کارل یونگ و زیگموند فروید روانپزشکان و نظریهپردازانی بودند که مردان بلندپروازی نیز بودهاند. فروید به یونگ توصیه کرد که به دنیای آسترولوژی.)ستاره شناسی(نپردازد، زیرا میتواند شهرتش را به عنوان یک محقق معتبر و علمی تخریب کند، اما با این حال، او این کار را انجام داد. (همچنین، “ایرا پروگوف” نیز در امریکا نامهای به یونگ نوشت و به او هشدار داد که اگر او به دنیای تابووار آسترولوژی وارد شود، آمریکاییها دیگر او را جدی نمیگیرند. اگر چه یونگ کسی نبود که به او گفته شود چه کاری باید انجام دهد). در نهایت، یونگ و فروید به دلیل اختلافات زیادی که در عقایدشان داشتند، راهشان را از هم جدا کردند.
آیا یونگ به آسترولوژی باور داشت و از آن استفاده میکرد؟ جواب این است که بله. ما میتوانیم این باور را در کلمات یونگ که در نامهای در تاریخ ششم دسامبر 1947 به آسترولوژر هندی، “بی. وی. رامان” نوشت، مشاهده کنیم:
“از آن جا که شما میخواهید نظر من را در مورد آسترولوژی بدانید، میتوانم به شما بگویم من بیش از سی سال است که به این فعالیت خاص از ذهن انسان علاقهمند شدهام. به عنوان یک روانشناس، من عمدتا علاقهمند به خصوصیات ویژه هوروسکوپ در مورد تاثیرات بر شخصیت افراد هستم. در مواردی که تشخيص روانشناختي دشوار است، من معمولا آسترولوژی را براي به دست آوردن چشم اندازی بيشتر و از زاويه کاملا متفاوت استفاده میکنم. بايد بگويم که در بیشتر مواقع من متوجه شدم که دادههاي آسترولوژی، نقاط خاصي را بيان ميکند که من به جز استفاده از آن، نمیتوانستم آنها را درک کنم. با چنین تجربیاتی، من این نگرش را شکل دادم که آسترولوژی علاقه خاصی به روانشناسی دارد، زیرا دارای نوعی تجربه روحی است که ما آن را «طرح ریزی» مینامیم؛ به این معنی که عوامل روانشناختی را مییابیم که در صورتهای فلکی بوده است.”
@ALTAFHIM