قربانی
داشت تلویزیون میدید. یه قهرمان رو نشون میداد که در مسابقات فلان ورزش اول شده بود. پسرک که خوشش اومده بود گفت منم می تونم مثل این بشم. گفتم راست میگی میتونی.
خواهرش گفت واقعا میتونه؟ گفتم آره عزیزم. واقعا میتونه.
در انتهای برنامه بعد از تقسیم مدال، مستندِ همین ورزشکار و تلاشهاش رو گذاشت. بیداری ها ، تمرینات، سفرها، دوری از رفقا و شب نشینیها و...
پسر توانای ما اینا رو که دید گفت نمیخوام. گفتم پس نمیتونی!
سخت ترین مرحله هر تصمیم خواستنِ واقعی و حقیقیست . تواناییها در خدمتِ خواستنهاست.
گفتم برای موفقیت باید قربانی کنی. برخی از لذتها رو. برخی از خواهشها رو. و در اصل راحتی و بی مسئولیتی رو
ما برای خریدِ خودرو پول رو قربانی میکنیم.
برای بدست آوردن پول ، استراحت و خواب رو قربانی میکنیم.
این سخن من نیست برای همین بیپرده میگم
امشب برای بدست آوردن خدا در طول زندگی باید قربانی آورده باشیم. باید قربانی کنیم.
مرغ و کبوتر نه! یکی از دوست داشتنیهات که قایمش کردی و خدا دوستش نداره.
میخوای؟ اگه بخوای میتونی.
به کدوم گناه عادت داری؟
بیا امشب قربانیش کن.
جلوی خدا ذبحش کن!
اگه قربانی آوردی پس تو در گفتارت مبنی بر دوست داشتن خدا راست میگی.
حالا که راست میگی
حاجت بطلب که وارد بیت الله شدی
🆔 @Altareed
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آزردن همسر
یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط نقل کرد که یک روز با شیخ در منزل آقای رادمنش بودیم. من به ایشان گفتم پدرم تقریباً سال ۱۳۵۲ قمری فوت کرده میخواهم ببینم در چه حالی است؟
فرمود: «یک حمد بخوانید.» سپس توجهی نمود و قدری مکث کرد و گفت: «نمیگذارند بیاید. گرفتار زنش است» گفتم: «اگر ممکن است با خانمش صحبت کنید.» فرمود «نامادری ات آمد.»
(او زنی اهل روستا بود که پدرم پس از ازدواج با او چند همسر دیگر نیز اختیار کرده بود. او تا پایان عمر با پدرم در متارکه بود وقتی پدرم از این در می آمد، او از در دیگر خارج میشد.)
به شیخ گفتم: «از او بپرسید چه باید بکنم تا از پدرم راضی شود؟» پاسخ داد: «چند شکم گرسنه را سیر کند.»
گفتم: «چند نفر ؟» پاسخ داد: «یکصد نفر.» گفتم: این تعداد را نمیتوانم نهایتاً تا چهل نفر پایین آمد.
پس از پذیرفتن من شیخ گفت: «صدای پدرت بلند شد. به محض این که آن زن راضی شد پدرت را آزاد کردند و میگوید به این پسرم بگو چرا تو رفتی و دو زن گرفتی؟ ببین من به چه بلایی گرفتارم!!»
.
.
یکی دیگر از دوستان شیخ میگوید که از او پرسیدم: «پدرم در برزخ وضعش چگونه است؟»
فرمود: «او گرفتار مادرت است.»
دیدم درست می گوید .پدرم همسر دیگری اختیار کرده بود و مادرم از این بابت ناراضی بود .رفتم و مادرم را راضی کردم.
سفر دیگری که خدمت جناب شیخ رسیدم به محض وارد شدنم ایشان فرمود چه قدر خوب است انسان بین دو نفر آشتی بدهد. پدرت راحت شده.
[کیمیای محبت ص ۱۲۲]
@altareed
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اومده بودند زیارت علی بن موسی علیه السلام.
توی جمع خانوادگی داخل هتل نشسته بودند. پدر ،مادر ،پسر بزرگ و همسرش.
پدر خانواده یه لباس زنانه خریده بود و میخواست به خواهرش سوغاتی بده. قرار شد لباس رو عروس بپوشه و تخمین بزنن که اندازهی عمه میشه یا نه. عروس لباس رو پوشید. وقتی اومد جلوی جمع، همسرش یعنی همون پسر بزرگ خانواده به شوخی گفت :اگه نیم کیلو سفید کننده به پوستت بزنی شاید این لباس به تو هم بیاد.
عروس خندید و چیزی نگفت.
پدر از جاش بلند شد و رفت داخل اتاق و پسرش رو صدا زد...
+این چه حرف بیجایی بود که زدی؟
_ بابا من شوخی کردم . سن و سالی از ما گذشته ، تازه عروس و داماد که نیسیم.
+ شوخی ضوابطی داره .احترام همسرت واجبه مخصوصا جلوی جمع! اون از ظرفیتش بود که خندید ولی تو بی ادبی کردی. اگه الان جلوی ما ازش عذرخواهی نکنی همین الان میرم بلیط میگیرم و برمیگردم چون این زیارت دیگه به درد ما نمیخوره!
پسر رفت دست همسرش رو گرفت و پیشونیش رو بوسید و گفت منو حلال کن شوخی بیجایی کردم.
مولا علی (علیه السلام)
إِیّاکَ وَ مَا یُسْتَهْجَنُ مِنَ الْکَلامِ.»
ترجمه: از به زبان آوردن سخنان زشت و ناپسند بپرهیز
عیون احکام الواعظ ص ۹۹
@altareed
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه که بودیم پدربزرگ با همون قد خم و عصایی که خودش از درخت انار درست کرده بود، دستمو میگرفت و میبرد سمت روضه.میگفت آقاجون یروز میرسه که من نیستم. ولی اینو بدون من اگه مُردم توی تموم لحظههای زندگیت تو دنیا ،فقط یجا بگو جای آقاجون خالی...
وقتی تو مجلس حسین ع نشستی و داری اشک میریزی...
@Altareed
256K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادرش از پله افتاده بود و پاهاش ورم کرده بود.دخترش تا صدای داد مادر رو شنیدخودشو رسوند بهش. فهمید چی شده. رفت توی پارکینگ و مادر رو بزحمت سوار ماشین کرد و در پارکینگ رو باز کرد که....
داخل کوچه روضه بود.یه ماشین دقیقا جلوی در پارکینگ پارک کرده بود. هرچقدر تلاش کرد صاحب خودرو پیدا نشد.
مجبور شدند تاکسی بگیرن. رفتند بیمارستان و پا رو گچ گرفتند و برگشتند . هنوز ماشین جلوی در بود.
ایستاد تا راننده بیاد. یه آدم مشکی پوش و به اصطلاح ظاهر هیئتی.
دختر مدارک پزشکی رو نشونش داد و گفت به اربابت حسین گفتم:
من از این عزادارت راضی نیستم! اگه برات مهمه خود دانی و آقات!
در و بست و رفت...
مرد خشکش زد!
در زد زنگ زد ... دوباره و دوباره
همه رفتند و کوچه خالی شد و در باز نشد.
مرد پشیمون هنوز ایستاده بود.
گفت تو رو به همون مادرت بیا منو ببخش من امشب هرکاری کردم اشکم جاری نشد. گیر تو بودم. بیا منو آزاد کن.
یهو صدای عصا زدن اومد...مادر با پای شکسته در روباز کرد و گفت :
حلالین اولسون. گل بیر آز سو ایچ
تا لیوان آبو دید زد زیر گریه و به اندازه روضه عصر عاشورا گریه کرد.
میگفت اگه میخوای فقط گیر حسین باشی باید گیر هیچکس نباشی
گیر چشم ناپاک
گیر زبون بد
گیر بی ادبی و بی احترامی
گیر حسین باش...
و اگه گیر حسین شدی گیرهای دیگهت خودش رفع میشه
@Altareed
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب سوم ...
گر دخترکی پیش پدر ناز کند
گره کرب و بلای همه را باز کند...
بیاد شهدای میناب
بیاد همه دخترکان یتیم
همه کسانی که پدر بالا سرشون نبود و بزرگ شدند
همه دختران شهدا
شب توسل به نازدانه اباعبدالله
برای تمامی مشکلات توسل کنید
و نذر کنید برای حضرت رقیه سلام الله
لطفا به همه اعضای این کانال دعا کنید که همهمون رو اباعبدالله بحق دخترش بپذیره
@Altareed
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانمش چند روزی بود رفته بود خونه پدرش. به اصطلاح قهر کرده بود. بعد دو روز خواهر شوهر اومده بود دلجویی ولی فایده نکرد. پدرشوهر اومد فایده نکرد. تو تنهاییش نشسته بود که خواهر خودش در اتاقو باز کرد و گفت : چند روزه زیر نظرمی. هر پیامکی میاد سریع باز میکنی و دوباره گوشی رو پرت میکنی آخه چِته؟
یهو زد زیر گریه و گفت اینهمه آدم اومدن واسه آشتی کنون. اگه خودش یبار پیام میداد که دوسِت دارم بهتر از هزار تا نماینده بود. یعنی اینهمه سال باهم بودن حق من نیست این توقع رو داشته باشم که حتی اگه اشتباه هم میکنم ولم نکنه؟ نذاره تنها بمونم؟
بعدش سرشو انداخت پایین و گفت:
راستشو بخوای اصلا هیچیم نیس فقط میخوام خودش آرومم کنه.تازه قول میدم زودِ زود آروم بشم.
دردم از یار است و درمان نیز هم...
اگه آقایی پیشدستی کنه و دل همسرشو بدست بیاره داره به این آیه عمل میکنه👇
فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»
هرکه عفو کند و صلح و آشتی برقرار سازد پاداشش با خداست.
سوره شوری آیه ۴۰
معطلش نکن برو آرومش کن که این خودِ خودِ مردونگیه
@Altareed
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حمید از اول دهه مدام میگفت دعا کن من حاجتم روا بشه. دیشب توی روضه کنار هم نشسته بودیم. سخنران یه حرفی زد که دیدم بدجور نفسش گرفت. هی آه می کشید. زد روی زانوی من و گفت گرفتم، حاجتمو گرفتم. تا آخر جلسه فقط میزد رو دستش. شعله ور بود از درون. جلسه تموم شد. اومدیم بیرون که برگردیم ،موتور رو روشن کردم دیدم سوار نمیشه.برگشتم دیدم داره پیاده میره. گفتم بیا بریم گفت نه تو برو میخوام تنها باشم. اصرار کردم چی شده؟ گفت تو منو میشناسی من سالهاس در خونه امام حسینم امسال بهش گفتم چرا انقد من درجا میزنم مگه من نوکرت نیسم؟ یجوری بفهمون گیرم کجاس اگه دوستم داری و ولم نکردی. ۷ شبه زار میزنم و همینو میخوام . امشب گفتم با همین سخنران امشب بامن حرف بزن که دردم چیه؟ اگه نگی تاسوعا و عاشورا نمیام روضهت.
امام امشب بامن حرف زد.حالا برو بذار تنها باشم میخوام خودمو ادب کنم...
میخوام دل حسین ع رو بدست بیارم
حرف سخنران در فیلم...
@Altareed
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روی جدولهای دم هیئت نشسته بود. گاهی برخی افراد ازش آدرس قسمت مردانه یا زنانه رو میپرسیدن، برخی هم آدرس سرویس بهداشتی و...
همه رو درست جواب میداد.
فقط جواب هر کسی رو میخواست بده دستشو میذاشت جلو دهنش و یکمی هم جواب دادنش طول میکشید.
رفتم نزدیکش که بگم شما بفرما داخل اینجا نشین.ما هسیم خودمون.
دستشو گذاشت جلو دهنش و گفت:
نِنِنِمیخوام مجلس آآآقام کثیف شه.
مَمَمَمن آلودهم ، مشروب خوردم وَوَوَوَلی اومدم دَدَدَم روضهش فَفَفَقط بشینم. شِشِشِنیدم خِخِخِیلیا شب عاعاعاعاشششورا ولش کردن. اومدم بِبِبِبِگم من که به کاکاکارت نمیام. وَوَوَوَلی وِوِلِت نمیکنم. تو هم وِوِلم نَنَکن.خُخُخُدا رو چِچِه دیدی مَمَشتی .حسینه دیگه .شاید مَمَمَنو خَخَخَرید.
اینو گفت و زد زیر گریه...
@Altareed
سلام
ببخشید میتونیم مطالب کانال را بدون ذکر منبع فوروارد کنیم؟
سلام و نور
چون سوال خیلیاست اینجا قرار دادم.
لطفا این کار رو نکنید.
انتشار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
ممنونم.
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
این مطالب از خودتونه یا از جایی بر میدارید؟
بهیچوجه ازجایی بر نمیدارم
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
الطرید یعنی چه؟
یعنی رانده شده و از القاب مولانا مهدی عج است.
@Altareed