eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
59 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ (خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌دهد؛ و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمی‌کنند، و) متذکر نمی‌گردند. البقرة/269 کانال تخصصی هیئت و نجوم اسلامی ایرانی التفهیم 👇👇👇👇 @ALTAFHIM
♦️دست نوشته شهید بابری معلم مرودشتی 🔹برنامه روزانه خودسازی شهید
بر اساس نظریات حکمای پیشین، عالم خلقت به­طور کلی متشکل از سه مرتبه است: عالم عقول(مجردات)، عالم نفوس(واسطه بین ماده و مجرد)، و عالم اجسام یا عالم ماده. خودِ عالم اجسام یا عالم ماده نیز بر دو قسم است؛ اجسام عنصری و اجسام اثیری. اجسام عنصری همان مادۀ ظاهری و دنیوی است­که از عناصر مادی تشکیل شده که همواره در حال تغییر و تبدیل است، اما اجسام اثیری دارای صورتی ثابت و پایدار بوده و از ماده­ای لطیف خلق شده­اند.[1] منظور از افلاک که موضوع بحث ما است همین مرتبۀ اجسام اثیری است. طبق جهان شناسیِ حکمت قدیم، عنصریات(ماده عنصری)، منفعل و تحت تأثیر اثیریات(اجسام اثیری) است. افلاک یا عوالم اثیری خود متشکل از مراتبی هستند که بر عالم عناصر اربعه احاطه دارند. نخستین فلک که بر عالم عناصر احاطه دارد، فلک اول یا فلک قمر نامیده شده؛ به این دلیل که در این فلک، کوکبِ قمر واقع شده است(به همین واسطه به عالم عنصری، عالم تحث فلک قمر نیز گفته می­شود). فلک دوم فلک عطارد است ­که به­صورت محدّب بعد از فلک اوّل واقع شده و احاطه بر فلک قمر همچنین عالم عناصر مادی دارد. به همین ترتیب افلاک بعدی که هر کدام به­نام یکی از کواکب نامیده شده­اند، به­صورت محاط بر هم واقع شده­اند که به ترتیب عبارت­اند از: فلک زهره، فلک شمس، فلک مریخ، فلک مشتری و فلک زحل. بعد از این افلاک هفت­گانه فلک هشتم یا فلک ثوابت واقع شده و خود بر برج­های دوازده گانه تقسیم شده است. طبق نظریۀ قدما تأثیرات این برج­های دوازده گانه با تأثیرات هر یک از افلاک پایین­تر تداخل کرده و مجموعاً در تدبیر و پرورش خواص مختلف در موجودات عالم ماده، تأ­ثیر گذار هستند. آخرین فلکی که محیط بر تمامی افلاک است و آخرین حد از عالم ماده اعم از ماده عنصری و اثیری محسوب می­شود، فلک اقصی یا فلک اطلس یا محدّد الجهات نام دارد. به این ترتیب عالم جسمانی اعم از عُنصریّات و اَثیریّات متشکل از نه فلکِ تو در تو بوده و هر فلک بالاتر بر افلاک و عوالم پائین­تر احاطه داشته و مدبّر آن محسوب می­شود. در حکمت قدیم برای هریک از افلاک خواصی قائل شده و نشانه­های خاصی قرار داده­اند که در هماهنگی با این افلاک است. همچنین بخشی از علوم خفیه به شناخت روحانیت افلاک و شناخت خواص مرتبط به هریک از کواکب و نحوۀ تأثیر گذاری آنها برعالم ماده اختصاص دارد. در مورد صحت و سقم و حق و باطل این علوم و تحقیق در اصول علمی قدما همچنین آسیب­شناسی وابستگی به علم احکام نجوم (طالع شناسی و...) ، مباحث مهمی مطرح است که باید در مجالی گسترده­تر به آنها پرداخته شود. ولی به طور اجمال اشاره می­شود که طبق روایات اهل بیت(ع) آنچه در دست مدعیان این علوم است تنها بخشی ناقص و پر از اشتباهات بوده، ضمن این­که ابتلا و وابستگی به علم نجوم و کهانت به دلیل انحرافات و آسیب­هایی که در ابعاد مختلف دارد، به شدت مورد مذمت قرار گرفته است. هفت آسمان در قرآن آسمان یا سماء و خلقت و جایگاه والای آن در نظام هستی یکی از مفاهیم مهم قرآنی محسوب می­شود. با دقت در آیات قرآن در مورد سماء با خصوصیات ویژه­ای مواجه می­شویم. از جمله این­که خیرات و برکات از آسمان نازل می­شود و درهای آسمان برای برخی گشوده می­شود و آنچه از خیرات که وعده شده است در آسمان است. همچنین در برخی آیات هشدار داده شده است که: «أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّماء...»