✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧ #part22 رسیدم بیمارستان که دیدم یکی داره داد
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part23
سوارماشین شدیم وحرکت کردیم به یه مبایل فروشی رسیدیم
نیلو:توجدی میخوای برای من مبایل بگیری؟؟
حامی:آره دیگه نمیبینی
نیلو:جداچرااااا
حامی:وظیفمه برای زن آیندم خرج کنم
نیلو:زن آیندتتتت؟
حامی:آره نگوکه میخوای بزنی زیرش
نیلو:مافقط قراربودتورابطه باشیم ولی مثل اینکه جدی جدی میخوای منوبگیری ببین من نمیخوام ازدواج کنم
حامی:درسته تورابطه ایمم ولی بلاخره که زنم میشی بعدشم توغلط میکنی زن من نمیشی
نیلو:درست حرف بزن دیگه انقدر اختیارازخودم دارم که برای خودم تصمیم بگیرم توحق نداری برای من تعیین تکلیف کنی
زدتوگوشم.......
حامی:تودیگه مال منی نمیتونی زیرش بزنی دفعه بعدراجب این بامن بحث کنی بدترمیزنمت
نیلو:به چه جرعتی دست رومن بلندمیکنی(گریه)
ودرماشینوبازکردورفت
حامی:نیلوکدوم گوری میری
منم ازماشین پیاده شدم ودویدم سمتشو دستشوگرفتم وکشوندمش توی ماشین
نیلو:ولم کن عوضی(گریه)
حامی:ساکت شوووووووو
نیلو:من اگه ازهمون اول میدونستم قصدتت چیه اصلا میزدمت کناررر(گریه)
حامی:میدونستی هم کاری ازدستت برنمیومد
انداختمش توماشین درهم قفل کردم.....
389.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۰۰تایی شدیم کاملشومیزارم
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧ #part23 سوارماشین شدیم وحرکت کردیم به یه مب
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part24
انداختمش توماشین ودرهم قفل کردم
نیلو:نمیدونستم قصدت چیه وگرنه ازدستت فرارمیکردم(گریه)
حامی:مگه فرارنکردی؟(داد)
نیلوهیچی نگفت
حامی:اگه یک باردیگه همچین رفتاری ازت ببینم بدون بدتررفتارمیکنم
نیلو:الان فرق توبااون سهراب کثافت چیه همتون مثل همین همتوننن
ماشینونگه داشت
یک سیلی بهم زد که ازدماغ ودهنم خون اومد
شکه شدم
حامی:بارآخرت باشه منوبااون مرتیکه عوضی مقایسه میکنی(داد)
نیلو:(گریه)
مثل اینکه داشتیم ازشهرخارج میشدیم
نیلو:کجامنومیبری منوبزارپیش داداشم(گریه)
حامی:توغصه آرشونخوربه دوستش گفتم که ازدانشگاه بهت زنگ زدن که برگردی
نیلو:چراهمچین کاری کردییییییی خیلی نامردییییی(دادوگریه)
حامی:خفهههه شوووووو
نیلو:حالا داری منوکجامیبیری(گریه)
حامی:میبرم ویلای خودم
نیلو:نمیخوام بیام من
حامی:نیلودودقیقه دهنتو ببند هرچی من میگم بایدگوش بدی
نیلو:باشه(گریه)
یک ساعت......
دوساعت......
بلاخره رسیدیم ویلا...
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧ #part24 انداختمش توماشین ودرهم قفل کردم نی
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part25
بلاخره رسیدیم ویلا من خیلی خوابم میومدطوری که توماشین خوابیدم وقتی رسیدیم حامی منوبلندکردوگذاشت روی تخت
صبح شد..
حامی:نیلووو نیلوووو
نیلوازخواب بزوربیدارشد
نیلو:سلام چیشده؟
خونش انقدرقشنگ بودکه فکرمیکردم توی کاخ دارم زندگی میکنم
نیلو:تاباشه این موقعیتا ازخواب بیدارشی همچین خونه ایی ببینی
حامی:خوشت اومده نههههه؟(خنده)
نیلو:آره خیلی باحاله
امممممممممم
نیلو:حامی
حامی:جون دلم
نیلو:ببخشیداگه دیشب اون رفتاروباهات داشتم واعصابتوخوردکردم آخه خسته بودم نمیفهمیدم چی بگم
حامی:اینوکه من بایدبهت بگم توهم منوببخش اگه زدمت آخ بمیرم صورتتم زخمی کردم
نیلو:عیب نداره ازعصبانیت بوده فکرکنم دیروزاصلا روزمانبوده
حامی:آره واقعامن خیلی عذاب وجدان گرفته بودم واسه همین صبح رفتم برات کادوگرفتم
نیلو:وایییییییی مرسی حامیییی چرازحمت کشیدی
حامی:وظیفمه
نیلو:خیلی ممنونم
بازش کردم
دیدم که......