این را من در تفسیرها بررسی کردهام. تفسیر «کشفالاسرار» رشیدالدین ابوالفضل میبدی فقط منزل اول و آخر را گفته است. «رشا» منزل اول است و «شرطان» منزل آخر. پیداست که رشیدالدین از نجوم آگاهی نداشته است. تفسیر ابوالفتوح رازی را دو تن از استادان بزرگ دانشگاه مشهد تصحیح کردهاند. من شمردهام، بهجای ۲۸ منزل، ۲۷ منزل نوشته شده است و منزل ثریا را ننوشتهاند؛ یا در نسخه نبوده و ننوشتهاند، یا بوده و ننوشتهاند. در هر دو حالت برای کسی که نسخهی «روضالجنان و روحالجنان» ابوالفتوح رازی را تصحیح میکند باید این منازل را میشمرد و میدید که ۲۸ منزل هست یا نه؟ اگر نیست حداقل یادآوری بکند و بگوید که در نسخهی ما منزل ثریا نبود. در «تفسیر سورآبادی» هم از منزل چهارم بهبعد نوشته شده است. مصحح تفسیر سورآبادی حداقل باید میگفت که منجمان، اول مدار را از شرطین میگیرند و اینجا از شرطین گرفته نشده است. در تفسیر علامه طباطبایی هر ۲۸ منزل درست نوشته شده است.
خاقانی از منازل بهصورت پدیدههای آسمانی یاد نکرد
اما کار ما کار خاقانی است و میخواهیم ببینیم که خاقانی دربارهی این ۲۸ منزل چگونه مضمون و تصویر ساخته است. خاقانی از منازل به صورت پدیدههای آسمانی یاد نکرده است؛ بلکه از آن تشبیه و استعاره درآورده است. مثلاً به این صورت: «بزمت فلک و سرات منزل/ ماهان ستاره زیوران را». این منازل همه در افلاک است. «ماهان» در اینجا زیبارویان درباری است؛ ماهانی که زیورهایی از ستاره دارند. یا: «ماه نو از نه فلک به منزل نه ماه / شاه زمین به نورهان ظفر آورد» «ماه نو» بچهای است که تازه به دنیا آمده است. ممدوح خاقانی صاحب پسری شده است و خاقانی میگوید این بچه نه ماه در افلاک گردیده (در شکم مادر بوده) و سپس برای شاه سوغاتی آورده است. آن سوغاتی، همین پسر است. ساختار مضمون با تکیه به منازل قمر است.
گاهی خاقانی از منازل یاد کرده است: «ز چرخ اقبال خواهی او ندارد هم/ که اقبال مه نو هست با ادبار شرطانش» در بسیاری از نسخهها «سرطان» نوشتهاند که غلط است. درست آن «شرطان» است. گمان میکنم دیوان خاقانی بهدلیل مشکل بودن آن، هزار نوع تصحیف دارد. معنی بیت این است که ماه نو وقتی جلو میآید که ماه از منزل شرطین گذشته باشد. یا: «شیر هشیار از سگ دیوانه وحشت برنتافت/ نور جَبهه شور اعوا برنتابد بیش از این». «شیر» برج اسد است. منجمان قدیم میگفتند که اعوا سگهایی هستند که به سوی شیر پارس میکنند. جَبهه منزل دهم است از منازل قمر. در روز دهم است که ماه به منزل جَبهه میرسد. خود جَبهه چهارتا ستاره است بر یال و قلب اسد. قلب الاسد برج پنجم است و میشود مرداد ماه.
