در اختربینی ستارگان سلطنتی ایران تشتر، شیردال، کژدمدل و دهانماهی (هَستُرَنگ) نام دارند. آنها حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد در زمان ایرانیان باستان در منطقهای که امروز ایران نامیده میشود، نگهبانان آسمان پنداشته میشدند. ایرانیان باستان باور داشتند که آسمان به چهار منطقه تقسیم میشود و هر منطقه توسط یکی از چهار ستارهٔ سلطنتی محافظت میشود. آنها معتقد بودند این ستارهها میتوانند سبب خوبی و بدی باشند مثلاً خوشیمن یا شوم باشند یا اینکه سبب فراوانی یا قحطی بشوند. ایرانیان از ستارههای سلطنتی در محاسبات نجومی، تنظیم تقویم و پیشبینی آینده هم استفاده میکردند. آنها همهٔ وقایع مهم مربوط به زندگی روزمره و موقعیت ستارهها در زمان رخ دادن آن اتفاقها را ثبت میکردند. این دادهها برای پیشبینی وقایع پیش رو استفاده میشدند و هر زمان موقعیت مشابهی از این ستارهها در آسمان دیده میشد به این معنی بود که آنچه پیشتر در این موقعیت رخ داده دوباره اتفاق خواهد افتاد.
اگرچه مصریان باستان به ذکر ستاره سلطنتی مؤثر بر آنها در تقریباً از ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد اشاره کردهاند ولی در پارسی باستان، پیامبر زرتشت ذکر آنها در بندهشن مجموعهای از مزدیسنا کیهانزایی و کیهانشناسی در حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد بهطور کامل اشاره کرده است.
ستارگان سلطنتی و تاریخچه
نام مدرن و باستانی این چهار ستاره عبارتند از:
تشتر (Tascheter) - اعتدال بهاری (نگهبان از شرق)
شیردال (Venant) - انقلاب تابستانی (فرشته جنوبی)
کژدمدل (Satevis) - اعتدال پاییزی (نگهبان غرب)
دهانماهی (Haftorang/Hastorang) - انقلاب زمستانی (نگهبان شمال)
این چهار ستاره دارای عدد روشنایی ۱٫۵ یا بیشتر هستند. دلیلی که به آنها «سلطنتی» گفته میشود این است که از دید ناظر زمینی، از دیگر ستارهها جدا به نظر میرسند. دبران، شیردال، کژدمدل و دهانماهی درخشانترین ستارهها در صورت فلکیشان و جزو بیست و یک ستارهٔ درخشان آسمان شب هستند. پارسیان این ستارگان را چهار نگهبان آسمان میدانستند و تغییرات فصلی و هموگان و خوریستان را به آنها نسبت میدادند. دبران یا تشتر نگهبان آسمان شرق و ستارهٔ حاکم بر صورت فلکی گاو بود، شیردال نگهبان شمال و ستارهٔ حاکم بر صورت فلکی شیر بود، کژدمدل محافظ آسمان غرب و حاکم بر صورت فلکی کژدم و دهانماهی یا هَستُرَنگ نگهبان جنوبی و درخشانترین ستارهٔ صورت فلکی ماهی جنوبی بود (در همان طول جغرافیایی سعدالملک که ستارهٔ شاخص صورت فلکی دلو است).
تشتر مشخصکنندهٔ اعتدال بهاری و شیردال نمایندهٔ اعتدال پائیزی بودند در حالی که شیردال با وقوع انقلاب تابستانی مرتبط دانسته میشد و دهانماهی انقلاب زمستانی را نمایندگی میکرد. با مشاهدهٔ آسمان در فصول مختلف سال، به نظر میرسد ستارهٔ حاکم بر آن فصل پرفروغتر است و بیشتر به چشم میآید. کژدمدل بهخاطر قرار داشتن در صورت فلکی شیر و ارتباط سمبلیک شیر با مفاهیم سلطنتی از سه ستارهٔ دیگر قدرتمندتر بهشمار میآید.
