بسکتبال،بسکتبال، بسکتبال، باشگاه،مسابقه،توپ نارنجی،لباس بسکتبال،تور،حلقه،داور،خطا،خط نیمه کوفتی،امتیاز،دانک،دفاع،حمله،پاس،دریبل،فیک،آسیب،محرومیت،جیغ،داد،خطا های دوباره،همه همه همه همه همه همه همه
هدایت شده از شماره "۱"
دستش را داخل تکههای قلبم فرو برد و پرسید:《درد دارد؟》
با چشمان خونین و اشکین نگاهش کردم، دستش را بیشتر فرو برد و گفت:《خوب است... درد بکش.》
هدایت شده از او|he
برسد به دستِ: از آن سوی تاریکی
از آن سوی تاریکی، عزیزم، برای تو مینویسم. آن سوی ظلمت، نور است. آن سوی تاریکی، نور امید را میتوان دوباره یافت، آدم در نهایت غم، شادی را حس میکند؛ و در نهایت تاریکی، نور را.
به من بگو، هنوز شعلهی امید در قلبت روشن است؟ هنوز هم میدرخشی؟ آن زخم های از بهر تاریکیات بهبود یافته است؟ به من بگو، ناامید نشدی، بگو که میدانی که هر چه تاریک تر باشد، تو روشن تر خواهی درخشید، بگو هنوز تسلیم غم نشده ای، و هنوز هم شعلهی امید درون خویش را درخشان تر از آن میدانی که در برابر تیرگی و سختی این عالم کم بیاورد.
خواهی رسید؟ به آن سوی تاریکی، به آن مکانی که من در آنجا خواهم توانست تورا باز بیابم، که تو را باز تحسین کنم، به علت باورت به امید، و تو خواهی دانست، امید چه نعمتیست، تو تنها خواهی فهمید امید چه حس عظیمیست و تو آن موقع با جان خسته از تقلای خود، داستان جنگ های بیشمار امیدت را با غم و تلخی به من خواهی گفت، تو زخم های خودت را برای من معنی خواهی کرد و آن روز تو به اینجا رسیده ای،
تو آن روز تاریکی را پشت سر گذاشته ای.
تا حالا شده وقتی دارین آهنگ گوش میدین انقد فکر و خیال کنید یا خاطره یادتون بیاد که یادتون بره آهنگ گوش بدین؟
هدایت شده از ʙᴜꜱʏ ᴍɪɴᴅ فقطجبرانی
گاهی وقتا هم اوضاع طوریه که تک تک اعضای بدنت گریه میکنن الی چشمات .