شعرهایی که خاقانی در سرمایی سخت سروده است
منزل دوازدهم و سیزدهم توضیح بیشتری میخواهد. اسم منزل دوازدهم «صرفه» است. صرفه در صورت فلکی اسد در دُم آن است و ستارهی قدر اول است. قدیمیها بر اثر فروغ و درخشش ثوابت آنها را بر شش قدر تقسیم کرده بودند. قدر اول از همه روشنتر است؛ مثل شباهنگ، شعرای یمانی و سهیل. آنها ۱۵ تا هستند. البته الآن قدرها را با دستگاههای بسیار حساس اندازه میگیرند و آن ۱۵ تا تغییر پیدا میکند. پس صرفه ستارهی اول دُم اسد است. اعوا چهار ستاره است در صورت فلکی سنبله. یعنی ماه روز سیزدهم به اعوا میرسد. حالا سؤالی مطرح است: این شعر که خاقانی گفته است: «بیصرفه در تنور کن آن زر صرف را/ کو شعلهها به صرفه و اعوا برافکند». چرا صرفه و اعوا آورده است؟ در صورتهای فلکی شمالی صورتی هست که به آن «هیه و عوا» میگویند. اسعد گرگانی در «ویس و رامین» این دو را «مار و مارافسای» معنی کرده است. در شعر خاقانی بحث سرما است؛ سرمایی سخت. در سردی هوا این حرف را زده است:
سرد است سخت سنبلهی رزم خرمن آر / کو سستی به عقرب سرما برافکند
بیصرفه در تنور کن آن زر صرف را / کو شعلهها به صرفه و اعوا برافکند
چون خرمگس که برپرد از خوان عنکبوت / بر پر سبز رنگ غبیرا برافکند
ظرافتی که خاقانی از منزل صرفه در بیتهایش بهکار برد
مدار ماه ۳۵۴ روز است. اگر آن را ۲۸ تقسیم بکنیم میشود در حدود ۱۳ روز. این منازل ماه (قمر) هر کدام یک طلوع و سقوط دارد. این را در اصطلاح منجمان «نوء» میگویند. ابوریحان بیرونی در کتاب «آثارالباقیه» روزها را دقیقاً نوشته است و اشاره کرده است که مثلاً صرفه کی طلوع و کی سقوط میکند. اما طلوع و سقوط یعنی چه؟ در ۱۳ روز هر منزل بالا میآید. یعنی پیش از طلوع آفتاب در افق شرقی دیده میشود و ۱۳ روز طول میکشد. از آن طرف، منزل سیزدهم سقوط میکند. پس در مشرق بالا میآید و در مغرب سقوط میکند. این را «نوء» میگویند. یا به عبارت دیگر، بالا آمدن منزل قمر پیش از طلوع آفتاب و دیده شدن آن در افق شرقی. صرفه حدود اواخر شهریور ماه طلوع میکند. بنابراین سقوط آن اسفندماه خواهد بود. منجمان میدیدند که شهریور هوا سرد میشود و اسفند هوا گرم میشود. میگفتند طلوع صرفه آغاز افت گرماست و سقوط صرفه آغاز افت سرماست. اگر ۱۳ روز هر منزلی بالا بیاید، باید دید صرفه در دی ماه یا آذرماه کجاست؟ شش ماهه که سقوط کند بالای سرِ ما میرود. بنابراین خاقانی میدانسته منزل صرفه در اوایل زمستان و آغاز پاییز بالای سرِ ما است. این ظرافتی است که در آن بیت هست و میشود آن را اثبات کرد.
به هر حال، مختاری غزنوی و سید حسن غزنوی و انوری و خاقانی و نظامی تا خواجوی کرمانی شاعرانی هستند که مقولات نجومی را در شعرهای خودشان پروردهاند و از آن مضمون ساختهاند. اما گمان نمیکنم شاعر بیابیم که به اندازهی خاقانی در نجوم مهارت داشته است.
.. فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ ۖ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ۚ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
... و بر کسانی که روزه برای آنها طاقتفرساست؛ (همچون بیماران ، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفّاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند؛ و کسی که کارِ خیری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!
البقرة/184
با سلام با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان عزیزانی که کفاره(عمد و غیر عمد) سال گذشته را دارند میتوانند مبلغ کفاره خود را برای کمک به نیازمندان به شماره کارت زیر واریز کنند لطفا به هیچ عنوان به شماره کارت های دیگر کانالواریز نشود مبالغ فقط و فقط جهت خرید برنج خواهد بود(برنج خشک/فله /کیسه /چلو) نه نان لطفادقت کنید🙏... با تشکر
6274121206409112
بانک اقتصاد نوین /محمد خسروی
https://eitaa.com/Ostadkhosravi/34750
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است، و نه دوستی (و رفاقتهای مادی سودی دارد)، و نه شفاعت؛ (زیرا شما شایسته شفاعت نخواهید بود.) و کافران، خود ستمگرند؛ .
البقرة/254
@ALTAFHIM
☘هر کس در چهارشنبه
صد بار
يَا بدیعَ السماواتِ وَ الارض را بخواند و صد صلوات فرستد
و بہ امام باقر هدیه کند به هر حاجتی نائل گردد.
📚 گلهای ارغوان ۳۸/۱
✅با نشر مطالب در ثواب آنها سهیم باشیم
🌐
🔸 احتمالا جمله هایی مثل یک الکترون در آنِ واحد میتواند در چند جا باشد را زیاد شنیده باشید.
🔸 عجیب بودن و غیرقابل درک بودنِ جمله ی بالا را نمیتوان انکار کرد. اما چیزی که به نظر من عجیب تر از خودِ این جمله است، این است که:
🔸 افراد زیادی را میبینیم که خیلی چیزها را صرفا به خاطرِ اینکه به عقل شان جور درنمیآید و یا مثلا دلیلِ کافی برای آن ندارند، باور نمیکنند حتی در حد یک احتمال😳 اما همین فرهیختگان، این جمله ی عجیب را باور میکنند و به باورمندی خودشان به این جمله افتخار هم میکنند.