یه باور پارسیان صور فلکی یا هماختران که ستارههای سلطنتی در آنها واقع شدهاند در چهار نقطهٔ ثابت از مسیر گردش خورشید قرار داشتهاند و در آغاز هر فصل، خورشید تحت تسلط یکی از این چهار ستارهٔ درخشان بوده است. این یکی از دلایلی بود که به این چهار ستاره لقب «سلطنتی» داده شدهبود.
توسط ۷۰۰ سال پیش از میلاد در نینوا و آشوریها به حال اساساً نقشهبرداری دائرةالبروج چرخه به دلیل چهار ستاره و در نتیجه قادر به نقشه صورت فلکی افتراق آنها از سیاره و ستارگان ثابت است. از این ۷۴۷ پیش از میلاد بابلی شاه نبو-ناصیر اتخاذ یک تقویم از اطلاعات به دست آمده بر اساس چهار ستاره یکی بعد از هشت سال در چرخه و یکی از نوزده سال چرخه (که بعداً اتخاذ نوزده-تقویم سال به عنوان استاندارد).
ستارههای سلطنتی در اصل برای جهتیابی استفاده میشدند. همچنین این باور وجود داشت که آنچه در جهان اتفاق میافتد در کنترل آنهاست. رخدادن فجایع انسانی و بلایای طبیعی از یک سو و دستاوردهای بشری و اتفاقات تاریخی از سوی دیگر به موقعیت این ستارهها در آسمان نسبت داده میشدند. بر این اساس زمانی که ستارهها در موقعیت مناسب بودند شرایط مطلوب بود و در غیر این صورت وقوع فاجعه پیشبینی میشد. از آنجا که شیردال قدرتمندترین ستارهٔ سلطنتی است اتفاقاتی که در زمان چیرگی این ستاره رخ میدادند به غایت فرخنده یا ناگوار بودند.
نام لاتین این صورت فلکی Leo است. دو هزار سال پیش صورت فلکی ماه مرداد بوده است. این صورت فلکی در فصل بهار در نیمکره شمالی و در پاییز در نیمکره جنوبی قابل مشاهده است. نقش آسمانی این صورت فلکی جزو معدود صورت فلکیهایی است که به نام خود شباهت زیادی دارند. در آسمان همچون سلطان حیوانات جلوه میکند.
صورت فلکی اسد در زمانهای باستان از تقدس ویژهای برخوردار بوده است. به خصوص در مصر باستان، این تقدس به طغیان سالانه نیل و قرارگرفتن خورشید در صورت فلکی اسد مربوط میشود، زیرا این طغیان برای باروری زمین اهمیت حیاتی داشته است.
در اسطورهشناسی یونان این صورت فلکی زیبا و درخشان به خوان اول هراکلس (هرکول)، قهرمان افسانهای یونان، مرتبط میشود. هراکلس در این مأموریت موظف بود شیری را از بین ببرد که در روستای نمیا موجب آزار و اذیت اهالی شده بود. جانور درنده عملاً شکستناپذیر بود و پوست او سختتر از فولاد مینمود. این شیر از اولاد تیفون، بزرگترین هیولای جهان، بوده است و بر طبق بعضی از داستانها او توسط تیفون یا سگ ارتس یا حتی توسط خدای ماه سلنه زخمناپذیر شده است. غاری که شیر خوفناک و وحشی در آن میزیست دو راه خروجی داشت و جانور درنده به راحتی میتوانست خود را از یکی از دو دهلیز نجات دهد. اما هراکلس که پهلوان دانایی نیز بود برای انجام مأموریتش ابتدا یکی از راههای خروجی را بست و بر سر راه خروجی دیگر به کمین شیر خطرناک و ترسناک نشست و دو ماه طول کشید تا او را پیدا کرد. هراکلس با کمان خود نیزههایی به سوی