؛ آیا از کسی که در آسمان است در امان هستید. مجموعۀ این آیات، همچنین روایات فراوانی که در مورد آسمان وارد شده است، نشان می­دهد که آسمان امری فراتر از شناخت­های محدود بشری است. بر اساس صریح آیات قرآنی، تمامی سیارات و اجرام سماوی و کهکشان­ها تنها زینت­های آسمان دنیا (آسمان اول) محسوب می­شوندکه ما از درک همین آسمان هم عاجزیم، حال آن­که آسمان خود هفت طبقه و هفت مرتبه را شامل است و آسمان­های بالاتر هرچه باشند، غیر از این محدوده و مرتبه­ای هستند که برای آسمان اول تعریف شده است. با توجه به این­که در آیات و روایات آمده است آسمان­ها منزلگاه ملائکه­اند، و یا ملائکه از آسمان نازل مى‌شوند، و امر خداى تعالى را با خود به زمین مى‌آورند، یا این­که آسمان درهایى دارد که براى کفار باز نمى‌شود و... از طرفی می­دانیم که ملائکه از نور خلق شده و موجوداتی نوری هستند، بنابر این می­توان نتیجه گرفت که خلقت آسمان­ها و آسمانیان هیچ شباهت و ربطى با نظام جارى در زمین ندارد. قرآن کریم در این مورد می­فرماید: «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فی‌ یَوْمَیْنِ وَ أَوْحى‌ فی‌ کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیم‌»؛پس آنها را هفت آسمان در دو روز قرار داد و در هر آسمانی امر آن آسمان را وحی نمود و آسمان دنیا را با چراغ­هایی(ستارگان) زینت بخشیدیم و حفظ کردیم. این است تقدیر خداوند توانا و دانا.
این حال، برخی از عالمان گذشته خواسته­اند هفت آسمان در قرآن را با هفت مرتبه از کواکب که برگرفته از هیئت قدیم(هیئت بطلمیوس) است تفسیر کنند، ولی این مطلب با مطالب قرآنی مطابقت ندارد؛ زیرا هفت آسمانی که در قرآن ذکر شده، به گونه­ای است که تمامی ستارگان و سیارات، تنها در مرتبه اول آن(سماء الدنیا ) واقع شده­اند. از سوی دیگر دیدگاه عرفانی در مورد «افلاک نه­گانه» که آنها را عوالمی اثیری می­دانند -بر خلاف تفسیر صرفاً مادی از کواکب سبعه- از جهاتی مشابهت به مراتب بالاتری دارد که قرآن در مورد هفت آسمان مطرح کرده است. در مورد جمع بین نظریه قدما در مورد افلاک و مقایسه آن با هفت آسمان در قرآن به نظر می­رسد که در هر دوره­ای، خواسته یا ناخواسته عده­ای تلاش کرده­اند که این حقیقت قرآنی را بر علم و دانش آن روز منطبق کنند که برخی تفاسیری مادی را در این زمینه در پی داشته است. از همین روی در تفاسیر قدما هم سعی شده است که هفت آسمان قرآن بر اساس هیئت قدیم تفسیر شود، ولی این مطلب با ظاهر قرآن منافات دارد. بنابر این، با توجه به ابهاماتی که فعلاً در مورد شناخت­های علمی در مورد آسمان و کیهان وجود دارد، نمی­توان در مورد تفسیر و تطبیق این حقیقت قرآنی با علوم مختلف قضاوت نمود. از طرفی برخی از عرفا در بیانات خود در تفسیر هفت آسمان طریقه­ای مستقل از زبان علم هیئت قدیم را پیش گرفته و هفت آسمان را به عوالمی روحی تفسیر کرده­اند. از جمله ابن عربی مراد از هفت آسمان در قرآن را چنین بیان کرده است: «هفت آسمان، اشاره به عالم روحانیات دارد که اولین آن عالم ملکوت ارضیه و قوای نفسانیه و جن است. دومین آن، عالم نفس است. سوم عالم قلب، چهارم عالم عقل، پنجم عالم سرّ، ششم عالم روح، و هفتم عالم خفاء است. و امیر المومنین (ع) به همین مطلب اشاره دارد، آن­جا که می­فرماید: من بر راه­های آسمان آگاه­تر از راه­های زمین هستم». برای مطالعه بیشتر در این مورد می توانید به سوال 1756 (سایت: 1851) مراجعه کنید.