🔸 پرسشی که میخواهم به آن پاسخ بدهم این است که چه دلیلی برای این جمله میتواند موجود باشد که به پشتوانه ی آن دلیل، این جمله ی عجیب میتواند به باورِ این افراد برسد؟
🔸 دلیلِ اول که پشتوانه ی باورمندی غالب دانش آموزان به این جمله است؛ اعتماد به ساینتیستهاست. دانش آموزی که هیچ درک عمیقی از مکانیک کوانتوم ندارد طبیعتا برای این باورش، نمیتواند دلیلی غیر از تقلیدِ کورکورانه داشته باشد: چون هایزنبرگ گفته است؛ پس درست است. مگر شما بهتر میفهمی یا هایزنبرگ😊
🔸معمولا در کنارِ تقلید کورکورانه، احساسات و تعصب هم وجود می یابد تا از باورِ تقلیدی حفاظت شود. اگر احیانا تعصبی در کار نباشد، کافی به نظر میرسد که به این افراد مقلد، بگوییم که: دلیلِ تو برای تقلید از هاوکینگ و هایزنبرگ چیست؟ چرا از شرودینگر یا بل تقلید نمی کنی؟ اینها هم که ساینتیست هستند؟
🔸 دلیل دومی که پشتوانه ی باورمندی اکثریتِ کسانی است که فیزیک کوانتوم را میدانند، این است که: من به این جمله باور دارم زیرا مکانیک کوانتوم صادق است و جواب می دهد و این چیزها در آزمون و تجربه تایید شده است.🤔
🔸پرسش مهم این است که آیا واقعا این دلیلِ دوم، برای باورمندی به آن جمله ی عجیب، کفایت میکند؟ آیا خطایی منطقی و عقلانی در این استنتاج وجود ندارد؟
🔸 هیچکسی این نکته را انکار نمیکند که مکانیک کوانتوم در عرصه ی محاسبات فنی خیلی خوب و عالی، جواب میدهد. و کسی نیست که نبیند پیشرفتهای بشر در ساخت ترانزیستورهای کوانتومی را اما آیا این پیشرفتها میتواند دلیلی بر درستی آن جمله ی عجیب باشد؟
🔸 جواب: در یک صورت و فقط در یک صورت، ما میتوانیم جواب دادنِ مکانیک کوانتوم در عرصه محاسبات و تکنولوژی را دلیلی بر درستی جمله ی عجیب بالا بگیریم که هیچ راه عقلانی دیگری برایمان قابل تصور نباشد جز پذیرشِ این جمله ی عجیب.
🔸 اینکه گفتم، راه عقلانی دیگر؛ منظورم احتمالات فلسفی محض نیست بلکه احتمالِ عقلانی نرمال که پایه ی فعالیتهای علمی است، منظورِ من است. من میدانم که ساینس به احتمالات اپسیلونی فلسفی ارج نمینهد و لذا لازم است یادآوری کنم که احتمال فوق از جنس احتمالات فلسفی نیست بلکه احتمالی است مهم که در کانتکست علمی دارای طرفدارانِ قدرتمندی است.
🔸 شاید اوایلِ تولدِ مکانیک کوانتومی، ایراداتی که بر علیه تفسیر کپنهاگی گرفته میشد، به اتهام اینکه این حرفها صرفا فلسفی است و مهم نیست و نباید به آنها اعتماد کرد؛ نادیده گرفته میشد اما اکنون اینطور نیست و دنیا عوض شده است.
🔸 آن چیزی که در آز و تجربه تایید میشود، جنبه ی محاسباتی مکانیک کوانتومی است و ربطی به تفسیر خاصی که جمله ی عجیب را در خود دارد، ندارد. این تاییدیه ها و تجربه ها، آن تفسیرهایی که چیزهایی مثل خلق از هیچ و بودن الکترون در چند جا و چیزهایی از این قبیل در آن بیمعناست را هم تایید میکند.
🔸 فیلم زیبای زیر را با دقت مشاهده کنید تا عدم کفایت دلیلِ دوم بر باور کردن جمله ی عجیب بالا را با زبانی علمی دریافت کنید.
🔺 اصل مهم عقلانی را همواره باید در خاطر داشته باشیم که: هر چیزی را به قد و اندازه ی دلیلی که آن را حمایت میکند، باور کنیم نه بیشتر و نه کمتر🌺
33.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 ابتدا متن فوق را با دقت مطالعه بفرمایید، آنگاه این فیلم ارزشمند را ببینید🌺
#تفسیرهای_مکانیک_کوانتومی
#ریاضیات_باوری