حیوان پرتاب نمود، ولی نیزهها به پوست سخت جانور کارگر نیفتاد و کمانه کرد. هراکلس بالاخره موفق شد حیوان درنده را با دستانش خفه کند. جانور مرده نیز برای او مشکلات زیادی ایجاد کرد؛ زیرا کندن پوست حیوان با ابزار معمولی غیرممکن بود. تنها یال شیر که سختتر از الماس بود توانست به قهرمان کمک کند تا عاقبت پوست باشکوه و فولادین را پاره و از بدن جانور جدا سازد. در عین حال کاری که هراکلس انجام داد به وسیله گیلگمش خدای خورشید نیز انجام گرفته بود، برخی میگویند که ارتباط شیر با خدای خورشید حاصل انطباق این صورت فلکی در منطقهالبروج بابلی با انقلاب تابستانی است. بزرگ ایزدان، زئوس، عاقبت شیر را به یکی از زیباترین صورتهای فلکی منطقهالبروج تبدیل کرد تا ما را در تمام زمانها به یاد پیکارهای قهرمانانه هراکلس بیندازد. بسیاری از اقوام باستانی ستاره اصلی صورت فلکی اسد را که قلبالاسد نام دارد، مظهر قدرت و فرمانروای آسمان میشمردند. فارسها آن را یکی از چهار نگهبان آسمان میدانستند که ثروت، قدرت و افتخار با خود میآورد.
شیر ستارگان پرنور بسیاری دارد که توسط باستانیان کشف شدهبود. این صورت فلکی شامل ۴ ستاره از قدر ظاهری ۱ و ۲ میشود که باعث اهمیت این صورت فلکی هستند:
قلبالاسد (Regulus - به معنای قلب شیر) - ستاره آلفای شیر: در جلوی شیر پایینترین ستاره، ستارهای از رشته اصلی با رنگ آبی-سفید، با قدر ظاهری ۱٫۳۴، در فاصله ۷۷٫۵ سال نوری از زمین. این ستاره دوتایی ظاهری است که ستارگان این دوتایی با دوربین دوچشمی قابل تفکیک هستند. ستاره دوم این جفتستاره قدر ظاهری ۷٫۷ دارد.
ذنبالاسد (Denebola یا Beta Leonis - به معنای دم شیر) - ستاره بتای شیر: در پشت شیر در خلاف قلبالاسد، ستارهای از رشته اصلی با رنگ آبی-سفید، با قدر ظاهری ۲٫۲۳، در فاصله ۳۶ سال نوری از زمین.
جبهةالاسد یا جبهه (Algieba یا Gamma Leonis - به معنای پیشانی شیر) - ستاره گامای شیر: ستارهای دوگانه با ستاره سومی (جدا از این دو ستاره دوگانه) بهطور ظاهری کنار یکدیگر قرار دارند. ستاره اول و دوم این سامانه با تلسکوپ کوچک و ستاره سوم با دوربین دوچشمی قابل تفکیک هستند.
ستاره اول: ستارهای از نوع غول با رنگ طلایی- زرد، با قدر ظاهری ۲٫۶۱
ستاره دوم: ستارهای از نوع غول با رنگ طلایی- زرد (مانند ستاره اول)، با قدر ظاهری ۳٫۶
این دو ستاره با دوره تناوب ۶۰۰ سال به دور هم میچرخند و از زمین ۱۲۶ سال نوری فاصله دارند.
ستاره سوم (جدا از ستاره دوگانه): با رنگ زرد کمرنگ، با قدر ظاهری ۴٫۸
ظَهرالاسد (Zosma یا Delta Leonis - به معنای پشت شیر) - دلتای شیر: ستارهای با رنگ آبی-سفید، با قدر ظاهری ۲٫۵۸، در فاصله ۵۸ سال نوری از زمین.
اپسیلون شیر (Epsilon Leonis): ستارهای از نوع غول با رنگ زرد با قدر ظاهری ۳٫۰۰، در فاصله ۲۵۱ سال نوری از زمین.[۱]
ضفیره (Zeta Leonis یا Adhafera - به معنای گیسوی شیر) - زتای شیر: یک سهتایی ظاهری است.