مکتب ملاصدرا که حکمت متعالیه نامیده می‌شود، بر اصل «وجود» و تمایز آن از «ماهیت» استوار است. بنابر دیدگاه او، بدیهی‌ترین مسئلهٔ جهان، مسئلهٔ وجود یا هستی است که ما با علم حضوری و دریافت درونی خود، آن را درک کرده و نیازی به اثبات آن نداریم. اما ماهیت، آن چیزی است که سبب گوناگونی و تکثر پدیده‌ها می‌شود و به هر وجود، قالبی ویژه می‌بخشد. همهٔ پدیده‌های جهان در یک اصل مشترکند که همان «وجود» نام دارد و وجود، یگانه‌است؛ زیرا از هستی‌بخش (یعنی خداوند یگانه) سرچشمه گرفته، اما ویژگی‌های هر یک از این پدیده‌ها از تفاوت میان ذات و ماهیت آن‌ها حکایت دارد. بنا بر این دیدگاه، اصل بر وجود اشیاء است و ماهیت، معلول وجود به‌شمار می‌آید. ملاصدرا در مخالفت با استادش میرداماد که خود پیرو سهروردی بود، مدعی شد که «وجود» امری حقیقی است و ماهیت امری اعتباری. صدرا دربارهٔ حرکت نیز نظریه جدیدی عرضه کرد که به حرکت جوهری مشهور است. تا قبل از آن تمامی فلاسفه مسلمان، معتقد به وجود حرکت در مقولات نه‌گانه عَرَض بودند و حرکت را در جوهر محال می‌دانستند. اما صدرا معتقد به حرکت در جوهر نیز بود و موفق شد چهار جریان فکری یعنی کلام، عرفان، فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو را در یک نقطه گرد آورد و نظام فلسفی جدید و مستقلی به وجود آورد. قاعده اتحاد عقل و عاقل و معقول در حصول معرفت : اتحاد عاقل و معقول اتحاد عاقل و معقول اصطلاحی در فلسفه است که به کیفیت ادراک مربوط می‌شود. قاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» از ابتکارات فلسفی ملاصدرا است. وی معتقد است در تکوین شناخت، قوه شناخت و شخص ادراک‌کننده (مدرِک) و موضوع ادراک‌شونده (مدرَک)، سه چیز مستقل از یکدیگر نیستند. در هر عمل شناخت، وجودی پدید می‌آید که در همان حال که نوعی وجود شیء ادراک‌شونده است در ظرف ادراک، نوعی وجود برای نفس ادراک‌کننده هم هست. نفس ادراک‌کننده این وجود را، که فعل خویش است، به وسیله قوّه فاعله ادراکی خویش آفریده‌است. این قوّه ادراکی، در حقیقت، خود نفس در مرتبه فعل و تأثیر است. https://eitaa.com/Ostadkhosravi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♦️عکس روز ناسا 🔹عکس روز ناسا از سحابی تاریکی به نمایش می‌گذارد که به «سحابی لولوخورخوره» مشهور است. 👍ناسا همان پروژه شیطان پرستی کذاب یهود است این عکس هم مثل تمامی مزخرفات قبلی ناسا
رد افسانه ی بیگ بنگ زمین سیاره ای در آسمان نیست زمین با اسمان همزمان خلق نشده بلکه زمین خلق شد بعد آسمانها روی آن خلق شدند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا