرون به «لام» می شود مانند:« لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا » 🔅ب: جایز است بدون«لام» ذکر شود مانند:« لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا » 📢نکته: دخول«لام» بر جواب «لو»در صورتی که جواب مثبت باشد و خالی از ادات منفی باشد بیشتر است 🔻البته اگر جواب فعل مضارع منفی باشد مقرون شدن جواب با «لام»جایز نیست مانند:«لو إجتهدت لم تندم» 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس هشتاد و پنجم 3⃣ وجه سوم«لو»مصدریه : 🔻اولاً: حرف است مانند أن مصدریه ( مابعد خود را تأویل می برد ) إلّا اینکه مانند«أنْ» نصب نمی دهد . 🔻ثانیاً: موارد دخول : غالباً بعد از ماده« وَدّ » قرار می گیرد :« وَدّوا لَـو تُدهنُ »و «یَـوَدُّ اَحَـدُهُم لَـو یُعَمَّـر » 4⃣وجه چهارم لو «تمنی»مثل «لیت»مانند : لَـو تأتینی فتحدثنی . 5⃣ وجه پنجم لو «عَرض»( طلب با نرمی و خواهش) مانند:« لو تنزل عندنا فتصیبُ خیـراً »و« لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ »به همین خاطر که«لو»معنای «لیت»را دارد نفعل مضارع بعد فاء در جواب آن منصوب می شود به «أن»مقدره 6⃣وجه ششم لو «صرفاً به معنای تقلیل» باشد مانند :«أکثرْ مِن ضروب الإحسان و لو بالکلمة الطیبه »و«تصدّقوا و بشقّ تمرة» 📢تنبیهان: 1⃣ «لو» اختصاص دارد به اینکه بر فعل داخل شود .واگر «لـو» بر: 🔻الف: اسم مرفوع داخل شود: این اسم «فاعل» فعل محذوف می شود.مانند:« لو غیرُ قالها» که تقدیر آن « لو قالها غیرُک قالها » 🔻ب: اسم منصوب داخل شود: این اسم « مفعول »فعل محذوف است که فعل مابعد او را تفسیرمی کند :« لَـو زیـداً رأیتُهُ اکرمتهُ» که تقدیر آن« لَـو رأیتُ زیـداً... » 2⃣ اگر لَـو بر« أنَّ» داخل شد« أنَّ » و مابعد چه محلی از اعراب دارد ؟ بالإتّفاق ، محلاً مرفوع است . 🔅سبیویه : مرفوع است بنابر ابتدائیت ونیاز به خبر ندارد زیرا «أنَّ» مشتمل بر مسند و مسندالیه می باشد . 🔅کوفیین و مبرد ...: - مرفوع بنابر فاعلیت لکن فعل آن محذوف است به قرینه مابعد . 🔅مصنف: این نظریه ترجیح دارد زیرا« لَو » باز هم بر فعل داخل می شود که در مسئله اول بحث کردیم . مانند:« وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْر » و قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ :« لَوْ أَنَّ اَلرِّيَاضَ أَقْلاَمٌ وَ اَلْبَحْرَ مِدَادٌ وَ اَلْجِنَّ حُسَّابٌ وَ اَلْإِنْسَ كُتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ » 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس هشتاد و ششم ✴️« لَـولا » 1⃣ شرطیه امتناعیه : 🔺اولاً حرف شرط است و دلالت بر امتناع چیزی می کند بخاطر وجود چیز دیگر مانند:«لولا رحمة الله لَهَلَکَ الناس»(اگر رحمت خداوند نمی بود مردم هلاک می شدند)یعنی : عدم هلاکت مردم بخاطر وجود رحمت داوند متعال است. 