ستاره اول: ستارهای از نوع غول سفید با قدر ظاهری ۳٫۶۵، در فاصله ۲۶۰ سال نوری از زمین.
ستاره دوم - ۳۹ شیر: نسبت به دو ستاره دیگر جنوبتر است و قدر ظاهری آن ۵٫۸ است.
ستاره سوم - ۳۵ شیر: نسبت به دوستاره دیگر شمالتر است و قدر ظاهری آن ۶٫۰ است.
یوتا شیر (Iota Leonis): ستارهای دوگانه است که با تلسکوپ متوسط قابل تفکیک است. البته در سال ۲۰۵۳ تا ۲۰۶۳ میلادی از یکدیگر دور میشوند و با تلسکوپ کوچک نیز قابل تفکیک خواهند بود. با چشم غیرمسلح یوتا شیر به رنگ زرد کمرنگ با قدر ظاهری ۴٫۰ دیده میشود. این سامانه ۷۹ سال نوری از زمین فاصله دارد. دو ستاره این سامانه قدر ظاهری ۴٫۱ و ۶٫۷ دارند و دوره تناوبشان ۱۸۳ سال است.
تاو شیر (Tau Leonis): این ستاره دوتایی ظاهری است و دوربین دوچشمی قابل تفکیکاند.
ستاره اول: ستارهای از نوع غول با رنگ زرد، با قدر ظاهری ۵٫۰، در فاصله ۶۲۱ سال نوری از زمین
ستاره دوم: ستارهای با قدر ظاهری ۸
۵۴ شیر:(54 Leonis): ستارهای دوگانه در فاصله ۲۸۹ سال نوری از زمین که با تلسکوپ کوچک قابل تفکیک است.
ستاره اول: ستارهای با رنگ آبی-سفید با قدر ظاهری ۴٫۵
ستاره دوم: ستارهای با رنگ آبی-سفید با قدر ظاهری ۶٫۳
رأسالاسد شمالی یا مو شیر (Mu Leonis)
خراتان یا تتا شیر یا (Theta Leonis)
همچنین این صورت فلکی یکی از ستارگان متغیر درخشان را در خود جای داده است. ستاره غول سرخ آر شیر (R Leonis). این ستاره یک متغیر میرا است که کمترین قدر آن ۱۰ و بیشترین قدر آن ۶ است. این ستاره بهطور دورهای تا قدر ۴٫۴ نیز روشن میشود. ستاره آر شیر در فاصله ۳۳۰ سال نوری از زمین دوره ۳۱۰ روزه دارد و شعاعش ۴۵۰ برابر شعاع خورشید است.
ستاره ولف ۳۵۹ (CN Leonis) یکی از نزدیکترین ستارگان به زمین است. این ستاره از زمین ۷٫۸ سال نوری فاصله دارد و در صورت فلکی شیر قرار گرفته است. ولف ۳۵۹ یک کوتوله سرخ با قدر ۱۳٫۵ است. این ستاره بهطور متناوب یک قدر کم یا زیاد میشود؛ زیرا ستارهای شرارهدار است.
ستاره گلیز ۴۳۶ (Gliese 436) ستارهای کم نور در صورت فلکی شیر است که حدود ۳۳ سال نوری از خورشید فاصله دارد. به دور این ستاره سیارهای فراخورشیدی هم جرم سیاره نپتون میچرخد.
ستاره کربنی آی آر سی ۱۰۲۱۶+ (CW Leo - IRC +10216) در طول موج ۱۰ میکرومتر یا باند N فروسرخ درخشانترین ستاره آسمان است.
ستاره اس دی اس اس جی ۱۰۲۹۱۵+۱۷۹۲۷ (SDSS J102915+172927 یا Caffau's Star) ستارهای از نوع جمعیت دوم است که در هاله ماده تاریک در صورت فلکی شیر واقع شده است. این ستاره ۱۳ میلیارد سال عمر دارد و دارای کمترین مقدار فلزینگی میان ستارگان شناختهشده است.
