eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
814 ویدیو
70 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
اونهایی که از راهی هستند حتما بخوانند یاد باد آن روزگاران یاد باد شهادت : شب عملیات کربلای یک... هنگام باز کردن معبر در محل شهادت : مهران 9 تیرماه 1365 @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹 اونهایی که از راهی هستند حتما بخوانند ☑️ شهید موسی انصاری ✍️✍️✍️ راوی: چندروزی مانده بودبه که اعزام انفرادی گرفته و به آمدم بعد از چند روز با یه مینی بوس به سمت مهران اومدیم و در کنار رودخانه کنجان چم در شیار کوهی مستقر شدیم یکی دو روز بود که اومده بودیم حالم ناخوش شد روز دوم به دستور فرمانده تخریب و توسط معاون ایشون تیم بندی شدیم و بنده در تیم که قرار بود معبر عملیات رو بزنه قرار گرفتم اما این توفیق به خاطر مریضی و ناخوشی از من سلب شد و شهید اربابیان یکی دیگه از بچه ها رو جایگزین من کرد. به شهید اربابیان اعتراض کردم اما ایشون با مهربانی گفت: که ماموریت های دیگری هم داریم و از شما استفاده خواهیم کرد با یه تعداد از ، طرح عملیات و اطلاعات عملیات ماموریت پیدا کردیم تا بعد از شکستن خط توسط رزمندگان ، معبر رو برای عبور لودر و بلدوزرها عریض کنیم ساعات پایانی روز 9 تیر ماه سال 65 (ع) شروع شد و رزمنذگان از که درمیدان مین باز نمودند عبور کرده و خط دشمن شکسته شد. بچه های گردان ها درحال پیشروی به سمت دشمن بودند که ماموریت ما آغاز شد قرار براین بود که معبر به پهنای عبور لودر و بولدوزرها از مین و موانع پاکسازی شود وقتی به معبر رسیدیم از دستگاههای مهندسی پیاده و مشغول خنثی کردن مین ها شدیم. منورهای دشمن همه جا را مثل روز روشن کرده بود و توپخانه ما به شدت مواضع دشمن رو میکوبید و بعضی از کمین های دشمن که هنوز سرکوب نشده بودند روی معبر آتش میریختند. هر چند متر که معبر پاکسازی میشد لودر و بلدوزرها هم پشت سر ما وارد معبر میشدند. هنوز به آخر نرسیده بودیم که با پیکر چند شهید مواجه شدیم که در حال سوختن بودن . بالای سر پیکرهای سوخته که رسیدیم زیر نور منور چشمم به یکی از شهدا خیره شد بله اون بود که دقایقی قبل در حال زدن معبر به شهادت رسیده بود. یادم اومد که در تقسیم بندی اولیه قرار بود من با شهید انصاری هم تیم باشم. فرصت گریه و زاری کنار حاج موسی رو نداشتیم اما با قلبی محزون و دلی شکسته پیکر سوخته او و دیگر شهدا رو کنار معبر کشیدیم تا زیر چرخ ها و شنی ها بلدوزر صدمه نبینند و به پاکسازی میدان مین ادامه دادیم. هر چه جلو تر میرفتیم آتش تیر بارها و آرپی جی های دشمن رو هم روی معبر احساس میکردیم. با مدد الهی دستگاههای مهندسی سالم به خط درگیری رسیدند و مشغول احداث خاکریز و جانپناه برای رزمندگان شدند. خط خیلی نابسامان بود میشد فهمید فرماندهی اینجا نیست که بچه ها رو هدایت کند. بعضی از راننده های لودر بلدوزرها نیاز به روحیه داشتند چون خدایی در فاصله چند متری با دشمن و حتی یه جاهایی جلو تر از رزمنده ها مشغول زدن خاکریز بودند. روحیه دادن به راننده ها هم وظیفه دیگری برای ما شده بود. حال من خیلی بد بود احساس کردم 40 درجه تب دارم و بایستی عقب میرفتم و مداوا میشدم اما نیاز بود توی خط بمونم و کمک به راهنمایی و سازماندهی بچه های درگیر با دشمن بکنم. دوشکاهای دشمن ول کن نبودند و بدون توقف آتیش میریختند . نزدیکی های صبح کمین های دشمن پاکسازی شدند و یک مقدار خط آرام شد و بچه های رزمنده پشت خاکریزها پناه گرفتند. من هم خودم رو به بهداری رسوندم و اونجا بستری کردند و بعد هم به تهران انتقال دادند و تشخیص این بود که حسبه روده گرفتم. یاد همه ی اون روزهای خوب و دوستان خوب و شهدایی که خوب رفتند بخیر. @alvaresinchannel
7.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انشاءالله کربلا کربلا کربلا ما داریم میاییم چند ساعت قبل از شهادت و...... جمع شهدا چه با عجله دارن میرن شب 19 بهمن 1364 رزمندگان لشگر 10 سیدالشهداء(ع)- بیمارستان خرمشهر 🔷 زائرین اربعین که راهی کربلا از هستند به یاد شهدا باشند @alvaresinchannel
🔷 هشتمین جلسه تدوین تاریخ لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) بامدیریت سردار درروز سه شنبه 23 مردادماه در سالن شهدای دزفول موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با حضورفرماندهان وپیشکسوتان لشگر10سیدالشهداء(ع) برگزارگردید. در این جلسه دررابطه با سازمان رزم لشگر10 در تبادل نظر شد و سازمان رزم گردان ها و واحدها تا رده جانشین گردان و واحدمعین شد و نکته این بخش،تاکید سردار فضلی بر این موضوع بود که فرمودند: من قبل از با عنایت به سختی و پیچیدگی ماموریت ،برای اینکه درطول عملیات لشگر با خلاء فرماندهی مواجه نشود 14 نفر را معرفی کردم که به ترتیب الویت،فرماندهی لشگر را اداره کنند که در میان آن فرماندهان گردان و واحدها هم بودند وبعد از مجروحیت من در شهرفاو در تاریخ 27 بهمن سال 64 و انتقال به پشت جبهه ، این ترکیب تا نفر چهاردهم توانستند بیش از یکماه لشگر را اداره کنند تا بنده بعد از دوران درمان مجروحیتم دوباره به لشگر برگشتم و همه اون ها بالاتفاق شهید و یا مجروح شدند و ایشان اظهار داشتند به علت گذشت زمان برادرانی که اطلاع کامل از این فرماندهان ایثارگر دارند جهت ثبت در تاریخ شفاهی لشگر همکاری کنند. درادامه خانم رستم خانی نویسنده کتاب غواصان لشگر10 توضیحاتی در باره روند تدوین کتاب شماره 1و2 غواصان لشگر10 توضیحاتی ارائه نموده و درخاتمه برادرحاج علی محمد اسدی مسوول حفظ و آثار سپاه سیدالشهداء(ع) درخصوص تدوین و چاپ دهها کتاب با عنوان زندگی نامه شهدا و تاریخ شفاهی رزمندگان و فرماندهان لشگر10 توضیحاتی دادند. @alvaresinchannel