هدایت شده از شماره "۱"
اشکالی ندارد اگر مرا دوست نداری، من باز هم از برایت مینوازم. تارهای گیتار را زیر و رو میکنم، فقط و فقط به خیال زیر و رو کردن دستانت.
اشکالی ندارد اگر زیبا نیستی، من نیز نازیبا ام، تو میگویی درد کشیدهای، من تو را دردهایت دوست دارم، دردهایی که مانند یک سد اجازه نمیدهند خنده به چشمانت برسد.
چشمان غمگینت... من آنها را دوست دارم. دوست دارم آنقدر به آنها خیره شوم که در اقیانوسشان، غرق شوم.
پس بلندتر خواهم نواخت عشق من، آنقدر بلند که تو بشنوی.
آیا میشنوی؟ یا نفرتت از خود، گوشهایت را بر عشق من بسته است؟
هدایت شده از شماره "۱"
نفرینت میکنم پس از من غمگین نشوی. شاید بگویی این یک دعاست، اما در اشتباهی. غم شاید درد داشته باشد، اما به این خاطر است که دارد درد را میشوید، همچو الکلی که زخم را تمیز میکند.
اگر غم نباشد درد مانند آن زخم چرک میکند، عفونتش خشم میشود و فقط رنج بیشتری با خود میآورد.
هدایت شده از اطلسی چشمانش💙
یه پیامی هم به اون دلقک تو خیابون دارم....داداش واقعا فکر میکنی که سوار موتور بشی و به یه دختری متلک بندازی یا با لبخندی نگاهش کنی که طرف حس بدی بگیره خیلی بامزه ای؟؟؟نخیرم جنابعالی خیلی بی شرف و بی ناموس تشریف داری(با عرض معذرت) که با این کارت باعث میشی طرف تا برسه به خونه احساس امنیت نکنه
در مورد زندگی مثل افسرده های شکست عشقی خورده پخش زمین شدم
دارم گریه میکنم
موهام پریشون شده
و آهنگ گوش میدم