ستارهشناسان امروزی شامل تیکو براهه در سال ۱۶۰۲، دم شیر را بهعنوان صورت فلکی جدیدی به نام گیسو (گیسوان برنیکه) حساب کردند و از شیر جدا کردند. همچنین در یونان و روم باستان برای گیسوان برنیکه افسانههایی وجود داشته است.
اجرام عمق آسمان
صورتفلکی شیر شامل چندین کهکشان پرنور میشود. از جمله مسیه ۶۵، مسیه ۶۶، مسیه ۹۵، مسیه ۹۶، مسیه ۱۰۵ و کهکشان همبرگر (NGC 3628) که معروفترین جرم عمق آسمان این صورت فلکی است. مسیه ۶۵ و ۶۶ و کهکشان همبرگر اعضای شیر سهگانه هستند. حلقه شیر (Leo Ring)، ابری از گاز هیدروژن و هلیوم، در مدار دو کهکشان موجود در این صورت فلکی یافت میشود.
خاقانی به دانشهای عصر خود آگاهیهای فراوان داشته است. تأثیر قرآن کریم و معارف اسلامی و تواریخ و سیر و داستانهای پیامبران و تصوف و عرفان و حکمت و هیئت و نجوم در آثار خاقانی هوایداست. خاقانی با چیرهدستی مصطلحات دانشهای زمان خود را در استخدام سخن درآورده و بهگونهای سخت استادانه در سطرسطر کلام خود جای داده و فرزانگیاش را اثبات کرده است. خاقانی اصطلاحات ستارهشناسی را هم چون اخترشماری فرزانه و آگاه در مضامین شعری خود آورده است.
منازل قمر یک مساله نجومی و مفهومی قرآنی است
عباس ماهیار سخنانش را اینگونه آغاز کرد: مسألهای که در این جلسه میخواهم مطرح کنم «منازل قمر» است. منازل قمر یک مسألهی نجومی است، اما یک مفهوم قرآنی هم هست. ماه، یا قمر، مدار خود را در ۲۷ روز و نیم طی میکند. منجمان ایرانی این روزها را به 28 قسمت تقسیم میکنند و میگویند: قمر در ۲۸ منزل فرود میآید یا از ۲۸ منزل میگذرد. منجمان نام این 28 منزل را نوشتهاند. آغاز حرکت قمر، یا آغاز فلک قمر، از حَمَل است. منزل اول آن «شَرَطان» یا «شَرَطین» است. شرطان دو ستاره است. مدار قمر از حمل شروع میشود، تا ثریا و دبَران ادامه پیدا میکند. در واقع چهار منزل است. اول آن در حمل و ثور است. از آنجا منزل پنجم روی صورت فلکی جبار یا جوزا میرود. روشنترین قسمت آسمان صورت فلکی جبار است. منطورم این است که همهی مدار ماه روی منطقهالبروج نیست. گاه از آن کنار میزند و روی صورت فلکی جبار، که از صورتهای فلکی جنوبی است، میرود. بعد از آنجا دوباره میآید روی «دو پیکر» یا جوزا. بعد از سرطان روی اسد میرود، بعد سنبله و میزان و عقرب و قوس و جدی و دلو. از آنجا دو سه منزل بیرون میرود. منزلهای ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ نیز در صورتهای فلکی شمالی است، در فَرَس اعظم.
این را من در تفسیرها بررسی کردهام. تفسیر «کشفالاسرار» رشیدالدین ابوالفضل میبدی فقط منزل اول و آخر را گفته است. «رشا» منزل اول است و «شرطان» منزل آخر. پیداست که رشیدالدین از نجوم آگاهی نداشته است. تفسیر ابوالفتوح رازی را دو تن از استادان بزرگ دانشگاه مشهد تصحیح کردهاند. من شمردهام، بهجای ۲۸ منزل، ۲۷ منزل نوشته شده است و منزل ثریا را ننوشتهاند؛ یا در نسخه نبوده و ننوشتهاند، یا بوده و ننوشتهاند. در هر دو حالت برای کسی که نسخهی «روضالجنان و روحالجنان» ابوالفتوح رازی را تصحیح میکند باید این منازل را میشمرد و میدید که ۲۸ منزل هست یا نه؟ اگر نیست حداقل یادآوری بکند و بگوید که در نسخهی ما منزل ثریا نبود. در «تفسیر سورآبادی» هم از منزل چهارم بهبعد نوشته شده است. مصحح تفسیر سورآبادی حداقل باید میگفت که منجمان، اول مدار را از شرطین میگیرند و اینجا از شرطین گرفته نشده است. در تفسیر علامه طباطبایی هر ۲۸ منزل درست نوشته شده است.
خاقانی از منازل بهصورت پدیدههای آسمانی یاد نکرد
اما کار ما کار خاقانی است و میخواهیم ببینیم که خاقانی دربارهی این ۲۸ منزل چگونه مضمون و تصویر ساخته است. خاقانی از منازل به صورت پدیدههای آسمانی یاد نکرده است؛ بلکه از آن تشبیه و استعاره درآورده است. مثلاً به این صورت: «بزمت فلک و سرات منزل/ ماهان ستاره زیوران را». این منازل همه در افلاک است. «ماهان» در اینجا زیبارویان درباری است؛ ماهانی که زیورهایی از ستاره دارند. یا: «ماه نو از نه فلک به منزل نه ماه / شاه زمین به نورهان ظفر آورد» «ماه نو» بچهای است که تازه به دنیا آمده است. ممدوح خاقانی صاحب پسری شده است و خاقانی میگوید این بچه نه ماه در افلاک گردیده (در شکم مادر بوده) و سپس برای شاه سوغاتی آورده است. آن سوغاتی، همین پسر است. ساختار مضمون با تکیه به منازل قمر است.
گاهی خاقانی از منازل یاد کرده است: «ز چرخ اقبال خواهی او ندارد هم/ که اقبال مه نو هست با ادبار شرطانش» در بسیاری از نسخهها «سرطان» نوشتهاند که غلط است. درست آن «شرطان» است. گمان میکنم دیوان خاقانی بهدلیل مشکل بودن آن، هزار نوع تصحیف دارد. معنی بیت این است که ماه نو وقتی جلو میآید که ماه از منزل شرطین گذشته باشد. یا: «شیر هشیار از سگ دیوانه وحشت برنتافت/ نور جَبهه شور اعوا برنتابد بیش از این». «شیر» برج اسد است. منجمان قدیم میگفتند که اعوا سگهایی هستند که به سوی شیر پارس میکنند. جَبهه منزل دهم است از منازل قمر. در روز دهم است که ماه به منزل جَبهه میرسد. خود جَبهه چهارتا ستاره است بر یال و قلب اسد. قلب الاسد برج پنجم است و میشود مرداد ماه.
