دیدین انقد تمرین میکنین و درد میکشین که یادتون میره ذهنتون رو درگیر چیزای بیخود کنین؟
الان دقیقا تو اون حالتم
اما برای اولین بار این خوشی این درد به کنار ،تمرین رو خیلی خوب رفتم
نترسیدم
فرار نکردم
مربیم خوشحال شد
منم خوشحالم
هدایت شده از مزرعه ذرت آقای هاروی
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مꥇ𐇽زرꥋعهˑ ִذرت⃘︶҇݃ا ق᳤ای ꨵها𝅥روꨵ ی𓆏𑀂ַ᷎᷈᷁݃ั ᰷.
آقای کیان که موهای بور فرفری داشتی
با اون دو تا دوستت امیر محمد و حسین نیمکت جلوی منم و فاطمه و دیانا مینشستی،همش دست میزاشتی رو نیمکت من اون اولا که تازه آشنا شده بودیم بیا پیدا شوووو
کیان و من خیلی جالب بودیم
این همیشه دست میزاشت رو نیمکت من
بعد من بدم میومد
بعد دعوامون میشد
و دعوامون هر بار با جمله "پسرا شیرن،مثل شمشیرن
دخترا موشن مثل خرگوشن"
شروع میشد