35.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بشر، قرنها تصور میکرد که زمین مرکز هستی است و تمام اجرام آسمانی به دور زمین و انسان میگردند.صدها سال گذشت تا گالیله با تلسکوپ نشان داد که زمین ثابت نیست و به همراه دیگر سیارات منظومه شمسی به دور خورشید میگردند.این اولین ضربه به غرور بشری بود.
اما ضربات بعدی به خودبزرگبینی ما سهمگینتر بود. با پیشرفت ابزارهای رصدی، در قرن نوزدهم و بیستم این واقعیت دردناک را دریافتیم که خورشید تنها یک ستاره در میان خیل عظیم ستارگان کهکشان راه شیری است. و کهکشان راه شیری خود تنها یکی از میلیاردها میلیارد کهکشان مشاهده شده است. و کسی چه میداند شاید کل این کیهان تنها یکی از بیشمار کیهان باشد.
کپرنیک مطرح کرد که جایگاه ما انسانها در هستی خاص و ویژه نیست. به بیان اصل کپرنیکی، به نظر نمیرسد که ما در نقطهای منحصربفرد در این کیهان قرار گرفته باشیم و تنها یک نقطهی آبی کمرنگ در گسترهی بیانتهای هستی هستیم.
و به قول کارل سیگن، اخترفیزیکدان مشهور:
«درک این تصویر از کیهان، اندرزی عمیق در باب فروتنی و تواضع انسان است.»
فاعتبروا یا اولی الالباب
🌔
🦂 عقرب زیر عقرب: دیدار دو جهان
یک تصویر شگفتانگیز موجود زمینی و بازتاب آسمانی آن را به هم پیوند داده است. عقرب در بیابان در پرتو چراغ فرابنفش به رنگ نئونی سبز میدرخشد و در پسزمینه راه شیری و صورت فلکی عقرب قرار دارد. در مرکز نقشه آسمانی، آنتارس میدرخشد — ابرغول قرمزی که ۷۰۰ برابر خورشید ما بزرگتر است.
زیستشناسان هنوز درباره دلایل فلورسانس پوسته این بندپایان بحث میکنند، اما از نظر زیباییشناسی این پدیده فوقالعاده به نظر میرسد. این عکس تقاطع منحصربهفردی از اساطیر باستانی و رمز و رازهای طبیعت است که یادآور ارتباط همه موجودات زنده با عمقهای کیهان است.
🔸 گزاره ی "خدا وجود دارد" یک گزاره ی واقعی است و گزارشی از یک واقعیتِ مستقل از اذهان است.
🔹 بنابراین اگر بنا به فرض، همه ی ذهن ها را خاموش و غیرفعال کنیم؛ این گزاره همچنان صادق است و روشن.
🔸 پرسش: آیا ذهن های انسانی و قوای ادراکی ما میتواند صدق گزاره ی واقعی "خدا وجود دارد" را درک کند؟
🔹 پاسخ: قوای ادراکی انسان در صورتی که به شبه عقلهای معرفتی و شبه عقلهای غیرمعرفتی آلوده نشده باشد، میتواند صدق گزاره را در حد یقین ادراک کند.
🔸 آن چیزی که قوای ادراکی انسان را از رسیدن به یقین دور میکند، وجود شبه عقلهای معرفتی و شبه عقلهای غیرمعرفتی است.
🔹 در صورتی که حجم شبه عقلها از حد نرمال کمتر باشد، قوای ادراکی انسان میتواند واقعی بودنِ گزاره را درک کند و به صدق آن باورمند شود؛ اما لزوما در حالتِ یقین نیست. در چنین انسانی، اثرات شبه عقلهای معرفتی و غیرمعرفتی بر محصول قوای ادراکی او، به صورت نویزها و شکهای یاوه و چرند نمود می یابد و همین نویزها هست که شخص را از احساسِ یقین، محروم می کند.
🔸 اما برای باایمان بودن، وجود باور عقلانی نرمال کافی است ولو هنوز تا رسیدن به یقین، راهی طولانی باید طی شود.
🔹 راهِ رسیدن به یقین، طولانی میتواند باشد زیرا به تلاش و مجاهدت در راستای حذف شبه عقلهای معرفتی و غیرمعرفتی از قوای ادراکی و جانِ آدمی نیاز دارد.
🔸 اگرچه تفکر و مطالعه و راهکارهای کتابخانه ای، عامل خوبی برای شناسایی و حذف شبه عقلهای معرفتی می تواند تلقی گردد اما راهکارهای کتابخانه ای برای شناسایی و حذف شبه عقلهای غیرمعرفتی کافی نیست.
🔹 قطعیتِ برخاسته از استدلالها و راهکارهای کتابخانه ای، ارزشمند است و بنیادِ عقلانی را برای باور فراهم می آورد اما ارتقای عیار باورِ برخاسته از قطعیت عقلانی نرمال، و رسیدن به یقین، نیازمند عمل به باورِ عقلانی است.
🔸 یقین، نقطه ی انتهایی مسیر و باور عقلانی نقطه ی آغاز آن است.
#عقلانیت_نرمال