شعرهایی که خاقانی در سرمایی سخت سروده است
منزل دوازدهم و سیزدهم توضیح بیشتری میخواهد. اسم منزل دوازدهم «صرفه» است. صرفه در صورت فلکی اسد در دُم آن است و ستارهی قدر اول است. قدیمیها بر اثر فروغ و درخشش ثوابت آنها را بر شش قدر تقسیم کرده بودند. قدر اول از همه روشنتر است؛ مثل شباهنگ، شعرای یمانی و سهیل. آنها ۱۵ تا هستند. البته الآن قدرها را با دستگاههای بسیار حساس اندازه میگیرند و آن ۱۵ تا تغییر پیدا میکند. پس صرفه ستارهی اول دُم اسد است. اعوا چهار ستاره است در صورت فلکی سنبله. یعنی ماه روز سیزدهم به اعوا میرسد. حالا سؤالی مطرح است: این شعر که خاقانی گفته است: «بیصرفه در تنور کن آن زر صرف را/ کو شعلهها به صرفه و اعوا برافکند». چرا صرفه و اعوا آورده است؟ در صورتهای فلکی شمالی صورتی هست که به آن «هیه و عوا» میگویند. اسعد گرگانی در «ویس و رامین» این دو را «مار و مارافسای» معنی کرده است. در شعر خاقانی بحث سرما است؛ سرمایی سخت. در سردی هوا این حرف را زده است:
سرد است سخت سنبلهی رزم خرمن آر / کو سستی به عقرب سرما برافکند
بیصرفه در تنور کن آن زر صرف را / کو شعلهها به صرفه و اعوا برافکند
چون خرمگس که برپرد از خوان عنکبوت / بر پر سبز رنگ غبیرا برافکند
ظرافتی که خاقانی از منزل صرفه در بیتهایش بهکار برد
مدار ماه ۳۵۴ روز است. اگر آن را ۲۸ تقسیم بکنیم میشود در حدود ۱۳ روز. این منازل ماه (قمر) هر کدام یک طلوع و سقوط دارد. این را در اصطلاح منجمان «نوء» میگویند. ابوریحان بیرونی در کتاب «آثارالباقیه» روزها را دقیقاً نوشته است و اشاره کرده است که مثلاً صرفه کی طلوع و کی سقوط میکند. اما طلوع و سقوط یعنی چه؟ در ۱۳ روز هر منزل بالا میآید. یعنی پیش از طلوع آفتاب در افق شرقی دیده میشود و ۱۳ روز طول میکشد. از آن طرف، منزل سیزدهم سقوط میکند. پس در مشرق بالا میآید و در مغرب سقوط میکند. این را «نوء» میگویند. یا به عبارت دیگر، بالا آمدن منزل قمر پیش از طلوع آفتاب و دیده شدن آن در افق شرقی. صرفه حدود اواخر شهریور ماه طلوع میکند. بنابراین سقوط آن اسفندماه خواهد بود. منجمان میدیدند که شهریور هوا سرد میشود و اسفند هوا گرم میشود. میگفتند طلوع صرفه آغاز افت گرماست و سقوط صرفه آغاز افت سرماست. اگر ۱۳ روز هر منزلی بالا بیاید، باید دید صرفه در دی ماه یا آذرماه کجاست؟ شش ماهه که سقوط کند بالای سرِ ما میرود. بنابراین خاقانی میدانسته منزل صرفه در اوایل زمستان و آغاز پاییز بالای سرِ ما است. این ظرافتی است که در آن بیت هست و میشود آن را اثبات کرد.
به هر حال، مختاری غزنوی و سید حسن غزنوی و انوری و خاقانی و نظامی تا خواجوی کرمانی شاعرانی هستند که مقولات نجومی را در شعرهای خودشان پروردهاند و از آن مضمون ساختهاند. اما گمان نمیکنم شاعر بیابیم که به اندازهی خاقانی در نجوم مهارت داشته است.
.. فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ ۖ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ۚ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
... و بر کسانی که روزه برای آنها طاقتفرساست؛ (همچون بیماران ، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفّاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند؛ و کسی که کارِ خیری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!
البقرة/184
با سلام با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان عزیزانی که کفاره(عمد و غیر عمد) سال گذشته را دارند میتوانند مبلغ کفاره خود را برای کمک به نیازمندان به شماره کارت زیر واریز کنند لطفا به هیچ عنوان به شماره کارت های دیگر کانالواریز نشود مبالغ فقط و فقط جهت خرید برنج خواهد بود(برنج خشک/فله /کیسه /چلو) نه نان لطفادقت کنید🙏... با تشکر
6274121206409112
بانک اقتصاد نوین /محمد خسروی
https://eitaa.com/Ostadkhosravi/34750
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است، و نه دوستی (و رفاقتهای مادی سودی دارد)، و نه شفاعت؛ (زیرا شما شایسته شفاعت نخواهید بود.) و کافران، خود ستمگرند؛ .
البقرة/254
@ALTAFHIM