هدایت شده از آل یاسین ۳۱۳
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎁این 90 ثانیه رو هر روز به قلب و جان خودمون هدیه بدیم
💫سلام بر ۱۴معصوم علیهم السلام
✨✨✨✨✨✨✨✨
@alyassin313
🟣اعمال روزانه (پنجشنبه)
https://eitaa.com/alyassin313/70203
🟣قرائت روزانه یک صفحه قرآن
https://eitaa.com/alyassin313/82468
🟣معرفی شهید امروز
https://eitaa.com/alyassin313/82454
🌟#نماز_شب_بیست_و_چهارم_ماه_شعبان🌟
https://eitaa.com/alyassin313/82477
🌟#نماز_پنجشنبه_ماه_شعبان🌟https://eitaa.com/alyassin313/80663
✅سوره انسان صبح روز پنجشنبه 🔻https://eitaa.com/alyassin313/80645
✅بسته خیرات اموات🔻
https://eitaa.com/alyassin313/14564
✅استغفار عصر پنجشنبه🔻
https://eitaa.com/alyassin313/14603
✅زیارت امام حسین (ع) 🔻
https://eitaa.com/alyassin313/14521
✅سوره جمعه🔻
https://eitaa.com/alyassin313/14527
✅سورواقعه
https://eitaa.com/alyassin313/14465
✅دعای کمیل 🔻
https://eitaa.com/alyassin313/14492
🔺🔺🔺🔺🔺🔺
هدایت شده از آل یاسین ۳۱۳
*┄┅═﷽═┅*
برای دسترسی به صوت
#میانبر #زیارت_عاشورا
با مداح مورد نظر خودتون لینک مورد نظر را ضربه بزنید
🖇🖇هر روز به نیت ظهور #امام_زمان (عج) زیارت عاشورا می خوانیم
✅ زیارت_عاشورا pdf
https://eitaa.com/alyassin313/13205
✅ متن زیارت عاشورا
https://eitaa.com/alyassin313/13210
✅ استاد فرهمند
https://eitaa.com/alyassin313/13195
✅ استاد علی فانی
https://eitaa.com/alyassin313/13196
صوتها🔻
✅ شهید_غلامعلی_رجبی
✅ شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
✅ حاج میثم مطیعی
✅ استاد فرهمند
✅ استاد مهدی سماواتی
✅ استاد علی فانی
✅ سید مهدی میرداماد
✅ حاج مهدی سلحشور
✅ حسین حقیقی
✅ کربلائی علی ایماندوست
✅ حاج محمود کریمی سوزناک
✅ حاج سعیدحدادیان
✅ حاج محمد طاهری با روضه
✅ کربلائی رضا نریمانی
✅ زیارت_عاشورا pdf
✅ متن زیارت عاشورا
#خواندن_عاشورا_به_نیت_ظهور
📌با نشر لینکهای گذاشته شده در گروه هاتون در ثواب نشر صوت #زیارت_عاشورا شریک باشین
✔️ڪپےباذڪر صلوات بہنیتظہوࢪ🌤
ߊَܠܠّܣُــܩَّ ࡃَܥܼـِّـܠܙ ܠِࡐَܠࡅِّ࡙ــܭَ ߊܠܦَــــܝَܥܼܢ
کانال آل یاسین ۳۱۳ 🔻
┏━━━━━━━━🌺🍃━┓
@alyassin313
┗━━🌺🍃━━━━━━━┛
جاویدالاثر، شهید والامقام ابراهیم هادی🌻
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
تاریخ ولادت: ۱۳۳۶/۲/۱
محل ولادت : تهران
تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۱۱/۲۲
محل شهادت: فکه – کانال کمیل
وضعیت تاهل:مجرد
نحوه شهادت: والفجر مقدماتی– جنگ تن به تانک
مدت عمر: ۲۵ سـال
شهرت : علمدار کمیل
مزار : جاویدالاثر
یادبود شهید در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران/قطعه و ردیف و شماره : ۲۶ – ۵۲- ۱ است
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─@alyassin313
🔰مختصری از زندگینامه شهید ابراهیم هادی
[🥀🌿🌹]
🌻🍃پهلوان بسیجی شهید ابراهیم هادی از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛
او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
شهید هادی دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت و دبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان و کریمخان گذراند. او در سال ۵۵ توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود.
از همان سالهای پایانی دبیرستان، مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد؛ حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی و همراهی و شاگردی استادی نظیر مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود.
این شهید مفقود، در دوران پیروزی انقلاب شجاعتهای بسیاری از خود نشان داد؛
همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.
یکی از کارهای ابراهیم انتقال مجروحان و شهدا از منطقه به عقب جبهه بود.
گاهی اوقات پیکرهای مطهر شهدا در ارتفاعات بازیدراز بر شانههای ابراهیم مینشست تا به دست خانوادههایشان برسد.
🕊🥀نحوه شهادت شهید ابراهیم هادی
شهید ابراهیم هادی در عملیات والفجر مقدماتی بهمراه بچه های گردان کمیل و حنظله در کانال های فکه بمدت پنج روز مقاومت کرد ولی تسلیم نشد و سرانجام در ۲۲ بهمن سال ۶۱ پس از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و کسی دیگر او را ندید.
ابراهیم همیشه از خدا تقاضا داشت گمنام شود؛ به دلیل آنکه یکی از صفات یاران خدا، گمنامی است.
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─
@alyassin313
✅خاطره ای از شهید ابراهیم هادی
[❤️🌙🌸]
⚡عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذشته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.
ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.
کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کرد و فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.
ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند. ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─@alyassin313
💠آقا ابراهیم ما رو یه کم نصیحت کن!
_☘🌻☘_
🌺سال اول جنگ بود. به مرخصی آمده بودیم. با موتور از سمت میدان سرآسیاب به سمت میدان خراسان در حرکت بودیم. ابراهیم عقب موتور نشسته بود.
از خیابانی رد شدیم. ابراهیم یک دفعه گفت: امیر وایسا! من هم سریع آمدم کنار خیابان. با تعجب گفتم. چی شده؟! گفت: هیچی، اگر وقت داری بریم دیدن یه بنده خدا! من هم گفتم: باشه، کار خاصی ندارم.
با ابراهیم داخل یک خانه رفتیم. چند بار یاالله گفت. وارد اتاق شدیم. چند نفری نشسته بودند. پیرمردی با عبای مشکی و کلاهی کوچک بر سر بالای مجلس بود. به همراه ابراهیم سلام کردیم و در گوشه اتاق نشستیم. صحبت حاج آقا با یکی از جوانها تمام شد. ایشان رو کرد به ما و با چهرهای خندان گفت: آقا ابراهیم راه گم کردی، چه عجب این طرف ها!
ابراهیم سر به زیر نشسته بود. با ادب گفت: شرمنده حاج آقا، وقت نمیکنیم خدمت برسیم. همین طور که صحبت میکردند فهمیدم ایشان، ابراهیم را خوب میشناسد حاج آقا کمی با دیگران صحبت کرد.
وقتی اتاق خالی شد رو کرد به ابراهیم و با لحنی متواضعانه گفت: آقا ابراهیم ما رو یه کم نصیحت کن! ابراهیم از خجالت سرخ شده بود. سرش را بلند کرد و گفت: حاج آقا تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید. خواهش میکنم این طوری حرف نزنید بعد گفت: ما آمده بودیم شما را زیارت کنیم. ان شاءالله در جلسه هفتگی خدمت میرسیم. بعد بلند شدیم، خداحافظی کردیم و به بیرون رفتیم.
بین راه گفتم: ابراهیم جون، تو هم به این بابا یه کم نصیحت میکردی. دیگه سرخ و زرد شدن نداره! با عصبانیت پرید توی حرفم و گفت: چی میگی امیر جون، تو اصلاً این آقا رو شناختی!؟ گفتم: نه، راستی کی بود!؟
جواب داد: این آقا یکی از اولیای خداست. اما خیلیها نمیدانند. ایشون حاج میرزا اسماعیل دولابی بودند.
سال ها گذشت تا مردم حاج آقای دولابی را شناختند.
تازه با خواندن کتاب طوبی محبت فهمیدم که جمله ایشان به ابراهیم چه حرف بزرگی بوده.
#شهید_ابراهیم_هادی🌹
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─
@alyassin313