ولی باشگاه همه ما ها رو در آغوش خودش گرفت
همه ماهایی که شاید مثل یه بچه بودیم
هیچی نمیدونستیم
باشگاه باعث شد بفهمم احساسات چیه، علاقه مندی چیه، حسادت چیه، دوست داشته شدن/ دوست داشتن چیه، حسرت چیه،تلاش چیه ،شکست چیه،گریه،خنده،بردن،باختن،سرافکندگی،
از دست دادن،به دست آوردن، اینا همه چین
بهم یاد داد که وقتی تو اون زمین مشخص شده، توپ رو میبینم، توجه نکنم که حریف کیه، فقط با تمام جونم براش بجنگم
اره بجنگم
طرف داشت خطا میکرد
میتونستم توپ رو ول کنم و برم اعتراض
اما گفتم اگه داور باور نکنه چی؟
پس اهمیتی ندادم اگه منو جوری کوبید زمین که گوشم سوت کشید، توپ رو ول نکردم
بسکتبال،بسکتبال، بسکتبال، باشگاه،مسابقه،توپ نارنجی،لباس بسکتبال،تور،حلقه،داور،خطا،خط نیمه کوفتی،امتیاز،دانک،دفاع،حمله،پاس،دریبل،فیک،آسیب،محرومیت،جیغ،داد،خطا های دوباره،همه همه همه همه همه همه همه