🔺ثانیاً: فقط بر جمله اسمیه داخل می شود 🔺ثالثاً : خبر بعد ازآن وجوباً محذوف است :«لولا رحمة الله لَهَلَکَ الناس» رحمة الله موجودة یا حاصلة) 🔺رابعاً: مانند«لو» احتیاج به جواب دارد و جواب «لولاممثل جواب «لو» است در اینکه مقرون به «لام» باشد یا مجرد از آن مانند:«لولاکرمُ اخلاقِک ما علوتُ» 📢نکات: 1⃣دخول«لام» بر جواب «لولا»در صورتی که جواب مثبت باشد و خالی از ادات منفی باشد بیشتر است البته اگر جواب فعل مضارع منفی باشد مقرون شدن جواب با «لام»جایز نیست مانند:«لولا حبُّ العلم لم أغترب» 2⃣ اگر «لولا» برضمیرداخل شود: غالباً : لَـولا بر ضمیر مرفوع داخل می شود مانند: «لَـولا أنتُم لَـکُنّا مُـؤمِنِینَ» قلیلاً : بر ضمیر مجرور متصل داخل می شود مانند:« لـولای – لـولاک – لـولاه»و مانند فرمایش حضرت رسول(صلی الله علیه وآله و سلم):«لولاک یا علی ما عُـرِفَ المؤمنون بعدی » ⏪اقای سیبویه و جمهورنحویین گفته اند : 🔻 اولاً: حرف جر است که فقط بر ضمیر داخل می شود برعکس بعض حروف جر مانند : «حتی »و «کاف» که فقط بر اسم ظاهر داخل می شوند. 🔻ثانیاً: مجرور«لولا» محلاً مرفوع است بنا بر ابتدائیت و خبر آن محذوف است. 🔻ثالثاً: نیاز به متعلق ندارند چون حرف جر شبه زائد است. 2⃣ تحضیض و عرض : 🟠اولاً: مدخول آن: 🔺الف: فعل مضارع : « لَـولا تَستغفِرون الله » 🔺ب: فعل مؤوّل به مضارع : « لَـولا اَخَّرتَنی اِلی اَجَلٍ قَـریبٍ » 🔴ثانیاً فرق بین تحضیض و عرض:«تحضیض » طلب با شدت و تندی است اما«عرض»طلب با نرمیاست 3⃣توبیخ تندیم : 🔸مدخول آن : فعل ماضی است فقط :«لَـولا جاؤو علیه بِـأربَعَةِ شهـداء » 📢تذکر :گاهی بین «لَـولا» و فعل فاصله می افتد ، بوسیله: 🔺الف:«إذ» : «لولا إذ سمعتُمُوه قلتم..» و«إذ»معمول همان فعل بعد« لولا» می باشد. 🔺ب: «إذا» مانند:« فلولا إذا بلغت الحلقوم...» و«إذا» معمول همان فعل بعد« لولا» می باشد. 🔺ج:جمله شرطیه معترضه : « فلولا إنْ کنتُمْ غیرَ مَدینِینَ...» 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸 ✅« لَـوما »: به منزله« لَـولا » است در جمیع احکام و اعراب مانند:« لَـو ما زَیـدٌ لَأ کَرَمَتَکَ »و « لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ» . 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس هشتاد و هفتم ✴️« لَیتَ » 1⃣نوع کلمه: از حروف مشبهة بالفعل است 2⃣ نوع عمل: نصب به اسم می دهد و رفع به خبر 3⃣ کاربرد: حرف تمنی (آرزو)است که: 🔻الف: غالباً به امور : 🔅محال تعلق می گیرد مانند:« فَیا لَیتَ الشَّبابُ یَعـودُ یَـوماً » 🔅انسان به سختی و مشقت می افتد مانند قول انسان فقیر:«لیت لی ألف دینار» 🔻ب: قلیلاً به امور ممکن تعلق می گیرد مانند:«لیتَکَ تذهَبُ» 4⃣ حکم دخول «ما»ی زائده بعد« لَیتَ » از اختصاص به جمله اسمیه داشتن آن از بین نمی رود ⬅️وبنابراین : 🟠الف: بر جمله فعلیه داخل نمی شود و مثال «لیتما قام زید »صحیح نیست. 