eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
59 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
به تصویر فوق دقت کنید.👆 در سمت راست میدان واقعی بیشتر بوده و ما فضای بیشتری از آسمان را می بینیم (ستارگان پایینی سمت چپ ) در حالی که این ستاره ها در تصویر چپ در میدان نیستند. اما وسعت میدان ظاهری دوربین چپ بیشتر است! برای شخص بنده باز تر بودن میدان یکی از ملاک های راحتی تماشاست! در مثال فوق با اینکه دوربین راست میدان واقعی بیشتری دارد اما کادر بسته تری دارد و برعکس دوربین سمت چپ با اینکه میدان واقعی کمتری دارد اما کادر و پنجره وسیع تری مقابل چشمان شما می گذارد. اما آیا میدان ظاهری بیشتر همیشه با کم شدن میدان واقعی همراه است؟ خیرالزاما این گونه نیست این مثال از عمد بیان شده تا تفاوت و مزایا بهتر درک شود ما دوربین هایی داریم که هم در میدان واقعی هم ظاهری برتر هستند. حال چه مقدار میدان ظاهری مطلوبست؟ پاسخ ؛ مسلما هر چه بیشتر بهتر اما ساخت دوچشمی ها با میدان های عریض موجب گران تر شدن آنها می شود چراکه چشمی های با عدسی بیشتر و با کیفیت بالاتر می خواهد .... حداقل میدان ظاهری که پیشنهاد می کنم ۶۰ درجه است. بنابر این سعی کنید دوچشمی نجومی که تهیه می کنید میدان ظاهری بالای ۶۰ درجه داشته باشد و دیگر کمتر از این مقدار نباشد.
منجمان و رصد گرانی که با تلسکوپ ها کار می کنند به خوبی معنای میدان ظاهری را می دانند در واقع میدان چشمی ها تقریبا معادل میدان ظاهریست که این عدد بر روی اکثر چشمی ها نوشته شده است. مثلا تصویر فوق که یکی از چشمی های شخصی ام بوده میدان ظاهری ۷۲ درجه داشته است. پس شما هنگام ضرب کردن میدان واقعی دوچشمی ها در بزرگ نمایی شان به نحوی در حال محاسبه میدان ظاهری چشمی دوربینتان هستید. همچنین اگر میدان ظاهری چشمی تلسکوپ را به بزرگ نمایی تقسیم کنیم میدان واقعی حاصل می شود....
شروع کنفرانس 👆 ادامه دارد ادامه مطالب به امید خدا در اولین فرصت مناسب ...
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته دوستان گرامی در وقت محاق ماه هستیم و انشاالله شروع ماه شریف رجب المرجب در دین مبین اسلام و مذهب حقه ی تشیع صدقه دادن و کمک به نیازمندان بسیار تاکید شده... در دوران و زمان ما مبالغ 50هزار تومان و 100هزار تومان از طرف شخص یا خانواده ای واقعا پول یه پفک نمکی و تنقلات هست... در این فصل سرما عزیزان زیادی چشم به راه کمک هستند که بعضا قدرت خرید نان و چند عدد تخم مرغ را هم ندارند چه برسد به گوشت یا لباس گرم ووو 😔خدا خیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید.... :دوچیز قضای حتمی را برمی‌گرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ... ش کارت‌‌ به نام محمد خسروی/بانک ملت ۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸ ش کارت دوم /بانک ملی 6037997546372302 https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️  [روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .  ( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ ) https://eitaa.com/Ostadkhosravi
با سلام عزیزان کماکان در محاق ماه هستیم.... گذر ماه و خورشید هم اکنون در برج قوس. ماه شریف جمادی الثانی 1446هجری سی روزه خواهد بود