🔴ب:جایز است عمل کردن آن در مابعد مانند:«لیتما حمیداً ناجحٌ » و همچنین جایز است اهمال و عمل نکردن آن مثل بقیه حروف مشبهة بالفعل در صورت همراه بودن با «ما»ی کافه مانند:« لیتما حمیدٌ ناجحٌ » 5⃣ در صورتی که بعد«لیت» ، «یاء» متکلم ذکر شود بهتراست بین «لیت»و«یاء»، نون وقایه قرار گیرد مانند:«لیتنی» 6⃣«لیت» دارای ویژگی خاصی است که عرب او را استعمال کرده است و آن اینکه ؛ وقتی به صورت «لیت شعری » استعمال شود که « شعر» مضاف به «یاء»متکلم اسم آن وخبرش هم محذوف است و بعد آن جمله استفهامیه می آید مانند:« لیت شعری أین استقرّت بک النوی ...» 🔹🔸🔹🔸🔹🔸 ❇️« لَیسَ » 1⃣ نوع کلمه: از افعال ناقصه است 2⃣ نوع فعل: فعل غیر متصرف است است. لکن از آن ماضی آن چند صیغه استعمال شده است . « لیسَ ، لَیسا ، لَیسوا ، لَیست...» 3⃣ وزن فعل: بر وزن «فَعِلَ» است اما بخاطر تخفیف کسر عین الفعل تبدیل به سکون شده است 4⃣ نوع عمل: رفع به اسم و نصب به خبر می دهد.مانند:«لیسَ العطاءُ من الفضول سماحةً ...» 5⃣ کاربرد: دلالت بر نفی حال می کند و البته برای دلالت بر نفی غیر حال نیاز به قرینه است مانند:«لیسَ خلقُ الله مثلَه» 📢تنبیهات: 1⃣ گاهی «لیسَ»به معنای «إلّا» استثنائیه استعمال می شود و در این صورت: 🔻اولاً: مابعدش منصوب است چون خبر است مانند:« جاء القومُ لیسَ خالداً» 🔻ثانیاً: در صورتی که «لَیسَ» استثنائیه استعمال شود باز هم ناقصه است و لکن اسم آن ضمیر است و واجب الإستتار ودر مرجع آن ضمیر اختلاف است مثل اختلاف در«خلا، عدا و حاشا» 2⃣ کوفیون:« لَیسَ» اگر به جای «لا»قرار گیرد حرف عطف استعمال می باشد مانند:«خذ الکتابُ لیسَ القلمُ» 3⃣ گاهی« لَیسَ » بر جمله فعلیه یا جمله اسمیه ( مبتدا و خبر هر دو مرفوع ) داخل می شود: 🔹جمله فعلیه مانند فرموده حضرت سجاد (علیه السلام): « اللهم لیسَ یردُّ غضبک إلّا حلمک» 🔹جمله اسمیه مانند قول شاعر :« أ لا لَیسَ إلّا ما قَضَی اللّـه کائنٌ ومایستطیع المرءنفعاً ولا ضراً » مصنف می گوید: این شعر و حدیث دلیل بر عمل نکردن لَیسَ نیست بلکه «لَیس» در اینجا «شأنیّه» است ( اسم آن ضمیر شأن است) جمله بعد خبرش باشد . که بازهم لیس از عمل خود خارج نشده است. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس هشتاد و هشتم ✅«حرف المیم» ✴️« مـا » ⏪وجوه استعمال :« اسمیة »و « حرفیة» 💟اما وجوه اسمیه : 1⃣ موصول اسمی مشترک است به معنای «الذی و فو عات آن»مانند: « مـا عِندَکُم یَنفَدُ وَ مَـا عِندَ اللهِ باقٍ » 2⃣ معرفه و به معنای «الشئ» مانند: « ان تبدو الصدَقاتِ فنعّما هی»( که در اصل «نِعمَ الشئ إبداؤها » بوده است و (خوب است ابداء و آشکار کردن صدقات) چون کلام در آشکار ساختن پرداخت صدقات است نه در پرداخت صدقه ) و بعد مضاف «إبداء» حذف شده است و مضاف الیه «ها» به جای آن قرار گرفته و به صورت ضمیر منفصل مرفوعی «هی» درآمده است. 3⃣ نکره موصوفه به معنای «شئٌ» است . ( نیازمند وصف است ) مانند: :« مررتُ بمـا معجبٍ لک» ( بشئٍ معجبٍ لک) ⬅️موردی که«ما» نکره موصوفه است: 🔅در معنای تعجب استعمال می شود : مانند فرمایش امیر المؤمنین(علیه السلام) «ما أحسن تواضع الأغنیاءللفقراء.....»(شئٌ حَسَنٌ تواضع الاغنیاء) 🔅 در صورتی که اراده مبالغه شده باشد :« إنّ زیـداً مِمّـا أن یَکتُبَ »یعنی«إنّه مخلوقٌ من الکتابة»،« ما» به معنای «شئٌ» و« أن یکتبَ»مصدر مؤول درمحل جر و بدل از «ما» 4⃣« استفهامیه» 🔻الف: معنای آن : « أیُّ شیءٍ» مانند:« وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ »(آن چیست در دست راست تو)و«أَلاَ فَمَا یَصْنَعُ بِالدُّنْیَا مَنْ خُلِقَ لِلآخِرَةِ!»( «آگاه باشید! آن کس که براى آخرت آفریده شده با دنیا (و دنیاپرستى) چه کار دارد؟!) 🔻ب: احکام اختصاصی 1⃣ در صورتی که مجرور شود «الف »آن حذف می شود و فتحه ماقبل باقی می ماند که دال بر حذف است چرا که فرق باشد بین «ما» استفهامیه و« ما » خبریه ( موصولیه) مانند:«عَمَّ یتسائلون» و« لِمَ تقولونَ ما لا تَفعَلونَ» 2⃣ در صورتیکه «ما» با «ذا» مرکب شود ، «الف» آن حذف نمی شود زیرا در بین کلام است مانند:«لِماذا جئتَ؟» 5⃣ « شرطیه: به دو معنا استعمال شده است 🟣الف: غیر زمانیه« مـاتفعلو من خیرٍ یعلمهُ الله»( هر کار نیک کنید خدا بر آن آگاه است) 🔵ب:زمانیه: « فمـا استقاموا لکم فاستقیوا لهم » (تا زمانی که آنها بر عهد خود پایدارند شما هم عهد آنها را بپایید،) و« فما استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فاتوهُنَّ اُجُورَهُنَّ » واحتمال دیگر«ما» این است که موصوله باشد ومبتدا و«فاتوهنَّ»خبر وعائد محذوف (لأجله)است. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس هشتاد و نهم 2⃣ وجوه حرفیه «ما» 1⃣ « نافیه» : 🔹الف: حجازیون: ما مثل لَیسَ عمل می کندیعنی رفع به اسم ونصب به خبر می دهد مانند عمل کردن «ما» در آیه شریفه«ما هذا بشراً»و« ما هُنَّ اُمَّهاتِهِم » 🔸ب: شرائط عمل 1⃣ اِن زائده همراه ما نباشد . 2⃣ معمول خبر بر اسم مقدم شود . 3⃣ مابعد از اِلّا نباشد 4⃣خبر ما بر اسم ما مقدم نشود . 5⃣ ما تکرار نشود . 6⃣ بدل موجبی از خبر ( ما) آورده نشود . 🔷ج: محل دخول: 1⃣ بر جمله ی اسمیه داخل می شود و عمل می کند مانند: آیه شریفه«ما هذا بشراً» 2⃣ بر جمله ی فعلیه داخل می شود و عمل نمی کند مانند: آیه شریفه« ما تنفقونَ إلّا إبتغاء وجهِ الله» د: در صورتی که بر فعل مضارع داخل شود جمهور نحویین گفته اند: مضارع را مختص زمان حال می کند. 2⃣« مصدریه» دو نوع است: 🟤غیر زمانیه » مانند:« وَضاقَتْ علیهمُ الارضُ بِما رَحبَت» ( بِرُحبِها ) ⚫️« زمانیه» مانند: « مادُمتُ حَیّاً»( مُدَّةَ دوامی حیّاً ) و« کُلَّما أضاءَ لَهُم مَشوا فیه»( کُل وقت إضاءة) 3⃣ «زائده» دو نوع است : 🔻«کافه» 🔻«غیر کافّه» 1⃣کافه بر سه قسم است: 🔴الف: کافه(بازدارنده) از عمل رفع : 1⃣ فقط بر جمله فعلیه ای که تصریح به فعلش شده باشد داخل می شود 2⃣ فقط بعد از«قَلَّ»،«کَـثـُرَ » و« طالَ » ذکر می شود و این سه فعل را از گرفتن فاعل باز می دارد. مانند قول شاعر: «قلّمایبرحُ اللبیب إلی ما یُورث المجدَ داعیاً أو مجیبا» 🟡ب: کافه عمل رفع و نصب : که بعد از« إنَّ »و أخوات «إنَّ» ذکر می شود و مانع عمل آنها می شود مانند: « إنّمـا الله إلهٌ واحدٌ» . 