سلام علیکم ساینس محصول غالبا مفیدی است که در بنیادهایش ترکیبی است از 1.عقلانیت نظریه پرداز و 2.حدس نظریه پرداز و 3.انتخاب و پذیرش جامعه ی علمی تجربه پذیری و تکرارپذیری اگرچه قبلا مورد اهتمام جامعه علمی بود اما از حدود 1980 به این سو، در فیزیک نظری دیگر چندان اهمیتی به تجربه پذیری و تکرارپذیری داده نمی شود و حتی برخلاف قبل که یک روش تعریف شده ی مشخصی برای "روش علمی" وجود داشت، اکنون به اعتقاد گروه بزرگی از فیلسوفان علم، نمیتوانیم یک روش مشخصی را به عنوان روش علمی شناسایی و کادربندی کنیم که هر چیزی خارج از این کادر و چارچوب واقع شود را غیرعلمی بگیریم. و اما پاسخ پرسش شما در مورد این که آیا ساینس حق دخالت در امور ماورایی را دارد و میتواند امور ماورایی را جستجو کند؛ مثبت میبود به شرط این که فقط "عقلانیت" دخیل در ساخت ساینس می بود اما اینطور نیست. پذیرش جامعه علمی خیلی مهم و اساسی است و بنای جامعه علمی این است که داستان و روایتی را از حیات و جهان دست و پا کند که تمامی عناصر و کاراکترهای به کاررفته در این روایت و داستان، نچرال باشند و هیچ عنصر سوپرنچرالی نباید در این روایت حضور داشته باشد. نکته ی مهم و قابل توجه این است که جامعه علمی در اضافه کردن کاراکترها به داستان و روایت خودش دستان نسبتا گشاده ای دارد و هر چیزی که برای این داستان لازم باشد را بدان هستی میبخشند و ادعا میکنند که این هم یک هستومند نچرال است. به عنوان مثال هاوکینگ در کار خودش، خدای رخنه ها که در داستان های پیشینِ ساخته شده توسط افرادی مثل نیوتن میتوانست خللهایی را پرکند، را برداشته است و این رخنه ها را توسط چیزهای دیگری نظیر "شانس رخنه پوش" که به قول خودش با شانسی که عرف میفهمد، فرق اساسی دارد!! و با میدان های کوانتومی قدرتمندی که خلق و فنا را میتوانند انجام دهند و کسی نمیداند که چی هستند و ... پر میکند و ادعا میکند که این هستومندها همه نچرال هستند! تا زمانی که ساینس این روال را داشته باشد، یافتنِ عناصر ماورائی در داستانها و روایتهایی مثل فرگشت و بیگ بنگ، مثل پیدا کردن پرتقال فروشهاست🌺
۲۹ دسامبر،_ ۲۰.۲۸​.mp3
زمان: حجم: 20.3M
🔸 معقولیت نظریه های علمی؟ 🔸معقولیت و عقلانیت؟
🔸 بهترین راه برای مقابله با فریبکاریهای علمگرایان و آتئیستهای علمی، آگاه‌سازی دانش آموزان و دانشجویان است. 🔸اگر دانش‌آموزانِ حقیقت‌جو، جایگاه فرضهای مبهم و معقول ( اما غیرواقعی!!) را بدانند و بی‌ربط بودنِ موفقیت نظریه های علمی در عرصه‌ی تکنولوژی به واقعی بودنِ ادعاهای هستی‌شناسانه‌ی نظریه های علمی را بیابند، دیگر هیچ نیازی نیست در شاخ و برگها با نئوآتئیستها درگیر شویم. 🔸لطفا مبحث را دنبال بفرمایید.. 🔸 در بت‌شکنی، یکدیگر را یاری برسانیم. 🔸
🔸 درباره ی عقل نرمال 🔸 بسیارند انسانهایی که خود را عاقل و متفکر و روشنفکر میدانند، در حالی که در باورهای اساسی‌شان مقلدند! 🔸 عاقلان واقعی آنانی هستند که به عقل نرمال خودشان اعتماد میکنند و آن را دستِ کم نمیگیرند و از "تقلید در باورها و اعتقادات" دوری میکنند. 🔸 از امتیازات بسیار فاخر و پرارزش در مذهب تشیع این است که به اتفاق نظرِ همه ی متخصصان دینی، "تقلید در اعتقادات و باورها" جایز نیست. 🔸 انسانها در زندگی عقلانی خود با یک دوراهی بزرگ معرفتی مواجه هستند: 1️⃣ یا از عقل نرمال خودم استفاده کنم 2️⃣ و یا از گزینشهای دیگران، اعم از فیلسوفان و دانشمندان تقلید کنم. 🔸 عقلانیت نرمال در گزینش یک نظام از بین هزاران نظام فلسفی، یک تعبیر از بین ده ها تعبیرِ نظریه کوانتوم و فرگشت و یک دین و مذهب معتبر از بین هزاران دین و مذهب، نقش فعال و تعیین کننده دارد. 🔸 نظامهای فلسفی مختلفی در شرق و غرب وجود دارد. فلسفه های مختلفی مثل نظام فلسفی ارسطویی و کانتی و نوکانتی و هگلی و صدرایی و نوصدرایی و اشراقی و مشائی و ....موجودند که هر کدامشان مدعی آنند که حقیقت و واقعیت را به نحو قطعی و بر اساس روشهای منطقی و قیاسی در اختیار قرار میدهند. 🔸نظام های عرفانی مختلفی در شرق و غرب نیز وجود دارد که به شدت با هم اختلاف نظر دارند و همگی آنان ادعای کشف اعتقادات صادق و ارزشمند و غیرتوهمی را دارند. 🔸 ساینتیستهای علمگرای نیز ادعایشان این است که اعتقادات و باورهای راجع به جهان واقعی را توانسته اند از دل نظریه های علمی بیرون بکشند و به همین سبب، از مخاطبان خود میخواهند که فقط به آنان گوش بسپارند و باورهاشان را از جای دیگری نگیرند. 🔸ادامه 👇
🔸انواع ادیان الهی و غیرالهی نیز در جهان وجود دارند. هر دینی، آن دین دیگر را باطل میداند و خود را ذیحق می خواند و همچنین در هر دینی، شاخه های مختلف مذهبی وجود دارد که هر شاخه ای حقیقت را از آن خود میداند و از مخاطبان میخواهد برای این که چه چیزی را باور کنند و چه چیزی را باور نکنند، به عالمان آن دین و مذهب رجوع کنند. 🔸 و ما انسانها در این میان با هزاران مدعی و هزاران ادعای متضاد و مختلف مواجه هستیم. 🔸 انسان فقط دو راه زیر را در پیش دارد: 1️⃣ اعتماد به عقلانیت نرمال خودم 2️⃣ تقلید از یک سیستم فلسفی یا علمی یا عرفانی یا دینی و مذهبی 🔸 آیا دوگانه ی فوق به معنای آن است که ما نباید از سیستمهای فلسفی و فرآورده های عقلانی و نظریه های علمی بهره ببریم و فقط باید با عقلانیت نرمال خودمان طی طریق کنیم؟ 🔸 قطعا نه! چنین چیزی ممکن نیست و ما باید از عقلانیت دیگران هم استفاده کنیم. چگونه؟ 🔸بهره برداری از محصول فکری دیگران باید تحت اشراف عقلانیت نرمال خودمان باشد. 🔸بهره برداریهای تحتِ اشرافِ عقلانیت نرمال، "تقلید غیرمجاز" نیست بلکه کشف پنجره ها، منابع و معیارهای جدیدی است که میتواند مسیر کشف واقعیتها را برای ما کوتاه و میسور کند. 🔸 سیستم های فلسفی متعدد، نظامهای عرفانی جورواجور، نظرهای علمی راجع به جهان واقعی گوناگون، باورهای دینی و مذهبی متعدد و مختلف همگی بدون استثنا بر تعدادی اصل موضوعه ی غیرقابل اثباتی که شخص نظریه پرداز یا شخص فیلسوف یا شخص عارف آنها را مبنای کار خود قرار داده است و گزینش کرده است، اتکا دارد. 🔸 انسانی که بخواهد به وظیفه ی معرفتی خویش عمل کند و عاقل باشد و نه مقلد، باید اصول موضوعه و "اثبات ناپذیرها" را در معرض عقلانیت نرمال خود قرار دهد. 🔸 چنانچه او با اعتمادی که به عقلانیت خود دارد، درستی اصول موضوعه سیستم فلسفی یا علمی و یا دینی و مذهبی را به عنوان امر واقعی ( و نه مثلا امر معقول و یا امر مشهور و یا امر مدشده و یا امر پذیرفته شده توسط جامعه ی فرهیخته و ..) درک کرد، در این صورت میتواند خروجی های آن سیستم فلسفی یا علمی یا عرفانی یا دینی را بپذیرد. 🔸 عقلانیت نرمال گزاره ای را به عنوان امر واقعی و صادق مییابد که نسبت به درستی آن، قطعیت عقلانی نرمال پیدا کند. من به نحو قطعیت عقلانی نرمال وجود خورشید پشت ابرها را در این روز ابری مشهد، باور دارم ولو نمی بینمش و نمیتوانم برای آن، استدلال برهانی قیاسی و ریاضیاتی بیاورم. 🔸 و لزومی هم نمی بینم که برای این باور خودم به خورشید پشت ابرها، دلیل برهانی قیاسی بیاورم. وجود خورشید را می پذیرم زیرا به وجود آن قطعیت عقلانی نرمال دارم. 🔸 اگر اصول موضوعه را به صورت قطعیت عقلانی نرمال، دریافتم، در این صورت آن اصول را به همان نحو می پذیرم که خورشید پشت ابرهای مشهد را. 🔸 و اما اگر درستی اصول موضوعه و بنیادهای یک نظریه و گزینش های ساینتیست های نظریه پرداز را در حد قطعیت عقلانی نرمال نیافتم؛ به آن دوراهی دچار میشوم: 1️⃣ به عقلانیت خودم اعتماد کنم و این محصول فکری را نپذیرم ولو همه ی مردم به آن گردن نهاده باشند. 2️⃣ تقلید کنم. 🔸ویژگی عقلانیت نرمال این است که ردیابی و پالایش گزاره ها و باورهای غلطی که به عنوان واقعیت و حقیقت در قوای ادراکی پنهان شده است، را جزء وظیفه ی معرفتی انسان عاقل میشمارد بنابراین چه بسا یک مسئله ای را در ابتدا درک نکند و پس از عمل به وظیفه معرفتی خویش به آن برسد. 🔸عقلانیت نرمال اساس انسانیت است و تقلید در باورها ریشه ی مشکلات معرفتی موجود در جامعه انسانی است. 🔸 اعتماد به عقلانیت نرمال میتواند انسان را به نحو قطعیت عقلانی نرمال به "وجود خدا" برساند و عمل به وظیفه ی معرفتی در برابر این باور مهم، میتواند راه را برای دستیابی به معرفتهای بیشتر فراهم آورد.