📢نکته: نوع « مـا » در آیات « إِنَّ ما توعَـدون لاتٍ »«أنَّ مایَدعـونَ مَن دونه الباطل» و « إنَّما عندَالله هوخیرٌ لکُم»: موصوله و اسم برای«إنَّ و إنَّ» است باتفاق نحویین و حرف (إنَّ و إنَّ) هم عامل است. 🟣ج: کافه از عمل جـر : 1⃣ متصل به حروف جر : 🔅الف : بعد «رُبَّ»:اگر «ما» بعد «رُبَّ» قرارگرفت غالباً بر جمله فعلیه ماضویه داخل می شود مانند: « ربّما عَزّ المطلب والاکتساب» 🔅ب : بعد «کاف» مانند: « کُنْ کما أنت » و« إجعَلْ لَنا إلـهاً کَما لَهُمْ آلِـهَةٌ » 2⃣ متصل به ظروف: 🟤الف:بین مانند:« بینما نحن بـالأراک معاً» 🟠ب وج :« حیث »و « إذ»: اگر بعد از این دو «ما» کافه داخل شود اضافه نمی شوند لکن مانند «إنْ» شرطیه عمل می کنند یعنی دو فعل را جزم می دهند وجزءکلم مجازات می شوند . 2⃣ زائده غیرکافه : بر دو نوع است: 🔸«عوض» 🔹« غیر عوض» ⚫️الف: «عوض »در دو مورد است 1⃣ عوض از«کان» ی محذوف مانند:« إمّا أنتَ مُنطلقـاً »(اصل مثال «إنطلقتُ لأن کنتَ منطلقاً» بوده که« لأن کنتَ منطلقاً »مقدم شد بخاطر اختصاص وحصر سپس جار به همراه «کان» حذف شد و «ما» عوضش ذکر شد ودر اصل« إنْ ما »بوده بخاطر تقارب مخرج نون با میم درهم ادغام شده است أمّا گردید. 2⃣ عوض از« کان» با اسم محذوف : «إفعلْ هـذا إمّـا لا» (اصل مثال: «إن کنتَ لاتَفعَل» : «کُنتَ» حذف شده و عوض آن «مـا» آمده و« تفعلْ» هم به قرینه«إفعل» حذف شده است . 🟡ب: غیر عوض در چند مورد استعمال شده است : 1⃣ بعد از رافع :« شتـّانَ ما زیدٌ و عمروٌ» 2⃣ بعد از ناصب و رافع : « لیتما زیـداً قائمٌ» 3⃣ بعد از جازم: « إمّا ینزِغَنَّک الشیطانُ» 4⃣ بعد از خافض(عامل جر): 🔻الف:حرف جر : «بِما رحمةٍ من الله لنتَ لهم» 🔻ب: ظرف :« أیـّما الأجَلَینِ » 5⃣ بعد از ادات شرط : 🔻الف: جازم باشد :« اَینَمـا تَکـونـوا... » 🔻ب: جازم نباشد .« إذا ما جاءُوها...» 6⃣ بعد از «کثیراً»،«قلیلاً»و «أحیاناً» مانند:«کثیراًما نصحتک» 7⃣ بین تابع و متبوع : « مثلاً ما بَعُـوضةً » 📢نکته:اقوال در نوع «ما»در آیه« مثلاً مابَعوضةً»: 1⃣ اقای زجاج گفته است: «ما» در این آیه عندالبصریین حرف زائد برای تأکید است . 🔶مصنف می گوید: سخن زجاج خوب است و مؤیِّد این سخن زجاج قرائت ابن مسعود است . که در این قرائت «ما» بدلیل زائد بودن حذف شده است . 2⃣ قیل : «ما» اسم نکره است یا: 🔻الف: صفت برای «مثلاً» می باشد و« بَعوضةً» عطف بیان از« ما» است 🔻ب: بدل از «مثلاً» می باشد . 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا